جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

سازمان بین‌المللی حمایت از ساحره‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1391 05:51
نمایش جزئیات
آفلاین
و ناگهان در با صدای مهیبی منفجر شد...
بر اثر صدای انفجار، سوراخ سقف که به شکل هوگو بود شکاف بیشتری برداشت و کاملا فرو ریخت و دیوارهایی که توسط فلور،به زیبایی با تابلوهای متعدد تزیین شده بودند، به تلی از آوار تبدیل شدند.

هوگو که مثل یه جنتل ویزارد واقعی،برای حفظ جون ساحره ها یه تنه خودش رو روی فلور، دافنه، تری، بانو، هرمیون و جینی انداخته بود، اولین کسی بود که سرش رو از زیر آوار بیرون اورد و به دختری که رو به روش بود خیره شد.

لیسا در حالی که چوبدستی شکسته ش رو در دست داشت،زیر چهارچوب در ایستاده بود و به نظر میومد که از شدت ترس زبونش بند اومده. بعد از چند لحظه طولانی، تمام توانش رو جمع کرد و به زور اولین چیزی رو که به ذهنش میرسید به زیون آورد: اینجا دفتر حمایت از حقوق ساحرگانه؟

فلور که خودش رو از زیر آوار و هوگو بیرون میکشید با لحنی رسمی گفت: بله، همینجاست. بفرمایید!

صدای لرزان داف از زیر آوار به گوش رسید: بهتره بگی همینجا بود!

کم کم همه ی ساحره ها با کمک هوگو از زیر آوار بیرون کشیده شدند و دست به کمر رو به روی لیسای وحشت زده ایستادند.

لیسا با لکنت شروع به توضیح دادن کرد: باور کنین از قصد نبود...!نمیدونم چی شد! من یک ساعته پشت در ایستادم اما در باز نمیشد! خواستم با طلسم در رو باز کنم و بیام تو..که این جوری شد!

دافنه با ناله گفت: طلسم باز کردن در آلوهوموراست، نه دیفندو! :vay:

- ا!راست میگی ها!من همیشه آلوهومورا و دیفندو و ایمپریو رو با هم قاطی میکنم! به هر حال من فقط اومدم که اینو تحویل بدم:

نقل قول:
نام :لیسا تورپین
نظر شما راجع به گشت های آرشاد : نظری ندارم! ما کار خودمونو میکنیم!
نظر شما راجع به جادوگر ها : بستگی داره جادوگرش کی باشه!
پیشنهادات شما برای حمایت از ساحرگان مظلوم : یه سری کلاسهای آموزش طلسم های شوم برای مقابله با جادوگران ظالم برپا کنید.


فلور فرم رو لای یه پوشه ی بزرگ صورتی گذاشت: تقاضای شما بررسی خواهد شد.

هوگو با پوزخند گفت: فکر کنم اگه عضویت لیسا تایید شه،من باید حضور فعالی اینجا داشته باشم.با وجود لیسا،بدون یه درمانگر، کل انجمنتون 5 ثانیه ای خاکستر میشه!

از جلوی در صدای شرورانه ای به گوش رسید: تلاشت در محافظت از ساحره های اینجا، قابل تحسین ولی بی فایده است!
____________________________________________________
چه توهمی...6 صبح پست زدم!اونم بعد از دوماه! حق بدین بهم اگه مزخرف شده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیسا تورپین در 1391/6/9 5:56:49
ویرایش شده توسط لیسا تورپین در 1391/6/9 6:06:14
خدا خیرت بده هیپوگریف خوشبخت!

یه همچین آدمی بودم من قبلا!
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1391 12:09
نمایش جزئیات
آفلاین
همه به سقف خیره شدند که صدای خش خش بیشتر شد تا اینکه از اون بالا یک جسم قرمز به سمت پایین افتاد.
که فلور داد زد:وای شهاب سنگ!!!
همه به گوشه ای پناه بردند که ناگهان ان جسم قرمز گفت :کــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک!
تری که قالب کوچک شکلاتی رو که پیدا کرده بود جیغ کشید و گفت:شهاب سنگ حرف زن!!!
تا این که بالا خره ان جسم با صدای گرومپی به زمین برخورد کرد.
خاک غلیظی به هوا رفته بود ساحره ها همدیگر رو نمیدیدند.تا اینکه دود از بین رفت همه چوبدستی هایشان را به سمت جسم نشانه گرفتند.تا اینکه جسم قرمز تکان خورد و بلند شد.
تری که از ترس شکلاتشو با پوست تو دهنش انداخت گفت:هوگو ؟
فلور دستشو به کمرش زد و گفت:هوگو این چه طرز اومدنه ؟
هوگو خاک رو از روی ردایش تکاند و گفت: وقتی شما همه ی راه های ورود به سازمانو میبندین من چه جور بیام تو؟
دافنه که محو حرکت جیمزباندی هوگو شده بود گفت :راست میگه :pretty: .
ناگهان تمام توجهات به تری برگشت,تری رو زمین زانو زده بود و مدام سرفه میکرد و گلوشو گرفته بود.صورتش کبود شده بود داشت خفه میشد.
ناگهان جینی داد زد :اون داره خفه میشه!!کی اینجا سابقه معالجه گری داره؟
هوگو که چوپ دستیشو تو دستش تاب میداد با ارمشی خاص گفت:من 22 سال جراح ارشد سنت مانگو بودم .
دافنه گفت:واقعا؟چه جالب .
-ممنونم.
فلور که باصدایی لرزان گفت : زود باشین تری از دست رفت.
هوگو زود رفت کنار تری و و با دستش از دهن تری پوست شکلاتی رو بیرون کشید که هنوز آب دهان ازش میچکید.
تری چند بار سرفه کرد و با صدایی لرزان گفت :ممنون هوگو.
بوم.
و ناگهان در با صدای مهیبی منفجر شد.
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوگو ويزلي در 1391/6/7 12:32:58
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: یکشنبه 5 شهریور 1391 11:04
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
نام:پروفسور ویریدیان (من یه جادوگر خیر اندیشم)
نظر من دربارهی گشت های آرشاد:بعضی وقتا لازمه
نظر من دربارهی جادوگر ها:همشون بد نیستن
پیشنهاد من برای حمایت از ساحرگان مظلوم: هرکی تو چتر یا جای دیگه گفت ضعیفه( ببخشید اینو گفتم)
بزنید تو دهنش


نه خیر ، من از چار سالگی تا حالا عوض ایمیلمو عوض نکردم .

تایید شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: یکشنبه 5 شهریور 1391 10:09
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور ایمیلتو عوض کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نام:پروفسور ویریدیان (من یه جادوگر خیر اندیشم)
نظر من دربارهی گشت های آرشاد:بعضی وقتا لازمه
نظر من دربارهی جادوگر ها:همشون بد نیستن
پیشنهاد من برای حمایت از ساحرگان مظلوم: هرکی تو چتر یا جای دیگه گفت ضعیفه( ببخشید اینو گفتم)
بزنید تو دهنش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: یکشنبه 5 شهریور 1391 09:59
نمایش جزئیات
آفلاین
آخه بوقی من خودم دیروز اینو میل کردم واست بی جنبه ، بزن کپی رایت بای فلور .

اگه من یه بار دیگه چیزی واست فرستادم !

علاقه ای به عضویت داری ؟ اگه می خوای عضو شی فرمو پر کن تاییدت می کنم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: یکشنبه 5 شهریور 1391 00:37
نمایش جزئیات
آفلاین
با اجازه از ساحره ها درجهت حمایت

خلقت زن - شل سیلور استاین

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
-اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد، از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه‌ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ايستند.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،
با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند
خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: شنبه 4 شهریور 1391 10:38
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
نام:جینی ویزلی
نظر من دربارهی گشت های آرشاد:نمیدونم
نظر من دربارهی جادوگر ها:بدجنش
پیشنهاد من برای حمایت از ساحرگان مظلوم:یه جایی درست کنند که تمام ساحره ها چه ریونکلاو چه هافلپاف چه گریفندور و چه اسلیترین با هم مشورت کنند.

دافنه میدونم فلور تائیدم نمیکنه!


خوش اومدی جینی ! مگه امکان داره من یه ساحره مثل شمارو تایید نکنم ؟

تایید شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 3 شهریور 1391 18:26
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:جینی ویزلی
نظر من دربارهی گشت های آرشاد:نمیدونم
نظر من دربارهی جادوگر ها:بدجنش
پیشنهاد من برای حمایت از ساحرگان مظلوم:یه جایی درست کنند که تمام ساحره ها چه ریونکلاو چه هافلپاف چه گریفندور و چه اسلیترین با هم مشورت کنند.

دافنه میدونم فلور تائیدم نمیکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
not only wizards,witches are here too
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.














پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 3 شهریور 1391 17:15
نمایش جزئیات
آفلاین
من میتونم کمکت کنم جینی جان.

کافیه این فرمو پر کنی و بعد منتظر باشی تا فلور تاییدت کنه.مطمئن باش که این کارو میکنه.

مگه نه فلور؟

نقل قول:
نام :

نظر شما راجع به گشت های آرشاد :

نظر شما راجع به جادوگر ها :

پیشنهادات شما برای حمایت از ساحرگان مظلوم :


بچه ها، تو رو خدا زودتر اینو ادامه بدین.داستان قبلو میگم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
ارسال شده در: جمعه 3 شهریور 1391 17:06
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام منم میخوام عضو بشم ولی نمیدونم چه جوری.شما میتونید کمکم کنید؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
not only wizards,witches are here too
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!‏
برای گریفیندور ‏.