به يك باره همه با ديدن يه نفر كه بر آستانه در وايسوده بود هورا كشيدن!
اسنيپ: فكر مي كردم نرسيد...گفته بوديد ممكنه كارتون طول بكشه؟
سامانتا:بله...اما تمومش كردم ...مگه ميشه از امتحان هاي پروفسور اسيپ چشم پوشي كرد!
و همين طور با وقار و طمئنينه مخصوص ساحره هاي با كلاس اسلي به طرف بقيه رفت تا روي يكي از صندلي ها بنشيند.
ولدي: اي ول....دمت گرم....كفتون بريد گفتم ميادش ...پاشو بارتيموس پاشو خواهرم كنار من مي شينه !
بارتيموس مثل بچه آدم رفت ته كلاس و سامانتا نشست كنار ولدي!
آني موني كه پشت ولدي نشسته بود يه چشمك زد به سامانتا

كه يعني ما هم هستيم و هر چي به ولدي مي رسوني نصف نصف ولي سامانتا اصلا تحويلش نگرفت ...آخه سامانتا چه با يه آدم يه لاقبا آجاسي!!!
همه دنبال وحي منزل از طرف سامانتا بودند و چشم دوخته بودن به اون كه به يك باره اسنيپ داد زد:
_سراتون رو برگه هاتون!
ميز اولي ها كه روش بليز و دراكو نشسته بودن كه مگس مي پروندن

...ته كلاسي ها هم ديگه كله فسفر هاي مغزشون رو در به كار بردن انواع و اقسام روش هاي تقلب سوزونده بودن و ديگه نمي كشيد!
ولدي: بگو ديگه .....قول دادي...بچه ها منتظرن!
سامانتا: 10000 گاليون اول از اون وزير بگير.....بعدشم كله آجاس رو مي زني داغون مي كني اكي؟
دراكو كه ديد الان صفر مي شه و كل كلاسه وزيريش مي ره زير سوال و همه مي گن اين خر خونه مدرسس وضعش اينه واي به حال ما يه اشاره كرد كه باشه قبول اگه بالاي 10 بشم 100000 گاليون مي دم!
سامانتا لبخندي ب عد از اينكه ولدي بش گفت تمام آجاس رو با خاك يكسان مي كنه زد و خداي تقلب از جاش بلند شد و رو به اسنيپ:
_پروفسور فراموش كردم بگم.

..انگار دم در كارتون داشتن.....يه چيزهايي هم راجع به اينكه نامزديمون به هم خورد ...بذار پيداش شه خودم فكش رو مي يارم پايين ..يكي اين اسنيپ رو صدا كنه مي گفتن!
اسنيپ به اين صورت:
آب دهانشو غورت داد و دوييد كلاس رو ترك كنه كه به يك باره متوجه شد اينا رو چطوري ول كنه فكري به خاطرش رسيد و گفت:
_پس تا من مي رم شما اينجا رو داشته باش!
سامانتا سري به علامت تاييد تكون داد و رفت جلوي كلاس رو به بچه ها!
يه نگاهي كرد به رفتن اسنيپ و يه نگاهي كرد به بچه ها و يه نگاهي كرد به اين ور و اون ور در همين لحظه فرياد زد:
_حمله!!!
با گفتن اين جملات همه به برگه سامانتا حمله كردند و تند تند شروع كردن از روش كپ زدن ......
ولدي:قسم مي خورم اين يكي رو ديگه از من به ارث نبرده!!!
دراكو: 1000000 گاليون مي دم!
بليز: عنوان ارزشيم هم واسه تو!
آني موني: اين ولدمورت ها همشون خرخونن!
بارتيموس: به منم جا بديد!
ديانا:آخ آني موني دستت خورد تو چشمم!
ايدي: ديانا برو كنار....اخراجي از تيم!
بقيه كلاس هم در بخور بخور سوالا به سر مي بردن كه به ناگاه سامانتا علامت داد كه بدوييد سر جاهاتون اسنيپ داره مياد!
همه رفتن نشستن سر جاهاشون و اسنيپ پس از يه عالمه تشكر از سامانتا دوباره عينه مترسك سر جاليز وايسود بالاي سر بچه ها!
خب .....هنوز يه عالمه ديگه از جواب سوال ها مونده بود و وزير مردمي هم دبه در آورده بود كه هيچي ننوشتم و به من نرسيد و يه گاليون هم نمي دم!
ولدي: فكر بعديتو بگو ....بدو كار دارم... قرار دارم با دوستم !
سامانتا:
_دوستت؟...دوستت ديگه كيه؟
ولدي:
_هيچي به جان تو!
و ولدي با گفتن اين جمله سرش رو انداخت پايين و در حال سوت زدن شد!
ولدي:
________________________________________________
به جان شما ملت اسلي من اصلا تو كفم نمي ره غير اصيل زادگي و كثيف تقلب كنم!!! تو مدرسه هم همين طوره...دبير هامون همه فكر مي كنن من بچه مثبتم ....اما دريغا كه هيچ وقت نفهميدن كه چرا وقتي ورقه ها رو ميدن من تصحيح كنم هيچ كس پايين 18 نمي شه!!!