جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  63 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  180 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  198 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اتاق ضروريات
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 تیر 1389 14:14
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

هری دستهایش را به نشانه ی سکوت بلند کرد و گفت:

_از همه ی شما ممنونم که خطر ها را قبول کردید و غیر قانونی اومدید اینجا و به یادگیری پرداختید ولی حالا وقت عمل هستش.

همه اعضای ارتش شروع به پچ پچ کرد کردند و هری ادامه داد:

_طبق اطلاعات فرد و جرج در اتاق امبریج صد ها بشقاب به دیوار متصل شده است که روی همه ان ها عکس گربه است. بعد از مطالعات هرمیون فهمیدیم که امبریج به بیماری که افرادی به حیوان وابسته می شن دچار شده و اگر ان حیوان پیش فرد نباشد فرد یه جور دیوانه می شه. عملیات ما هم برداشتن ان بشقاب ها و نابود کردنش هست.

____________________________________________

لطفا همینجوری سوژه رو ادامه بدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اینجاست هاگوارتز
اینجاست گریف
Re: اتاق ضروريات
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 خرداد 1389 11:16
نمایش جزئیات
آفلاین
هری چوبدستيش رو به سمت دراكو می گيره و طلسم مورد نظرش رو به سمت دراكو روانه می كنه:
- اكسپليارموس!

چوبدستی از دست دراكو بيرون ميفته و روی يكی از صندلی های چوبی گوشه ی اتاق فرود مياد...

ويرايش دراكو: هوووووی! نويسنده ی بوق! اين جوری كه سوژه سريع تموم می شه! چوبدستيم رو بهم برگردون تا لااقل يكم با اين پاتر مبارزه كنم! عهه... دهه...

ويرايش نويسنده: اولا" بوق خودتی! بعدشم چون نمی خوام سوژه با اين سرعت تموم بشه، چوبدستيت رو بهت بر می گردونم... حالا بهت يكم رو نشون دادم پر رو نشيا!

در همين لحظه چوبدستی از روی صندلی غيب می شه و در دستان دراكو ظاهر می شه... دراكو ابلهانه می خنده و رو به هری می گه:
- چی فك كردی پاتر؟ من با نويسنده رابطه ی نزديك دارم. هيچ غلطی نمی توی بكنی! هاها!

هری با عصبانيت و با صدای بلندی ميگه:
- يعنی چی آقا؟! اين يعنی پارتی بازی! الآن من بايد تو رو می كشتمت!

- كات!!

در همين لحظه، مردی با سبيل های بلند و سياه رنگ، به عنوان كارگردان، وارد صحنه می شه و فرياد زنان می گه:
- اين جوری داستان اصلا" هيجان نداره! برای هيجان دادن به داستان، الآن آمبريج وارد اتاق ميشه و از دراكو به خاطر به دام انداختن هری تشكر می كنه، در همين لحظه هم هری با الف داليا فرار می كنه... بقيه ی داستان رو هم نفر بعدی ادامه می ده، من رفتم، درست بازی كنينا!

ويرايش نويسنده: كارگردان ديگه چه بوقيه اين وسط؟ داستان يه نويسنده داره اونم منم، اما چون حرف كارگردان بدك نيست، اين دفعه، حرف اون رو اجرا می كنيم...

آمبريج به دستور كارگردان وارد ميشه و نگاهی به اطراف می اندازه و بعد از مدت كوتاهی، رو به دراكو می كنه و می گه:
- وايیییی، دراكوی عزيزم، مای لاو ، تو هری پاتر احمق رو اسير كردی، قربونت برم... بيا بغلم... عشقم!

در همين لحظه دراكو كه كلا" استعداد زيادی در پيدا كردن زن های خوش اندام برای خودش داره ( )، كه از اونها ميشه به پانسی پاركينسون و حالا هم آمبريج اشاره كرد، درجا آمبريج رو در آغوش می گيره و لبش رو لب آمبريج نزديك و نزديك تر می كنه...

اما خوش بختانه قبل از اين كه اين صحنه كه به شدت بد آموزی داره رويت بشه، يه نقاش مياد و صحنه رو به شكل شطرنجی رنگ آميزی می كنه ...

در همين گير و داد، هری از فرصت استفاده می كنه و فرياد زنان ميگه:
- فرار كنين، عجله كنين!

بعد از اين كه الف داليا از اتاق ضروريات فرار كردن، دراكو و آمبريج به سرعت و پس از حال كردن های فراوان ( ) از قسمت شطرنجی بيرون ميان. آمبريج نگاهی به اتاق خالی شده از الف داليا می اندازه و فرياد زنان می گه:
- پس منتظر چی هستين؟ حتما" من بايد دستور بدم؟ سريع برين دنبالشون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اتاق ضروريات
ارسال شده در: دوشنبه 10 خرداد 1389 18:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

_باید به یک خاطره یا هر چیزی که شادتون می کنه فکر کنید و.........

رون با سرعت وارد شد و عصایش را رو به هری گرفت و گفت :
_استیوپیفای

عصای هری از دستش خارج و قبل از اینکه از رون بپرسد چرا این کار را کرد گروهی اسلیدرینی وارد شدند که سردسته ان ها مالفوی بود
_هری حالت چطوره می بینم معلم خوبی شدی رون تحت طلسم فرمان هست بچه ها حسابشون برسید

نور های رنگارنگ در فضا پیچید . مالفوی و رون و چند تا اسلیدرینی هری رو گرفتند و مالفوی با لذتی خاص گفت :
_امبریج برای دیدنت پرپر می زنه هری

_______________________________________

خوب شما وظیفه دارید هری رو نجات بدبد فقط همین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اینجاست هاگوارتز
اینجاست گریف
اتاق ضروريات
ارسال شده در: پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

اينجا اتاق ضروريات هس ، محلي كه الف دالي ها توش پنهان مي شن يا به قول خودشون ارتششون رو درست مي كنند .

ما منتظر سوژه هاي جالب شما در اين تاپيك هستيم .

موفق باشيد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 12:55:03
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز