جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

5 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: دوشنبه 15 خرداد 1385 16:23
نمایش جزئیات
آفلاین
به يك باره همه با ديدن يه نفر كه بر آستانه در وايسوده بود هورا كشيدن!
اسنيپ: فكر مي كردم نرسيد...گفته بوديد ممكنه كارتون طول بكشه؟
سامانتا:بله...اما تمومش كردم ...مگه ميشه از امتحان هاي پروفسور اسيپ چشم پوشي كرد!
و همين طور با وقار و طمئنينه مخصوص ساحره هاي با كلاس اسلي به طرف بقيه رفت تا روي يكي از صندلي ها بنشيند.
ولدي: اي ول....دمت گرم....كفتون بريد گفتم ميادش ...پاشو بارتيموس پاشو خواهرم كنار من مي شينه !
بارتيموس مثل بچه آدم رفت ته كلاس و سامانتا نشست كنار ولدي!
آني موني كه پشت ولدي نشسته بود يه چشمك زد به سامانتا كه يعني ما هم هستيم و هر چي به ولدي مي رسوني نصف نصف ولي سامانتا اصلا تحويلش نگرفت ...آخه سامانتا چه با يه آدم يه لاقبا آجاسي!!!
همه دنبال وحي منزل از طرف سامانتا بودند و چشم دوخته بودن به اون كه به يك باره اسنيپ داد زد:
_سراتون رو برگه هاتون!
ميز اولي ها كه روش بليز و دراكو نشسته بودن كه مگس مي پروندن ...ته كلاسي ها هم ديگه كله فسفر هاي مغزشون رو در به كار بردن انواع و اقسام روش هاي تقلب سوزونده بودن و ديگه نمي كشيد!
ولدي: بگو ديگه .....قول دادي...بچه ها منتظرن!
سامانتا: 10000 گاليون اول از اون وزير بگير.....بعدشم كله آجاس رو مي زني داغون مي كني اكي؟
دراكو كه ديد الان صفر مي شه و كل كلاسه وزيريش مي ره زير سوال و همه مي گن اين خر خونه مدرسس وضعش اينه واي به حال ما يه اشاره كرد كه باشه قبول اگه بالاي 10 بشم 100000 گاليون مي دم!
سامانتا لبخندي ب عد از اينكه ولدي بش گفت تمام آجاس رو با خاك يكسان مي كنه زد و خداي تقلب از جاش بلند شد و رو به اسنيپ:
_پروفسور فراموش كردم بگم. ..انگار دم در كارتون داشتن.....يه چيزهايي هم راجع به اينكه نامزديمون به هم خورد ...بذار پيداش شه خودم فكش رو مي يارم پايين ..يكي اين اسنيپ رو صدا كنه مي گفتن!
اسنيپ به اين صورت:
آب دهانشو غورت داد و دوييد كلاس رو ترك كنه كه به يك باره متوجه شد اينا رو چطوري ول كنه فكري به خاطرش رسيد و گفت:
_پس تا من مي رم شما اينجا رو داشته باش!
سامانتا سري به علامت تاييد تكون داد و رفت جلوي كلاس رو به بچه ها!
يه نگاهي كرد به رفتن اسنيپ و يه نگاهي كرد به بچه ها و يه نگاهي كرد به اين ور و اون ور در همين لحظه فرياد زد:
_حمله!!!
با گفتن اين جملات همه به برگه سامانتا حمله كردند و تند تند شروع كردن از روش كپ زدن ......
ولدي:قسم مي خورم اين يكي رو ديگه از من به ارث نبرده!!!
دراكو: 1000000 گاليون مي دم!
بليز: عنوان ارزشيم هم واسه تو!
آني موني: اين ولدمورت ها همشون خرخونن!
بارتيموس: به منم جا بديد!
ديانا:آخ آني موني دستت خورد تو چشمم!
ايدي: ديانا برو كنار....اخراجي از تيم!
بقيه كلاس هم در بخور بخور سوالا به سر مي بردن كه به ناگاه سامانتا علامت داد كه بدوييد سر جاهاتون اسنيپ داره مياد!
همه رفتن نشستن سر جاهاشون و اسنيپ پس از يه عالمه تشكر از سامانتا دوباره عينه مترسك سر جاليز وايسود بالاي سر بچه ها!
خب .....هنوز يه عالمه ديگه از جواب سوال ها مونده بود و وزير مردمي هم دبه در آورده بود كه هيچي ننوشتم و به من نرسيد و يه گاليون هم نمي دم!
ولدي: فكر بعديتو بگو ....بدو كار دارم... قرار دارم با دوستم !
سامانتا:
_دوستت؟...دوستت ديگه كيه؟
ولدي:
_هيچي به جان تو!
و ولدي با گفتن اين جمله سرش رو انداخت پايين و در حال سوت زدن شد!
ولدي:

________________________________________________

به جان شما ملت اسلي من اصلا تو كفم نمي ره غير اصيل زادگي و كثيف تقلب كنم!!! تو مدرسه هم همين طوره...دبير هامون همه فكر مي كنن من بچه مثبتم ....اما دريغا كه هيچ وقت نفهميدن كه چرا وقتي ورقه ها رو ميدن من تصحيح كنم هيچ كس پايين 18 نمي شه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 14 خرداد 1385 19:39
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد جامعه: ببخشید استاد میشه به خاطر من هم که شده این سه جوان نادم و پشیمان رو ببخشید بیان تو سر امتحان

اسنیپ: نه نمیشه

ولدموت لرد جامعه:
ولدی که دیگه اعصاب براش نمونده بود پاشد رفت سراق اسنیپ و یه چیزی در گوشش گفت
اسنیپ یه دفعه حالت صورتش تغییر کرد اول ترسید بعد یه قیافه ی معصومانه به خودش گرفت و با سر حرف لرد جامعه رو تایید کرد

اسنیپ رو به مونتاگ: برو به اون دو تا کلم هم بگو بیان تو بشینن مثل بچه ی آدم امتحان بدن خودت هم بشین سر جات

آنی مونی فورا اطاعت کرد حدود 39 ثانیه بعد مونتاگ و بلیز و دارکو عین سه تا سوسک جلوی اسنیپ واساده بودن داشتن نیشخند میزدن
اسنیپ: زود بتمرگید سر جاتون که اعصاب ندارم

مونتاگ و دراکو و بلیز رفتن نشستن سر جاشون
مونتاگ هم رفت صاف نشست پشت سر لرد جامعه

ولدی رو کرد به مونتاگ و گفت: هوی آنی مونی یه شیشه از اون ترشی ها ور میداری میاری خونه ی ما ها

مونتاگ: چشم ارباب

همون بی ناموسه که دیانا رو لو داده بود: ببخشید پروفسور مونتاگ و ولدی دارن با هم حرف میزنن

اسنیپ رو به همون یارو: اگه یه بار دیگه حرف بزنی برگت رو میگیرم

ملت دوباره مشغول امتحان دادن شدن
اسنیپ هم کماکان در حال قدم زدن بود و ملت رو دید میزد
که یه دفعه در تالار باز شد و ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 14 خرداد 1385 12:04
نمایش جزئیات
آفلاین
ایدی روشو برگردوند و به دیانا که پشت سرش بود چشمکی زد و یه خنده شیطانی کرد و اسنیپ گفت : اجازه .... اون که رفت بیرون دیانا بود !
پروفسور اسنیپ
ملت اسلی : مو هاهاهاهاها
اسنیپ که دیگه از کارای اونا کلافه شده بود داد زد ک بس کنین دیگه اگه اونی که رفت بیرون دیانا بود پس اون که اونجا نشسته کیه ؟!
در واقع دیانا نرفته بود بیرون و کسایی که رفته بودن بیرون همون دراکو و بلیز بودن که هنوز صداشون از پشت در تالار شنیده میشد
دیانا : من اینجام ... من اصلا بیرون نرفتم ! من تازه همین الان رسیدم سر جلسه چرا باید برم بیرون ؟
در این هنگام که اسنیپ مشغول جر و بحث با ایدی و دیانا بود بروبچس اسلی به قول بلیز در حال مبادله اطلاعات بودند !
و این تنها نقشه شماره یک بود که چند نفر سر اسنیپ رو گرم کنند تا دیگر به امر پسندیده مشورت بپردازند و وقتی نوبت آنها تمام شد چند نفر دیگر این کار را ادامه دهند تا آن چند نفری که قبلا سر اسنیپ رو گرم کرده بودند نیز به مشورت بپردازند
ایدی و دیانا دیگه حرف کم اوردن و این کار رو به عهده ی مونتاگ و بارتیموس گذاشتند ...
آنی مونی از ته کلاس : آقا اجازه ...
اسنیپ روشو به طرف اون برگردوند و داد زد : اوهوی ...مگه من تورو نیووردم میزه جلو پس چرا رفتی عقب ؟
انی مونی که نمیدونست چی بگه که اسنیپ حواسش پرت بشه با خودش گفت بزار یه کمی خودشیرینی کنم و گفت : آقا اجازه ... ما شاگرد شماییم دیگه
اسنیپ : شاگرد من ؟ تو اگه شاگرد من بودی که الان همه سوالا رو نوشته بودی و برگه ات رو داده بودی ... پاشو برو بیرون پیش اون دوستای تقلب کارت .... پاشو با توام !
مونتاگ که دید اوضاع خیلی بی ریخته خواست چاپلوسی کنه که اسنیپ نندازش بیرون بعد به فکر این افتاد که با یه تیر دونشون بزنه و هم چاپلوسی واسه اسنیپ هم واسه وزیر مردمی
گفت : آقا به خدا ما کاری نکردیم .... اقا مامانمون ترشی گرفته از اون ترشی خفنا ! آقا اگه مارو نندازین بیرون ما از اون ترشیه براتون میاریم آقا ... آقا تازه آقا اگه دراکو و بلیز رو هم بیارین تو ما سه تا سهم براتون میاریم آقا
اسنیپ داشت به طرف مونتاگ میرفت تا اونو بلند کنه و بندازه بیرون
آنی مونی : ای آقا ... ای آقا جون بچه ات آقا !
اسنیپ که از پشت لباس مونتاگ رو گرفته بود گفت : من اصلا زن ندارم که بچه داشته باشم
آنی مونی : ای آقا ...ای جون نامزدت آقا!
یارو نامرده که دیانا رو لو داده بود : آقا اجازه داره بخ شما حرف بی ناموسی میزنه !
اسنیپ لباس انی مونی رو ول کرد و اون از بالا افتاد سر نیمکت ( اسنیپ خیلی زور داره )
اسنیپ : بسه دیگه اینقدر آقا آقا نکنین ! نا سلامتی شما خون اصیلین این حرفای موگلی رو از کجا یاد گرفتین ؟
__________________________________________________
به نظر شما چه اتفاقی می افتد ؟ آیا اسنیپ آنی مونی رو از کلاس بیرون میکند یا وزیر و معاونش را به کلاس راه میدهد ؟ از همه مهمتر آیا مادر آنی مونی واقعا ترشی گرفته ؟ اگه گرفته آنی مونی خیلی نامردی اگه واسه ما نیاری !
راستی مگه مامان انی مونی موگله
آنی مونی : نه ... مامانم یه دوست موگل داره از اینا یادش میده تازه یه چیز دیگه هم بلده اسمش کوفته اس
آنی مونی تو از کجا پریده وسط افکار من .. پارازیت
به هر حال اینا تمام سوالاتی است که در قسمت بعد معلوم میشود !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دیانا مالفوی در 1385/3/14 12:07:31
تصویر تغییر اندازه داده شده
مهاجم یک تیم همیشه پیروز فمن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 14 خرداد 1385 09:35
نمایش جزئیات
آفلاین
وزز ووووزززز وووووزززز
اسنیپ با خشم داشت از بین صندلی ها رد میشد
اسنیپ : آقا ساکت شید . جلسه امتحانه بلیز اون ته داری چی کار میکنی ؟
در همون لحظه چشم اسنیپ به بلیز افتاد که دستش به صورت مشکوکی پایین میز بود .
بلافاصله اسنیپ به سمت بلیز حرکت کرد و دید که توی جامیزش جزوست !!!
بلیز
اسنیپ با خشم فریاد زد :
- بدو بیارشون بیرون بیارشون بیرون !
( نکته : ملت در حال مبادله اطلاعاتند )
بلیز : آقا اینا جزوه های کوییدیچن . همینجوری تو جامیزم بودش !
اسنیپ با خشم جزوه ها رو از بلیز گرفت و درون آنها رو نگاه کرد . ... دوربین روی کتاب زوم کرده .... عکسهایی از بازیکنان کوییدیچ و تاریخچه کوییدیچ در درون آن مشخص بود .
اسنیپ : بیا میتونی بگیریشون !
بلیز دستشو دراز کرد تا جزوه رو از اسنیپ بگیره که ...... ناگهان چند ورق مشکوک از لای کتاب افتاد بیرون
اسنیپ : اینا چین ؟
بلیز
اسنیپ با خشم به جزوه ها نگاه انداخت !
اسنیپ : جواب سوالا رو از کجا آوردی ؟؟؟؟ برو بیرون امتحانت صفره !
بلیز : نه آقا تو رو خدا .... تقصیر من نیست . آقا وزیر مردمی ما رو اغفال کرده . خودش سوالا رو بهم داد .
اسنیپ با خشم به سمت وزیر مردمی نگاه کرد .
دراکو : بلیز چرا گفتی تو از معاونت اخراجی !
اسنیپ : شما هر دوتون اخراجین !!

چند لحظه بعد

اسنیپ داره دراکو و بلیز رو از تالار بیرون میکنه و بلیز و دراکو به شدت مقاومت میکنند .
بلیز : آقا تو رو خدا . بخدا اگر مامانم بفهمه......
دراکو : به مامانم میگم . به نارسی میگم خدمتت برسه !
اسنیپ در حالی که موهای روغن زدش توی صورتش ریخته بود نعره زد :
- هیچ عذری پذیرفته نیست . یکراست برین توی دفتر آلبوس ! واقعا که ! وزیر و معاونش داشتن تقلب میکردن !

چند لحظه بعد

بالاخره اسنیپ موفق شده بود که بلیز و دراکو رو از تالار بیرون کنه و در حالی که دستاشو بهم میزد داخل تالار شد که ......
.... دوربین روی ملت زوم کرده .... همه از جاهای اصلیشون بلند شدن . لرد و بارتی به صورت مهربون روی یه صندلی نشسته بودند . دیانا و ایدی و اون دختر بی ناموسه روی یه صندلی دیگه . در اون میان مونتاگ و رودولف صندلی ها رو به هم نزدیک کرده بودند و داشتند با هم حرف میزدند .
اسنیپ
اسنیپ با عجله به سمت ملت دوید تا جاهاشونو درست کنه .
چند لحظه بعد
اسنیپ جاها رو درست کرده بود که دوباره در تالار باز شد و بلیز و دراکو پدیدار شدند
بلیز : آقا تو رو خدا ... یه فرصت دیگه بگید
وزیر مردمی که صورتش از اشک خیس شده بود گفت :
- آقا ببخشید ما رو اغفال کردند . تقصیر نورممد بود تو راه ....
اسنیپ : میگم برین بیرون
و در یک حرکت انتحاری چوبدستیشو دراورد و......

چند لحظه بعد

کلاس ساکته و اسنیپ داره بالای سر شاگردا راه میره . در همون لحظه نگاهش می افته روی برگه لرد و اسم لرد رو میخونه
- بارتی کراوچ !!!
لرد : اممممم..... خوب اسمم بارتیه دیگه نگاه داره ؟
اسنیپ با خشم به بارتی نگاه میکنه و میگه :
- هووووی پس اسم تو چیه ؟
بارتی : اسم من ارباب لرد کبیره
اسنیپ با خشم میره بالای سر بارتی و اسمشو میخونه !
اسنیپ : ایدی !!! مگه ایدی اسم دختر نیست
سپس بدون حرف میره سمت برگه ایدی و روی آن را میخونه .
اسنیپ : ماااااااااااااهااااااااا این چرا اسمش دراکوئه ! پس اونی که رفتش بیرون کی بود

ملت قهرمان اسلی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 14 خرداد 1385 07:53
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت قهرمان اسلی مشغول جواب دادن شده بودن
ولی خداییش جای خودم از همه بهتر بود
درست بقل دست لرد جامعه
و اندر کملات این لرد باید عرض کنم خدمتتون که این شون در هر زمان که برای شرکت در امتحانات پیشقدم میشدند و با حضور ارزشی خود آن جمع امتحان دهندگان را مورئ لطف محبت قرار داده در حد توان گنده مینوشت ملت بخونن حال کنن

اینبار لطف لرد جامعه گریبان گیر اینجانب گردید و من با خوشحالی تمام اقدام به تقلب از این عالی جناب نمودم

ملت قهرمان اسلی هنوز مشغول جواب دادن بودن
البته دراکو از همه بیشتر نوشته بود(خودش آخر امتحان خواهد گفت که در وزارت سحر و جادو کاراگان را مجبور نموده تا پاسخ تمام سوالات را برای او در آورند و به یک شکلی در حافظه ی کوتاه مدت او بگنجانند)
لازم به ذکر است همشیره های محترم جناب وزیر به شکل کاملا خطر ناکی مشغول تماشای این استعاد جدید وزیر در پاسخگوی بودند

اسنیپ کبیر رهبر امتحان گیرندگان هاگوارتز کماکان مشغول کشف و ضبط تقلب ملت قهرمان اسلی بود ولی چون دراین زمینه توفیقی کسب نکرد یک پس گردنی دیگر هم به آنی مونی تقدیم نمود که زیاد خوش به حالش نشه

__________________________

جواب سوال 9 برای دیانا: شما توی برگه بنویس گزینه ی دو از روی دست لرد نیگا کردم حتما درسته

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: شنبه 13 خرداد 1385 23:21
نمایش جزئیات
آفلاین
یکی از دوست های اون دختره که میخواست دوستشو از دست اسنیپ نجات بده گفت : ببخشید آقا .... من یه چیزی بگم !
اسنیپ که هنوز داشت به اون دخته نگاه میکرد بدون اینکه روشو برگردونه گفت : نخیر ... بیشین بینیم با حال ناریم !
ملت ارزشی اسلی :
اسنیپ : ها .. چتونه ! لات ندیدین ؟
انی مونی که فرصت خوبی برای چاپلوسی گیر اورده بود از ته کلاس داد زد : آقا ما یه جایی داریم این جواتا و لاتا میان توش جمع میشن .... آقا بیاین اونجا صفا داره جون داداش !
و نیشش به این حالا باز بود
اسنیپ که دیگه کلافه ده بود روشو برگردوند و دست از سر اون دختره برداشت !
دختره نفس راحتی کشید و برگه تقلب رو دراورد شروع کرد از روی اون نوشتن ! (خوش به حالش ما که از این دوستا نداریم موقعی که معلم بهمون گیر میده نجاتمون بده )
اسنیپ : اوهوی آنی مونی تو چرا رفتی اون ته نشستی ؟!
آنبی مونی که هنوز تو جو بود با کمال پررویی جواب داد: آقا اجازه ... اینجا بهشت پنهانه
اسنیپ رفت بالای سر انی مونی یه پس گردنی نثارش کرد و بلندش کرد نشوند میز اول ! آنی مونی رو میگی اول اینجوری شد بعد اینجوری
کلاس اروم گرفت ... ولی نه حرکات سر و دست های بچه ها که شماره سوالا رو نشون میداد یعنی فلانی سوال فلان شماره رو بگو که تمومی نداشت !
این رو هم بگم که چون اسنیپ تما مچوب های جادو رو جمع کرده بود هیچ راه تقلبی وجود نداشت جز روش های موگلی ( همونایی که خودمون تو مدرسه انجام میدیم ! البته من اصلا اهل تقلب نبودم دوست ناباب منو به این راه ها کشوند )
یهویی در با صدای بلندی باز شد و یه دختر آشفته و پریشون وارد سالن شد ... دختره کی بود ؟ ها ... بعدا میگم
دختره تا دید بچه های اسلی دارن امتحان میدن اومد که در بره یه نامردی لوش داد کی بود ؟ همون دوست اون دختر بی ناموسیه !
گفت : آقا اجازه ... دیانا مالفوی اومد تو دید دارین امتحان میگیرین در رفت !
دیانا که نمیخواست در بره خودش اومد جلو و با غرور به اون یارو نامرده گفت : نخیر اصلا من اهل در رفتن نیستم ... من اومدم که امتحان بدم .
پروفسور اسنیپ که خوشش اومده بود یه نیمکت خالی به دیانا نشون داد و گفت : بشین اینجا ... دختر گلم !
ملت اسلی :
یارو نامرده که دیانا رو لو داده بود : اقا چرا حرف بی ناموسی میزنی ! این مالفوی ها گردنشون کلفته ها ! این داداششه آقا... وزیره ... اینم خواهرشه کاپیتان تیم فمنه آقا
اسنیپ که دیگه لجش دراومده بود داد زد : اگه از امتحان نمره کامل رو هم بگیری بهت صفر میدم فهمیدی ؟!
بعد رفت یه برگه برای دیانا بیاره
دیانا روشو کرد به طرف یارو نامرده و با حرکته انگشتش گفته که حسابتو میرسم ! زنگ آخر وایسا دمه در ( مگه تالار اسلی هم زنگ اول و اخر داره )
اسنیپ برگه رو اورد و داد به دیانا و دیان هم برای اینکه بگه من بلدم فوری شروع کرد به نوشتن ( من خرخون نیستم ... ها گفته باشم )
خلاصه سوروس که حواسش رفت به بچه های دیگه و پشتشو کرده بود به دیانا ...
دیانا رو میگی ! هی بال بال میزد که یکی نگاش کنه و تقلب بهش برسونه !
ای بدبخت دیانا اصلا از موضوع خبر نداشت ... البته هیچ کس خبر نداشت چون این امتحان از سری اتفاق یهویی تالار اسلی به حساب می اومد !
__________________________________________________
جون مادرتون هر کس خواست ادامه بده به من برسونه ! یکی به من سوال 9 رو بگه من هیچی بلد نیستم
اوهوی نامرده حاله تو هم به موقع اش میگیرم ... من الان به جای اینکه بشینم امتحان بدم میخواسته واسه خودم برم تفریح و گشت و گذار

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
مهاجم یک تیم همیشه پیروز فمن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: شنبه 13 خرداد 1385 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
هر کجا که بوی بیناموسی بیاید بارتیموس همانجاست.

-------------------------------------------------------------------------
بچه ها هم با سرعت به خوابگاه رفتن تا پوستو پر و... بیارن.

وزیر ارزشیه مردمی هم سوالات رو به اسنیپ می ده ناگهان ایدی داد میزنه دراک بیا کارت دارم
سوروس یغه ی دراکو رو می گیره و روی صندلی می شونه :
- از اینجا تکون نمیخوری.
بلیز از خوابگاه بیرون میاد تا بره بشین سر جلسه امتحان .
سوروس با تعجب بهش میگه:
-بلیز این عینک چیه ؟ تازه خریدی بعدا کلاس بزار الان امتحانه
بلیز : آغا طبیه .
سوروس پس چرا شیشه هاش دودیه ؟
بلیز کمی اینور اونور می کنه : آغا رفلکسه .
سوروس: چرتو پرت نگو برو بشین سر جات. بعد نظرش به یکی از دخترهای تالار که در حال نشستن روی صندلیه جلب میشه ( به دلایل بیناموسی نام دختر اورده نمیشه ):
- هوی ی ی دختر مگه عروسیه باباته ؟ این لباس بیناموسی چیه اومدی سر جلسه امتحانها!
دختر : گفتم سر جلسه امتحان ملت شارژ باشن
سوروس باز به یکی دیگه گیر داد:
- مونتاگ خالکوبیه جدیده ؟ تمام بدنتو خالکوبی کردی. حالا چی نوشته؟
مونتاگ زیرکانه میگه: آغا به زبان چچنیه ! شما چیزی حالیت نمیشه .

بارتیموس با سردرگمی از خوابگاه بیرون میاد و به طرف سوروس می ره :
آغا سوالات در چه مورده می شه یکی دوتاشو بگید .
سوروس میخوای یه برگه از سوالات بدم برو بشین تو خوابگاه حل کن بعد بیا امتحان بده .
بارتیموس با پروویی: متشکر می شم همین روییه خوبه .
سوروس : برو برو بشین سر جلسه تا 100 امتیاز ازتون کم نکردم باقالی!

بلاخره بعد از چند دقیقه همه ی برو بچ سر جاهاشون می شینن و امتحان شروع میشه.

چند دقیقه از امتحان گذشته بود که اسنیپ متوجه چیزی میشه .
- هو ی دختر ( همون بیناموسیه ) دستتو از اونجات دربیار بیرون مگه خوت ناموس نیستی! اون تو چی گذاشتی ؟ خودت دربیارش بده به من.
دختر : در نمیارم شما می تونی دس کن دبیار .

------------------------------------------------------------------
رول یه نکته ی انحرافی داشت هرکی فهمید فهمیدم نفهمیدم خب نفهمید.

بارتی جان رعایت کن این یکم نافرم بی ناموسی بودش ! دیگه پستتو ادامه دادن من نتونستم برخورد کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتیموس در 1385/3/13 20:11:40
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/3/14 9:06:18
[مواظب افکارت باش که تبدیل به گفتار می شود.
مواظب گفتارت باش که تبدیل به رفتارت می شود.
مواظب رفتارت
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: پنجشنبه 11 خرداد 1385 14:02
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدی که با دیدن خشم بروبچ اسلی احساس مخوف بودن بهش دست داده بود شنلش رو در هوا موجی داد و گفت :
- وووهاهاهاها حالا بشینین امتحان بدین .
و خواست از تالار بیرون بره که این صدا شنیده شد :
- آهای تو ! کجا داری میری ؟ بدو بیا امتحان بده ببینم !
ولدی که فکر میکرد اسنیپ داره یکی از بچه ها رو تنبیه میکنه آروم خندید .
صدا : هووو کچل ، با توئم کجا داری میری بیا امتحان بده . ده امتیاز از گریف کم میشه .
ولدمورت به خودش : هووووم ایول مثل اینکه توی تالار یه کچل دیگم هست من تنها نیستم
صدا که به صورت فریاد درومده :
- آهای مرتیکه بوووقی با توئم . پنجاه امتیاز از گریف کم میشه .
ولدمورت دستشو میزاره روی دستگیره در که احساس میکنه کسی از پشت یقشو گرفته به همین دلیل بر میگرده و به پشتش نگاه میکنه :
ولدی : اسنیپ
اسنیپ : دو ساعته دارم داد میزنم میگم میخوایم ازتون امتحان بگیریم داری کجا میری ؟
ولدی : تو مرگخوارمی چطور جرات میکنی با من اینجوری حرف بزنی ؟
اسنیپ : شرایط کاری رو مدرسه رو با هم قاطی نکن بشین رو صندلی باید امتحان بدی !
ولدی : تو مرگخوارمی . تو توی خانه ریدل زیر دست منی ! تو... .....
شترق !!!
پروفسور اسنیپ سیلیه محکمی رو میزنه زیر گوش ولدی به صورتی که جای تک تک انگشتاش روی صورت ولدی موند
ملت
ولدی نیم نگاهی به مرگخوارانش انداخت که داشتند اونو مسخره میکردند و در حالی که با دستش جای سیلی رو گرفته بود گفت :
- حالا چرا میزنی ؟
اسنیپ : بشین باید امتحان بدی !
ولدی ( تریپ بچه مدرسه ای ها ) : آقا به خدا من شاگرد مدرسه نیستم . به خدا من درس نمیخونم .... آقا... اقا ... منو اشتباه گرفتی ! من همون لرد ولدمورت خفنم . من ....
اسنیپ در حالی که داشت توی جیبش دونبال یه چیزی میگشت گفت :
- تو مثل اینکه زبون حساب سرت نمیشه . تالار ولدی و غیر ولدی نمیشناسه همه با هم برابرن و من میخوام ازتون امتحان بگیرم .
ولدی با صدای ضعیفی گفت :
- من اربابتونم ماااااااهااااااااااااااااا
در همون لحظه اسنیپ به صورت مشکوکی یه اره برقی از توی جیبش دراورد .
ولدی : حالا چرا به زور متوسل میشی داشتم شوخی میکردم !

چند لحظه بعد .

همه ملت به اضافه لرد جامعه روی نیمکتها نشسته بودند . و مشغول جاسازیه کتابا ، نوشتن تقلبا ، مبادله اطلاعات و از همه مهمتر نزدیکی به لرد جامعه بودن . ( نکته : لرد بچه خرخونه ! )

ناگهان در تالار باز شد و وزیر مردمی در حالی که برگه ها رو در دست داشت وارد شد ......

-----------------------------

ببینم توی تقلب کردن چقدر استعداد دارینا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: پنجشنبه 11 خرداد 1385 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
من یه داستان جدید شروع کردم اگه اشکالی داره پاکش کنید بره
_______________________________

ملت قهرمان اسلی طبق معمول توی تالار نشته بودن و مشغول کل کل و اذیت آزار یکدیگر

در همین لحظه ی ارزشی در تالار باز شد یک پیکره ی سیاه رنگی داخل شد

ملت قهرمان: چاکر ولدی

ولدی: چی توهین به لرد جامه در ملاعه عام الان همهتون رو میکشم

ملت قهرمان اسلی: سو ها ها ها ها (خنده ی جمعی)

در تالار دوباره باز میشه و یه بابای دیگه میاد تو ولی ولدی متوجه نمیشه هنوز در حال رجز خوندنه
ولدی : من فلانتون میکنم من این بلا رو سر تون میارم و ...

ملت قهرمان:



ولدی که به خودش گرفته بود :

یه نفر از بقل دست ولدی بهش میگه : سلام چطوری

ولدی یه متر میپره بالا وقتی بقل دستش رو نگاه میکنه یه آدم با مو های بلند و دماغ عقابی و ... (اسنیپ) رو بقل دستش میبینه

ولدی

اسنیپ

ملت قهرمان که تازه از شک ورود اسنیپ خارج شدن

اسنیپ که ملت رو میبینه میگه: خوب بچه ها امروز باهاتون کار دارم

ملت

اسنیپ ادامه میده: قراره ازتون یه امتحان کلی بگیرم ببینم امسال چی یاد گرفتین

ملت

ولدی که شاهد این ماجراس و دلش خونک شده

اسنیپ : حالا همه برن یه ورق و کاغذ بیارن و شروع کنن به جواب دادن سوال ها رو الن میدم بهتون این وزیر قرار بود چاپ کنه بیاره الان میاد

ملت قهرمان آماده برای امتحان سر میز های که اسنیپ با جادو توی تالار آورده نشتن و آماده برای امتحان شدن

___________________________________

من به نظر رسید جالب میشه بچه ها جریان تقلب و ارزشی بازی سر امتحان های مدرسه رو اینجا به شکل داستان توی تالار بیان کنن

بلیز جان اگه مخالف بودی پست رو پاک کن بره جیگر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: پنجشنبه 11 خرداد 1385 13:21
نمایش جزئیات
آفلاین
من یه داستان جدید شروع کردم اگه اشکالی داره پاکش کنید بره
_______________________________

ملت قهرمان اسلی طبق معمول توی تالار نشته بودن و مشغول کل کل و اذیت آزار یکدیگر

در همین لحظه ی ارزشی در تالار باز شد یک پیکره ی سیاه رنگی داخل شد

ملت قهرمان: چاکر ولدی

ولدی: چی توهین به لرد جامه در ملاعه عام الان همهتون رو میکشم

ملت قهرمان اسلی: سو ها ها ها ها (خنده ی جمعی)

در تالار دوباره باز میشه و یه بابای دیگه میاد تو ولی ولدی متوجه نمیشه هنوز در حال رجز خوندنه
ولدی : من فلانتون میکنم من این بلا رو سر تون میارم و ...

ملت قهرمان:



ولدی که به خودش گرفته بود :

یه نفر از بقل دست ولدی بهش میگه : سلام چطوری

ولدی یه متر میپره بالا وقتی بقل دستش رو نگاه میکنه یه آدم با مو های بلند و دماغ عقابی و ... (اسنیپ) رو بقل دستش میبینه

ولدی

اسنیپ

ملت قهرمان که تازه از شک ورود اسنیپ خارج شدن

اسنیپ که ملت رو میبینه میگه: خوب بچه ها امروز باهاتون کار دارم

ملت

اسنیپ ادامه میده: قراره ازتون یه امتحان کلی بگیرم ببینم امسال چی یاد گرفتین

ملت

ولدی که شاهد این ماجراس و دلش خونک شده

اسنیپ : حالا همه برن یه ورق و کاغذ بیارن و شروع کنن به جواب دادن سوال ها رو الن میدم بهتون این وزیر قرار بود چاپ کنه بیاره الان میاد

ملت قهرمان آماده برای امتحان سر میز های که اسنیپ با جادو توی تالار آورده نشتن و آماده برای امتحان شدن

___________________________________

من به نظر رسید جالب میشه بچه ها جریان تقلب و ارزشی بازی سر امتحان های مدرسه رو اینجا به شکل داستان توی تالار بیان کنن

بلیز جان اگه مخالف بودی پست رو پاک کن بره جیگر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!