جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: یکشنبه 4 تیر 1385 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
- بلر خسته ... بلر تنها ... بلر آقلاتده گتده یاتده

این گوینده رایدیو محفل بود که با غم و اندوه این جمله گفت و با اندوه بیشتر ادامه داد :

- شنوندگان سیفید رادیو محفل ، می خواهیم امروز یک برنامه تراژدی براتون پخش کنیم ، به خاطرات مردی قاطی ولی مهربان گوش کنیم . مردی که از دنیا دل کنده بود و داشت معتاد میشد . مردی که دوباره متولد شده و روزنه های امید و سیفیدی در دلش پدیدار شد . مردی که تا چند وقت پیش با ورد آوداکاداورا از یاران سیفید ما پذیرایی میکرد و قلبی سیاه داشت ، ولی حالا ...
این شما و این هم بلرویچ .

چند لحظه هیچ صدایی نیومد تا اینکه آهنگ " God father " از رادیو پخش شد . بعد از شروع آهنگ ، بلرویچ در یک حرکت انتحاریک - احساساتیک - ارزشیک عربده زنان گریه کرد .

بلرویچ : ااااااااااااااااااه ... اااااااااااااااه ... یکسال پیش وقتی یکسال از الانم کوچکتر بودم ، خیلی بد بودم . همرو میکشتم . آوداکاداورا برام مثل لالایی بود . قاطی قاطی بودم . زنجیرمو میچرخوندم و توی خیابونا عربده میکشیدم . جوات بودم و برای خودم گاراژ قشنگی داشتم . بروبچ جوات 24 ساعته توی گاراژم تلپ بودن و صفا میکردیم . خلاصه روزگار به کاممون میچرخید .
تا اینکه اون یارو کچله اومد . همون کچله که یه ردای سیاه پوشیده بود . بهم گفت که اسمش لرد ولدمورته و به کمک جادوگرای کله خرابی مثل منو رفیقام احتیاج داره . اون قول داد ، من رو به آرزوهام میرسونه و یه پیکان جوانان گوجه ای برام میخره . در عوض باید تحویلش میگرفتم و ازش اطاعت می کردم . شما که جواتها رو میشناسین تا اسم پیکان جوانان رو میشنون کنترلشون رو از دست میدن و برای تصاحبش به هر کاری تن میدن . منم قبول کردم و به گروه مرگخواراش پیوستم .
از همون روزهای اول عضویتم با اون یارو کچله مشکل داشتم . اون ازم می خواست بهش بگم ارباب لرد ولدمورت کبیر ، ولی این تو مرام ما نبود که افراد رو به اسمشون صدا کنیم ، پس لقب رو برای چی گذاشتن ؟! من و بروبچ بهش میگفتیم ولدی کچل . بهمون میگفت باید بجای شلوار شیش جیب ردا بپوشیم و از جوب جادو بجای زنجیر و قمه استفاده کنیم و ما هم مخالفت می کردیم . کم کم درگیری هامون بالا گرفت و ولدی کچل به این فکر افتاد که سرمون رو زیر آب کنه . برای همین یه نقشه شوم کشید و بهمون گفت برید یه ائتلاف علیه این آداسی ها تشکیل بدین و به مقر آداس و تیم کوییدیچ فمن حمله کنین . ما هم چون جوات بودیم و مغزمون از سلولهای خاکستری بی بهره بود مثل احمقها قوبل کردیم .
جاتون خالی ، ظرف دو روز ستاد آداس و تیم فمن رو تجزیه ملوکولی کردیم و همانند وحشی های جزایر گامیمبالا به این دومکان ارزشی حمله ور شدیم . ولی افسوس که اینها همه نقشه ولدی کچل برای نابودی ما بود .
چشمتون روز بد نبینه ، بعد از حملات وحشیانه ما به ساحره ها ، پلیس بین الملل - یونسکو - سازمان ملل - وزارت سح و جادو - fbi - سازمان سیاه - محفل ققنوس - سازمان حمایت از موجودات جادویی - گروهک القاعده - مرگخواران - حذب لیبرال دموکرات جادوگریالیستی - سازمان ورزش و تفریحات جادویی - مافیای جادوگری - ناتو - شورای امنیت - منکرات جادویی - پنتاگون - ... خلاصه همه و همه علیه ما بیانیه صادر کردن و مارو تحت تعقیب قرار دادن و کل تشکیلات مارو پوکوندن و تمام بروبچ با مرام رو قطل عام کردن . نقشه ولدی کچل برای نابودی ما عملی شده بود و من بی خانمان شده بودم .
بدون هدف توی خیابون ها ول میگشتم و تصمیم داشتم خودمو بکشم . بالای ساختمانی بلند در مرکز لندن رفتم و خودمو پرتاب کردم پایین . در مسیر سقوط از هر طبقه ای رد میشدم گذشته خودمو میدیم . سختی ها و شادی های کودکیم رو میدیدم و بلاهایی که بر سر مردم بیچاره آورده بودم . داشتم به زمین نزدیک و نزدیک تر میشدم ( برگرفته از کلیپهای کاملا ارزشی این ماگلهای بوقی ) . به احتمال زیاد داخل جوب آب کنار خیابون ولو میشدم و مغزم بعد از برخورد با لبه جوب روی زمین پهن میشد . مرگ بدون دردی در انتظارم بود . چشمام رو بستم و .....

" چلف پلف شپلخ "

همونطور که حدس میزدم مرگ بدون دردی بود . می ترسیدم چشمام رو باز کنم . چون مطمئن بودم با اون همه بدی که من به مردم بیچاره کردم ، یه فرشته زشت و بیریخت رو برای بردنم به جهنم فرستادن . چشم سمت راستم رو باز کردم . چه منظره عارفانه ای بود . آسمان آبی و چهره خندان پیرمردی سفید مو و بلند ریش به این حالت . در اون لحظه احساس کردم چهره پیرمرد خیلی آشناست . کمی فکر کردم و فکر کردم و باز هم فکر کردم . چشم راستم رو بستم و بازهم فکر کردم . باورم نمیشد اون پیرمرد آلبوس دامبلدور بود . هر دوچشمم رو باز کردم و دوباره دامبل رو دیدم . آلبوس همچنان می خندید .

بهش گفتم : سلام دامبل ، تو کی مردی ؟! اسنیپ دوباره تورو کشت ؟!

دامبل یه سیلی آبدار بهم زد و در حالی که هنوز اینجوری میخندید ، گفت : نه خره ! تو هنوز نمردی . من نجاتت دادم . داشتم از این خیابون رد میشدم دیدم موجودی بسیار تابلو ولی آشنا داره از اون بالا بصورت کاملا نا امیدانه میاد پایین . گفتم مرام بزارم و نجاتت بدم .

بهش گفتم : اااااااااااه ........ااااااااااااه ( همینو فقط گفتم )

دامبلدور دستمو گرفت و خواست منو از زمین بلند کنه . تا بین راه منو بلند کرد ولی یکدفعه کمرش گرفت و منو ول کرد و با مخ دوباره رفتم توی جوب . خودشم با مخ اومد توی چشم من .
بعدشم که چشم باز کردم توی سنت مانگو بستری بودم و دامبل هم روی تخت بقلی بستری بود .
پیرمرد مهربون خواست منو نجات بده هم زد منو شل و پل کرد و هم خودشو .
سرمو برگردوندم و دامبل رو دیم که هنوز نیشش به این حالت باز بود .
اون پیرمرد بزرگی بود . در اون لحظه مهرش به دلم نشست و شیفته شخصیتش شدم . با خودم گفتم تا وقتی جادوگرای بزرگی مثل دامبل توی این دنیا وجود دارن چرا باید خودمو بکشم . توی چشمای مهربان پیرمرد نگاه کردم و ... یه بهش دادم .
پرمرد هم جو گیر شد ، بلند شد و در یک حرکت کاملا بی ناموسی شیرجه ای روی من زد .
بازم یادم نمیاد چی شد . وقتی چشمام رو باز کردم توی بخش مراقبتهای ویژه سنت مانگو بستری بودم . ایندفعه دعا میکردم وقتی برمیگردم دامبل کنارم نباشه . برگشتم و دامبل رو دیدم که باز هم روی تخت کنار من بستری شده بود . ولی اینباتر با زنجیر بسته بودنش . البته هنوز می خندید .
وقتی از بیمارستان مرخص شدیم دوست نداشتم حتی یک لحظه ازش جدا بشم . اون منو به محفل آورد و بهم امید زندگی داد . بهم یاد داد که همیشه به این حالت بخندم و سعی کنم با همه مهربون باشم . دامبل منو متحول کرد و ازم یک جادوگر سیفید ساخت .
الانم در خدمت دامبلدورم و بعنوان یک محفلی تا لحظه مرگ با اون ولدی کچل میجنگم .

گوینده رادیو : ما هم از بلرویچ برای درد و دل کردن و بازگو کردن خاطراتش تشکر میکنیم .
تا برنامه بعد .

خش خش خشش .....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: جمعه 26 خرداد 1385 09:08
نمایش جزئیات
آفلاین
شنوندگان عزيز توجه كنيد ... شنوندگان عزيز توجه كنيد

محفل زنده است

با سلام خدمت اعضاي هميشه در صحنه محفل...ما از صداي محفل در خدمت شما هستيم...
به گزارش خبرگزاري ما محفل از اين وضع در خواهد آمد...يكي از دلايل اين موضع بازگشت قهرمانانه ي آلبوس دامبلدور است....ما اطمينان داريم كه با بازگشت دامبلدور دنياي سياهي از هم خواهد پاشيد.....يكي ديگه از دلايل اينكه محفل از اين وضع در خواهد آمد اين است كه وزير تا چند وقت آينده به ميان ما باز خواهد گشت اطمينان داشته باشيد كه هيچ گونه سياهي در اين دنيا باقي نميماند !!!

استرجس پادمور
سخنگوي محفل بزرگ
صداي محفل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1385/3/26 9:59:56
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: جمعه 29 اردیبهشت 1385 19:00
نمایش جزئیات
آفلاین
دورود درودد درود ملت همه بگوش باشند

لرد ولدمورت بزرگوار و بي نهايت و باري تعالي بازگشته است

تمام محفلي هاي جوجه به گوش باشند كه يگانه جادوگر بزرگ جهان باز گشته است

ما خادمان لرد بزرگ تا آخرين نفس براي پيروزي سياهي بر سفيدي خواهيم جنگيد

من روزي را در آينده نزديك در ذهن مي بينم كه هيچ سفيدي و مايه ننگي بر روي كره سياه زمين باقي نمانده است و تمامي سفيد ها هم به جمع سياهان و خادمان لرد بزرگ مي پيوندندگرچه تعداد سفيد هايي كه توانايي مبارزه با كوچكترين عضو مرگخواران راهم داشته باشد به تعداد انگشنان دست است امابه اميد لرد ولدمورت كبير همين تعداد بسيار كم سفيد را نابود خواهيم كرد

بازگشت لرد ولدمورت كبير را به تماميه مرگخواران عزيز تبريك مي گم

من يكي از فرمان بران كوچك لرد بزرگ هستم حالا شما بزرگاش رو نديديد

آي تو آلبوس بپا نشي اتوبوس كه بعدش ببيني كابوس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هریپاتر را هنوز هم دوست میداریم
نامه وزير سحر و جادو به رئیس محفل ققنوس !
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 18:00
نمایش جزئیات
آفلاین
ارشاد وزير سحر و جادو

به رئیس سازمان محفل ققنوس

به نام مرلینی که عاشق جادوگرانش بود .

شنیده ام که به دین مقدس آسلام گرایش داريد و از ابتدای طفولیت تاکنون شعار حمایت از مرلین مقدس را سرداده اید ... خوب ما هم به این دین گرایش داريم و احکامش را اجرا میکنیم ! چه فکر کرده اید ؟
جناب آقای آلبوس دامبلدور مگر غیر از این است که مرلین کبیر در کتاب توضیح المسائل خود میفرماید :

« هر جا که سخن از انتخاب است ، نام امنیت و صلاح مردم جادوگری میدرخشد ؟ »

آیا شما به عنوان رئیس سازمان ، این جمله گهربار اسطوره جادوگری انگلستان را قبول داريد ؟؟
پس به این نامه خصوصی وزير که تنها برای شخص اول محفل ارسال گردیده گوش فرا دهید ...

در تمام دوران سه ساله وزارت سحر و جادوی خود ، تنها برای حفظ امنیت و آرامش جامعه جادوگری گام برداشته ام و از فستیوال مردمی ترينهای جهان ، مدال مردمی بودن را به دفعات دريافت نموده ام اما این بار برای ادای وظیفه خود این نامه را برای شما مینويسم .

ارباب لرد ولدمورت کبیر با تمام قدرت بازگشته و در صدد نابودی مخالفان خود در سراسر جامعه جادوگری ماست و بنده به عنوان وزير سحر و جادوی انگلستان در مقابل مردم کشور مسئول هستم و همین حس وطن دوستی عامل نگارش این نامه شده است .
جناب دامبلدور عزيز ، لرد بزرگوار با قدرت زر و زور و تزوير ، طرفداران خود را جمع نموده ودرصدد نابودی مخالفان خود است و شنیده ام که شما نیز از مخالفان ارباب تاريکی هستید و مردم نااگاه را اغفال میکنید تا مقابل لرد بایستند و مقاومت کنند .
جناب آقای رئیس ، شما به جای تشويق مردم به مخالفت با لرد سیاه که عامل جنگ و خونريزی خواهد بود ، بایستی به نیروهای ارباب ملحق شويد و با ارباب پیمان وفاداری ببندید تا تمام جامعه جادوگری جزو هم پیمانان ارباب شوند و مخالفی باقی نماند تا خون کسی ریخته نشود و انگاه امنیت کشور برقرار خواهد بود .
سخن مرلین کبیر را الگوی خود قرار دهید و برای حفظ امنیت جامعه جادوگری به جمع مرگخواران ملحق شويد .

مگر وزير مدتی قبل چوبدست خود را در راه حمایت از اعضای محفل بالا نگرفت ؟ مگر جلوی ريش شما خانه ريدل را به ويرانه ای تبديل نکرد ؟ ولی در این برهه حساس ، لرد سیاه قدرتمندتر از گذشته بازگشته و همه را نابود خواهد کرد و افرادی از جمله شما نیز نابود خواهید شد ولی در مقابل خون بقیه مردم این شما هستید که مسئولید ... این شما هستید که مردم را به مخالفت از لرد تشويق میکنید و گروههایی مخفیانه برای مقابله با ارباب تاريکی محیا نموده اید ؛ در حالی به جای چنین کارهای بیهوده ای که باعث اغتشاش در جامعه جادوگری ما میشود بایستی راه کار دیگه ای اتخاذ کنید !

جناب آقای دامبلدور ، شما و سردمداران محفل بایستی برای حفظ امنیت جامعه از تصمیمات نژادپرستانه خود دست برداريد و در غیر این صورت شما خود عامل برپایی این جنگ بزرگ خواهید بود .
در سالهای انتهایی عمر خود امنیت جامعه جادوگری انگلستان را به خطر نیندازيد و با تجدید پیمان با لرد تاريکی ، وفاداری خود به کشور و مردم خود را نشان دهید .

به صف مرگخواران بپیوندید تا امنیت جامعه حفظ گردد و شما نیز رستگار شويد ...

جناب آقای رئیس ، منتظر پاسخ شما خواهیم بود !


با تشکر ...
15 می 2006

وزير سحر و جادو انگلستان !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

وزیر مردمی اورجینال اسبق


تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1385 04:02
نمایش جزئیات
آفلاین
××به رسميت شناخته شدن ارتش خصوصي گريفيندور،وايت تورنادو،براي جنگ در كنار محفل ققنوس××

طبق هماهنگي هايي حدود يك ماه پيش توسط سيريوس و آلبوس عزيز،تصميم بر اين گرفته شده بود كه در زمان جنگ،ارتش وايت تورنادو نيز به عنوان يك محفلي به فعاليت جنگي بپردازند.
در اوايل جنگ بار ديگر با آلبوس تماس گرفته شد و اين موضوع را يادآوري كردم و آن بزرگ مرد محفل حرف من به عنوان رسميت شناختن ارتش وايت تورنادو را تاييد نمودند!
پس در زماني كه هر جنگي بين سياه و سفيد اتفاق مي افتد،اعضاي ارتش وايت تورنادو قادر در شركت هستند!
هم اكنون نيز جنگي در دژ مرگ در حال جريان است.از تمام محفلي ها و وايت تورنادو شهادت طلبي در آن انتظار ميرود.

باشد كه ارتشي ها هميشه استوار باشند و محفلي ها هميشه سفيد!
مرسي
آرتيكوس دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آرتيكوس الياس فرناندو الكساندرو دامبلدور

ملقب به سلامگنتئور(فنانشدني در همه دورانها)

[b][color=009900]آرتيكوس ..
اخراج چند تن از اعضای محفل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اردیبهشت 1385 15:26
نمایش جزئیات
آفلاین
**اخراج چند تن از اعضا محفل**


خب فرصت تموم شد و اعضایی که بهشون در اینجا اخطار داده شده بود ولی توجه نکردند از محفل ققنوس اخراج شدند.
از این دوستان تقاضا میشه در اولین فرصت با بنده ارتباط برقرار نمایند!

این اسامی عبارتند از:

1-دنیل واتسون
2-گلوری گرنجر
3-هلگا هافلپاف
4-هپزیبا اسمیت
5-لونا لاوگود
6-نیمفادورا تانکس
7-رز زلر
8-مارکوس فلینت
9-تالاس ولدمورت


فییییییییییییش....نییییییییییییش!
این بود سخنان از آلبوس دامبلدور که چند دقیقه قبل در اینجا حضور داشتند.

در ضمن خبری هم اکنون به دست ما رسیده که آلبوس دامبلدور قرار است بمب خبری ای را بترکاند که از اعضای محفلی درخواست میشه حتما به پیام شخصی خود تا امشب مراجعه بفرمایند!
به ادامه برنامه ها از رادیو محفل توجه فرمایید...

همچنین لیلی اونز و گتافیکس به دلیل خیانت به جبهه سفید اخراج شدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/2/30 9:44:21
شناسه ی جدید: اسکاور
راديو محفل!
ارسال شده در: پنجشنبه 31 فروردین 1385 01:45
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستای سیاست های جدید و مطابق با سیاست های روز محفل! تعدادی از اعضای این محفل به صورت فرضی از لیست اخراج شده و این تعداد برای بازگشتن به لیست اعضای محفل و به طور کلی به عضویت در محفل ققنوس، باید پست جدیدی در تاپیک ""اعضای محفل!...از جلو نظام!"" (که البته احتمال دارد که اسم این تاپیک به زودی تغییر کند) بزنند تا مشخص شوند که حضور دارند و میتوان بر روی کمک آنها حساب کرد.

البته در لیست زیر تعدادی از افراد به صورت افتخاری در لیست گنجانده شدند که از اعضای قدیمی سایت محسوب میشوند که حضورشان باعث شعف و شادمانی ما خواهد شد!

باشد که اعضای محفل متحد تر و قوی تر در راه خود قدم بردارند!

توضیح: اعضای محفل ققنوس از این به بعد به سه دسته ی

1-اعضای اصلی و ثابت محفل ققنوس
2-اعضای عادی محفل ققنوس
3-اعضای افتخاری محفل ققنوس

تقسیم میگردند که البته این تقسیم بندی به خاطر این است که اعضا تلاش بیشتری برای عضو اصلی و ثابت محفل ققنوس شد بکنند.باشد که اینطور شود!



**اعضای اصلی و ثابت محفل ققنوس**
آنیتا دامبلدور
بیل ویزلی
سیریوس بلک
سدریک دیگوری
چوچانگ
استرجس پادمور
آرتیکوس دامبلدور
پروفسور لاوین
اوتو بگمن
رون ویزلی
توماس جانسون
رونان
جسیکا پاتر

**اعضای عادی محفل ققنوس**

رومسا
مریدانوس
کج پا
لیندسی گرنجر
لوییس لاوگود
سارا اوانز
برادر حمید
فایرنز
هدویگ
الیور وود
آرماندو دیپت

**اعضای افتخاری محفل ققنوس**

مرلین
فلور دلاکور
هرمیون گرنجر
اندرومیدا بلک
گودریک گریفندور



نکته: کسانی که اسمشان با لینک قرار گرفته یعنی دارای امضا میباشند و کسانی که اسمشان با رنگ سیاه قرار گرفته یعنی امضا برایشان درست میشود به زودی!(فرستاده میشود!)



و اما افرادی که برایشان اخطار در نظر گرفته شده که در صورت عدم پست زنی در تاپیک اعضــــاي محفل!........از جلو نظام! (که البته ممکن است اسمش تغییر کند) از لیست اخراج میگردند:

1-دنیل واتسون
2-گلوری گرنجر
3-هلگا هافلپاف
4-هپزیبا اسمیت
5-لونا لاوگود
6-نیمفادورا تانکس
7-رز زلر
8-مارکوس فلینت
9-تالاس ولدمورت

باشد که فعالیتشان بیشتر شود!

نکته:در ضمن آرم محفل برای اعضای تازه وارد محفل نیز فرستاده خواهد شد!...منتظر باشید!

**آلبوس دامبلدور**

توسط سيريوس كبير براي اجراي عدالت ويرايش شد !!!

مرسی سیریوس کبیر!..من یه مدت نبودم نمیتونستم درست عدالت رو اجرا بکنم!...لقب جدید تقدیم به تو ای سیریوس....قاضی محفل ققنوس!!(دامبلدور کبیرتر!)

افرادی که به اخطار توجه نکردند از محفل اخراج شدند!(البوس دامبلدور)

ویرایش جدیدتر: گتافیکس و لیلی اونز به دلیل خیانت به محفل و عضویت در جبهه مرگخواران از لیست حذف شدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/2/1 1:23:37
ویرایش شده توسط سیریوس(God Father) در 1385/2/1 22:41:41
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/2/1 23:21:52
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/2/1 23:23:26
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/2/1 23:28:55
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/2/7 15:21:28
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/2/26 16:36:56
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/2/30 9:28:48
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/2/30 9:43:04
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/3/1 14:11:56
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/4/6 13:13:13
شناسه ی جدید: اسکاور
راديو محفل!
ارسال شده در: یکشنبه 20 فروردین 1385 21:33
نمایش جزئیات
آفلاین
نکته:قسمت اول این پست کاملا مستند است!
------------------------------------------------------------------------
زمان:هفته ی پیش
مکان:بالای کوههای الموت-اون طرف قزوین!!


دامبلدور در حال بالا رفتن از قلعه ی حسن صباح که به هزارپله معروفه هستش.هر پله که میره بالا یک سال جوون تر میشه ولی هنوز 1 میلیونیوم سنش هم جوون نشده!!

در یک لحظه ی تاریخی-انتحاری دامبلدور شروع میکنه به بندری زدن های لوس و ننرش که دیگه تکراری شده.(بهتون قول میدم دیگه بندری نزنم!)

ملت:دامبل برو ببوق...دامبل برو ببوق...دامبل برو....

دامبلدور:من متعلق به همه ی شما هستم!
و دستش رو در جیب رداش میکنه و تلفن همراهش رو در میاره!

You have a Message!

دامبلدور:حتما خبری شده...بله!...استرجس پادمور!


سلام دامبل!
سیاها حمله کردن به محفل!..بدو بیا!

**استرجس پادمور**


ثانیه ای بعد صدای فریادی در کوه میپیچه!!
-نـــــــــــــــــــــــــــــــــه!....مرگ بر هر چی سیاهه!...من الان چه شکلی خودمو برسونم لندن؟

یک نفر:باید بری قزوین با هواپیما بری لندن!!!
دامبل:قزوین؟....نــــــــــــــــه!!!!
-------------------------------------------------------------------------

فییییششششش....الحبیبی!انت مای لاو!...فیییییش...!

-سلام شنوندگان عزیز!...محفل آزاد شد!...محفل آزاد شد!
دامبل:برو اونور بابا!...جو گرفتش دوباره!...خودم صحبت میکنم!...پاشو برو گمشو!!
تــــــق!!
-خب حالا چرا میزنی؟
دامبل:پاشو!...پشو برو گمشو!!!


دامبل:خب شنوندگان عزیز!...دوسه تا خبر دارم براتون که همین جا اعلام میکنم!

اول اینکه دامبلدور بعد از یک مسافرت به قزوین و حومه! به آغوش محفل بازگشت و در نتیجه ملت جادوگران شادمان شدند و این بزرگمرد تاریخ که خیلی آدم باحالیه و اصلا بالاتر از اون نیست برای صدمین بار اعلام کرد که: ""وقتی من باشم سیاهان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند!""

خبر دوم اینکه دامبلدور در مصاحبه ای با خبرگزاری خاله بازان جوان(بر وزن خبرنگاران جوان!) تمام خبرهایی رو که مبنی بر مذاکره محفل با مرگخواران و ولدمورت بود تکذیب کرد.این بزرگمرد! اعلام داشت که ""ما تا آخرین نفس با سیاهان میجنگیم و امکان نداره باهاشون کنار بیایم""

خبر سوم اینکه دامبلدور در حال مذاکره با وزارت سحر و جادو میباشد که از گفتن جزئیات معذوریم!


دامبلدور:خب دوستان خبرهارو شنیدید و باید بگم که آرم های محفل هم درست شدن و با پیام شخصی برای افراد فرستاده میشن!...بیگیرین که اومد!

من باید همین جا اعلام کنم که سفر بنده از قزوین به لندن 7 روز طول کشید و به همین خاطر از همه ی دوستان معذرت میخوام!

تا برنامه ی بعد خدانگهدار!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: جمعه 11 فروردین 1385 22:22
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم ....

.....اینجا رادیو وزارت ...دیشش. ..بووم...باب ..اون برنامه بعدیه ...الآن باید بریم گریمولد اونجا برنامه داریم ....دیشششش....

اهم ..اینجا میدان گریمولد است ..ما از مرکز فرماندهی سیفیدها در خدمت شما هستیم ..سعی می کنیم یک راهی پیدا کنیم تا بلکه بتونیم وارد خانه شماره 12 بشیم چون به علت تجمع پر شور ملتی که شما نمی بینین خیابون و میدون کلا بسته شده ..اینجا رو نگاه ..نیروهای نوشابه ای هم با شعار همیشگی خودشون حضور دارن ..یک لحظه صبر کنین ....داریم می رسیم ...گراپ برو اونور

-: من هرمی خواست ...برو کنار کریم
-: گراپ دیدی ندیدی ها ..نورممد بیا این گراپ رو جمع کن تا نزدم روی منو مدیریت نریختمش پایین ها ..
-: هاجی گفته گراپ سرقفلی میدون اینجاهه ..میخوان مجسمه شو رو بسازن بذارن این وسط ..

خب ..بله ...این قسمتی از اجرای زنده بود بین کریم ..ببخشید کرام و گراپ .. خب بالاخره رسیدیم..در داره باز میشه ...یعنی کی میتونه باشه؟؟

نه !!!!! بابا ولدی ....فرار ..

ززززینگگگگگگگ....بووووووق ... داداش برو اونور...بووم

خب..بله ..باز هم این من هستم که در خدمت شما هستم ولی من همون قبلی نیستم , من دراکو مالفوی وزیر مردمی هستم که از رادیو محفل با شما صحبت می کنم ..بینندگان عزیز ...طبق صحبت های پشت پرده ای که صورت گرفت ما تصمیم گرفتیم که فعلا جنگ رو متوقف کنیم تا فردا بهش پرداخته بشه چون الآن دیروقته ..بر و بچ وزارت خونه میخوان برن بخوابن حوصله جمع کردن این علافان در راه وطن رو ندارن ..همین ..

-: خب ..بله حالا من دوباره پیدا شدم ..بالاخره وارد خونه شدیم و حالا ..بعله ..این سیریوس پدر خوانده آن یگانه پسری است که زنده ماند تا بعد به واسطه ش دومبول بمیره و سیریوس بشه رئیس..خب جناب پدرخوانده نتیجه مذاکرات چی بود؟
-: بله همونطور که شما دیدین من با وزیر مردمی و ولدمورت صحبت هایی کردم .بر مبنای اون فردا جنگ با هماهنگی ما سه تن آغاز میشه ..حق رزرو پست و جا فقط یکی یکی هستش نه اینکه مثل امروز همه از صد ساعت قبل بیان لنگر بندازن و محیط زیست رو آلوده کنن ..تعادل بین سیاه و سفید رعایت میشه ..نمیزنین کسی رو بکشین ..نه ما خوبیم نه اونها بدن ..ما همه دوست هستیم ..بچه های خوبی باشین ..کارهای بد نکین ..برین شب زود بخوابین که فردا صبح هم زود بلند بشین ..دوباره تکرار میکنم که انرژی سفید حق مسلم ماست ..ما تو دهن این دولت نمی زنیم چون توافقات پشت پرده کردیم که نزنیم ..ما همه دوستیم ..آخه پاشو برو بیرون دیگه میخوام در رو ببندم ..این بچه هه که همیشه اینجا تلپه فردا مدرسه داره باید بره مسواکش رو بزنه .....شوووووت وووو بوووووق

-: بله من به بیرون شپلخ شدم ولی انرژی هسته ای حق مسلم ماست و نه دوغ یا نوشابه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم

[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
Re: راديو محفل!
ارسال شده در: جمعه 11 فروردین 1385 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
فيش...بوم.....فيش......فــــــــــــــــــــــــيش....فيش..

شنوندگان عزيز توجه فرماييد دوران سياهي به پايان رسيد....شنوندگان عزيز توجه فرماييد دوران سياهي به پايان رسيد....
آلبوس دامبلدور بزرگ به ميان بازميگردد......سياها عقب نشيني خواهند كرد.....مطمئن باشيد.....امشب آلبوس بزرگ به خاطر خيانت بزرگ سياها به ميان ما باز خواهد گشت......
به دليل دور بودن دامبل از محفل من يعني سخنگوي محفل توسط جغد با ايشون ارتباط بر قرار كردم و ايشون اعلاميه اي صادر نمدند كه به شرح زير است:

نقل قول:

نامردا!!!
سياها نامردن...ما (منظور سفيداس) بدون ولدمورت به سياها حمله نكرديم ولي سياها بدون دامبل به محفل حمله كردن ... اينها نامردن!!!
من فعلا در حال كوه نوردي هستم...با تمام سرعت خود را به شما ميرسانم......
در ضمن از همه ي محفليها خواهش مندم كه تا پاي جان دفاع كنن...


بنا به دستور دامبلدور ما بايد تا پاي جان دفاع كنيم....پس پيش به سوي پيروزي......
شعار ما:
بازم مثل هميشه محفل برنده ميشه

منتظر پيروز محفل باشيد.....

اعضاي تاييد شده توسط دامبلدور بزرگ به شرح زير ميباشد:

اندرومیدا بلک
آنیتا دامبلدور
آرتیکوس دامبلدور
اوتو بگمن
بیل ویزلی
سیریوس بلک
سدریک دیگوری
چوچانگ
دنیل واتسون
فلور دلاکور
گلوری گرنجر
گودریک گریفندور
هلگا هافلپاف
هپزیبا اسمیت
هرمیون گرنجر
جسیکا پاتر
پروفسور لاوین
لیلی اوانز
لونا لاوگود
مارکوس فلینت
مریدانوس
مرلین
برادر حمید
استرجس پادمور
رومسا
رون ویزلی
رونان
رز زلر
تالاس ولدمورت
نیمفادورا تانکس

مطمئن باشيد ما پيروز ميشويم!!!!

ارادتمند
استرجس پادمور
سخنگوي محفل بزرگ

---------------------------------------------------------------------------
بچه ها اين پيام كاملا حقيقت داشت.....به دستور دامبلدور برين براي نجات محفل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده