شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نیمه شب است و ابرهای بارانی، سنگینتر از همیشه، روی اندک روشنایی خیابانهای لندن خیمه زدهاند.
مردی قویهیکل در طول خیابان مونتاگ، در امتداد موزهی بریتانیا، بدون اینکه نگران برخورد قطرات باران به سر و صورتش باشد یا از باد سردی که میوزد به خود بلرزد، آهسته اما مصمم پیش میرود. جادوی محافظ همچون چتری نامرئی از او در برابر ناملایمت طبیعت محافظت میکند. به نبش خیابان مالت که میرسد، نگاهی به اطرافش میاندازد و سپس وارد آن خیابان میشود. تنها چند قدم مانده به خیابان گوور، در جایی که باید خانهی استیجاری فیتزروویا باشد، دری زنگزده و کوچک از دل دیوار خود را نشان میدهد. چوبدستی را به سوی آن میگیرد و چیزی زمزمه میکند. در باز میشود و عملاً مرد قویهیکل را به داخل میمکد.
اینجا، در دل لندن، آزمایشگاه فوق سری مشترک ماگلها و جادوگران است. اینجا جاییست که برای اولین بار در تاریخ، نخبگان منتخبی از ماگلها با تعداد انگشتشماری از جادوگران پرسشگر بهصورت ناشناس و کاملاً زیرزمینی به تحقیق و مطالعه دربارهی دنیاهای موازی میپردازند. درست متوجه شدید. چند ماگل دانشمند در دنیا وجود دارند که به دور از چشم حاکمان تنگنظرشان از وجود جادوگران خبر دارند و برای پیشرفت علم بشر، با آنها همپیمان شدهاند تا در دنیای فیزیک کوانتوم و بینهایت احتمال موجود کاوش کنند.
شما هم میخواهید پورتالی به ناکجاآباد باز کنید و دنیای موازی احتمالی دیگری را ببینید و برایمان تعریف کنید؟
ای کسی که به این ناکجا پورتال راه پیدا کردهای! از قواعد و اصولی که برایت مینویسم پیروی کن و حالش را ببر:
* پستهای این تاپیک تکنویسنده هستند (یعنی یا تکپستی هستند یا خود نویسنده پست قبلی خودش را ادامه میدهد.) * پستهای این تاپیک میتوانند طنز، جدی یا ترکیبی یا هر سبک و سیاقی که نویسنده بخواهد باشند. * برای نوشتن، حد و حدود و ملاحظاتی رعایت کنید که نه سیخ بسوزد نه کباب. * یک دنیای موازی در دل دنیای جادویی خلق کنید و با خلاقیت خودتان با تمرکز بر یک شخصیت (یا حتی توصیفات کلی بدون تمرکز بر یک شخصیت خاص)، برشی از زندگی در آن دنیا به ما نشان بدهید. مثلاً دنیایی خلق کنید که در آن آلبوس دامبلدور جادوی سیاه را دنبال میکند و لرد ولدمورت به دنبال متوقف کردن اوست یا هر سناریوی دیگری که خودتان دوست دارید و با آنچه که در کتابها خواندهایم اندکی یا مقدار زیادی متفاوت باشد. * برای دنیای خود عنوان یا شماره مناسبی انتخاب کنید و اگر بعداً پست دیگری مرتبط یا در ادامه آن میزنید، با کمک لینک و عنوان مشابه به آن پست قبلی اشاره کنید. (مثلاً من پستی مینویسم با عنوان "دنیای شماره 223 - دامبلدور سیاه" و یک ماه بعد می آیم و اگر دوست داشتم همان داستان را ادامه بدهم، می نویسم "ادامه دنیای شماره 223 - دامبلدور سیاه" که لینک پست قبلیام است.) * از نظر حجم نوشتهها، سعی کنید پستها زیادی کوتاه نباشند و حسابی ما را در دنیای موازیتان غرق کنند. * گلرت گریندلوالد تا زمانی که ناظر این انجمن باشد همهی پستها را با دقت میخواند اما بهصورت دورهای هر کدام از پستها که نویسنده در انتهای آن "تقاضای نقد توسط گلرت گریندلوالد" را نوشته باشد را نقد خواهد کرد. * سه تا از جذابترین پستهای این تاپیک در پایان فصل بهار به انتخاب گلرت گریندلوالد (که البته با چند نفر از نویسندگان سایت مشورت خواهد کرد) برنده جوایزی خواهند شد.
نقل قول:
مرد قویهیکل در اتاق مربعیشکل کاملاً سفیدرنگ و نورانی ایستاده است. در کنارش، دانشمندی با عینک تهاستکانی درحال ور رفتن با دستگاهی شبیه به دستگاه ام آر آی ماگلها است و پس از فشردن چند دکمه و مشاهدهی واکنش جادویی دستگاه، از او میخواهد درون دستگاه دراز بکشد. مرد بدون واهمه و تردید همان کار را میکند. روی کمرش داخل دستگاه دراز میکشد و اجازه میدهد ناکجا پورتال او را فرو برده و در دنیای موازی مد نظرش غرق کند...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلرت گریندلوالد در 1405/2/20 21:29:51
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!