پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

151
نفر همین الان آنلاین‌اند 84 نفر در «انجمن»
0 عضو 151 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

50 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دژ مرگ

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 15 فروردین 1384 14:16
نمایش جزئیات
آفلاین
میلی سنت خسته تر از همیشه در حالی که حدود10 بتری نوشیدنی کره ای خورده بود با حالتی عصبی از کافه بیرون اومد .
احساس می کرد به شکنجه ی چند بی مصرف نیاز داره.
نگاهش را به انتهای جاده انداخت. چند نفر که چهرهایشان دقیق معلوم نبود سراسیمه به سمت او میومدند.خنده ی تلخ و مرموزی کرد.عصایش را از جیب عمیقش در اورد.
صدای خندهای ریز نویل گوشش را ازار می داد . دست در دست جینی داشت به سمتش می رفت .
میلی :سلام پسر
نویل: جینی بیا از این سمت بریم.
جینی که ترس تمام وجودش رو فرا گرفته بود دست نویل را محکم کشید و هر دو به سمت کافه حرکت کردن .
میلی با خونسردی گفت:اوه اوه دوستان کوچولوی ما انگار خیلی عجله دارن .( ماکسیم)
ناگهان نویل به سمت اصطبل پرتاب شد . خون از گوشش سرازیر شد. صدای جیغ جینی در کوچه ی خلوت پیچید.
جینی:کثافت باحاش چی کار کردی ؟
میلی:ow دو کفتر عاشق . دو لاش خور مثل لی لی و جیمز . مثل اون پدر مادرای.....
نویل : خپه شو بی سعور. سعی کرد عصاشو در بیاره ولی میلی خلع سلاحشون کرد.(اکسپلیارموس)
صدای ناله ی جینی که با خرد شدن کمرش همراه بود آمد.
میلی اکستراس)اب بدن نویل بخار شد و پوستش به استخوانش چسبید.
سریع به سمتش دوید و خودش را روی استحوان های نویل پرتاب کرد.صدای خرد شدن استخوان های نویل در فضا پیچید.
میلی احساس کرد قطره های اشک از چشمان پدر مشنگی که خودش با دست هایش خفه کرده بود سرازیر می شود. روح اون گند زاده همیشه دنبالش می کرد.
ناگهان یک صدای دوست داشتنی او را از پشت صدا کرد.
میلی : اوه رومیاس نمی دونی چقدر به کمکت نیاز دارم. بیا کلک این دوتا را بکنیم.
رومیاس: "(ناکتراس) همون موقع نویل باز باد کرد.اما باد کردنش خیلی سریع انجام شد تا اونجا که به سرعت ترکید.
میلی: اوه رومیاس تو که حرومش کردی . تازه بدنش ورز اومده بود.
- اشکالی نداره رو این هویج کار می کنیم.
- اوکی.(تارسیننتال) دو شبح از عصا خارج شدن.با دو طناب که به دهنشون اویزون بود
- رومیاس این طلسم واقعا جالبه .اینو پدر بزرگ جد بزرگ سالازار ساخته از عرب ها که زمانی بلال حبشی رو شکنجش می دادن یاد گرفته.
به سمت دست های جینی رفتن و به دستاش گره زدن بعد تبدیل به هیپوگریف شدن و هر کدوم از سمتی اون کشیدن. صدای کنده شدن کتفش اومد.
- میلی واقعا جالب بود حالا بذار من یه چشمه بیام
(سیپریای)جینی بدون دست روی زمین زانو زده بود و جیغ می کشید که ناگهان مبهوت به اطراف خیره شد.در انتظار اتفاق ثلخی بود.
_ خواهش می کنم. تمومش کنید . چه اتفاقی داره میوفته؟ وای من دارم خفه می شم.
- اوه رومی چقدر هیجان انگیز.
چند مار که به کلفتیه بازوهای هاگرید بود از دهنش خارج شد همراه با سیلاب خون.دیگه صدای جینی در نمی اومد. مار ها دور پای جینی حلقه زدن و اورا از پا به سقف برج اویزون کردند تا همه شاهد بد بختیه دشمنان جادوی سیاه باشند.
میلی و رومیاس با خنده های تلخشان ان جا را ترک کردن بعد از این کار یک......می ارزید.




گه غلطی داشت به بزرگیه خودتون ببخشید . تازه از شکنجه دادن خوشم اومده . ادامش می دم . امیدوارم این بار بلا رازی باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط شاهزادۀ دورگه (White Guy) در 1384/2/15 9:40:24
THe return of ADAS
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: شنبه 13 فروردین 1384 15:28
نمایش جزئیات
آفلاین
میلی سنت خسته تر از همیشه در حالی که حدود10 بتری نوشیدنی کره ای خورده بود با حالتی عصبی از کافه بیرون اومد .
احساس می کرد به شکنجه ی چند بی مصرف نیاز داره.
نگاهش را به انتهای جاده انداخت. چند نفر که چهرهایشان دقیق معلوم نبود سراسیمه به سمت او میومدند.خنده ی تلخ و مرموزی کرد.عصایش را از جیب عمیقش در اورد.
صدای خندهای ریز نویل گوشش را ازار می داد . دست در دست جینی داشت به سمتش می رفت .
میلی :سلام پسر
نویل: جینی بیا از این سمت بریم.
جینی که ترس تمام وجودش رو فرا گرفته بود دست نویل را محکم کشید و هر دو به سمت کافه حرکت کردن .
میلی با خونسردی گفت:اوه اوه دوستان کوچولوی ما انگار خیلی عجله دارن .( ماکسیم)
ناگهان نویل به سمت اصطبل پرتاب شد . خون از گوشش سرازیر شد. صدای جیغ جینی در کوچه ی خلوت پیچید.
جینی:کثافت باحاش چی کار کردی ؟
میلی:ow دو کفتر عاشق . دو لاش خور مثل لی لی و جیمز . مثل اون پدر مادرای.....
نویل : خپه شو بی سعور. سعی کرد عصاشو در بیاره ولی میلی خلع سلاحشون کرد.(اکسپلیارموس)
صدای ناله ی جینی که با خرد شدن کمرش همراه بود آمد.
میلی اکستراس)اب بدن نویل بخار شد و پوستش به استخوانش چسبید.
سریع به سمتش دوید و خودش را روی استحوان های نویل پرتاب کرد.صدای خرد شدن استخوان هایش در فضا طنین افکند
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
قابل توجه لرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
THe return of ADAS
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
السامور نامه رو باز میکنه:
انگار از مبارزه لذت میبری السامور! دیگه به اندازه ی کافی صبر کردم.... منتظر مرگ باش.
الستور مودی
السامور میخواد جلوی چو کم نیاره به نامه میخنده و فکر میکنه که فقط میخواسته بترسونه اما وقتی وقتی سرش رو بلند میکنه میبینه که الستور مودی داره وارد میشه. میخواد چو رو بکشه و فرار کنه اما الستور همون زمان سرش رو بالا میاره و مستقیم توی چشمای السامور نگاه میکنه... السامور جا میخوره و یکم عقب عقب میره و چوبدستیش رو به طرف مودی میگیره و مودی شنلش رو باز میکنه و شنلش توی باد به رقص در میاد. السامو ر یه نگاه به چو میکنه و در یک لحظه غیب میشه . الستور شنلش رو جمع میکنه. چو میگه: خیلی ممنونم پروفسور مودی... شما... شما خیلی شجاعید. مودی یه لحظه احساس میکنه کم کم داره حالش دگرگون میشه ( یه چیز توی مایه های ) برای همین میگه: خواهش میکنم فقط یادتون باشه که اینجور جاهای خطرناک هیچ وقت خودتون تنها نیاید حالا هم سریع برگردید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: یکشنبه 7 فروردین 1384 11:32
نمایش جزئیات
آفلاین
هومک اوکی!

من متوجه اون قسمتی که ولدی گفته همه رو بکش نشدم کوش؟؟؟

به هرحال من و هری دیگه رابطه ای نداریم که تو بخوای ازش استفاده کنی! هیچکس هم نمیدونه من اومدم اینجا الا یه نفر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,» 
said Dumbledore
, his voice a little stronger despite
the freezing water
. «I am with you.»[/font]  [/b]
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: شنبه 6 فروردین 1384 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
هي!
چو زيادي تند رفتي
البته ناراحت نشي ها ولي ديگه نبايد تو شكنجه من دستكاري كني
قتل هري جز داستانه باشه؟
ولي ممنونم كه به اين شكنجه اهميت دادي
ايول ناراحت نشي ها
آخه هري بايد بميره
خيلي بد هم بايد بميره
يعني مردنش خيلي ساده بايد باشه
مث آبخوردن
من براي ادامه داستان طرحي جالب دارم
چو.توهم ميتوني داستاني بنويسي و اگر ناراحت نشده باشه به داستان من ربطش بدي . بازم معضرت ميخوام.آخه تو خيلي راحت گفتي چو بايد بميره و هري رو زنده كن
يه چيزي بگو كه بشه .لرد گفته بود هركسي شاهد اين ماجرا بود بكش.
کریچر: السامور عزیز قرار بود یک پست تمیز و باحال بزنی تا لرد ببینه نوشتنت چی جوریه نه اینکه 10 تا پست پشت سر هم بزنی لطفا دیگه تکرار نشه


باشه.ببخشين.جو گرفت
ولي ارباب كي مياد .اميدوارم از شكنجه خوشش بياد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر(gray elf) در 1384/1/7 11:41:55
ویرایش شده توسط السامور پاراگات در 1384/1/7 12:14:03
تصویر تغییر اندازه داده شده

استيو هالف و خائنين بايد بسوزند!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: شنبه 6 فروردین 1384 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
خفاش به سمت السامور مياد و السامور نامه رو ميخواد باز كنه كه ميبينه نامه عربده كشه!!!

السامور:

چو:

نامه به طرز وحشتناكي منفجر ميشه و صداي وحشتناكي مياد:

اي السامور.....!

كي به تو گفت پاترو بكشي؟هان؟من خودم ميخواستم بكشمش! فوري بايد زندش كني! چانگ رو هم بكشي خودتو ميكشم! ولي گروگان بگيرش لازم ميشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,» 
said Dumbledore
, his voice a little stronger despite
the freezing water
. «I am with you.»[/font]  [/b]
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: جمعه 5 فروردین 1384 15:18
نمایش جزئیات
آفلاین
اين صداي آهه رون بود
السامور ديگر الان 10 نفر را كشته بود
چو با التماس گفت من به كسي نميگم .فقط منو آزاد كن
السامور كه در يك لحظه انگار مخ از سرش پريده باشد .
- ايناكساروپوس
چو از حالت صليب در مياد و السامور ميره بهش كمك كنه
چرا السامور انقدر.......چرا؟
السامور با حالتي خاص ميخ هارو از دست چو ميكشه بيرون و در رو قفل ميكنه :bigkiss: .نيم ساعت بعد السامور قفل رو ميشكنه و از كافه بيرون مياد . چو هم پشتش بيرون مياد.
خفاشي به طرفش مياد كه نامه اي ديگر در پايش بود. در آن نامه چه بود؟آيا چو هم باد ميمرد؟يا نه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

استيو هالف و خائنين بايد بسوزند!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: جمعه 5 فروردین 1384 15:07
نمایش جزئیات
آفلاین
السامور ميبينه چو هم شاهده پس
- اكساروپوس
چو بصورت صليب در مياد.
- سوراماكندسميخ
دو تا ميخ از ديوار جدا ميشه و در دستان چو فرو ميره
چو جيغ ميزنه ميگه:
- من قول ميدم نگم
ولي خون جلوي گوش و چشم السامور را گرفته
- اجي مجي لا .......
-هي؟تو؟الس؟كثافت. اكسپليار...
-اجي مجي لاترجي
مردي كه وارد شده بود ((تقريبا 16 يا 17 ساله)) كه هري نام داشت ميفته رو زمين .انگار هيچ وقت زنده نبود
چو جيغ ميزنه :
-هري.هري.
-بشكنج
-اه.......و..ي...ا....سي...ب...ا...ش.....
-اجي مجي لاترجي
-اه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

استيو هالف و خائنين بايد بسوزند!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: جمعه 5 فروردین 1384 12:59
نمایش جزئیات
آفلاین
چو با احتياط وارد شكنجه گاه ميشه....

چو: ببينم چه خبره..مثل اينكه فعلا كسي رو شكنجه نميدون!

چو يكم جلوتر مياد...

صداي زد و خورد مياد...چو به داخل نگاه ميكنه و ميبينه كه السامور در حال نگاه كردن تلويزيونه!

چو آروم مياد پشت السامور تا فيلمو نگاه كنه!

*******
آخر فيلم:

اجي مجي لاترجي!(همون اواداكداورا)

جيمز و ليلي به دار فاني شتافتن!

چو:

السامور روشو برميگردونه و....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,» 
said Dumbledore
, his voice a little stronger despite
the freezing water
. «I am with you.»[/font]  [/b]
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: پنجشنبه 4 فروردین 1384 23:28
نمایش جزئیات
آفلاین
با این حال اگه میخوای سربلند به ارتش بیای بهتره یکی دیگه بنویسی تا من هم 20 تا بهت داده باشم و البته در اون :
زجر بده بکش دیوونه کن دستو ببر پا رو ببر رو سر میخ بزو بغل گوش قابلمه بزن ...... بکن گرگینه کن و کارهایی کن که بتونه دوباره به این تاپیک قدرت بده من چند تا پیشنهاد کردم و از تو میخوام بیشتر روش کار کنی.
من فقط میخوام تو پخته بشی و نمیخوام دیگران رو همش رد کنم تو باید بعد ها آدم بکشی باید این فکر ها برای سیاه شدن به سرت بزنه
ما منتظریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
وزیر ارتش مقدس جادوی سیاه
there is no good and evil ... there is only power

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.