تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
102 کاربر(ها) آنلاین هستند (79 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
99
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/05/08
تولد نقش: 1385/09/06
آخرین ورود: یکشنبه 3 خرداد 1405 23:58
از: سر قبرم
پستها:
1506

نام:ایوان
نام خانوادگی:روزیه
سن:34
قد:یک متر و هشتاد
گروه:اسلیترین
تحصیلات : به زور سال های تحصیل در مدرسه مضحک هاگوارتز را تحمل کردم اما در سال ششم بالاخره صبرم لبریز شد و برای پاسخ دادن به عطش وصف ناپذیرم به مطالعه درباره جادوی سیاه پرداختم.
محل سکونت :خانه قدیمی پدری ام در مزرعه ای دور افتاده حوالی لندن.
جنسیت : مرد
رنگ چشم:قهوه ای
وضعیت ظاهری:موهای مشکی بلند،لاغر اندام.بینی کشیده و نوک تیز،نگاهی سرد و بی روح.
شغل:تنها شغل و افتاخار من خدمت به لرد سیاه است.
چوب دستی:35 سانتیمتر،ساخته شده از چوب ابنوس سیاه،دارای تکه ای از پوست یک باسیلیسک در وسط.
علایق:تثلیث لرد سیاه/عشق/مرگ
توانایی:آشنایی با فنون جادوی سیاه باستانی،جنگ های تن به تن،شکنجه
توضیح نسبتاً کوتاه:من در خانواده ای نسبتاً بزرگ به دنیا آمدم.تمام اجداد همواره در طول تاریخ در خدمت جادوی سیاه بوده اند و شکی نیست که پدر من نیز چنین بود.در دوران کودکی و قبل از آنکه به مدرسه هاگوارتز بروم زمان زیادی نزد پدرم به آموزش و شناخت جادو پرداختم.پدرم اصرار داشت که من حتماً به مدرسه هاگوارتز بروم تا در آنجا با دشمنانم از نزدیک ملاقات کنم.اعتراف میکنم هیچ گاه نتوانسته بودم احساس تنفر از جادوگران سفید را از خود دور کنم.در سال ششم مرا به جرم شکنجه یکی از دانش آموزان گیریفندور توقیف کردند.بعد از این اتفاق من دیگر منتظر تصمیم های احمقانه مسئولین مدرسه نماندم و با ترک هاگوارتز به جنگل های تاریک پناه بردم و در آنجا بود که توسط جادوگر سیاهی به نام اسکین با جادوی سیاه واقعی آشنا شدم.
زمانی که لرد سیاه به قدرت رسید من به اندازه لزوم جادوی سیاه و قدرت تاریکی را فرا گرفته بودم.به همین دلیل جنگل سیاه را ترک گفته و به همراه برادر و پدرم به خدمت لرد سیاه در آمدم. در ماه های اول به عنوان شکنجه گر جادوگران سفید و مشنگ ها به خدمت پرداختم،اما بعد از مدتی به فرمان لرد سیاه به شرکت در جنگ ها و ماموریت ها پرداختم.
((من تا همین چند وقت پیش ایوان روزیه بودم ولی به دلیل کمکاری یا همون بیکاری از ایفای نقش اخراج شدم!تقاضا دارم من را دوباره به ایفای نقش عزیزم برگردانید!در صورت تمایل البته!))
به دلیل اینکه اون فردی که این شخصیت رو گرفته بود فعال نبود دوباره این شخصیت به شما داده شد!
نام خانوادگی:روزیه
سن:34
قد:یک متر و هشتاد
گروه:اسلیترین
تحصیلات : به زور سال های تحصیل در مدرسه مضحک هاگوارتز را تحمل کردم اما در سال ششم بالاخره صبرم لبریز شد و برای پاسخ دادن به عطش وصف ناپذیرم به مطالعه درباره جادوی سیاه پرداختم.
محل سکونت :خانه قدیمی پدری ام در مزرعه ای دور افتاده حوالی لندن.
جنسیت : مرد
رنگ چشم:قهوه ای
وضعیت ظاهری:موهای مشکی بلند،لاغر اندام.بینی کشیده و نوک تیز،نگاهی سرد و بی روح.
شغل:تنها شغل و افتاخار من خدمت به لرد سیاه است.
چوب دستی:35 سانتیمتر،ساخته شده از چوب ابنوس سیاه،دارای تکه ای از پوست یک باسیلیسک در وسط.
علایق:تثلیث لرد سیاه/عشق/مرگ
توانایی:آشنایی با فنون جادوی سیاه باستانی،جنگ های تن به تن،شکنجه
توضیح نسبتاً کوتاه:من در خانواده ای نسبتاً بزرگ به دنیا آمدم.تمام اجداد همواره در طول تاریخ در خدمت جادوی سیاه بوده اند و شکی نیست که پدر من نیز چنین بود.در دوران کودکی و قبل از آنکه به مدرسه هاگوارتز بروم زمان زیادی نزد پدرم به آموزش و شناخت جادو پرداختم.پدرم اصرار داشت که من حتماً به مدرسه هاگوارتز بروم تا در آنجا با دشمنانم از نزدیک ملاقات کنم.اعتراف میکنم هیچ گاه نتوانسته بودم احساس تنفر از جادوگران سفید را از خود دور کنم.در سال ششم مرا به جرم شکنجه یکی از دانش آموزان گیریفندور توقیف کردند.بعد از این اتفاق من دیگر منتظر تصمیم های احمقانه مسئولین مدرسه نماندم و با ترک هاگوارتز به جنگل های تاریک پناه بردم و در آنجا بود که توسط جادوگر سیاهی به نام اسکین با جادوی سیاه واقعی آشنا شدم.
زمانی که لرد سیاه به قدرت رسید من به اندازه لزوم جادوی سیاه و قدرت تاریکی را فرا گرفته بودم.به همین دلیل جنگل سیاه را ترک گفته و به همراه برادر و پدرم به خدمت لرد سیاه در آمدم. در ماه های اول به عنوان شکنجه گر جادوگران سفید و مشنگ ها به خدمت پرداختم،اما بعد از مدتی به فرمان لرد سیاه به شرکت در جنگ ها و ماموریت ها پرداختم.
((من تا همین چند وقت پیش ایوان روزیه بودم ولی به دلیل کمکاری یا همون بیکاری از ایفای نقش اخراج شدم!تقاضا دارم من را دوباره به ایفای نقش عزیزم برگردانید!در صورت تمایل البته!))
به دلیل اینکه اون فردی که این شخصیت رو گرفته بود فعال نبود دوباره این شخصیت به شما داده شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:12:43
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:16:18
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:18:01
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:16:18
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:18:01
جزئیات کاربر

باشه
نام:آقای الیوندر
شغل: چوبدستی ساز
سن:35 سال
گروه :گریفندور
محل کار :کوچه دیاگون
رنگ مو: جو گندمی
رنگ چشم:قهوه ای
نوع چوبدستی:31 سانتی از چوب درخت سنوبر و دارای پر ققنوس
علاقه مندی: دوئل ساخت چوبدستی
توضیحات:
من دوستار آلبوس دامبلدور و جادوی صلح آمیز هستم .مغازه ای در کوچه دیاگون دارم که در اون چوبدستی میسازم.
اینهم آدرسش:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=6&forum=7&post_id=130196#forumpost130196
تایید شد!
نام:آقای الیوندر
شغل: چوبدستی ساز
سن:35 سال
گروه :گریفندور
محل کار :کوچه دیاگون
رنگ مو: جو گندمی
رنگ چشم:قهوه ای
نوع چوبدستی:31 سانتی از چوب درخت سنوبر و دارای پر ققنوس
علاقه مندی: دوئل ساخت چوبدستی
توضیحات:
من دوستار آلبوس دامبلدور و جادوی صلح آمیز هستم .مغازه ای در کوچه دیاگون دارم که در اون چوبدستی میسازم.
اینهم آدرسش:
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=6&forum=7&post_id=130196#forumpost130196
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/9/2 14:03:41
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/06/05
تولد نقش: 1396/09/06
آخرین ورود: سهشنبه 9 دی 1393 16:22
از: تالار هافلپاف
پستها:
457

جزئیات کاربر

نام : علی بشیری ( معروف به علی بشیر )
اهل: ایران - خوزستان
محل فعلی سکونت : دهکده هاگزمید
شغل: فروش وسایل جادویی شرقی مثل قالیچه
قد : 1.75
سن : 45
ریش : سیاه
چشم : سیاه
سر: کچل + یک کلاه شاپوی خاکستری
گروه : گریفندور
چوب جادو : ندارد - جادوگران ایرانی با دست هایشان جادو می کنند ( قبول کنید که رولینگ زیاد در مورد روش های جادو کردن توضیح نداده اونم تو شرق! پس گیر ندید - دو سال دیگه که داستانم چاپ شد ، می فهمین چی می گم!)
توضیحات : علی همراه دوستش استاد ارد به هاگزمید آمده تا چند ماهی تو هاگزمید وسایل جادویی ایرانی بفروشد.)
علی تو این مدتی حسابی خودش را در دل مردم هاگزمید جا کرده و وسایل خوبی هم می فروشد.
تو لیست شخصیت ها فقط همونی گفته شده که تو کتاب چهار بود ، یعنی علی بشیر ، یک جادوگر شرقی بوده که می خواسته قالیچه ی پرنده تو انگلیس بفروشه و وزارت جلوش رو گرفته!همین و بس! هیچ توضیح دیگری نه تو سایت و نه تو کتاب وجود نداره! و
خود مسئولان این بخش گفتن که : اگه در مورد شخصیتی توی داستان خیلی صحبت نشده ، خودتون باید بهش شکل بدید و معرفی اش کنید.
برای همین هم من این معرفی رو نوشتم.
خوب بید؟

تایید شد!
اهل: ایران - خوزستان
محل فعلی سکونت : دهکده هاگزمید
شغل: فروش وسایل جادویی شرقی مثل قالیچه
قد : 1.75
سن : 45
ریش : سیاه
چشم : سیاه
سر: کچل + یک کلاه شاپوی خاکستری
گروه : گریفندور
چوب جادو : ندارد - جادوگران ایرانی با دست هایشان جادو می کنند ( قبول کنید که رولینگ زیاد در مورد روش های جادو کردن توضیح نداده اونم تو شرق! پس گیر ندید - دو سال دیگه که داستانم چاپ شد ، می فهمین چی می گم!)
توضیحات : علی همراه دوستش استاد ارد به هاگزمید آمده تا چند ماهی تو هاگزمید وسایل جادویی ایرانی بفروشد.)
علی تو این مدتی حسابی خودش را در دل مردم هاگزمید جا کرده و وسایل خوبی هم می فروشد.
تو لیست شخصیت ها فقط همونی گفته شده که تو کتاب چهار بود ، یعنی علی بشیر ، یک جادوگر شرقی بوده که می خواسته قالیچه ی پرنده تو انگلیس بفروشه و وزارت جلوش رو گرفته!همین و بس! هیچ توضیح دیگری نه تو سایت و نه تو کتاب وجود نداره! و
خود مسئولان این بخش گفتن که : اگه در مورد شخصیتی توی داستان خیلی صحبت نشده ، خودتون باید بهش شکل بدید و معرفی اش کنید.
برای همین هم من این معرفی رو نوشتم.
خوب بید؟

تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/9/2 13:45:41
بسیاری از زندگان، سزاوار مرگ هستند، همانگونه که بسیاری از درگذشتگان، سزاوار زندگی؛ آیا میتوان زندگی را به آنان برگرداند؟ پس برای گرفتن جان دیگران، شتاب نکنیم!
گاندالف خاکستری
گاندالف خاکستری
سلام
من یه مدت با امیلی اسپلمن کار کردم ولی یه قضیه ای(!) باعث شد بیخیالش شم
قبلنا که شناسه های خارج از کتاب تایید میشدن الان موضوع چیه؟
یعنی چرا تایید نمی شن؟
خب الان قوانین عوض شدن.پیشنهاد میکنم از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنی
من یه مدت با امیلی اسپلمن کار کردم ولی یه قضیه ای(!) باعث شد بیخیالش شم
قبلنا که شناسه های خارج از کتاب تایید میشدن الان موضوع چیه؟
یعنی چرا تایید نمی شن؟
خب الان قوانین عوض شدن.پیشنهاد میکنم از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/9/2 13:44:46
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/10
آخرین ورود: چهارشنبه 27 خرداد 1388 14:00
از: كنار بر بچ مرگ خوار
پستها:
789

اسم:نات
سن:72
قد:175سانتيمتر
رنگ مو:قهوه اي مايل به مشكي
رنگ چشم:قهوه اي
گروه:اسليترين ومرگ خواران
چوب جادو:33سانت از دم اسب تك شاخ
علاقه منديها:لرد سياه.كشتن ماگلها.جادوي سياه...
زندگي نامه:اصيل زاده در هاگوارتز درس خوانده ام يك سال از لرد سياه بزرگترم موقعي كه لرد سياه بازگشت من بسرعت در خدمتش رسيدم و در كنار گويل ايستاده بودم اسم پسرم تئدور نات هستش و در موقعي كه ميخواستيم هري و دوستانش را در سازمان اسرار بكشيم من بي هوش شدممتاسفانه این شخصیت گرفته شده...یک شخصیت دیگه از لیست شخصیت های گرفته نشده بردار(به این لینک حتما سر بزن)
سن:72
قد:175سانتيمتر
رنگ مو:قهوه اي مايل به مشكي
رنگ چشم:قهوه اي
گروه:اسليترين ومرگ خواران
چوب جادو:33سانت از دم اسب تك شاخ
علاقه منديها:لرد سياه.كشتن ماگلها.جادوي سياه...
زندگي نامه:اصيل زاده در هاگوارتز درس خوانده ام يك سال از لرد سياه بزرگترم موقعي كه لرد سياه بازگشت من بسرعت در خدمتش رسيدم و در كنار گويل ايستاده بودم اسم پسرم تئدور نات هستش و در موقعي كه ميخواستيم هري و دوستانش را در سازمان اسرار بكشيم من بي هوش شدممتاسفانه این شخصیت گرفته شده...یک شخصیت دیگه از لیست شخصیت های گرفته نشده بردار(به این لینک حتما سر بزن)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:06:27
گزیده ای از برداشتهایم...
جوانا کاتلین رولینگ،بعد از نوشتن کتاب هری پاتر و ?
جوانا کاتلین رولینگ،بعد از نوشتن کتاب هری پاتر و ?
جزئیات کاربر

نام: گويندالين
نام خانوادگي: مورگن
گروه: هافلپاف
گويندالين مورگن كاپيتان تيم هارپي هالي هد كه يكي از باشگاه هاي بسيار قديمي ولزيه هست. كاپيتان هايدلبرگ هري يرز رو به دليل اين كه حقش بوده دچار ضربه مغزي كرده !!
همين طور كه معلومه عاشق كوييديچه. حالا هم براي اينكه عذاب وجدان ولش نمي كنه اومده تا تحصيلاتشو كامل كنه و با چوبدستيش كه از جنس چوب ماهونه به خيال خودش افتخار بيافرينه.
اما يكي از اقدامات مهم و خيرخواهانه ي گويندالين اين بود كه پاك جاروي پنجش رو به موزه بخشيد! و حالا يه آذرخش متاليك رينگ اسپرت داره!
اگر میشه دقیقا بگو که کدوم کتاب مربوط به هری پاتر و کجای کتاب اسم این بازیکن اومده تا معرفیت کامل تر بشه و تاییدت کنم
نام خانوادگي: مورگن
گروه: هافلپاف
گويندالين مورگن كاپيتان تيم هارپي هالي هد كه يكي از باشگاه هاي بسيار قديمي ولزيه هست. كاپيتان هايدلبرگ هري يرز رو به دليل اين كه حقش بوده دچار ضربه مغزي كرده !!
همين طور كه معلومه عاشق كوييديچه. حالا هم براي اينكه عذاب وجدان ولش نمي كنه اومده تا تحصيلاتشو كامل كنه و با چوبدستيش كه از جنس چوب ماهونه به خيال خودش افتخار بيافرينه.
اما يكي از اقدامات مهم و خيرخواهانه ي گويندالين اين بود كه پاك جاروي پنجش رو به موزه بخشيد! و حالا يه آذرخش متاليك رينگ اسپرت داره!
اگر میشه دقیقا بگو که کدوم کتاب مربوط به هری پاتر و کجای کتاب اسم این بازیکن اومده تا معرفیت کامل تر بشه و تاییدت کنم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:00:56
نام:کدوالادر
نام خانوادگي: اکازن
گروه: هافلپاف
چوب جادو: 32 سانتيمتر- از مخلوط خاک چوب تانس و چوب تنه ي درخت خاس – در لاي آن پري از جنس فقسيس*
اخلاق: بسيار مهربان
سن:42
شغل گذشته : فرزند پدر و مادرم
شغل حال: دانش آموز هاگوارتز – سال پنجم
شغل آينده: کاراگاهي
علاقه ها: درس، کوييديچ و....
معرفي کوتاه از زندگي شخصيت مورد نظر: پدرم ماگل است. مادرم جادوگر. پدر و مادرم با اينکه از لحاظ جادويي و ماگلي با هم فرق دارند بسيار با هم مهربانند. من بخاطر کوييديچ خوبم در تيم کوييديچ هافلپاف در پست مهاجم بازي مي کنم. من سعي مي کنم در تمام درس ها قوي و خوب باشم. من قصد دارم در آينده دگرگون نمايي رو با اينکه ميدانم سخت است بياموزم و کاراگاه وزارت سحر و جادو بشوم
خب این شخصیت رو دو نفر میخواستن که من به دلیل اینکه عضو مقابل به نظرم میتونه فعال تر باشه این شخصیت رو به اون فرد میدم...یک شخصیت دیگه از لیست شخصیت ها بردار
نام خانوادگي: اکازن
گروه: هافلپاف
چوب جادو: 32 سانتيمتر- از مخلوط خاک چوب تانس و چوب تنه ي درخت خاس – در لاي آن پري از جنس فقسيس*
اخلاق: بسيار مهربان
سن:42
شغل گذشته : فرزند پدر و مادرم
شغل حال: دانش آموز هاگوارتز – سال پنجم
شغل آينده: کاراگاهي
علاقه ها: درس، کوييديچ و....
معرفي کوتاه از زندگي شخصيت مورد نظر: پدرم ماگل است. مادرم جادوگر. پدر و مادرم با اينکه از لحاظ جادويي و ماگلي با هم فرق دارند بسيار با هم مهربانند. من بخاطر کوييديچ خوبم در تيم کوييديچ هافلپاف در پست مهاجم بازي مي کنم. من سعي مي کنم در تمام درس ها قوي و خوب باشم. من قصد دارم در آينده دگرگون نمايي رو با اينکه ميدانم سخت است بياموزم و کاراگاه وزارت سحر و جادو بشوم
خب این شخصیت رو دو نفر میخواستن که من به دلیل اینکه عضو مقابل به نظرم میتونه فعال تر باشه این شخصیت رو به اون فرد میدم...یک شخصیت دیگه از لیست شخصیت ها بردار
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/9/5 23:04:08
جزئیات کاربر

ای بابا
شما چقدر تو کار ملت سنگ می اندازید!
تو لیست شخصیت ها فقط همونی گفته شده که تو کتاب چهار بود ، یعنی علی بشیر ، یک جادوگر شرقی بوده که می خواسته قالیچه ی پرنده تو انگلیس بفروشه و وزارت جلوش رو گرفته!همین و بس! هیچ توضیح دیگری نه تو سایت و نه تو کتاب وجود نداره!
خودتون گفتید اگه در مورد شخصیتی توی داستان خیلی صحبت نشده ، خودتون باید بهش شکل بدید و معرفی اش کنید ، آخه مسلمان ها ، یکم هم انصاف داشته باشید ، کجای حرف های من کتاب را نقض کرده؟
آخه خدایا ، هیچ کس نیست که به فریاد من برسه؟
خوب چیکار کنم ؟

یه توضیح به این خوبی دادی منم همینو میخوام.لطف کن دوباره با توجه به مطالبی که گفتی و فرم معرفی شخصیت یه معرفی خوب و کامل انجام بده.موفق باشی
شما چقدر تو کار ملت سنگ می اندازید!
تو لیست شخصیت ها فقط همونی گفته شده که تو کتاب چهار بود ، یعنی علی بشیر ، یک جادوگر شرقی بوده که می خواسته قالیچه ی پرنده تو انگلیس بفروشه و وزارت جلوش رو گرفته!همین و بس! هیچ توضیح دیگری نه تو سایت و نه تو کتاب وجود نداره!
خودتون گفتید اگه در مورد شخصیتی توی داستان خیلی صحبت نشده ، خودتون باید بهش شکل بدید و معرفی اش کنید ، آخه مسلمان ها ، یکم هم انصاف داشته باشید ، کجای حرف های من کتاب را نقض کرده؟
آخه خدایا ، هیچ کس نیست که به فریاد من برسه؟
خوب چیکار کنم ؟

یه توضیح به این خوبی دادی منم همینو میخوام.لطف کن دوباره با توجه به مطالبی که گفتی و فرم معرفی شخصیت یه معرفی خوب و کامل انجام بده.موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/8/29 19:33:48
بسیاری از زندگان، سزاوار مرگ هستند، همانگونه که بسیاری از درگذشتگان، سزاوار زندگی؛ آیا میتوان زندگی را به آنان برگرداند؟ پس برای گرفتن جان دیگران، شتاب نکنیم!
گاندالف خاکستری
گاندالف خاکستری
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج