شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ولی به هر حال رولینگ مسلما با تحقیقات کافی امتیاز نشر کتابها به زبان فارسی رو منحصرا داده به تندیس.
من جداً شک دارم! تحقیقات کافی؟ فکر کنم تنها به این خاطر بوده که تندیس اولین ناشر ایرانی بوده که رفته دنبال مجوز و احتمالاً کلی سرشون شیره مالیده تا بهش جواز دادن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
دوم اینکه ما ترجمه آزاد نداریم و این کلمه کلا غلطه چون در بطن معنی خود ترجمه قید و بند و وابستگی وجود داره مثل اینکه بگی ماه بی نور، یا زندانی آزاد. ترجمه مثل طنابیه که زبان مبدا رو به مقصد وصل میکنه و مترجم میتونه خودش رو به یک زبان نزدیکتر کنه که یعنی میشه ترجمه رو وفادار به زبان مبدا یا وفادار به زبان مقصد انجام بده. و این کار ابدا به معنی تغییر مفاهیم کتاب نیست. دو مثال روشن میزنم تا مشخص بشه براتون
به هیچ وجه منظورم این نبود که هر کس هرچی دلش خواست ترجمه کنه. البته این لفظ دقیقا در کتاب زبان فارسی 3 در سال سوم نظری اومده: ترجمه ددو نوع میباشد: ترجمه ی دقیق یا تحت الفظی ترجمه ی آزاد یا روان
من که از خودم درنیاوردم!!!!! مترجم در ترجمه ی آزاد ترجمه رو به زبان مقصد نزدیک میکنه. ولی این دلیل نمیشه که بی وفا به متن اصلی باشه ...مفاهیم رو باید منتقل کنه ولی در قالب زبان مقصد. ترجمه ی تحت الفظی یه چیزی میشه تو مایه ی بعضی فصل های هری پاتر2000!!!
در مورد اون ترجمه هم من سواد انگلیسی و فرانسوی برای اظهار نظر ندارم. ولی به هر حال رولینگ مسلما با تحقیقات کافی امتیاز نشر کتابها به زبان فارسی رو منحصرا داده به تندیس. و رولینگ دذر هر جا که من اطلاع دارم گفته ترجمه ها روان تر باشه بهتره. مخصوصا جایی که تاکید رو اسم کتاب7 نداره و میگه اگه نتونستین مفهوم رو برسونین بگید : یادگارهای مرگ (حالا ویدا گفته یادگاران مرگ)
اولا مترجم رسمی وظیفشه کتابو درست ترجمه کنه و حق همه هست که اعتراض کنن چون نشر تندیس 300 میلیون تومان حداقل از این کتاب سود میکنه در حالیکه بقیه کسانی که کتابو ترجمه میکنن این کارو مجانی انجام دادن. دوم اینکه ما ترجمه آزاد نداریم و این کلمه کلا غلطه چون در بطن معنی خود ترجمه قید و بند و وابستگی وجود داره مثل اینکه بگی ماه بی نور، یا زندانی آزاد. ترجمه مثل طنابیه که زبان مبدا رو به مقصد وصل میکنه و مترجم میتونه خودش رو به یک زبان نزدیکتر کنه که یعنی میشه ترجمه رو وفادار به زبان مبدا یا وفادار به زبان مقصد انجام بده. و این کار ابدا به معنی تغییر مفاهیم کتاب نیست. دو مثال روشن میزنم تا مشخص بشه براتون مثلا در همین کتاب جایی اومده رنگ طرف مثل ملافه سفید شد که این مثل انگلیسیه و مثل فارسیش میشه رنگش مثل گچ دیوار سفید شد. خب مفهوم هر دو اینها یکیه. مترجمی که وفادار به زبان مبدا هست اولی و مترجم وفادار به زبان مقصد دومی رو انتخاب میکنه. یا مثال بسیار واضح رولینگ از اینچ و فوت استفاده کرده و مترجم میتونه اینا رو همینطوری بنویسه ( وفادار به مبدا) یا تبدیل کنه به متر و سانتیمتر ( وفادار به مقصد) ولی مفاهیم همه جا یکسان هستند. مرغ در همه دنیا قد قد میکنه ولی در هر زبان یه جور تلفظ میکنن و مینویسنش
و ابدا ترجمه به این معنی نیست که هر جا هر چی عشقمون کشید بنویسیم. و در کتاب اسلامیه هم شما اگه کتاب هفتم رو با کتاب های زیر ششم مقایسه کنید میبینید که این موارد ده ها برابر کم شده.
ولی در این مورد واضحه که خانم اسلامیه بدون تحقیق و از روی معلومات فرانسه خودشون اینو نوشتن و از زیر نویس معلومه که معنی رو اشتباه کرده.
و چیزی که من براش نوشتم اینه: جرج گفت: گوش بدین، گوش بدین فک میکنم همین جمله تا حد زیادی معنی رو میرسونه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
دوركاس ميدوز نوشته: به نظر من هم ودا اسلاميه نبايد اين كتاب ها را ترجمه مي كرد. در ترجمه هاي هري پاتر بسيار اشتباه داشته كه كاملا مشخص به صورت غير حرفه اي ترجمه شده .كساني هستا در ايران كه مدت ها در اينگليس زندگي كردن و ادبيات ان كشور را خواندن و در دانشگاه ها تدريس مي كنند كه به ايده ي من ويدا اسلاميه انگشت كوچيكه ي آنها هم نمي شه.نه زود ترجمه مي كنه .نه درست ترجمه مي كنه.كتالب كتاب هايي هم هست كه سانسور نشده به چاپ رسيده .مثل غرور و تعصب و ... .نمي دونم مشكلش چيه .من هم نسخه ي اصلي رو خوندم و هم e-book و تر جمه ي ويدا اسلاميه .به نظر من بيشتر فصل هاي ترجمه ي اوليه اي كه هممون خونده بوديم بهتر بود.اميد وارم ديگه اين اشتباهات ازش سر نزنه ولي ديگه همه چيز تموم شده ...
دیگه دارین نمکدون میشکنین...درسته یه ذره ایراد داشت و سانسور شده بود اما دیگه نباد این قدر دختر مردمو با تقصیر بدونیم... بدبخت گناه داره ...برای کتاب زحمت کشیده...بازم بگین...
به نظر من هم ودا اسلاميه نبايد اين كتاب ها را ترجمه مي كرد. در ترجمه هاي هري پاتر بسيار اشتباه داشته كه كاملا مشخص به صورت غير حرفه اي ترجمه شده .كساني هستا در ايران كه مدت ها در اينگليس زندگي كردن و ادبيات ان كشور را خواندن و در دانشگاه ها تدريس مي كنند كه به ايده ي من ويدا اسلاميه انگشت كوچيكه ي آنها هم نمي شه.نه زود ترجمه مي كنه .نه درست ترجمه مي كنه.كتالب كتاب هايي هم هست كه سانسور نشده به چاپ رسيده .مثل غرور و تعصب و ... .نمي دونم مشكلش چيه .من هم نسخه ي اصلي رو خوندم و هم e-book و تر جمه ي ويدا اسلاميه .به نظر من بيشتر فصل هاي ترجمه ي اوليه اي كه هممون خونده بوديم بهتر بود.اميد وارم ديگه اين اشتباهات ازش سر نزنه ولي ديگه همه چيز تموم شده ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Can You Forgive Me Again, You're My One True Friend, And I Never Ment To Hurt You
من هم خیلی مایلم بدونم نشر تندیس با چه کلکی مجوز انتشار به عنوان ناشر رسمی گرفته. چیزی که میگم میدونم ممکنه از نظر بعضیا خونم رو حلال کنه ولی به نظرم خانم اسلامیه مصداق کفش کهنه در بیابونه! کشورهای دیگه برای اینکه جواز نشر بگیرن باید مترجمشون به تائید ناشرین اصلی بین المللی کتاب برسه! ما توی کشورمون مترجمینی کهنه کار و فوق العاده داریم که شاید کلاس کارشون بهشون اجازه ترجمه هری پاتر رو نمیده ولی اگه یکی از اونا هری پاتر رو ترجمه میکرد شاید دیگه لازم نبود دنبال متن اصلی بریم و حتی اونایی که زبانشون هم خوبه مشتاقانه هری پاتر فارسی رو بخونن. توضیح هری پاتر کاملاً صحیحه! این اولین دفه هم نیست که ویدا برای "راحتی کار خودش" یه جمله رو به دلخواه تغییر میده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالی ویزلی در 1386/7/8 23:41:28
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
خیلی ببخشیدها ما الان داریم توی به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنیم ها نه وسط منهتن پس خانم اسلامیه نمیتونه همه چیز رو رک و پوست کنده تعریف کنه تازه به نظر من چون انتشارات تندیس ناشر رسمی توی ایرانه از لحاظ این جور مسائل روش فشار بیشتری هست در کل ترجمه های خانم ویدا اسلامیه به نظر من یه سر و گردن از همه بالا تره.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هویچ در 1386/7/8 16:50:27
www.rjhp.blogfa.com چه فرقی می کنه ؟ مرزها کجاست ?
اولا به نظرم نباید کتاب رو سانسور میکرد. دلیل:1-چون هم کتاب عاشقانه تر و جذاب میشد. 2-بیشتر اخلاق و خصوصیات شخصیت ها اشکار میشد. 3-هری پاتری ها مجبور نبودند برن سراغ نسخه ی اصلی اش.. به نظر من بیشتر جاهای کتاب هم عیب داشت....
به جای اینکه به ویدا گیر اضافی داده بشه خواهش میکنم به محتوا دقت کنین...ویدا که غلط نکرد اومد هری پاتر رو برا ملت ترجمه کرد!!!!!!!!!! اشتباه جزیی از کار مترجمه..ولی تجربه نشون داده که ویدا برای روونی کار بعضی دیالوگها و کلمات رو از ترجمه حذف کرده.ویدا مترجم آزاد یا روانه و معنی تحت الفظی رو در کاراش نداره.این ترجمه به طور کامل به کتاب وفادار نیستند و دیدش نسبت به خواننده ی ایرانیه:زبان مقصد شاید مثل همین مورد ...شما چطور اینو ترجمه کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ترجمه ی شما (در این پست) فقط یه صفحه پاورقی میخواد!!! البته من از فرانسوی چیزی حالیم نمیشه ولی ویدا سوتی به این بزرگی تا به حال نداده.شاید معنی دیگری داشته .ترجمه ای هم که شما در اینجا کردی ...کمی دست و پا شکسته بود و معنی لفظ رو غلط ننوشته که! حالا اصطلاح بوده...یا فرانسوی بوده و یا گوش بوده ولی در هر صورت متن انگلیسی نارساست.وگرنه نباید ابهام درست میکرد.
گاهی اوقات چیزای فوق العاده عجیبی در ترجمه اسلامیه دیده میشه که آدم به چشم و گوش و ذهن و همه چی خودش شک میکنه
فصل پنجم صفحه صد: جرج گفت: آفَغین ، آفَغین
و زیر نویس برای آفَغین: آفرین با لهجه فرانسوی
در حالیکه در متن اصلی اومده ear ear
که این hear hear با مسخره کردن لهجه فرانسوی فلوره و در واقع اینجا جرج دو سه تا مزه رو با هم میپرونه اولا به فلور تیکه میندازه که وفاداری به دوستانو از هری یاد بگیرد یعنی گوش بده
دوما به گوش خودش اشاره میکنه که کنده شده یعنی زیر زیرکی به فلور میگه این منم که بیشترین ضررو کردم و گوشم کنده شده بعد تو جوش میزنی و برای آینده نقشه میکشی
سومم که به همه میگه گوش کنن
من در عجبم که خانم اسلامیه از خودش یه کلمه گذاشته بعد با چه اعتماد به نفسی براش زیر نویسم نوشته به طوری که من با وجودی که مطمان بودم رفتم به یکی دو تا رفیق فرانسویم ایمیل زدم و سوال کردم در موردش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1386/7/8 10:05:48 ویرایش شده توسط سیلوی کرو در 1403/3/24 20:42:09
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.