پروفسور بینز محترم میشه علت تفرقه ای را که بین جادوگران ایرانی و اولدا افتاد شرح دهید. در ضمن من پیشنهاد میدم که جلسه ی بعد چگونچی تاسیس مدرسه ی جادوگری پاسارگاد یا یکی دیگر از مدرسه ها ی کشورمون راتوضیح دهید با تشکر
به اولین جلسه تاریخ جادو خوش آمدید. به شما عزیزان یاد آوری می کنم که اسمم پروفسور بینزه (مرلین جان بی زحمت اون رضا رو بردار از نوشتت) شما در این واحد از علوم جادوگری درباره افراد مهم و مکان ها و رویدادهایی که در دنیای جادویی ما اتفاق افتاده, آشنا می شین.
و اما امروز، به دلیل افتتاح مدرسه (که 3 روز پیش بود و من الان تبریک میگم) کم درس می دم . در واقع اصلا می خواستم این جلسه فقط خوش آمد بگم ولی خب.
اهم. کسی از شما در مورد تلینای حقه باز چیزی می دونه؟ نه ؟ اون در سرزمینی واقع در نزدیکی دریای مدیترانه به نام کیرام زندگی می کرد و تغییر شکل رو دوس داشت. البته نه روی خودش! او هرچیزی که نزدیکش بود رو تغییر شکل می داد چه آدم و چه اشیا و باعث ترساندن مردم میشد. مردم کیرام تصمیم گرفتن که با اون مقابله کنن. اولدن آن (Ulden the un) جادوگر جوانی بود که حاضر شد بره و با اون صحبت کنه البته لقب (آن) رو اون موقع نگرفته بود. در درسهای بعدی بیشتر با اون آشنا می شیم. او با کشتی به سیرت رفت جایی که جادوگر کهن سال و زرنگی آنجا بود. از اون یک نوع علف گرفت که با خوردن اون تا 24 ساعت زد تغییر شکل میشد. بعد به کیرام برگشت و به سراغ تلینا رفت. تلینا نتونست اونو تغییر شکل بده. اولدن از اون خواست که تغییر شکل مردم رو کنار بگذاره و اونم به ناچار قبول کرد. بعد از مدتی تلینا عاشق اولدن شد و از اون خواست در کیرام بمونه و یک مدرسه تاسیس کنه که تلینا در اون تغییر شکل رو به دیگران یاد بده. مدرسه کیرام واقع در کناره های دریای مدیترانه رو همین اولدا ساخت.