هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (هوگو.ویزلی)



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۵ دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴
#1
سلام
هوگو ويزلي فرزند رون ويزلي مو هويجي
و البته فرزند خلاف و مرگخوار اين خانواده ، و بر خلاف پدر و مادر در گروه هافلپاف افتادم و خيلي هم حال ميده :دي
كلا فرق دارم با خانواده :همر:(به فتح ه و كسر م)
رنگ چشمام هم آبيه .
روي ساعدم هم يه زماني علامت مرگخواري بود ولي پاك شده گويا (به دليل مشكلات فني) دوباره ميگيرمش ميذارمش سر جاي قبل و به لرد خدمت خواهم كرد .

برادر من معرفی شخصیتت که خیلی کمه!بعدا تکمیلش کن.

تایید شد.مجددا ولکام بک!


ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در تاریخ ۱۳۹۴/۱/۱۷ ۲۰:۴۸:۴۲

همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
پیام زده شده در: ۱:۴۷ سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲
#2
1.فضاپیمایی که در تصورات شما وجود دارد چگونه است؟! (امکانات فضاپیما باید جادویی باشند.)

فضاپیمای من شکل هویجه....حالا چرا هویج چون که هویج شکل ایرو دینامیکی خاصی داره و خیلی راحت اتمسفرو سوراخ میکنه عین هلو...نه ببخشید هویج میاد بیرون.

سیستم های داخلیش:

-تلویزون led
-دستشویی با هواکش
-سیستم چای ریز خودکار
-پکیج فیلم های خارجکی و خاک بر سری

سیستم دفاعی:

روی بدنه ی فضاپیما سوراخ هایی برای بیرون کردن چوب دستی و حمله تعبیه شده.

عکسش

فضا پیما به مدت محدودی پذیرای انواع جشن ها و مهمانی های شما خواهد بود..با اجرای زنده ی موسیقی

2.فضاپیما های جادویی در طی "قرن ها" به نظر شما با چه انرژی ای پرتاب می شدند؟!

در قرون اولیه فضاپیما نبود که مردم برای به فضا رفتن قلاب میگرفتن.
سپس بعد از مدتی با کشف جادو....جادو گران توانستند با پاتیل بالدار سفر کنند.
سپس با پیشرفته تر شدن جادوها تا حال حاظر جادوگران با جت فضایی مسافرت میکنند.

3.از تخیلتان استفاده کرده و بگوئید فضاپیمای پروفسور دلاکور به کدام سیاره(و به چه دلیل)خواهد رسید!


خوب مشخصا این فضاپیمای بی سرنشین به جای دوری رفته...خیلی دور...ولی به نظرم تا تونسته خودشو از ما جامعه ی خبیث و بدجنس جادوگر دور کرده...ولی خوب بزودی به دلیل تموم شدن بنزین جادوگریش دست از پا بر میگرده




همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس تغیير شكل
پیام زده شده در: ۵:۵۰ یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲
#3
1. به نظر شما چه بلاهایی طی سالهای دوران دانش آموزی تا ولدمورتی سر تام ریدل اومده که به این روز افتاده؟ کامل توضیح بدین! (10 امتیاز)

تام قصه ی ما از بدو تولدش سختی های زیادی کشید...رنج ها کشید...تحقیر ها شد.ولی هیچکدوم از اینا باعث نشد توی هدفش تاثیر بذاره.که اونم تبدیل شدن به بزرگترین جادوگر دنیا بود...خوب بزرگترین جادوگر دنیا باید یه ابهت خاصی داشته باشه..که تام قصه ی ما با استفاده از لنز رنگ چشمهایش را به قرمز تغییر داد.

تام پس از استفاده از لنز متوجه نکته یه عجیبی شد.اون هم این که رنگ چشمهایش فقط در روز مشخص است پس به فکری برای ایجاد ابهت در شب افتاد...که در اخر به این نتیجه رسید همه ی موهایش را از دم بتراشد تا در شب هم ابهت مخصوص خود را داشته باشد.

خوب در ابتدا تام بسیار ادم خیر خواه و بخشنده ای بود..و با اهدای دماغش توانست جان یک جادوگر را نجات دهد

2. جیمز چرا دیر رسید سر کلاسش؟ (5 امتیاز)

چون داشت یویو اش را که نهنگ قبلی اش اشتباهی خورده بود از حلقومش در می اورد...

3. حضور آقای بلوپ در کلاس چه فایده ای داشت؟ (5 امتیاز)

-ریختن اب دهان بر زمین کلاس برای بهتر تمیز شدن منطقه.
-ساکت نگه داشتن کلاس
-انداختن نگاه های جذاب به ساحره های کلاس و دادن شماره به انها(نیتشون خیره)

4. یه نقاشی از مورفین گانت قبل از اعتیاد و بعد از اون برام بکشین. اگه دوس دارین می تونین چندتا تصویر بکشین و به مرور اعتیادشو نشون بدین تا لحظه ی تبدیل شدنش به یه کپه لباس! بدون استفاده از جادو {فتوشاپ!} با نرم افزار paint که رو سیستم همه تون هست! نقاشیتون هر چقد کثیف تر و شلخته تر امتیازتون بالاتر، هر چقد تمیزتر و سوسول تر و با استفاده از نقاله و گونیاتر (!) امتیازتون کمتر! (10 امتیاز)

بفرمایید


همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
پیام زده شده در: ۳:۲۵ یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲
#4

۱) نظرتان در مورد ازدواج ماگل ها و جادوگر ها چيست؟ توضيح داخل درس را حتما بخوانيد و علاوه بر آن مي توانيد نظر خودتان را هم بگوييد يعني نظر دالاهوف را نقد كنيد يا تاييد كنيد و دليل تاييدتان را بنويسيد و يا تكميل كنيد. (۱۰ نمره)

نظر استاد درسته به نظرم.چون به هر حال در هر زمینه ای استثنا وجود داره...اینم یکی از اون موارد...مشنگا هم مثل ما جادوگران هستن.توشون خوب و بد هست.مثل اجیل!!

البته تنها مورد چفت و بست دهان مشنگهاست...که ایا اگر از راز ما با خبر شوند...پیش خودشان می ماند یا به همه میگویند...و از این لحاظ خیلی سخت میشه به مشنگا اعتماد کرد


۲) دالاهوف با چه اصواتي در كلاس خميازه ميكشيد؟ سه مورد ذكر كنيد. (3 نمره)

هاااااااااااااااااااااام()
هوووووووم()
هيييييييييييم ()


۳) جاهاي خالي را با عبارات مناسب پر كنيد.

_ شماره حساب گرينگوتز پرفسور دالاهوف !@#$%^&*() است. (۵ نمره)
_ دانش آموزاني كه با شنيدن عبارت ازدواج ماگل و جادوگر لب هايشان را گاز گرفتند بی جنبه ی بد بخت فلک زده هستند. (۵ نمره)
_ دانش آموزاني كه موافق ازدواج ماگل و جادوگر بودند روشن دل روشن فکر هستند. (۵ نمره)

۴) اگر عاشق بشويد خیر با يك ماگل ازدواج ميكنيد؟ فقط بله يا خير. ( ۲ نمره)


۵) نام ماگل ها و جادوگرهايي كه در كتاب هاي هري پاتر با يكديگر ازدواج كرده اند را بنويسيد.(تحقيق - نمره اضافي - با اين توضيح كه اگر دانش آموزي وقت ميگذارد و جواب را به دست مي آورد و علاقه ندارد بقيه از روي او كپي كنند ميتواند جوابش را در پيام شخصي براي من بفرستد و حتما در پستش هم يادآوري كند.)

پخ شد


همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: اتاق مدیریت
پیام زده شده در: ۱۵:۲۵ یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲
#5
نقل قول:

گودریک گریفیندور نوشته:
با سلام

ارنی جان اینطور که تو میگی ، خب معیار کمیت کلا میره به فنا! و هر گروه که چندتا نویسنده ی خفن داشت ، قهرمان میشه!

بنظر من بهتره مدیر مدرسه که انگار بعد مدت ها دیشب ان شدن ، بیان و به این همه اعتراض جواب بدن! بهتره به نحوه ی امتیاز دهی سنتی هاگوارتز برگردیم که تا حالا کسی بهش اعتراضی نداشت اما این امتیاز دهی جدید این همه بحث درست کرده!

با تشکر


نه دیگه این همین روشه درحاله اجراس ولی با کمی تغییر و به قول دلورس هم به تعداد مربوطه هم به کیفیت(نه سیخ بسوزه و نه کباب خودمون)
چون با این اوصاف ما سوم بشیم هنر کردیم پس اگه بخواییم انصراف بدیم و شرکت نکنیم بیشتر به نفعمونه.چون عملا تلاشهای ما بی معنی هست.مگر این که در نحوه ی نمره دهی و محاسبات تغییری ایجاد بشه...و شما که میگید وقت برای اعتراض بود..اون موقع کسی فکر نمیکرد هافل اینجوری بشه تا یه سیل عظیمی از افراد جدید و قدیمی اومدن بودن...که با شروع شدن هاگ غیب شدن.الان شاید کسی فکر نکنه که این نحوه ی امتیاز دهی چجوره ولی بعد از اکتیاز دادن متوجه میشین....


منتظر حرف سالازار هم هستیم امیدوارم اون بتونه مشکلو حل کنه.


ویرایش شده توسط هوگو ويزلي در تاریخ ۱۳۹۲/۴/۳۰ ۱۵:۳۰:۵۲

همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲:۱۹ یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲
#6

1.رابطه ی میان دو علم معجون سازی و شفادهندگی در چیست؟ مختصرا توضیح دهید(10 نمره)


خوب فکر کنم بهترین کاربرد معجون خاصیت شفادهندگیشه.که حتی مشنگ ها هم با تقلید از ما چیزایی رو ساختن به اسم دارو.ولی خوب به پای دارو های ما نمیرسن.البته معجونا کاربرد های مختلفی دارن ولی فکر کنم مهترین خاصیتشون ,خاصیته شفادهندگی شونه که با این اوصاف رابطه نسبتا مستقیمی بین این دو علم وجود داره.

2.مواد تهیه ی معجون رفع کورک(جوش) چه هستند؟ طرز تهیه ی این معجون را به اختصار شرح دهید.(10 نمره)


-لثه ی سوسک(سه گرم)
-اشک تمساح به مقدار لازم
-حلزون چون شامل الانتوئینه و خیلی برای پوست مفیده(5 دانه)
-ناخون موش (شیش عدد)

خب اول صدف حلزون ها رو جدا میکنیم سپس زنده زنده,رنده اش میکنیم.سپس او را درون پاتیل محتوی اشک تمساح میگذاریم و پاتیل را روی حرارت ملایم قرار میدهیم تا خوب کف کند.

سپس لثه ی سوسک و ناخن موشو اسیاب کرده و درون پاتیل میریزیم.
شعله را خاموش میکنیم و ان را به مدت سه روز دور ازا نور افتاب نگه داری میکنیم.

تبریک معجون اماده است!

3.مختصری در خصوص اکسیر حیات وتاثیرات و موارد محدودیت آن توضیح دهید.(10 نمره)


اکثیری که حیات را به انسان میبخشد و باعث علافی عزرائیل میشود.از سنگ جادو میشه به دستش اورد و هیچ محدودیتی نداره.ولی طرف بعد از مدتی از جاودانگیش خسته میشه و خودش میخواد که بمیره و اگه سه لیوان این معجونو تو 5 دقیقه بنوشین تاثیر معجون دائمی میشه و شما تو جاودانگی خودتون میمیرید(وات؟)





همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
پیام زده شده در: ۲:۰۳ پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲
#7
1) بنظر شما چرا در بازی های کامپیوتری مشنگی شخصیت های اول همیشه تحت شرایط سخت هستند؟ این روند چه پیامی را به ما میدهد؟ ( 10 نمره)

خوب بالاخره کل جذابیت بازی به شرایطشه.اگه سخت نباشه که بدرد نمیخوره.
درضمن شما گفتید که وقتی زورشون نمیرسید دست به این کار زدن.خوب زورشون به چی نرسید؟به همون سختی دیگه.پس اون شخصی رو بالاخره باید یجوری وارد داستان کنن.و اخره سر هم یجوریی نفر اولو برنده کنن.

نا برده رنج گنج میسر نمیشود

2) بازی های کامپیوتری یکی از مهمترین دلایل مفید بودن مشنگ ها است. (5 نمره)


3) بازی های کامپیوتری مشنگی چه تاثیری را ممکن است در زندگی مشنگ ها بگذارد؟ ( 10 نمره)


بستگی به بازی و جنبه طرف داره.
یارو پرفسوره تحت تاثیر یه بازی مشنگی قرار میگیره و با لگد داخل کلاس میشه.وای به حال مشنگای بیچاره.
مثلا یبار داداشم max payne 1 بازی کرده بود نصفه شب اومد گلومو گرفت.گفت تو زن و بچه منو کشتی.
ولی خوب از طرفی تاثیر هم داره.مثلا تو یه بازی دیدم طرف در یه جعبه رو باز میکرد.جعبه هه منفجر میشد.منم تحت تاثیر این قضیه رو جعبه لواشکام بمب گذاشتم.البته الان خودمم میترسم بازش کنم. :worry:

4) چرا دالاهوف در ابتدای اولین جلسه کلاس با لگد اومد تو در؟ (5 نمره)

احتمالا تحت تاثیر شخصیت ساب زیرو بودند که یه همچین ورودی داشتن.میگم شما به بازی هالک که علاقمند نیستین احیانا؟ :worry:


5) آیا بازی های کامپیوتری مشنگی انجام میدهید؟ به چه سبکی علاقه دارید؟ نام ببرید و اگر توضیحی دارید میتوانید بدهید. ( سوال اختیاری - نمره اضافی)


بله بسیار زیاد
اکشن-مخفی کارانه
مثل بازی هیتمن خعلی باحاله و دو تا چیزی که دستشه از چوب دستی من و تو هم قوی تره.تازه.شبیه ارباب هم هست.چی از این بهتر؟


همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: بانک گرينگوتز-بانک جادوگران
پیام زده شده در: ۲۰:۲۰ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲
#8
صبح روز بعد دم در بانک

لودو با دو جعبه ابزار بزرگ و لباسی روغنی و کثیف وارد بانک شد.بلافاصله پس از ورود لودو.گارد امنیتی بانک از زمین و اسمان سر لودو ریختن و او را کت بسته نزد هرپوک مقتدر بردند.یکی از جن ها سطل ابی روی لودو ریخت.و او ذره ذره به به هوش امد.

هرپوک صورتش را نزدیک لودو کرد و فریاد زد : اسم,پیشه,قصدت از دخول به بانک؟

- دهنت بو تسرال میده,حالم به هم خورد.بابا من لودو ام اومدم در صندوقو باز کنم.

هرپوک دستی به چانه اش کشید و گفت : پس چرا مثل تعمیر کارای مشنگی شدی؟

دستهای لودو باز شدند و لودو با خوشحالی در حالی که داشت ذرات تف را از صورتش پاک میکرد گفت : خوب باید شبیه تعمیر کار بشم دیه.

هرپو در حالی که از کار خودش پشیمون بود دستور فرستادن لودو رو به سمت صندوق ها داد.

دفتر وزارت


ارنی که جوراب زنانه ای روی صورتش کشیده بود قدم زنان به سمت اتاق وزیر میرفت.

تق تق تق(صدای در اتاق اقای وزیر)

ارنی در را باز کرد و با انبوهی از دود مواجه شد و گفت : اخه این چه وضعشه؟مگه قرار نبود بریم دزدی؟خاویر باشو بیا ببینم.

-الان حسش نی بژار واشه دو شاعت دیگه

- نه همین الان باید بریم.دیر میژه ها؟ائه؟من شرا اینژوری حرف میژنم؟

مورفین با صدای پدری معتاد گفت : اژکال نداره پژرم.دودی شدی.بیا بژین یه پک بژن.با انرژی برو سر کارت

بانک گرینگوتز-در کناره یکی از صندوق ها


-الوهومورا...بازشو دیگه.هی جن اون انبر دست رو بده.اهه باز نمیشه که.اون اچار فرانسه رو بده...


شیش ساعت بعد باز هم کنار همون صندوق


لودو در حالی که داشت شرشر عرق میریخت به جنی که برای کمک به او امده بود گفت:عزیزم اون ار پی جی رو بده...
و شلیک کرد,دود زیادی به هوا برخواست و پس از ناپدید شدن دود لودو چیزی رو که میدید باور نمیکرد.

در حتی یک خراش هم بر نداشته بود...




ویرایش شده توسط هوگو ويزلي در تاریخ ۱۳۹۲/۴/۲۵ ۲۱:۴۲:۵۱

همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۴:۰۹ دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲
#9

1- شعر گرگینه ی دهه شصت را از لحاظ روحیات و شخصیت و علاقه مندی های شاعر، نقد و بررسی کنید و بگویید چه عاملی باعث شده است که گرگینه ی گمنام این شعر را بسراید. ( 15 امتیاز)


اخی طفلکی
این شاعر گمنام جزو گروهی بوده که از داشتن چنین قابلیتی شرمساره.
و چون دهه ی شصتی ها(این نسل سوخته)در ان زمان دارای امکانات کافی نبودن و راهی برای کنترل این حالت نداشتن این گرگینه یه مفلوک برای اخرین بار با همه چی خداحافظی میکنه و میره به سمت خودکشی کردن.اما باز هم به دلیل کبود امکانات و فشار تحریم ها در خودکشی اش هم ناکام میمونه و با شرمساری به کار خودش ادامه میده

2- بر اساس آموخته های خودتون از دروس دفاع در برابر جادوی سیاه و موجودات جادویی، ملاک های تشخیص یک گرگینه را بنویسید. ( هر مورد 1.5 امتیاز و حداکثر امتیاز 9)


1-پوزه یه بلندتر نسبت به گرگ های معمولی
2-مردمک چشم زرد رنگ
3-روی دو پا می ایستن
4-بزرگترن نسبت به گرگهای معمولی
5-قوی تر از گرگ های معمولی اند
6-فقط توی نور کامل ماه پیداشون میشه

3- انواع گرگینه ها را نام ببرید. ( 6 امتیاز)

1-گرگینه هایی که این قابلیت رو به ارث بردن
2-گرگینه هایی که توسط گرگینه دیگری گاز گرفته شدن.

که خود این دو گروه شامل زیر شاخه های زیر میشه:

1-گرگینه هایی که با قابلیتشون حال میکنن.
2-گرگینه هایی که از وجود چنین قابلیتی در خودشون شرمسارن

4- نظرتون در مورد کلاس و محتوای اون.


خوفه باحاله کلا سوالاش متنوعه

5- در مورد چه مبحث هایی بیشتر تدریس شود؟

در مورد.پریان و پیکسی ها

تکالیف اضافی:

1- نام گرگینه های کتاب هری پاتر را با آدرس جلدی که اولین بار از آنها اسم برده شده است، بنویسید. ( هر مورد 1 امتیاز/ اسامی تکراری امتیازی نخواهند داشت!)

تد لوپین:جلد 3
بیل ویزلی:جلد 6
فنری گری بک :جلد 6
واگا واگا : جلد 2


2- عکسی از دگردیسی یک انسان به یک گرگینه قرار دهید. عکس باید بر طبق قوانین سایت باشد! ( 5 امتیاز)
بفرمایید


همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
پیام زده شده در: ۳:۳۳ دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲
#10

1.توضیح دهید با چه انرژی ای می توان سیاه چاله ها را بزرگ تر کرد؟!(10)


کلا من همه چی رو امتحان کردم.

اول:چنتا باطری مشنگی انداختم توش.زیاد خوشش نیومد تف کرد تو صورتم.

دوم:اومدم چند تا جن خاکی انداختم توش باز کار نکرد.

تصمیم گرفتم که از انرژی سفید استفاده کنم.چنتا محفلی انداختم توش.بیچاره ها کلی التماس میکردن.البته چون فامیل بودن همونجا نکشتمشون.بیچاره مالی ویزلی.دهانه سیاه چاله قدرت هضمش رو نداشت.با تقسیم به تکه های کوچک تر انداختیمش داخل.البته سیاهچال قورتش داد و بیرونشم ننداخت.ولی زیر لب چندتا فحش اب دار داد.

بعد به این نتیجه رسیدم که انرژی سیاه حلال تمام مشکلاته.یک دانه اما دابز انداختم داخلش حجمش هشت برابر شد.اینقدم خوشحال شد ولی حس میکنم به من نظر بد پیدا کرده میخواد منم بخوره.

2.سیاه چاله ی شما چه طور رشد کرد؟!(8)

خیلی عالی.

تو سنه بلوغم هست ثانیه به ثانیه رشد میکنه.الان کل اتاقمو اشغال کرده با هم داریم مینویسیم.
(ویرایش سیاه چاله: دروغ میگه همشو خودم دارم مینویسم.البته بعدش قول داده منو ببره پیش انتونین تا شکمی سیر کنم)
البته یکم چاق شده.از این قرصای لاغری گرفتم براش.هر سه ساعت یدونه میخوره.

3.درمورد ظاهر سیاه چالتان توضیح دهید!(8)

سیاه چاله من رنگش سیاه متالیکه.خیلی هم خوشگله.شبا بعضی اوقات با هم شام میریم بیرون.البته اول که شکل کره بود خواهرم فکر کرد توپه یه لگد بش زد نصف پاش غیب شد.هی هم بهش میگم تف کن.نمیکنه.الان شبیه سی دی شده یکم.گذاشتمش تو کامپیوترم.عجب فیلمای .... داشت توش

4.روشی برای ساکت کردن دانش آموزان ارائه کنید!(4)

روش های پیشنهادی:
1-لگد بزنین به شکمشون
2-بوسه دیوانه ساز
3-گذاشتن نارنجک توی دهنشون طوری که اگه دهنشون باز بشه.نارنجک منفجر شه
4-اواداکداورا
پیشنهاد سیاه چاله:
من گشنمه؛بدین من بخورمشون

سوال امتیازی *:استدلال پروفسور مک براید را زیر ذره بین ببرید!(یا ثابتش کنید،با نقضش کنید!)

خوب از پایه غلطه.چون اولا جرم سیاهچاله اندازه چندتا خورشیده.اگه دوانه ساز ها سیاهچاله باشن به این سادگی نمیتونن تو هوا واسه ما برقصن و سر هر کس و ناکسی بی ناموس بازی اجرا کنن.

مگه نگفتین نور رو میمکن؟خوب افسون دفاع مگه نوری رو از چوب دستی خارج نمیکنه؟پس چرا ازش فراری ان؟

جواب سیاهچاله:من هرگونه نسبت سببی یا نسبی با این موجودات خاک بر سر را تکذیب میکنم




همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.