سلام . از نظر من دامبلدور كمي مرموزتر بود . زيرا در كتاب 6 در برابر دراكو از خود دفاع نكرد . واقعا چرا اين كار را نكرد ؟ از طرف ديگر هم سوروس اسنيپ چرا دامبلدور را كشت ؟ چر انگذاشت فنرير گري بك او را بكشد ؟ چرا نگذاشت كه يكي ديگر از مرگخواران او را بكشد ؟ و ... از همه ي اينها گذشته اسنيپ چرا به مادر دراكو قول داد كه از دراكو دفاع كند ؟ ارادتمند شما فرگوس فينيگان
فکر مینکم اسنیپ بخاطر جیمز و آزار واذیتشبه مرگخوارن پیوسته در صورتیکه واقعا دوست داشته در گروه سفید باشه و از جاسوس دو جانبه بودن خسته شده و دیگه برای هیچ کدوم از دو طرف کار نمی کنه و خودش می خواد به تنهایی قدرت رو بدست بگیره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نویل لانگ باتن در 1385/12/21 18:39:16
در مورد جوابي كه شما به سوال اول من داديد ايا اين امكان وجود داره كه برادر سيريوس كه به مرگ خوارها پيوست اونو برداشته باشه . در كتاب پنج قسمتي هست كه هري در خوانه سيريوس يك گردنبند سبز رنگ را مي بيند ايا اين امكان وجود دارد كه گردنبند در خوانه سيريوس باشد . و ايا گم شدن اليوندر به نقشه اي كه گفتيد دامبلدور كشيده ربطي داره
و در مورد عهد ناشكستني رولينگ عادت داره با كوچكترين چيزها بزرگترين چيزها را ايجاد كنه . يه چيز ديگه ايا دامبلدور يه انيماجاي يعني مي تونه به شكل حيوانات در بياد . اگر اينطور باشه من فكر مي كنم اون بايد يه زنبور باشه نظر شما چيه
اول : چه كسي قوي تر از دامبلدور بوده كه توانسته گردنبند را برداره ؟
بحث قوی تر بودن نیست در این مطلب.تجربه و یا دانستن محتویات درونی آن گوی امر مهمی بود که دامبلدور از آن بی اطلاع بود و یا حتی این خود جز نقشه ای هست که شاید با اسنیپ از قبل کشیده شده است.
نقل قول:
دوم : در كتاب ششم قسمتي هست كه بلاتريكس با اسنيپ در حال صحبت هستند اسنيپ جمله اي داره به اين شكل : اين من بودم كه به تو چگونگي كشتن سيريوسو گفتم .
منظورت رو نفهمیدم.یعنی فکر کنم جمله رو اشتباه نوشتی.ولی اگر واقعا چنین چیزی بوده است شاید طرز یا نقطه ضعف سیریوس را به او گفته است.
نقل قول:
اگر اسنيپ سفيده چگونه به قدرتمند ترين جادوگر سياه دروغ گفته ؟ و اگر سياهه چگونه به قدرتمند ترين جادوگر سفيد دروغ گفته ؟
نباید این را فراموش کنیم که اسنیپ یکی از بهترین چفت کننده ها هست و این کار برای لرد بسیار سخت بوده است و از طرف آلبوس اعتماد بیش از اندازه دامبلدور به او دامبلدور را از این کار وا داشته است.
نقل قول:
ويه چيز ديگه رد مورد عهد ناشكستني اين بود كه اونها نگفتند كه معموريت دراكو چيه فقط گفتند كه اسنيپ بايد به اون كمك كنه كه در انجام كارش موفق بشه شايد فقط در آوردن مرگ خوارها به مدرسه نه كشتن دامبلدور .
این نکته چیزی هست که من مدتها پیش تا به الان سر آن در حال بحث کردن هستم.خوشحال شدم شخصی با من هم عقیده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
دلايل جناب "باسيليسك old" كامل و دقيق بود من چند سوال دارم اول : چه كسي قوي تر از دامبلدور بوده كه توانسته گردنبند را برداره ؟ دوم : در كتاب ششم قسمتي هست كه بلاتريكس با اسنيپ در حال صحبت هستند اسنيپ جمله اي داره به اين شكل : اين من بودم كه به تو چگونگي كشتن سيريوسو گفتم . سوم : اگر اسنيپ سفيده چگونه به قدرتمند ترين جادوگر سياه دروغ گفته ؟ و اگر سياهه چگونه به قدرتمند ترين جادوگر سفيد دروغ گفته ؟
ويه چيز ديگه رد مورد عهد ناشكستني اين بود كه اونها نگفتند كه معموريت دراكو چيه فقط گفتند كه اسنيپ بايد به اون كمك كنه كه در انجام كارش موفق بشه شايد فقط در آوردن مرگ خوارها به مدرسه نه كشتن دامبلدور .
آقای الیوندر آخرین اخطار به شما به دلیل زدن پست تک خطی و بی دلیل در تاپیک ها داده شد.دفعه دیگه به اجبار با مدیران در موردت تماس گرفته میشود.لطفا رعایت کن که من مجبور با اون کار نشم.
ناظرین محترم و اعضای پست زن : میگم بهتره ادامه بحث روی پست باسیلسیک باشه. چون اگه معلوم بشه ، اسنیپ هم از مرموزی در میاد. خداییش پست باسیلسیک خیلی خفن بود. هرچند که من چشمام دراومد تا خوندمش. ( از بس زیاد بود )
به باسیلسیک : خیلی عالی بود. واقعا خسته نباشی. خیلی جالب بود. دلایل قابل قبول و دقیقی بود. درباره نقشه : دو حالت داره : 1. از اول نقشه بوده. 2. بعدا نقشه میکشن. بررسی : 1. من با اینکه از اول نقشه بوده موافق نیستم. این غیر ممکنه که دامبلدور قبل از رفتن به غار با اسنیپ نقشه کشیده باشه. چرا ؟ وقتی میگیم دامبلدور از قبل نقشه کشیده بوده یعنی : دامبلدور از ورود مرگخوارا با خبر بوده . ( که اینجوری نیست ) اگه بگیم اسنیپ میدونسته که بازم اشتباست. چون اسنیپ هیچ جا صریحا نمیگه که از ماموریت مالفوی با خبره. در فصل دوم هم که به بلا سیسی میگه ، میخواد یه جری به قول معروف یه دستی بزنه تا از زیر زبون اونا بکشه بیرون. هرجایی هم که اسنیپ مالفوی رو تنها گیر میاره ، میپرسه مخوای چیکار کنی ؟ پس نه دامبلدور و نه اسنیپ از ماموریت مالفوی و ورود مرگخوارا خبر نداشتن. بر فرض محال هم که خبر داشتن ، چطوری ممکنه اسنیپ شب حادثه خواب باشه و هرمیون و ... برن بیدارش کنن یا همون صداش کنن. اینجوری ممکن بود قبل از رسیدن اسنیپ ، یکی از مرگخوارا واقعا دامبلدور رو بکشه .( البته بر اساس نقشه )
2. میتونیم بگیم بعدا نقشه کشیدن ؟ بعدا یعنی کی ؟ یعنی زمانی که اسنیپ میاد بالای برج و برای چند لحظه دامبلدور و اسنیپ به هم خیره میشن. شاید بشه گفت با ذهن، در اون لحظه نقشه میشکن که دامبلدور نمایشی بمیره تا اسنیپ به ولدمورت نزدیک بشه. ولی یه اشکال وجود داره. اگه اسنیپ یه طلسم دیگرو بجای طلسم مرگ گفته ( توی ذهنش) ، چرا دامبلدور پرتاب میشه؟ اگه قرار بوده دامبلدور نمیره : اولا اسنیپ باید یه طلسمی رو اجرا میکرد که شبیه به طلسم مرگ باشه . نه اینکه پرتاب کنه. ثانیا هر کسی حتی ولدمورت هم باشه از اون فاصله ( برج تا زمین ) بیفته حتما میمیره.
با این توضیحات ، من با نمایشی بودن مرگ دامبلدور و سفید بودن اسنیپ کاملا مخالفم ، مگر اینکه یکی دلیل قانع کننده ای برای رد این مسائل بیاره .
اون دیده نشدن جسد دامبلدور هم نکته قابل توجهیه ، اما در برابر دلایل بالا ، برای من نمایشی بودن مرگ دامبلدور غیر قابل قبوله.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1385/12/14 4:37:08
سلام رفقا.اومدم اما دیر ولی با دستی پر.با این دلایل بر همگان معلوم میشه که دامیلدور زندست و اسنیپ دوست.
دامبلدور نمرده
تمامي اين دلايل برا ي اثبات اينه كه دامبلدور نمرده و تمام اتفاقات نقشه اي بوده كه توسط دامبلدور كش يده شده بود . البته تك تك ا ين دلايل به تنها يي قانع كننده نيست اما اگر همه را با هم در نظر بگيريد، اون وقت...
1- نا اميدي بزرگ دامبلدور هري به همراه دامبلدور در بالاي برجي بودند كه علامت شوم اونجا بود. هري شنل نامريي را پوشيده بود كه دامبلدور دستور داده بود قبل از رسيدن به برج اونو بپوشه. هري صدا ي پاهايي را شنيد و به اطراف نگاه كرد اما دامبلدور با حركتي به او گفت كه عقب برود . هري چوبدستياش را بيرون كشيد و به ديوار پشتش چسبيد.
The door burst open and somebody erupted through it and shouted, "Expelliarmus!" Harry's body became instantly rigid and immobile, and he felt himself fall back against the tower wall, propped like an unsteady statue, unable to move or speak. جالب اينجاست كه تمام اين اتفاقات به سرعت مي افته و خود هري هم گيج مي شه.
He could not understand how it happened -- Expelliarmus was not a Freezeing Charm -- Then, by the light of the Mark, he saw Dumbledore's wand flying in an arc over the edge of the ramparts and understood... Dumbledore had wordlessly immobilized Harry, and the second he had taken to perform this spell had cost him the chance of defending himself. چرا دامبلدور هري را منجمد كرد؟ هري كه زير شنل نامريي بود و از خطر در امان بود. تنها توجيهي كه ميشه ارائه داد، اينه كه دامبلدور از قبل برنامه ا ي برا ي مرگ خودش داشته (تا به نظر بيادكه مرده ) و نمي خواست كه هري صدمه ببينه براي ا ينكه هري با يد شاهد ماجرا مي بود و به همه مي گفت كه دامبلدور مرده. شايد هم دامبلدور به اسنيپ قول داده باشه كه هري مداخله نكنه چون هم حس هري نسبت به اسنيپ را مي دونست و هم اينكه مي دونست اسنيپ بايد چه كار كنه. تنها حدسي كه در مورد منجمد شدن هري مي شه زد ، اينه كه دامبلدور حتي بدون فكر كردن ، هري را منجمد كرد... از اينجا مي شود نتيجه گرفت كه دامبلدور از قبل اين برنامه را داشته است. هري پيش خود فرض كرد كه دامبلدور اين طلسم را انجام داده است و ا ينكه طلسم قو ي تر شده بود . هنگامي بود كه دامبلدور از برج خارج شد. 2 - بياييد همه با هم مرگ را بازي كنيم. هنگامي كه دامبلدور با دراكو صحبت مي كرد به دراكو راه جالبي نشان داد. -"I can help you, Draco." -"No, you can't," said Malfoy, his wand shaking very badly indeed. "Nobody can. He told me to do it or he'd kill me. I've got no choice." -"He cannot kill you if you are already dead. Come over to the right side, Draco, and we can hide you more completely than you can possibly imagine."
دامبلدور پيشنهاد داد كه از مادر مالفوي محافظت كند تا هنگامي كه پدرش لوسيوس از آزكابان خارج شود. اين خيلي جالبه . دامبلدور ميگه كه راهي رو بلده كه مي تونه نشون بده دراكو مرده در حالي كه چنين نيست. آيا اين همان راهي نيست كه دامبلدور برنامه آن را داشت؟
افشاگري بزرگ : نسخه انگليسي، قسمت مهمي از متن را ندارد. نسخه انگليسي، قسمتي از متن كه براي دلايل ما بسيار مهم مي باشد را ندارد! نسخه انگليسي متن: -"He told me to do it or he'll kill me. I've got not choice." -"Come over to the right side, Draco, and we can hide you more completely than you can possibly imagine.What is more, I can send members of the Order to your mother tonight to hide her likewise. Your father is safe at the moment in Azkaban...when the time comes we can protect him too...come over to the right side, Draco...you are not a killer..." Malfoy stared at Dumbledore. نسخه امريكايي متن (قسمت هاي حذف شده پررنگ است) : -"He told me to do it or he'll kill me. I've got no choice." -"He cannot kill you if you are already dead. Come over to the right side Draco, and we can hide you more completely than you can possibly imagine. What is more, I can send members of the Order to your mother tonight to hide her likewise. Nobody would be surprised that you had died in your attempt to kill me – forgive me, but Lord Voldemort probably expects it. Nor would the Death Eaters be surprised that we had captured and killed your mother -- it is what they would do themselves, after all. Your father is safe at the moment in Azkaban...When the time comes we can protect him too. Come over to the right side, Draco...you are not a killer..." Malfoy s at Dumbledore.
هر دو متن اين مفهوم را مي رسانند كه دراكو بايد از ديد ولدمورت مخفي بشه انگار كه مرده است. آيا امكان دارد كه رولينگ اين متن رادر نسخه اصلي آورده باشه و بعد متوجه شده كه اشتباه كرده و دليل خوبي به ما داده و اين قسمت را حذف كرده باشه ولي اتفاقي در نسخه امريكايي چاپ شده باشه؟ 3- فوكس هيچ تلاشي براي محافظت از دامبلدور نكرد. ما ديديم كه فوكس در آخرين لحظات به كمك هري آمد و در تالار اسرار هري را نجات داد: As Harry trembled, ready to close his eyes if it turned, he saw what had distracted the snake. Fawkes was soaring around its head, and the basilisk was snapping furiously at him with fangs long and thin as sabers --Fawkes dived. His long golden beak sunk out of sight and a sudden shower of dark blood spattered the floor. و همچنين دامبلدور را: ...One more jet of green light had flown at Dumbledore from Voldemort's wand and the snake had struck --Fawkes swooped down in front of Dumbledore, opened his beak wide, and swallowed the jet of green light whole. He burst into flame and fell to the floor, small, wrinkled and flightless.
مي دونيم كه فوكس در اطراف برج بوده چون بعد از مرگ دامبلدور خودش را نشون داده پس چرا اين بار به كمك دامبلدور نيامده بود تا جون اونو نجات بده؟ من فكر مي كنم كه دامبلدور خودش نمي خواست زندگي اش حفظ شود؛ و ا ين حرف ، تئوري اي را كه همه ي اينها نقشه دامبلدور بوده را تاييد مي كنه. يعني دامبلدور خودش مي خواست كه اون شب بالاي برج بميره.
4- طلسم آواداكداورا Avada Kedavra وقتي كه به طور دقيق قسمتي كه اسنيپ دامبلدور را كشت ميخوندم، يه چيز عجيبي تو ذهنم بود كه زياد بهش توجه نكردم... اما بعدش اين اولين قسمتي بود كه باعث شد فكر كنم دامبلدورنمرده. ما در قسمت هاي قبل ديديم كه طلسم آواداكداورا باعث مرگ آني و افتادن فرد روي زمين مي شه: He was screaming so loudly that he never heard the words the thing in the chair spoke as it raised a wand.There was a flash of green light, a rushing sound, and Frank Bryce crumbled. He was dead before he hit the floor.
Snape raised his wand and pointed it directly at Dumbledore. "Avada Kedavra!" A jet of green light shot from the end of Snape's wand and hit Dumbledore squarely in the chest. Harry's scream of horror never left him; silently he was forced to watch as Dumbledore was blasted into the air. For a split second, he seemed to hang suspended beneath the shining skull, and then he slowly fell backward, like a great rag doll, over the battlements and out of sight.
به هر حال وقتي اسنيپ از اين طلسم عليه دامبلدور استفاده كرد دامبلدور به هوا پرتاب شد و از برج پا يين افتاد. Snape raised his wand and pointed it directly at Dumbledore. "Avada Kedavra!" A jet of green light shot from the end of Snape's wand and hit Dumbledore squarely in the chest. Harry's scream of horror never left him; silently he was forced to watch as Dumbledore was blasted into the air. For a split second, he seemed to hang suspended beneath the shining skull, and then he slowly fell backward, like a great rag doll, over the battlements and out of sight.
چرا اين طلسم نسبت به دفعات قبلي كه آن را ديديم متفاوت عمل كرد؟ شايد طلسمي كه اسنيپ به كار برد متفاوت بوده . توجه داشته باشيد كه كل اشاره كتاب روي طلسم هاي بي كلامه . پس ممكنه اسنيپ گفته باشه آواداكداورا اما طلسمي كه در ذهنش بوده ا ين نبوده فقط طلسمي بوده كه باعث مي شده دامبلدور مرده به نظر بياد . همين طور عنوان فصل هم مشكوك به نظر مياد : The Lightning-Struck Tower و اين همون چيز بدشگوني هست كه تريلاني در صفحه 543 در فصل بيست و پنج به اون اشاره كرده پس اسنيپ در اين قسمت از طلسم آواداكداورا استفاده نكرده فقط يه نوع طلسم بوده كه نور سبز رنگ ايجاد مي كنه. 5 - اتفاقي نمي افته مگر اينكه بخواهي. در محفل ققنوس ما يه چيز جالب از بلاتريكس شنيديم هنگامي كه هري اونو طلسم كرد:
Hatred rose in Harry such that he had never known before. He flung himself out from behind the fountain and bellowed "Crucio!" Bellatrix screamed. The spell had knocked her off her feet, but she did not writhe or shriek with pain as Neville had -- she was already on her feet again ... -"Never used an Unforgivable Curse before, have you, boy?" she yelled. "You need to mean them, Potter! You need to really want to cause pain -- to enjoy it ..."
اگه اسنيپ داشته براي دامبلدور كار مي كرده كه به نظر مرده بياد، به جهان مي گفت كه دامبلدور مرده ؛ انگار اسنيپ اونو كشته ؛ و اگه اسنيپ ذرها ي فكر مي كرد كه نميخواد اونو بكشه طلسم دامبلدور رو نمي كشت اما شايد اونو بد جوري زخمي مي كرد. 6 - سوگواري ققنوس دقيقا بعد از مرگ دامبلدور هنگامي كه همه در درمانگاه جمع شده بودند و هري مي گفت كه اسنيپ چگونه دامبلدور را كشته، اتفاق مهمي افتاد: Madame Pomfrey burst into tears. Nobody paid her any attention except Ginny, who whispered, "Shh! Listen!"
همه اونجا بودند. رون و خونواده اش، هرميون، لوپين و تانكس اما مادام پامفري اين قضيه رو ميگه: Gulping, Madame Pomfrey pressed her fingers to her mouth, her eyes wide. Somewhere out in the darkness, a phoenix was singing in a way Harry had never heard before; a stricken lament of terrible beauty. رولينگ يه پاراگراف ديگه هم در مورد آواز ققنوس مي نويسه، در حالي كه داره به نكته اي اشاره مي كنه: Harry felt, as he had felt about the Phoenix song before, that the music was inside him, not without ... How long they stood there, listening, he did not know, nor why it seemed to ease their pain a little to listen...
هنگامي كه مك گوناگال وارد مي شه موضوع عوض مي شه و آواز فراموش ميشه. بعد از تعريف ماجرا با مك گوناگال، رولينگ دوباره به آواز ققنوس اشاره مي كنه كه كماكان در حال پخش شدن در فضاست: They all fell silent. Fawkes's lament was still echoing over the dark grounds outside.
فوكس هر كاري كه داشت مي كرد سخت مشغول همون كار بود... ...و ققنوس فقط غم اندوه بقيه را نمايش مي داد همان طور كه از عنوان فصل انتظار مي ره. آيا فراموش كرده ايد كه اشك ققنوس خاصيت درماني دارد؟ اين مادام پامفري بود كه اشك بر چشمانش نشست . او قدرت درماني ققنوس رو مي دونست و براي همين به يه موضوع عجيب پي برد. رولينگ يه مشكل ديگه هم داشت ، اونم اين بود كه هر ي اونو از داخل خودش احساس مي كرد ، همون طوري كه دفعه قبل توسط اشك ققنوس درمان شده بود. و همچنين درد هايش را كاهش مي داد. به هر حال ا ين متن مي خواست بگه كه فوكس در حال گريه كردن بوده و مي خواسته كسي رو درمان كنه . شا يد ققنوس نتونه كسي رو از آواداكداورا نجات بده ولي اگه دامبلدور با يه طلسم آواداكداورا واقعي رو به رو نشده بود و با يه طلسم ديگه كه اون رو مرده نشون بده، (همان طور كه در بالا اشاره شد)، اونوقت چي؟ 7 - كسي چوبدستي دامبلدور را نديد. اولين چيزي كه در شب حادثه اتفاق افتاد خارج شدن چوبدستي دامبلدور از دستش بود: اما الان چوبدستي اش كجاست؟ مي دونيم كه چوبدستي يه جادوگر خيلي براش مهمه. پس جادوگري به قدرت دامبلدور، خيلي براش مهمهچوبدستيش دست آدم هاي بد نيفته! اما تا اونجايي كه مي دونيم، هيچ كس چوبدستي دامبلدور را تكه تكه نكرد . بعد از اون صحنه بالاي برج ،ديگه به چوبدستي دامبلدور هيچ اشاره اي نشد. پس چوبدستي دامبلدور به خاطر ا ين گم شده كه هنوز تو دست خودشه و ا ينكه چون هنوز زنده است بهچوبدستيش احتياج داره! 8-نه جسدي، نه گريه اي تنها وقتي جسد دامبلدور را د يديم كه چند لحظه بعد از مرگش روي زمين افتاده بود و هري كنارش زانو زده بود. هاگريد جسد دامبلدور را در قبري گذاشته بود كه درش بسته بود. (در تابوت) ما هيچ وقت جسد دامبلدور را در مراسم خاكسپاري نديديم. چه جوري مطمين باشيم كه اون اونجا بوده؟! 9 - ارتباط دامبلدور با آتش دامبلدور سوختني بود . در قسمتي از مراسم دور بدن دامبلدور را آتش فرا مي گيرد و وقتي ناپديد مي شود دامبلدور در يك مقبره سفيد قرار گرفته بود. باز هم ما بدن دامبلدور را نمي بينيم. اما مهم تر از اون هيج كسي آتش را روشن نكرده بود خود به خود روشن شده بود. بدن دامبلدور همينطوري آتش گرفت. شبيه چه كسي؟ ما فوكس را د يديم كه چندين بار ا ين كار را كرده و مي دونيم كه چه اتفاقي براي فوكس بعد از اون مي افته. در قسمت هاي ديگر ديديم كه دامبلدور چندين بار از آتش استفاده كرده است كه سمبل ققنوس است: دفعه اول كه تام ريدل را ديد براي اثبات اينكه جادوگر است، رختكن لباس او را آتش زد. براي محافظت از خودش و هري در غار، از آتش استفاده كرد. و اگر ما اشاره به فوكس را نگرفته باشيم، رولينگ اينجا هم اشاره كرده است: همه اينها نشون ميده كه اگه دامبلدور واقعا مرده باشه، اين قابليت را داره كه از خاكستر مرگش دوباره زنده بشه. يا با قدرت خودش و يا با قدرت درماني فوكس. 10 - مي دونين كه دامبلدور و اسنيپ هر دو مي تونستن كه ذهن رو بخونن و هنگامي كه اسنيپ وارد شد ، دامبلدور صداش زد و هر دو براي مدتي به هم نگاه كردند . (مي تونستن از طريق ذهن حرف زده باشن .) بعد از اون، دامبلدور به اسنيپ گفت: - Severus... Please "……" دامبلدور كسي نيست كه بخواد التماس كنه. بلكه از اسنيپ ميخواست كه اونو بكشه چون اگه اين كارو نمي كرد ، خود اسنيپ مي مرد (به خاطر پيمان وفاداري كه با بلاتريكس و نارسيسا بسته بود .) و شخص ديگه اي دامبلدور را مي كشت. در نتيجه قبلا دامبلدور به اسنيپ دستور داده بود در اين شرايط اون كارو بكنه. 11 - بعد از قضيه كشته شدن دامبلدور، هنگام جدال هري با اسنيپ، اسنيپ هري رو نكشت بلكه به او نصيحت كرد كه ذهنشو ببنده و ياد بگيره ورد ها رو آروم بگه تا موفق بشه. 12 - وقتي كه يه مرگ خوار خواست به هري حمله كنه اسنيپ جلوشو گرفت.
پس ميتونيم نتيجه بگرييم كه: -1 اسنيپ به دستور دامبلدور اون كارو كرده. -2 اسنيپ آدم خوبي بوده. -3 اگه دامبلدور تو كتاب بعدي نباشه (يعني خودشو مخفي كرده باشه)، اين اسنيپه كه مخفيگاه ولدمورت رو به هري نشون ميده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همیشه یه گیری وجود داره
Module Hammer System v. 4.0.0.118 Module Aftabeh System v. 3.0.2.512
با اينكه مرموزترين شخصيت داستان اسنيپ هست 100% موافقم شخصيتي كه هيچ كسي حتي دامبلدور هم اون رو نشناخت، اين نشون ميده كه شخصيت مرموز اسنيپ هم از لرد ولده مورت هم بيشتره!
يه همچين شخصيت مرموزي رو نبايد هيچ وقت بهش اعتماد كامل كرد حتي اگر مثل اسنيپ چندين سال تو محفل خدمت بكنه و ادم خوبي باشه چون نشون داد كه ادم مورد اعتمادي نيست
البته هنو حدس اينكه اسنيپ خوبه يا بد رو هم نميشه گفت چون برميگرده به همين مرموز بودن شخصيتش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام