
روز قبل از مسابقه ، تالار ريون
چو: مک!! مــــــــــــــــــک!! من حوصله ي مسابقه دادن ندارم! پاشو به جام مسابقه بده!!
مک:عزيزم من الان نمي تونم!!! مگه نمي بيني که دارم سوالات طبقه بندي شده ي قلمچي رو حل مي کنم؟! بذار کنکور که دادم ميام توي همه ي مسابقه ها به جات شرکت مي کنم عزيــــــــــــزم!

و با حواس پرتي پاهاش رو تکون ميده!!
چو در حالي که به آرومي کمربند مشکيش رو در مياره:مک عزيزم، گفتي که نميري به جاي من مسابقه بدي؟!
مک:نه عزيزم! گفتم که امتحان دارم!! تو که انقد خودخواه و عوضي و بي مسئوليت و آشغال و مزخرف نيستي که بخواي من رو به خاطر اين خودخواهي هاي بچگانه و لوس خودت از درس و زندگي بندازي؟! هستي؟!
چو:الان بهت ميگم عشق من!!
و نانچيکوي خودش رو بيرون مي کشه و با ترکيب کمربند و نانچيکو حرکات آکروباتيک انجام ميده!
دوربين به سمت پنجره ميره و از مناظر زيبا و دل انگيز بيرون فيلم برداري مي کنه و لذت مي بره!!
__________
روز مسابقه-زمين کوئيديچ
فنگ:خب بچه ها هوا عاليه پس تا ميتونين از اين فرصت استفاده کنين و خوشبختانه زمين ما پشت به آفتابه و اين کار مهاجمها رو سخت مي کنه و به نفع دروازه بان ما و همين طور مهاجمان ما هست! سوالي نيست؟!
-سکوت!
-پس بياين براي همديگه آرزوي موفقيت و شادماني روزافزون داشته باشيم!!
-سکوت!
-ام م م ...مشکلي پيش اومده؟!
الک: ها!؟ (Version Gholmorad!)
بري:نگاه کن فنگ!!! ببين داور کيه!! اون کورممده!!
و برق شادي در چشم همه ي بازيکناي ريوني مخصوصا حزبي ها مي درخشه!!
و با سوت داور همه پرواز مي کنن!(البته بعدها يک عامل بيگانه اعلام کرد که داور به علت داشتن ضعف در عمل بينايي سوت رو برعکس گرفت و فقط قدري تف به اطراف پاشيد،اما عوامل ضدمنافق به کوري چشم بقيه سوت بلبلي زدن
)سرخگون دست بازيکن تيم گریف يعني جسیکاست.چو به سرعت به سمتش ميره:
-با زبون خوش توپو ميدي يا ازت بگيرم؟!

جسیکا:بينيم باو!
با مشاهده ي اين حرکت، چو يک عدد پاي مک! رو از تو جيبش در مياره و ميکوبه تو فرق سر جسیکا و جسیکا ميافته زمين!
ققي در نقش عامل دسيسه ساز:کورممد اينا زدن بازيکن ما رو کشتن!!
کورممد:بيجا کردن!!! سوووووووووووووووووووووت!! پنالتي به نفع ريون!!
ملت:مــــــــــــــــااااااااااااااااااااا!!

و بينز به طرز کاملا تخيلي يه گل رو براي ريون ثبت مي کنه!
مرلین:باب به خدا اين روحه!!
ققي:

الکسا:بذار من به بلاجر ضربه بزنم ديگه!! اين دفعه نوبت منه!!
بري:عمرا من بذارم!مسابقه ي قبلي تو زدي!
الک:خيلي آشغالي! و زارت يه دونه مي خوابونه تو گوش بري!
بري:
خيلي بي ادبي!!! کثافت!! و يه لگد مي زنه به الکسا!استرجس و هدی به حالت پيام بازرگاني رد ميشن!! و استرجس بلاجرو دودر مي کنه!
هدی:به نظرم بزن به اين کريچر نامرد استر!! خيلي موذيه!!تازه هنوز جبهه ش رو هم مشخص نکرده!! شايعه شده برا ولدی کچل هم کار مي کنه!!
استرجس:آره موذي خودشيرين بوق!
اندرو:موهاها!ما ها خيلي باحاليم!! خودم که کَل همه تونو خوابونده م!! واي خدا مردم از باحالي!!

هدی و استر:

و مرلین به حالتی همچون پارازیت با بلاجر مي زنه کريچ رو از روي جارو پرت مي کنه پايين! دو نفر از ناکجاآباد ميان و کريچ رو جم مي کنن مي برن!!
از طرفي سارا و مریدانوس و پني هم نخودچي خورون راه انداختن:
مری:اه اه اين چو رو بگو،فک کرده خشنه فک کرده اين تيريپا رو مياد خيلي باحاله!! خز شده بابا ديگه!
سارا: آره انسان خشن بوق، من خودم خیلی خفنم میزنم همه رو پرت میکنم بیرون!
پني:آره اون مکو بگو! ززي بي خاصيت....
مری در حالي که دستشو کرده توي ظرف نخودچي يک لحظه خشکش مي زنه و بعد چيزيو ميکشه بيرون و در حالي که فرياد ميزنه:ملــــــــــــــت من گوي زرينو گرفتم!! يوووووووووووووهوووووووووووووووو!!
کورممد به ققي:اين چي ميگه؟!
ققي:هيچي ميگه پني گوي زرينو گرفت!!
و کورممد در سوت خود ميدمه و بازيو به نفع ريون تموم مي کنه!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



















"
.. ما اومدیم بگیم جلوی گریف بازی نمی کنیم!"
"
