جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

22 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  20 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  182 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  299 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  286 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  360 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جانورنماها
ارسال شده در: پنجشنبه 21 بهمن 1389 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
بالاخره پس از جنگ و گریز فراوان، صدای جیغی به گوش رسید و هیپوگریف با پدیدار شدن رگه های سفیدی در هوا ناپدید شد و رنگ چهره ی آنتونین به حالت عادی برگشت.
لرد سیاه با چهره ای عصبانی در قایق فرود آمد و گفت:
- آنتونین؟! آخه بی عرضه احمق کی به تو گفت بری دنبال اون جنگ؟ با قایق میریم اونجا همگی با هم دنبالش میگردیم....

بدین ترتیب... مرگخواران راه افتادند و به جزیره رسیدند و در این مدت در مورد این که چرا و چطور آن هیپوگریف ناپدید شد گفتگو کردند و وقتی قایق به ساحل رسید و به گل نشست تازه متوجه شدند. مرگخواران یکی پس از دیگری پیاده شدند. و سیبل تریلانی بار دیگر فریاد زد:
-گنج اونجاست!
و به بالای درختی در همان نزدیکی اشاره کرد که در بالای آن میمونی نشسته بود و موز میخورد.همه ی مرگخواران به میمون خیره شدند و لحظه ای بعد رو به تریلانی کردند و در سکوت به او خیره شدند. تریلانی با دستپاچگی گفت:
- منظورم این بود که...
و در هنگامی که تمامی مرگخواران پی راه چاره ای برای رفتن به بالای درخت بودند ناگهان رز چیزی را به خاطر آورد و گفت:
- فهمیدم! همین الان میرم بالای درخت و گنج رو میارم.
وبدون معطلی تبدیل به گربه ای سفید و اشرافی شد و با سه جست خودشو به بالای درخت رسوند. میو میو ی دلنشینی کرد و با غرور و تکبر نگاهی به میمون انداخت و گفت:
- اهم..اهم...دوست عزیز میشه یه کم بری اونور تر تا من توی اون سوراخ رو بگردم؟
میمون نگاهی تحقیر کننده به رز انداخت و نیشش را باز کرد. درون دهانش مرگبار ترین دندان ها را داشت. رز نگاهی به دندان ها اداخت . آب دهانش را قورت داد و به سوی یارانش در پایین درخت نگاهی انداخت. لرد سیاه با تاسف سری تکان داد و به کمک رز شتافت اما قبل از این که به میمون برسد میمون نیز با همان رگه های خیره کننده ناپدید شد. این چه موجودی بود که به هر شکلی در می آمد و میخواست مانع مرگخواران شود؟رز که به شکل عادیش برگشته بود از روی شاخه لیز خورد و پایین افتاد.مرگخواران بدون توجه به خونریزی شدید سر رز و پای آنتونین راه افتادند و رز و انتونین به سختی شروع به حرکت در پشت سر آنها کردند. هیچ یک از مرگخواران حتی لرد سیاه نمیدانستند که برای مقابله با آن موجود به همه ی افراد و نیرو هایشان نیاز دارند. در غیر این صورت لحظه ای برای مداوای رز و آنتونین صبر میکردند.شاخه های سمت چپ مرگخواران حرکتی کرد و مرگخواران به دنبال هر چیز مشکوکی درون آن پا گذاشتند. قبل از هر کاری باید آن موجود را نابود میکردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1389/11/21 14:48:58

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




جانورنماها
ارسال شده در: چهارشنبه 20 بهمن 1389 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود، لرد ولدمورت نشسته بود. لرد ولدمورت شروع کرده بود به سخنوری و از هر دری سخن گفتن. از دهقان جادوگر گرفته تا حسنک فشفشه ... از بیدل نقال تا سه برادر و یادگاران مرگ، داستان ها میخواند و خطابه ها میکرد () و مرگخواران هم مویه میکردند و موی میکندند و خاک بر سر میفشانند و فغان در میدادند.

خلاصه، لرد ولدمورت گفت و گفت تا بدانجا رسید که: "امشب شام نداریم" و مرگخواران هم شورش کردند () که البته با یک حرکت چوبدستی لرد شورش در نطفه خفه شد.

در همین گیر و دار ناگهان سیبل تریلانی به میان مرگخواران شیرجه زد و فریاد در داد که: اورکا! اورکا!

بعد از تحقیق و تفحص از سیبل، کاشف بعمل آمد که او سال ها قبل پیش بینی کرده بوده است که در عمارت اربابی مالفوی یک نقشه گنج پنهان شده و حالا بالاخره بعد از سال ها توانسته آن را به کمک رمل و اسطرلاب هایش بیابد.

بعد از صحبت در این مورد، بین مرگخواران رای گیری انجام شد و همه با اینکه به این جزیره دورافتاده داخل نقشه بروند و گنج را بیابند مخالفت کردند اما لرد ولدمورت موافقت کرد و همه رای ها را وتو کرد و همانطور که خودتان بهتر میدانید مرگخواران بار سفر بستند و سوار کشتی شدند تا بدان جزیره بروند. رفتند و رفتند تا بدانجا رسیدند ...

اول از همه آنتونین از کشتی پیاده شد و جو گرفت و گفت:
_ همه همینجا بمونید من میرم دو سوته یه حرکت میزنم جزیره رو میگردم و میام!

آنتونین که مانند بقیه مرگخواران جانور نما بود تغییر شکل داد و بشکل خفاش درآمد و رفت

یـــــــک ربع گـــــذشت ...

آنتونین که الان بشکل خفاش بود، ناگهان از بین درختان جزیره درآمد و با چشمان از حدقه بیرون آمده چنان بال میزد و بسمت کشتی مرگخواران می آمد که گویی گوی زرین(مرغ مگس خوار) است.
مرگخواران از این حرکت او کاملا متعجب شده بودند که بلافاصله علتش را فهمیدند. یک هیپوگریف گنده به دنبال آنتونین بود و قصد جانش را کرده بود. آنتونین نزدیک کشتی شد و همانطور که همچنان بال بال میزد گفت:
_ کمــــک! ملت کمک! مسلمون کمک!

اینجاست که لرد ولدمورت یا یکی از مرگخواران تغییر شکل میدهد و ناجی جان آنتونین میشود ...

------

توضیح اینکه، حتما باید اجازه بدید هر شخص خودش بیاد و جانوری که به آن تبدیل میشه را انتخاب کنه. پس اگه پست زدید بدونید که در قالب یه جانورنما فقط اجازه دارید یه جانور یا حیوان برای خودتون انتخاب کنید نه بقیه اعضا. اگه عضوی خلاف این کارو کرد اون عضو مقابل میتونه اون قسمت پستو نادیده بگیره و خودش برای خودش یه جانور انتخاب کنه. داستان هم که مشخصه و درباره ماجراهای خطرناکیه که مرگخواران یا سایر اعضای سایت با اونا مواجه میشن و در این موقعیت ها مجبورن به یک جانور تغییر شکل بدن و مبارزه کنند یا فرار کنند و یا اصلا در موقعیت خطرناک قرار ندارند و بمنظور و هدف دیگه ای و ایجاد موقعیت طنز این کارو انجام میدن.


ویرایش ناظر:
قوانین تاپیک عوض شد....برای اطلاع از قوانین جدید به پست شماره 3 لرد ولدمورت مراجعه کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1390/8/27 1:39:02
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/20 18:19:33