
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
56 کاربر(ها) آنلاین هستند (42 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
54
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
3 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

نام: مينروا مك گونگال
گروه: گريفيندور
خصوصيات ظاهري:
اگر يك پسر بچه ي شرور سال اولي من را ببيند، حتما من را اينطور توصيف خواهد كرد:
چهره اي عبوس و عينكي مربع شكل دارد. موهاي سياه خود را به شدت پشت سرش جمع كرده و ردايي زمردين بر تن دارد.
خصوصيات اخلاقي:
اما يك شاگرد خوب سال بالايي، من را اينگونه ميبيند:
خانمي موقر كه در عين حالي كه خود را خشن نشان مي دهد، داراي قلب رئوفيست و اگر فرد خوبي باشي، حتما به تو كلوچه تعارف ميكند. اما در عين حال بسيار منضبط مي باشد.
توضيحاتي در مورد من:
من معاون مدرسه ي هاگوارتز در زمان پروفسور دامبلدور بودم و بعد از مرگ او و همچنين فوت پروفسور اسنيپ، رئيس هاگوارتز شدم. علاقه ي بسياري به جام كوييديچ دارم و چون تقريبا هميشه آنرا در اتاقم ديده ام< ترجيح ميدهم بازهم آنرا در اتاقم مشاهد كنم!
اصولا عقايد من را مثل عقايد پروفسور دامبلدور ميدانند و اين امر رو مايه ي مباهات خودم ميدونم.
استاد تدريس تغيير شكل هستم و البته خوب ميتونم خودم رو به شكل گربه در بيارم.
عضو محفل ققنوس هستم و در ماموريت هاي بسياري شركت كرده ام. و اين امر رو بهترين عمل خودم در تمام عمرم ميدونم.
با تشكر: آنيتا دامبلدور
تایید شد!
نیازی به تایید در بازی با کلمات و کارگاه نبود چون قبلا شناسه داشتید. موفق باشی
گروه: گريفيندور
خصوصيات ظاهري:
اگر يك پسر بچه ي شرور سال اولي من را ببيند، حتما من را اينطور توصيف خواهد كرد:
چهره اي عبوس و عينكي مربع شكل دارد. موهاي سياه خود را به شدت پشت سرش جمع كرده و ردايي زمردين بر تن دارد.
خصوصيات اخلاقي:
اما يك شاگرد خوب سال بالايي، من را اينگونه ميبيند:
خانمي موقر كه در عين حالي كه خود را خشن نشان مي دهد، داراي قلب رئوفيست و اگر فرد خوبي باشي، حتما به تو كلوچه تعارف ميكند. اما در عين حال بسيار منضبط مي باشد.
توضيحاتي در مورد من:
من معاون مدرسه ي هاگوارتز در زمان پروفسور دامبلدور بودم و بعد از مرگ او و همچنين فوت پروفسور اسنيپ، رئيس هاگوارتز شدم. علاقه ي بسياري به جام كوييديچ دارم و چون تقريبا هميشه آنرا در اتاقم ديده ام< ترجيح ميدهم بازهم آنرا در اتاقم مشاهد كنم!
اصولا عقايد من را مثل عقايد پروفسور دامبلدور ميدانند و اين امر رو مايه ي مباهات خودم ميدونم.
استاد تدريس تغيير شكل هستم و البته خوب ميتونم خودم رو به شكل گربه در بيارم.
عضو محفل ققنوس هستم و در ماموريت هاي بسياري شركت كرده ام. و اين امر رو بهترين عمل خودم در تمام عمرم ميدونم.
با تشكر: آنيتا دامبلدور
تایید شد!
نیازی به تایید در بازی با کلمات و کارگاه نبود چون قبلا شناسه داشتید. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/16 12:24:28
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
نام واقعی تام مارولو ریدل
مو مشکی قد بلند و خوشتیپ
عضو رسمی اسلیترین
رییس اذم بدا
فکر کنم ولدمورت تو ساید داشته باشین ولی ریدل جوان رو بعیید میدونم . اگر مقدور هست من جای جوونیاش رو بگیرم
با احترام
تام ماروولو ریدل
قوانین ایفای نقش رو بخون
مو مشکی قد بلند و خوشتیپ
عضو رسمی اسلیترین
رییس اذم بدا
فکر کنم ولدمورت تو ساید داشته باشین ولی ریدل جوان رو بعیید میدونم . اگر مقدور هست من جای جوونیاش رو بگیرم
با احترام
تام ماروولو ریدل
قوانین ایفای نقش رو بخون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/15 12:23:04
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/02/04
آخرین ورود: پنجشنبه 17 مرداد 1387 15:20
از: تالار با شکوه ریونکلاو
پستها:
11

سلام
با عرض پوزش میخواستم ازتون خواهش کنم که گروه من رو از هافلپاف به ریونکلاو تغییر بدید...
ممنون میشم
نام : آیلین پرنس
نام همسر : توبیاس اسنیپ
جنسیت : زن
گروه : ریونکلاو
رنگ مو : مشکی
رنگ چشم : آبی و نافذ
توانمندی ها : تیله پرت کردن و دوئل کردن
مشخصات ظاهری : لاغر اندام با صورتی رنگ پریده و زرد رنگ - موهای مشکی و بلندی دارد که تا کمرش میرسد - چشمانش آبی و بی روح است همانند چشمان پسرش !
توضیحاتی در مورد آیلین پرنس : او مادر سوروس اسنیپ و همسر مشنگی به نام توبیاس اسنیپ است . اسنیپ شباهت زیادی به مادرش داشته و استعداد جادوگری و نیز هوش سرشارش را از مادرش به ارث برده. آیلین در هاگوارتز تحصیل میکرده . و در هنگام تحصیلش در هاگوارتز ، کاپیتان تیم تیله پرت کردن هم بوده ! و یکی از شاگردان ممتاز گروهش به حساب می آمده . او با پسر و همسرش در خیابان اسپینر زندگی میکرده است . بعد از اینکه همسرش متوجه ساحره بودن او شد او را ترک کرد و او با پسرش سوروس تا آخر عمر در همانجا زندگی کرد .
موقع انتخاب گروه حواست رو بیشتر جمع کن که کار ما زیاد نشه. موفق باشی
با عرض پوزش میخواستم ازتون خواهش کنم که گروه من رو از هافلپاف به ریونکلاو تغییر بدید...
ممنون میشم

نام : آیلین پرنس
نام همسر : توبیاس اسنیپ
جنسیت : زن
گروه : ریونکلاو
رنگ مو : مشکی
رنگ چشم : آبی و نافذ
توانمندی ها : تیله پرت کردن و دوئل کردن
مشخصات ظاهری : لاغر اندام با صورتی رنگ پریده و زرد رنگ - موهای مشکی و بلندی دارد که تا کمرش میرسد - چشمانش آبی و بی روح است همانند چشمان پسرش !
توضیحاتی در مورد آیلین پرنس : او مادر سوروس اسنیپ و همسر مشنگی به نام توبیاس اسنیپ است . اسنیپ شباهت زیادی به مادرش داشته و استعداد جادوگری و نیز هوش سرشارش را از مادرش به ارث برده. آیلین در هاگوارتز تحصیل میکرده . و در هنگام تحصیلش در هاگوارتز ، کاپیتان تیم تیله پرت کردن هم بوده ! و یکی از شاگردان ممتاز گروهش به حساب می آمده . او با پسر و همسرش در خیابان اسپینر زندگی میکرده است . بعد از اینکه همسرش متوجه ساحره بودن او شد او را ترک کرد و او با پسرش سوروس تا آخر عمر در همانجا زندگی کرد .
موقع انتخاب گروه حواست رو بیشتر جمع کن که کار ما زیاد نشه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آيلين پرنس در 1387/4/14 17:48:21
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/14 18:43:02
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/14 18:43:02
جزئیات کاربر

نام: هلنا ریونکلاو
گروه: ریونکلا
ظاهر کلی : موهای بلند مشکی و چشمان براق آبی .قد نسبتا بلند و خوش هیکل
توضیحات :هلنا ریونکلاو دیهم را از مادرش رونا دزدید در حالی که نمی دانست هوش سرشاری که از مادر جوانش به ارث برده است بسیار بیشتر از ان دیهم می ارزد.! هم اکنون به عنوان بانوی خاکستری روح ریونکلاو در هاگوارتز زندگی می کند..! هلنا ریونکلاو دختر رویا پردازی که سر انجام از بازی سرنوشت زاد می شود و به دنیایی می رود که به ان تعلق دارد.گفته شده که این مرگ هلنا به خاطر دزدیده شدن دیهم نوعی مجازات بوده و نوعی طلسم محسوب میشود.برای همین او به یک روح تبدیل و در هاگوارتز زندگی می کند.اما هلنا ریونکلاو ..وعده داده شده که 100 سال بدین صورت زندگی کرده و بعد به صورت انسانی باز می گردد.طلسم شکسته می شود و از میان حریر شب بر می خیزد .
او دوباره زنده خواهد شد زیرا که دوران مجازات سپری شده است
*هلنای قبلی فقط 13 پست دارند با این که حدود 9 ماهه عضوند.و اخرین پستشون هم خیلی وقت پیش بوده است.!
با تشکر
تایید شد
گروه: ریونکلا
ظاهر کلی : موهای بلند مشکی و چشمان براق آبی .قد نسبتا بلند و خوش هیکل
توضیحات :هلنا ریونکلاو دیهم را از مادرش رونا دزدید در حالی که نمی دانست هوش سرشاری که از مادر جوانش به ارث برده است بسیار بیشتر از ان دیهم می ارزد.! هم اکنون به عنوان بانوی خاکستری روح ریونکلاو در هاگوارتز زندگی می کند..! هلنا ریونکلاو دختر رویا پردازی که سر انجام از بازی سرنوشت زاد می شود و به دنیایی می رود که به ان تعلق دارد.گفته شده که این مرگ هلنا به خاطر دزدیده شدن دیهم نوعی مجازات بوده و نوعی طلسم محسوب میشود.برای همین او به یک روح تبدیل و در هاگوارتز زندگی می کند.اما هلنا ریونکلاو ..وعده داده شده که 100 سال بدین صورت زندگی کرده و بعد به صورت انسانی باز می گردد.طلسم شکسته می شود و از میان حریر شب بر می خیزد .
او دوباره زنده خواهد شد زیرا که دوران مجازات سپری شده است
*هلنای قبلی فقط 13 پست دارند با این که حدود 9 ماهه عضوند.و اخرین پستشون هم خیلی وقت پیش بوده است.!
با تشکر
تایید شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/14 18:50:21
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/02/04
آخرین ورود: پنجشنبه 17 مرداد 1387 15:20
از: تالار با شکوه ریونکلاو
پستها:
11

نام : آیلین پرنس
نام همسر : توبیاس اسنیپ
جنسیت : زن
گروه : هافلپاف
رنگ مو : مشکی
رنگ چشم : مشکی و نافذ
توانمندی ها : تیله پرت کردن و دوئل کردن
مشخصات ظاهری : لاغر اندام با صورتی رنگ پریده و زرد رنگ - موهای مشکی و بلندی دارد که تا کمرش میرسد - چشمانش مشکی و بی روح است همانند چشمان پسرش !
توضیحاتی در مورد آیلین پرنس : او مادر سوروس اسنیپ و همسر مشنگی به نام توبیاس اسنیپ است . اسنیپ شباهت زیادی به مادرش داشته و استعداد جادوگری و نیز هوش سرشارش را از مادرش به ارث برده. آیلین در گروه اسلیترین تحصیل میکرده . و در هنگام تحصیلش در هاگوارتز ، کاپیتان تیم تیله پرت کردن هم بوده ! و یکی از شاگردان ممتاز گروهش به حساب می آمده . او با پسر و همسرش در خیابان اسپینر زندگی میکرده است . بعد از اینکه همسرش متوجه ساحره بودن او شد او را ترک کرد و او با پسرش سوروس تا آخر عمر در همانجا زندگی کرد .
تایید شد!
نام همسر : توبیاس اسنیپ
جنسیت : زن
گروه : هافلپاف
رنگ مو : مشکی
رنگ چشم : مشکی و نافذ
توانمندی ها : تیله پرت کردن و دوئل کردن
مشخصات ظاهری : لاغر اندام با صورتی رنگ پریده و زرد رنگ - موهای مشکی و بلندی دارد که تا کمرش میرسد - چشمانش مشکی و بی روح است همانند چشمان پسرش !
توضیحاتی در مورد آیلین پرنس : او مادر سوروس اسنیپ و همسر مشنگی به نام توبیاس اسنیپ است . اسنیپ شباهت زیادی به مادرش داشته و استعداد جادوگری و نیز هوش سرشارش را از مادرش به ارث برده. آیلین در گروه اسلیترین تحصیل میکرده . و در هنگام تحصیلش در هاگوارتز ، کاپیتان تیم تیله پرت کردن هم بوده ! و یکی از شاگردان ممتاز گروهش به حساب می آمده . او با پسر و همسرش در خیابان اسپینر زندگی میکرده است . بعد از اینکه همسرش متوجه ساحره بودن او شد او را ترک کرد و او با پسرش سوروس تا آخر عمر در همانجا زندگی کرد .
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Shanypotter در 1387/4/13 16:01:28
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/13 18:39:06
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/13 18:39:06
جزئیات کاربر

نام:دملزا رابینز
چوب دستی:17.5 اینچی،موی تک شاخ،چوب درخت راج
گروه:گریفیندور
پست کوییدیچ:مهاجم
توضیحات بیشتر:مهارتی خاص در جا خالی دادن در مقابل کوآفل ها دارد که همین سبب انتخاب شدنش در تیم توسط کاپیتان وقت ،هری پاتر، شد. .دارای موهای قهوه ای تیره و چشمان سبز رنگ است.در خانواده ای اصیل متولد شده است.پدر و مادرش نیز از شاگردان سابق هاگوارتز می باشند.
شکل پاترونوس:اسب تک شاخ
من در هر دو مرحله بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی تایید شدم.اگه اینجا هم تایید بشم،می تونم عضو ایفای نقش بشم؟
تایید شد!
شما عضو گروه ایفای نقش شدید
چوب دستی:17.5 اینچی،موی تک شاخ،چوب درخت راج
گروه:گریفیندور
پست کوییدیچ:مهاجم
توضیحات بیشتر:مهارتی خاص در جا خالی دادن در مقابل کوآفل ها دارد که همین سبب انتخاب شدنش در تیم توسط کاپیتان وقت ،هری پاتر، شد. .دارای موهای قهوه ای تیره و چشمان سبز رنگ است.در خانواده ای اصیل متولد شده است.پدر و مادرش نیز از شاگردان سابق هاگوارتز می باشند.
شکل پاترونوس:اسب تک شاخ
من در هر دو مرحله بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی تایید شدم.اگه اینجا هم تایید بشم،می تونم عضو ایفای نقش بشم؟
تایید شد!
شما عضو گروه ایفای نقش شدید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/12 12:35:08
لحظه های زندگی مثل توت فرنگی اند
یکی بی مز�
یکی بی مز�
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

نام و نام خانوادگی: بارتی کراوچ (پسر)
سن: مرده
جنس: مذکر
مدرک: پایان دوره تحصیلات عالی جادوگری
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوبدستی 38 سانتیمتری از چوب درخت خاس با مغز پر تسترال و کمی از دندون اژدها
علاقه مندی ها: آدمکشی ، لرد ولدمورت ، مبارزه با سفیدان ، تالار عمومی اسلیترین
خصوصیات ظاهری: پوست سفید ، موهای قهوه ای کمرنگ ، قد نسبتا بلند ، لاغز
توضیحات: در خانواده ای اصیل متولد شدم . پدرم در وزارت سحر و جادو کار می کرد و من هم در خدمت لرد بودم . پس از آنکه ایگور کارکاروف من را برای نجات خودش به وزارت سحر و جادو لو داد ، طرفداران پدرم کم شدند و او وزیر سحر و جادو نشد . من به آزکابان رفتم و البته با نقشه ی پدر و مادرم ، مادرم به شکل من و من به شکل مادرم در آمدیم و من از آزکابان گریختم ... البته لرد ولدمورت مرا پس از چندین سال از زندانی بودن در خانه نجات داد و مادرم در آزکابان با نام من مرد و خاکسپاری شد .
در سال چهارمی که هری پاتر به مدرسه می رفت من نقش الستور مودی را ایفا کردم تا هری را به لرد ولدمورت برسانم و لرد بدنش را بدست آورد و من با بوسه ی دیوانه ساز نابود شدم ...
*در هر دو مرحله تأیید شدم*
ویرایش : دسترسی مرگخواری بی زحمت یادتون نره
تایید شد!
سن: مرده
جنس: مذکر
مدرک: پایان دوره تحصیلات عالی جادوگری
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوبدستی 38 سانتیمتری از چوب درخت خاس با مغز پر تسترال و کمی از دندون اژدها
علاقه مندی ها: آدمکشی ، لرد ولدمورت ، مبارزه با سفیدان ، تالار عمومی اسلیترین
خصوصیات ظاهری: پوست سفید ، موهای قهوه ای کمرنگ ، قد نسبتا بلند ، لاغز
توضیحات: در خانواده ای اصیل متولد شدم . پدرم در وزارت سحر و جادو کار می کرد و من هم در خدمت لرد بودم . پس از آنکه ایگور کارکاروف من را برای نجات خودش به وزارت سحر و جادو لو داد ، طرفداران پدرم کم شدند و او وزیر سحر و جادو نشد . من به آزکابان رفتم و البته با نقشه ی پدر و مادرم ، مادرم به شکل من و من به شکل مادرم در آمدیم و من از آزکابان گریختم ... البته لرد ولدمورت مرا پس از چندین سال از زندانی بودن در خانه نجات داد و مادرم در آزکابان با نام من مرد و خاکسپاری شد .
در سال چهارمی که هری پاتر به مدرسه می رفت من نقش الستور مودی را ایفا کردم تا هری را به لرد ولدمورت برسانم و لرد بدنش را بدست آورد و من با بوسه ی دیوانه ساز نابود شدم ...
*در هر دو مرحله تأیید شدم*
ویرایش : دسترسی مرگخواری بی زحمت یادتون نره

تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/4/11 16:05:16
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/4/11 16:16:47
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/12 12:27:30
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/4/11 16:16:47
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/12 12:27:30
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/28
تولد نقش: 1397/09/23
آخرین ورود: پنجشنبه 15 دی 1390 23:31
از: تو اتاقم!
پستها:
568

سلام پرفسور کوییرل عزیز
راستش من میخواستم شناسمو ببندم. یعنی کلا دسترسیم به سایت از طریق شناسه ریتا اسکیتر قطع بشه. می خواستم بپرسم امکانش هست؟
چون می خوام از سایت برم اما ترجیح میدم شناسم کاملا مصدود بشه نه اینکه مثلا یک مدت فعالیت نکنم بعد خود به خود از ایفای نقش بندازنم بیرون.
میشه؟
بلیت بفرست
راستش من میخواستم شناسمو ببندم. یعنی کلا دسترسیم به سایت از طریق شناسه ریتا اسکیتر قطع بشه. می خواستم بپرسم امکانش هست؟
چون می خوام از سایت برم اما ترجیح میدم شناسم کاملا مصدود بشه نه اینکه مثلا یک مدت فعالیت نکنم بعد خود به خود از ایفای نقش بندازنم بیرون.

میشه؟
بلیت بفرست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/11 12:58:34
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

گفتم شاید ویرایش پستمو نبینید برای اطمینان پستمو یکبار دیگه زدم. اگر احساس کردید نیازی نیست پاک کنید.
---------------
نام و نام خانوادگی: بلیز زابینی
سن: 19
جنس: آقا
مدرک: پایان دوره تحصیلات عالی جادوگری
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوبدستی 36 سانتی متری از جنس دندون آسیاب اژدهای دندانه دار نروژی هاگرید و چوب درخت بید تو باغچه ویزلی ها.
علاقه مندی ها: به آدمکشی و ایجاد اغتشاش و نقض قوانین جادوگری و انجام شغل شریف مرگخواری و خدمت به لرد و از همه مهمتر تالار اسلیترین علاقه دارم.
خصوصیات ظاهری: سیاه پوست و قد بلند و لاغر اما ورزیده. موی سیاه .. چشمانی سیاه و بی رحم و خشانت بار. چهره ای خشن اما گیرا.
توضیحات: در خانواده ای اصیل زاده متولد شدم. مادرم زنی ثروتمند و زیباست که با هفت مرد ازدواج کرده و جالبه که هر هفتاشونم به شکل بسیار فجیعی کشته شدن.از اون گذشته شدیدا از آلبوس و دار و دسته سفیدا بدم میاد و شدیدا حمایت خودمو از سیاهان آآعلام میدارم.
-----------------------
دسترسی مرگخواری یادتون نره
مراحل همون دیروز گذرونده شدن. (این دفعه دیگه مطمئنم میبینید
)
تایید شد!
---------------
نام و نام خانوادگی: بلیز زابینی
سن: 19
جنس: آقا
مدرک: پایان دوره تحصیلات عالی جادوگری
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوبدستی 36 سانتی متری از جنس دندون آسیاب اژدهای دندانه دار نروژی هاگرید و چوب درخت بید تو باغچه ویزلی ها.
علاقه مندی ها: به آدمکشی و ایجاد اغتشاش و نقض قوانین جادوگری و انجام شغل شریف مرگخواری و خدمت به لرد و از همه مهمتر تالار اسلیترین علاقه دارم.
خصوصیات ظاهری: سیاه پوست و قد بلند و لاغر اما ورزیده. موی سیاه .. چشمانی سیاه و بی رحم و خشانت بار. چهره ای خشن اما گیرا.
توضیحات: در خانواده ای اصیل زاده متولد شدم. مادرم زنی ثروتمند و زیباست که با هفت مرد ازدواج کرده و جالبه که هر هفتاشونم به شکل بسیار فجیعی کشته شدن.از اون گذشته شدیدا از آلبوس و دار و دسته سفیدا بدم میاد و شدیدا حمایت خودمو از سیاهان آآعلام میدارم.
-----------------------
دسترسی مرگخواری یادتون نره

مراحل همون دیروز گذرونده شدن. (این دفعه دیگه مطمئنم میبینید
)تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/4/10 19:24:24
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/4/10 19:27:23
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/11 12:35:34
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/4/10 19:27:23
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/11 12:35:34
جزئیات کاربر

نام و نام خانوادگی : هوگو ویزلی
درجه ی اصالت : اصیل زاده
سن : 18
تاریخ تولد : نمی دونم فکر کنم حدود 10 سال بعد از نبرد هری با ولدرموت به دنیا اومدم ، تاریخش رو درست یادم نمی یاد .
ویژگی های ظاهری : موهای قهوه ای شرابی پریشان و گهگاهی هم مرتب ، چشمان آبی ، گاهی اوقات عینک می زنم ولی نه همیشه ، خوشتیپ و خوشپوش ، سفید مفید هستم ، مانند مادرم پرهوش و عاقل و مثل بابام گهگاهی آدم شوخی هستم . لاغر اندام و قد بلند هستم .
اطلاعات اضافی :
من پسر هرمیون گرنجر و رون ویزلی هستم . از خاندان مادری مشنگ زاده و از خاندان پدری نسبم به خاندان بلاک می رسد .
من در کتاب رولینگ در فصل نوزده سال بعد افتخار به امدن دادم و در آن قسمت من پسری بودم نه ساله که هنوز نمی توانستم به مدرسه هاگواتز بروم .
حدود دو سال بعد به مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگواتز راه یافتم و پس از آن که کلاه گروهبندی که می خواست من را به هافلپاف بفرستد و با نه گفتن من مواجه شد به گروه پرافتخار گریفندور پیوستم .
من هم مانند مادرم توانستم دوسال متوالی که سالهای سوم و چهارم تحصیلی ام می شد گریفندور را با امتیاز 495 و 520 امتیاز قهرمان بکنم .
من با نمرات خوب و عالی توانستم مدرک سمج را اخذ کرده و از هاگواتز فرغ تحصیل شوم .
بعد از به پایان رساندن مدارس در مغازه ی ویزلی ها واقع در کوچه ی دیاگون کار کنم تا روزی که بتوانم به مدرسه برای دبیری بازگردم .
در یکی از روزها در طی ساخت یک فشفه ی جدید چوب دستی پرققنوسم شکست و مجبور شدم به مغازه ی الیواندر بروم و در آن جا چوب دستی جدیدی را که از پر سیمرغ زال و چوب افرایی که رستم با دستان خودش از قله ی دماوند آورده بود خریدم و در همان جا فرم ثبت نام تیم گرین فایر به کاپیتانی الیواندر را پرکردم .
سه هفته بعد از این ماجرا به دلیل علاقه ی شدیدم به فوتبال مشنگی به جزایر بلاک تبعید گشتم و اکنون درست یک سال بعد از این ماجرا برگشته ام تا خون اصیلیم را ثابت کنم و انتقامم را از فرد بوقی که در گریفندور است بگیرم .
--------
ممنون
تایید شد!
درجه ی اصالت : اصیل زاده
سن : 18
تاریخ تولد : نمی دونم فکر کنم حدود 10 سال بعد از نبرد هری با ولدرموت به دنیا اومدم ، تاریخش رو درست یادم نمی یاد .
ویژگی های ظاهری : موهای قهوه ای شرابی پریشان و گهگاهی هم مرتب ، چشمان آبی ، گاهی اوقات عینک می زنم ولی نه همیشه ، خوشتیپ و خوشپوش ، سفید مفید هستم ، مانند مادرم پرهوش و عاقل و مثل بابام گهگاهی آدم شوخی هستم . لاغر اندام و قد بلند هستم .
اطلاعات اضافی :
من پسر هرمیون گرنجر و رون ویزلی هستم . از خاندان مادری مشنگ زاده و از خاندان پدری نسبم به خاندان بلاک می رسد .
من در کتاب رولینگ در فصل نوزده سال بعد افتخار به امدن دادم و در آن قسمت من پسری بودم نه ساله که هنوز نمی توانستم به مدرسه هاگواتز بروم .
حدود دو سال بعد به مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگواتز راه یافتم و پس از آن که کلاه گروهبندی که می خواست من را به هافلپاف بفرستد و با نه گفتن من مواجه شد به گروه پرافتخار گریفندور پیوستم .
من هم مانند مادرم توانستم دوسال متوالی که سالهای سوم و چهارم تحصیلی ام می شد گریفندور را با امتیاز 495 و 520 امتیاز قهرمان بکنم .
من با نمرات خوب و عالی توانستم مدرک سمج را اخذ کرده و از هاگواتز فرغ تحصیل شوم .
بعد از به پایان رساندن مدارس در مغازه ی ویزلی ها واقع در کوچه ی دیاگون کار کنم تا روزی که بتوانم به مدرسه برای دبیری بازگردم .
در یکی از روزها در طی ساخت یک فشفه ی جدید چوب دستی پرققنوسم شکست و مجبور شدم به مغازه ی الیواندر بروم و در آن جا چوب دستی جدیدی را که از پر سیمرغ زال و چوب افرایی که رستم با دستان خودش از قله ی دماوند آورده بود خریدم و در همان جا فرم ثبت نام تیم گرین فایر به کاپیتانی الیواندر را پرکردم .
سه هفته بعد از این ماجرا به دلیل علاقه ی شدیدم به فوتبال مشنگی به جزایر بلاک تبعید گشتم و اکنون درست یک سال بعد از این ماجرا برگشته ام تا خون اصیلیم را ثابت کنم و انتقامم را از فرد بوقی که در گریفندور است بگیرم .
--------
ممنون
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/4/11 12:37:50
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟ 

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج