جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

5 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  59 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  186 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 23 آبان 1389 00:51
نمایش جزئیات
آفلاین
هاگرید برای دفاع از ناموسش، در یک حمله غافل گیرانه، جنگل ممنوعه را از وجود اسب های تک شاخ کلّه ِ سانتورنمای تسترال صفت ِ تیرکمان دزدِ بی ناموس، پاکسازی کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 22 آبان 1389 14:15
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید:

تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 21 آبان 1389 21:28
نمایش جزئیات
آفلاین
کوييديچ - روز - خون - توپ - جايگاه - شيرجه - پرواز - درياچه - سقوط - ارشد
حدود دو ماه از شروع ترم میگذره.امروز (روز )بسیار خوبی برای (کوییدیچه).تماشاچی ها از تو (جایگاه) هورا میکشن. بازی آغاز میشه بازیکنان (پرواز )رو شروع میکنن.هنوز پنج دقیقه از باز ی نگذشته که دراکو سرش را خم میکنه و یک (توپ )بازدارنده به کمرش برخورد میکنه.(خون) از پشتش سرازیر شده. اما اسلیترین باید این مسابقه را ببره باید این جام را قهرمان شه..ناگهان گوی زرین این جاست!( شیرجه ای) عمودی را آغاز میکنه ودرست وقتی که اسنیچ را میگیره....تالاپ! (سقوط )میکنه...همه ی استاد ها ،به همراه دانش آموزان سرپرست و (ارشد) جلو می یان..اما دراکو به سختی بلند میشه و با لب خندان میگه:بردیم!!!در پشتش خانم پامفری که زخم کمرش را درمان میکنه غرغرش را شروع میکنه.

تایید شد! گرچه باز هم اونجوری که باید نبود. بیشتر تلاش کن. موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/22 12:28:58

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 20 آبان 1389 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
کوييديچ - روز - خون - توپ - جايگاه - شيرجه - پرواز - درياچه - سقوط - ارشد
حدود دو ماه از شروع ترم میگذرد.امروز (روز )بسیار خوبی برای (کوییدیچ )است.تماشاچی ها از تو (جایگاه) هورا میکشند. بازی آغاز میشود بازیکنان (پرواز )خود را شروع میکنند.هنوز پنج دقیقه از باز ی نگذشته که دراکو سرش را خم میکند و یک (توپ )بازدارنده به کمرش برخورد میکند.(خون) از پشتش سرازیر است. اما اسلیترین باید این مسابقه را ببرد.باید این جام را قهرمان شود..ناگهان چشمش به گوی زرین می افتد( شیرجه ای) عمودی را آغاز میکند ودرست وقتی که اسنیچ را میگیرد ....تالاپ! (سقوط )میکند...همه ی استاد ها ،به همراه دانش آموزان سرپرست و (ارشد) جلو می آیند..اما دراکو به سختی بلند میشودو با لب خندان میگوید:بردیم!!!در پشتش خانم پامفری که زخم کمرش را درمان میکند غرغرش را شروع میکند.

تایید نشد. موضوعت خوبه ولی بصورت روزنامه وار نوشته شده همین متنت رو دوباره و خیلی راحت تر بنویس جوری که از خوندش لذت ببریم. موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/21 12:29:13

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 14 آبان 1389 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
کوييديچ - روز - خون - توپ - جايگاه - شيرجه - پرواز - درياچه - سقوط - ارشد

در يك {روز}باراني بازي {كوييديچ}درحال آغاز شدن بود تماشاگرها در{جايگاه}نشسته بودن ومنتظر بازيكن ها هستن در چادر گريفندور {ارشد} بازيكن ها اومد گفت: بچه ها امروز ما بايد ببريم تا به فينال برسيم گفت بچه ها جاروتون رو سفت بگريد و{پرواز} كنيد و {توپ} رو در حلقه ها پرتاب كنيد بچه ها مواظب رقبا باشيد ممكنه بهتون حمله كنند و{سقوط} كنيد بازيكن ها در زمين مستقر شدن هري پاتر منتظر اسنيچ بود سوت بازي زده شد هري دنبال اسنيچ مي گشت او در نيم متري هري بود هري پاتر با شهامت تمام {شيرجه} زد واسنيچ رو گرفت و بازي رو گريفندور برد

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/14 12:16:02
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 13 آبان 1389 17:22
نمایش جزئیات
آفلاین
بازي لعنتي چندين ساعت بود كه ادامه داشت. اصلا فكر نمي كرد اين همه طولاني شود. با خود مي گفت بازي هاي مدرسه اي كه كاري ندارد، حداكثر سه ساعت خواهند بود. با اين فكرها بود كه حاضر شده بود به درخواست دوستانش، عضو شود. تابستان ها، تفريحي، مدافع خوبي بود. بعد سه سال ، ديگر ولش نمي كردند و اصرار داشتند كه به طور رسمي كوييديچ بازي كند. ديگر حوصله نداشت. بازي مسخره به حد كافي طولاني شده بود. چيزي كه بيشتر عذابش مي داد تكليف هاي معجون سازي اش بودن كه مانده بودند، دوباره...
يك بازيكن زردپوش با سرخگون پروازكنان از كنارش رد شد. كار خاصي نتوانست انجام دهد. اينقدر خسته بود كه تكان خوردن سخت شده بود. بعد بازي، حتما استعفا مي داد. چشمش به ردايش افتاد. بازويش خوني شده بود. مهاجم هنگام رد شدن، بازوي زخمي اش را به او ماليده بود. از خون هم بدش مي آمد. ابروهاش در هم رفتند. خود آن مهاجم، توپ را وارد دروازه كرد و به دنبالش، جايگاه زرد، از جا پريد!
چه روز گندي! آخرين بازي اش را به احتمال زياد مي باختند. تا اينجا كه خيلي عقب بودند. كاش كنار درياچه نشسته بود و مقاله اش را كامل مي كرد! در اين فكرها بود كه ناگهان جستجوگرشان را ديد كه سقوط مي كرد و دور خودش مي چرخيد. به نظر بيهوش مي آمد.
-زدش! بيرحم، محكم زدش!
و صداي پايان بازي...

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/14 12:16:04
هنوز در همین نزدیکی شاید منتظر ماست
یک جاده
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 12 آبان 1389 22:12
نمایش جزئیات
آفلاین
کوییدیچ - روز - خون - توپ - جایگاه - شیرجه - پرواز - دریاچه - سقوط - ارشد

فینال کوییدچ در یک روز خاص برگزار می شد و امروز آن روز خاص بود.داور در صندوق را باز کرد و از آن توپ طلایی بیرون جهید.بازیکنان در جایگاه های خود ایستاده بودند تا بازی شروع شود و بازی شروع شد.

دراکو مهاجم ارشد و پیش تاخته ی تیم اسلیترین در آسمان در حال پرواز بود که ناگهان یکی از بازیکنان مدافع تیم حریف آمد و به او تنه ای محکم زد دراکو از روی جاروی خود پرت شد و به زمین سقوط کرد.

دراکو در حالی که خون بر بدنش جاری بود.سرش را بالا کرد بلند شد.از ارتفاع بسیار زیادی افتاده بود و از خونی که ازش رفته بر زمین دریاچه ای ساخته شده. جارویش را دید که به گوشه ای افتاده است.باید تصمیمش را می گرفت و اینکار را نیز کرد و با شیرجه ای بر جارو پرید و به بازی ادامه داد.

در مقابل چشمان متحیر همه گوی طلایی در دستان دراکویی بود که خون همچنان بر بدنش جاری بود.او موفق شد به آرزوی دیرینه ی خود برسد و در فینال بر گریفیندور پیروز گردد.

***

یه سوال باید کارگاه نمایشنامه نویسی هم رول بزنم؟

تایید شد!
نه نیازی نیست. موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط the king در 1389/8/12 22:15:18
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/14 12:16:00
هلگا معتقد بود ...

[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 7 آبان 1389 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
کوییدیچ - روز - خون - توپ - جایگاه - شیرجه - پرواز - دریاچه - سقوط - ارشد


آن (روز) هیجان (پرواز) و(سقوط) هری را در بر گرفته بود زیرا روز مسابقه ی( کوییدیچ )گریفندور علیه تیم (ارشدهای)اسلایترین بود.
در میدان مسابقه هری بر فراز (جایگاه) تماشاچیان پرواز میکرد ناگهان(توپ)بازدارنده ای به سر هری خورد (خون) گرمش بر صورتش ریخت اما هری قبل از بی هوشی گوی زرین راگرفت وفریاد پیروزی سرداد

تایید شد! سعی کن بهتر بنویسی. موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/9 10:16:51
خطاب بر مرگخواران وفاداربه لرد سیاه:
میجنگیم تا پای مرگ برای لرد سیاه حتی اگر خودش مارا
بکشد
درست ببینید دشمن لردسیاه اینجوری میشه
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 7 آبان 1389 10:02
نمایش جزئیات
آفلاین
خونی_ارشد_دریاچه_سقوط_پرواز_توپ_کوییدیچ_جایگاه.
در آنروزسرد چارلی داشت از بالای دریاچه پرواز میکرد تا به گوی زرین دست پیدا کند.
آن روز مسابقه ی کوییدیچبرگزار می شد.بیل با مدالارشدیش برادرش را تشویق میکرد.چارلی اکنون از روی دریاچه عبور می کرد.در جایگاهتماشاچیان جای سوزن انداختن نبود.چارلی بدون توجه به خونیکه از صورتش جاری بود گوی زرین را گرفت.

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/8/7 12:08:17
[im
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 تیر 1389 23:33
نمایش جزئیات
آفلاین
متوجه خونی که از سر و صورتش بیرون میزد نبود...بی محابا شیرجه میزد، اوج میگرفت، با چشمان تیزش موشکافانه به اطراف نگاه میکرد.
در جایگاه تماشاچیان، صدای دخترک مورد علاقه اش را میشنید. صدا در وجودش گرمای عجیبی به وجود میآورد.

ناگاهان صدای ارشد گروهش، رشته افکارش را شکافت : اگر این بازی رو ببازی، نمیزارم دستت به اون برسه.
معامله ناعادلانه ای بود، به یاد لحظات شیرین و زیبایی که با دختر در کنار دریاچه بودند افتاد.
سقوطی در اوهام و شکست و بی ذهنی...
[b]پروازی در امید و شگفتی و انگیزه!

روز[/b] سختی را گذرانده بود، نتیجه اش را پیروزی میدانست، اما لحظه ای بعد، توپ طلایی رنگ، در دستان جستجوگر حریف بود!


- تیم گریفیندور پیروز این دوره از مسابقات کوییدیچ هاگوارتز میشه!



دیگر زنگ صدای گزارشگر در گوشش طنینی نمی افکند، دنیا به آخر رسیده بود...به آخر!

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/23 14:28:11