جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 09:12
نمایش جزئیات
آفلاین
باسیلیسک:شوق زده از بازی کانتر

بلیز:هی باسیلیسک مگه کوری رودولفو بیگیر
سالازار در حال جمع کردن اب دهان
: جاگسون جون ازاینا یه دست برام میخری ببرم اون دنیا بازی کنم

جاگسون:بخواب بابا. تو گورم رفته بازم چشش به وسایل اینو اونه

رابستن:زدمش زدمش

باسیلیسک:

ایوان:ایگور خنگول اینور بیا منو پیشتی بانی بیکین

بلیز دز کانتر:در حال مذاکره با دشمن برای فروختن هم تیمیها

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه یه گیری وجود داره

Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512


مدیر سازمان معجون سازان قرن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 08:55
نمایش جزئیات
آفلاین
جاگسن : 5 تا گرگ م کجایین گرگها میاین و جاگسن رو لیس می زنند
جاگسن : اژدها کوچولو .
بالاخره نه پائین خره جاگسن همه کادوهای تولدش رو پیدا می کنه .
سالی : اه می خواستین کانتر بازی کنین . پس منم میام .
جاگسن : پس بچه ها حمله به سوی دستگاهها .
ملت :
مالفویها : سلام بر ملت اسلی .
ملت : شما هم وقت گیر آوردین از این کارها می کنید . بشینید کانتر بزنیم .
جاگسن : بچه ها یه زمین داست 2 ساختم بیاین تو.
رودولف : اول باید تیم کشی کنیم .
آیدی: من و دیانا و دراکو و خانم بلک و آرامیس و سالازار و ولدی و ایوان و ایگور و بلیز و باسیلیسک .
بلا : من و رابستن و رودولف و جاگسن و حیوونهای جاگسن و مانیگور من و رودولف .
بازی شروع میشه .
جاگسن : اژدها جون بیا پله ها .
اژدها یه آتش به علامه بله به سمت جاگسن پرت می کنه
_________________________________
ادامه کانتر رو بدید ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 08:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت اسلی در حالی که مشغول تامین سو تغذیه ی خود هستند

رابستن:

یکدفعه صدا های مبهمی میاد :هواااا هیییاا هوووو

ملت اسلی:

روح سالازار کبیر در برابر ارباب قرار میگیره و میگه ای پشمک در تمام نسلم کسی به پخمگیه تو و دستیارات ندیدم.بلیز میره جلو (تریپ پاچه خواری)سالازار جون این لرد پپلی نمیتونه آب دماغه شو بکشه بالا حالا داره ریاستم میکنه

لرد:

بلییز

سالازار:من دیگه کوچکترین بچه بازیرو تحمل نمیکنم خوب حالا وقتش رسیده که لیاقتتون رو ثابت کنید من نقشه ی بزرگی دارم

باسیلیسک عزیزم کو؟کجاست

باسیلیسک:خ خخخ خاسای شاخای

سالازار:
بلیز در حالی که از ترس ویبره گرفته بود پایینو نیگاه میکنه و قفل میکنه

لرد:اون تن لشتو کپی پیست کن اونور یا میخوای خودم این کارو بکنم

از 2 متر اونطرفتر چیزی مثل شهابسنگ به طرف ملت اسلی در حرکت بود

بوووووووووووووم

مالفوی ها در یک حرکت حساب شده ملت اسلی رو 2متر جابجا میکنن

سالازار:جاگسن دستتو از تو پاچه ی من بکش بیرون

بلیز:آخ اوخ ارباب شستتو از تو چشم بکش بیرون

باسیلیسک:

:bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه یه گیری وجود داره

Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512


مدیر سازمان معجون سازان قرن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 08:08
نمایش جزئیات
آفلاین
جاگسن : زودباش بلیز ببینم این باسیلیسک داره واقعا راست میگه یا شایعست .
بلیز : باشه بگیرش.
جاگسن : باکدوم شماره می گیره این جدیدشه
بلیز : یعنی تو بلد نیستی شماره بگیری . گیر چه کسایی افتادیم ها
جاگسن:
بعد از 1 ساعت که جاگسن تونست تماس بگیره .
جاگسن : الو سلام آیدی خوبی چطوری . ببین الان دومبل داره باشما دوئل می کنه .
آیدی : نه عزیز دوئل 1 ساعت پیش بود و من و دیانا و دراکو پوزشون رو خوابوندیم .
جاگسن : خداحافظ
آیدی : خداحافظ .
جاگسن : دوئل تمام شده .
ولدی : حتما اون دومبل بی خواسیت برنده شده نه .
جاگسن : نه مالفویها .
ملت :
رابی : آبروی ما لسترنجها رفت . اون مالفویهای بی خواسیت تونستن دومبل رو شکست بدن .
جاگسن : خوب بیاین من شمعها رو فوت کنم و بعد کیک رو بخوریم و بعدشم کادوها رو باز کنیم .
رابی : آخ جون کیک .
جاگسن : رودولف اگه میشه تو فیلمبرداری کن .
رودولف : فیلمبرداری چیه دیگه .
جاگسن : با دوربین فیلمبراری می تونیم لحظات خوش زندگی رو ثبت کنیم . پس این رو بگیر و فیلمبرداری کن .
رودولف دوربین رو از جاگسن میشه و شروع می کنه به دستکاری دوربین .
ملت : تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمعهارو فوت کن تا صد سال زنده باشی ...
بالاخره نه پائین خره جاگسن شمعها رو فوت می کنه .
جاگسن : رودولف فیلم گرفتی .
رودلف از ترسش : آره معلومه .
خانم بلک : حالا کادوهات .
جاگسن : از طرف رودولف و بلا و کادو رو باز می کنه و یه مانیکور از توش میاد بیرون
بلیز : دست به افتخارشون .
ملت شروع می کنن به دست زدن .
جاگسن : از طرف ولدی کتاب جادوی سیاه پیشرفته .
بلیز : دست به افتخارش .
ملت دوباره دست می زنند.
جاگسن : از طرف ایوان و یه اژدهای پوزه کوتا سوئدی می پره بیرون .
ایوان : این رو از سوئد باست آوردم .
بلیز : دست به افتخارش .
ملت دوباره دست می زنند .
جاگسن : از طرف خانم بلک و آرامیس و کادو رو باز می کنه از توش 5 تا توله گرگ خون آشام میان بیرون .
بلیز: دست بزنسد .
ملت باز هم دست می زنند .
جاگسن : از طرف بلیز و ایگور و یه پاک جارو (از نوع مدل پائینش بیرون میاد .
بلیز : دست به افتخارم .
ملت ایندفعه دست نمی زنند.
بلیز :
ایگور : مگه نگفته بودی نیمبوس 2006 می خری .
بلیز : از اون مدل نداشت باسش از این یکی خریدم .
ایگور :
ایگور : زود باش پولمو پس بده .
بلیز : اگه می تونی بگیر .
15 ربع بعد
ایگور : دیدی بالاخره نه پائین خره ازت پولمو گرفتم .
بلیز : یعنی این پائین خره .
ایگور : خنگول جان این تیکه کلام جدید جاگسنه .
جاگسن : بچه ها از همه ممنونم به خاطر کادوهاشون از بلا و رودولف به خاطر اون مانتیکور از ...
جاگسن : از این به بعد من همه اونها رو تو اتاق خودم و رابستن و رودولف و ریگولوس و ایگور نگه داری میکنم .
جاگسن : حالا حمله به سوی کیک .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: شنبه 25 شهریور 1385 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
همگی به جاگسون مینگرییتند

لرد:جاگسون من همیشه مطمئن بودم که لحظه شماری میکردی جانفشانی بکنی

جاگسون:

رودولف:آره منم همیشه اینو میدونستم ولی نمیخواستم بگم

جاگسون:چیزه نه یعنی آره نه اصلا نآره

ملت اسلی:

بلیز:زود باشین دیگه دوئل شروع میشه ها

جاگسون:ام..........ام

لرد:با خشانت تمام !جاگسون چیزی میخوای در کنی.بگو کاری باهات ندارم اصلا نترسیا

جاگسون:

ایگور:بجنبین بریم

رابستن:هوی کجا با این عجله اینجا هوا خوبه بیاین یه کم لوپین به هوا بازی کنیم

بلک :
ملت اسلی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه یه گیری وجود داره

Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512


مدیر سازمان معجون سازان قرن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 10:50
نمایش جزئیات
آفلاین
یه دفعه وسط بازی باسیلیسک میاد وسط و با شدت و حدت میگه:فسس فسسس ساشاساشاشاشاشاساساساساشاساشساشس

در همین حین که باسیلیسک قاطی کرده بود ملت اسلی( ) وبلیزو که تازگیا میانگین سلول خاکستری سوزونده ش

از دیگران بیشتر بود جلو فرستادن تا ببینه باسی چی میگه؟
: بلیز

بلیز ترجمه میکند:شما خجالت نمیکشین آبرویی واسه ملت اسلی نمونده باسی میخواد به خاطر کارای ما خودشو حاق آویز کنه هوی ارباب باسی میگه لرد احمق تو دیگه چرا ؟تو که باید.....میزنم

بلیز
:root2:لرد


لرد:آوا...

یه دفعه بلا ک میپره وسط میگه نه نکشش نه بلیزو نکش ولی اگه میخوای باسی رو بکش

باسی:

لرد:

باسی:سا شا ساش ششا

لرد:راست میگی.بچه ها آماده شین طبق گفته ی باسی دامبول داره تو مدرسه دوِیل بین گروه اسلی و گریف میزاره.باسی میگه من تغییر شکل بدم و با شما بیام.اونجا گه پام برسه پدر دامبولو در میارم.خب کی حاضره جاشو بده به من

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/6/24 19:45:50
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/6/24 19:49:33
ویرایش شده توسط باسيليسك در 1385/6/24 23:35:25
همیشه یه گیری وجود داره

Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512


مدیر سازمان معجون سازان قرن
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 06:39
نمایش جزئیات
آفلاین
بلیز : بریم خونه ریدلها دوئل کنیم .
ایگور : تو هم با این نظرات ما رو کشتی .
جاگسن : خوب بچه ها بشینیم یه دست وارکرفت بزنیم زمین دی دی 19 و 4 .
ایگور : من و رابستن و رودولف و بلاتریکس و جگسن.
ایگور : ولدی و خانم بلک و ایوان روزیه و بلیز و آرامیس .
ولدی : ما ارک .(orc)
جاگسن : نه ما ارک .
خانم بلک : ما ارک .
رودولف :ما ارک .
و دعوا شروع میشه که کی ارک شه .
1 ساعت بعد
بلا : بچه ها یه برنامه ای ریختم که بشه دو تیم ارک شه .
جاگسن : آفرین بلا (سانسور)
رودی: پسره بی شعور خجالت نمی کشی برو با ناموس خودت ازاین کارها کن .
ولدی : رودی بشین سر جات
بالاخره بازی شروع میشه .
جاگسن : رابی و بلا و رودی راه وسط من پائین و ایگور هم بالا .
ولدی : بچه ها زود باشید هیرو انتخاب کنید .
جاگسن کاپیتان اون تیم و ولدی هم کاپیتان این تیم بود .
1 ساعت بعد
جاگسن : هو کارگر نداشتیم ها ما هی می ریم می زنیم دفاعیشو و بعدش اون هی دوباره بسازه . نمی شه .
صفحه بازی
رودی : بلا اینجا رو این اژدهای پوزه کوتاه سوئدیه . چقدر قشنگ می جنگه .
بلا : آره الهی قربونش برم .
1 ساعت بعد
جاگسن : هو ولدی دیفیت شد .
خانم بلک : شما رمز زدید .
جاگسن : نه واقعا ما کاری نکردیم .
ایگور : حالا بیاین کانتر .
جاگسن : همون ترکیبای قبلی به اضافه ...
وقتی تیم کشی شروع شد مسئله به این بود که کی تروریست شه .
ولدی : ما تروریستیم
رابی : نه ما
بلا : یه برنامه ای نوشتم که دو تیم تروریست شیم .
بالاخره بازی کانتر شروع میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جاگسن در 1385/6/24 6:54:12
من یه شبح و�
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: پنجشنبه 23 شهریور 1385 15:28
نمایش جزئیات
آفلاین
کاروان اسلیترین در راه گیم نت!!!!!:
لرد مدام این طرف و اون طرف میره و اصلاً هواسش به بقیه نیست.
خانم بلک میاد کنار لرد و میپرسه:چیزی شده ارباب؟
لرد با عصبانیت میگه:چیزی شده؟معلومه که چیزی شده.اون دامبل خرفت پشمک اومد هری رو ازمون گرفت.من تازه میخواستم توی سوراخ های دماغش دینامیت کار بذارم!!!
ارامیس که در حال یار گیری برای گیم نت بود گفت:اشکالی نداره ارباب.ما که فردا قراره با اون پشمک دوئل کنیم.اونجا حساب همه شون رو میرسیم.
لرد با لبخندی زیبا جواب داد:آره،خیلی دلم میخواد قیافه اون پشمک رو وقتی دارم از هری جونش پادری درست میکنم ببینم!
بالاخره بعد از طی مسافت کوتاهی(چند هزار کیلومتری میشد!) همه به گیم نت رسیدند و سر جاهاشون نشستند.
لرد با ابهت متصدی گیم نت رو از پنجره پرت کرد بیرون و گفت:اولین کسی که حرف از سرور شدن بزنه خودم منفجرش میکنم!
و بعد میره میشینه روی صندلی و شروع میکنه و ساختن سرور.
جاگسن که روز تولدش بود و حسابی سر دماغ بود از ایگور پرسید:ببینم پس ایوان کجا است؟نکنه سر راه بلایی سر کیکم اومده؟
ایگور به در گیم نت اشاره ای کرد و گفت:نترس،اومد.
با وارد شدن ایوان صدای خنده بلند شد.ایوان به صورت سینه خیز به طرف صندلی ها اومد و جعبه کیک رو از روی سرش برداشت:راحت باشین،بخندین،شما ها که مجبور نبودین از تالار تا اینجا یه کیک پنج طبقه رو کول کنین!!!
ملت اسلی:
لرد همه رو ساکت میکنه و میگه:این دامبلدور مسخره همیشه یه جور دوئل میکنه.خسته شدم از بس با چوب جادوم به در و دیوار گره اش زدم!کسی یه راه تازه تر برای دوئل سراغ نداره؟
همه:
یکی از ته گیم نت گفت:خوب این دفعه روی پشت بام هاگوارتز دوئل کنیم،منظره هاش هم قشنگ...
ولی حرفش هیچ وقت تموم نشد چون لرد چندتا از اون دینامیت هایی که برای هری نگه داشته بود رو با جادو فرستاد ته حلق اون بیچاره و لحظه ای بعد:بــــــــــــــومــــــــــــــــــب!
رودولف خاکستر های لباسش رو تکوند و گفت:خوب ارباب حداقل قبلش میگفتین با نظرات رد شده چه رفتاری میکنین!
بلیز از روی صندلیش بلند میشه و شروع میکنه دور کامپیوترها قدم زدن.بعد از چند لحظه بشکنی میزنه و میگه:پیدا کردم...
لرد:
بقیه:
بلیز:...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: پنجشنبه 23 شهریور 1385 09:08
نمایش جزئیات
آفلاین
ناگهان خانم بلک و آرامیس با یک کیک یه شمع 32 سالگی وارد تالار میشن . در دست آرامیس هم یک گونی که از توش صدای گرگ می آمد بود .
خانم بلک : چرا انقدر آشفته هستید . پس هری کو ؟ جاگسن چرا خوابیده .
وکیک را روی میز وسط تالار می گذارد .
در همان لحظه ایوان روزیه جاگسن را به هوش میاره و میگه : زود باش بلند شو .
جاگسن : باشه .
خانم بلک : ما چند تا هدیه تولد هم برات گرفتیم .
در همین لحظه آرامیس کادوهای تولد را زیر میز می گذارد .
جاگسن : پس چرا صدای گرگ از توش میاد؟تو اونها چیه

خانم بلک : هیچی ؟
آرامیس : خوب هری جون کجا رفت .
ایگور : باباش اومد برداشتش برد .
جاگسن : بچه ها همه به خاطر جشن تولد من بریم گیم نت ؟
بلیز : آخ جونمی جان
جاگسن : اگه میشه ایوان تو کیک تولدم را بیاری ؟
ایوان : حتما
جاگسن : خوب منم هدیه هام رو میارم .تازه بعد گیم نت 3 تا موگول می گیریم میاریم اینجا اذیتشون می کنیم . بعد من خونشون رو می خورم و شما تماشا کنید .
ملت : ایول جاگسن
جاگسن : پس حرکت به سوی گیم نت لندن .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: چهارشنبه 22 شهریور 1385 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
قطار به هري نزديك مي شد كه ناگهان منفجر شد و ملت اسلي بهاين طرف و آن طرف پرتاب شدند .و تنها چيزي كه ديدند ريش سفيد رنگ بود .
ولدمورت تيز پريد وايستاد و ملت اسلي هم پشتش پناه گرفتن .
ولدي : دومبول اين جا كه نميي خواي جنگ راه بندازي.
دامبل : چرا اتفاقا .
بعد رو به جاگسن كرد و گفت :
فرزندم امروز تولدته ! اگه بياي طرف من يه زن برات مي گيرم .
جاگسن از ملت اسلي جدا شد و رفت كنار هري . ايگور : اي نامرد !
ولدي : از اين جا برو !
دامبل : من مدير اين جام !
بعد قدمي به جلو برداشت و گفت : شما اسليتريني ها گوش كنيد ! ول كنيد اين ولدي رو ! به من بپيونديد ! جام گروه ها ! جام كوئيديچ !
دراكو : ممنون ولي همه شو باختيم !
دامبل : يه غذاي خوشمزه ....
بليز : پيش لرد جامون راحته .
دامبل : خواهش من براي اين بود كه مي خاستم صدمه نبينيد ولي حالا...
دامبل چوبدستيش را تكان داد و ولدمورت به سقف چسبيد و با سرعت روي زمين افتاد .ملت اسلي : واي !
دامبل : شانس آوردي دماغ نداشتي !
دامبيل چوبش را تكان داد ولي جادويش را ملت اسلي منحرف كردند .
آآآآآآآآآآآآآآآي!
جاگسن گرزشو در آورده و به سر هري كوبيده بود .رابستن : ايول جاگسن !
ولي اين كار جاگسن به ضررش تمام شد زيرات دامبل برگشت و با جادويي را به سمتش فرستاد ، صدايي آمد كه به نطر رسيد استخوان هاي جاگسن خرد شده است .
ولدي : حالا !
ملت اسلي باراني از انواع جادو را به سمت دامبل فرستادند كه باعث شد ريشش آتش بگيرد و سرتاپا خون آلود شود . مانتي به صورت دامبل چنگ زد و ريشش را به طور كامل جدا كرد .
ملت اسلي :
رودولف : حالا جوون تر به نظر مي آي !
بلا : كروشيو !
دامبل : خخخ
رابستن : ريداكتو .
سقف بالاي سر دامبل منفجر شد وروي سرش ريخت .
بليز و ايگور رفتند و دامبلو تا مي خورد زدنش .
دامبل چوبش را چرخاند وولدمورت و همه ي ملت اسلي به هم چسبيدند .
دامبل : خب ...من مي ذارم برين و بايد به ياد داشته باشين كه مي تونم همين آلان بكشمتون.
لرد چوبدستيش را تكان داد ولي جادويش به سمت خودش برگشت . دامبل از آن لبخند هاي احمقانهي هميشگي اش زد
جاگسن تكاني خورد ولي با اشاره ي دامبل بيهوش شد .دامبل گفت : با مسابقي دوئل چه طورين ؟ فردا ساعت10 خوبه ؟
سپس همراه با هري آش و لاش شده آزتالار بيرون رفت .

يك دقيقه بعد ملت اسلي از بند طلسم دامبل رها شدند
ادامه دارد ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!