کریچر:
راجر: ای خدا
فلور: بسه آقایه کارگردان لطفا راجرم راه بده
کارگردان: به رویه چشم( اینو طوری می گه که خیره شده به فلور)
بعد همینجا داستان ادامه پیدا می کنه!
راجر می یاد جلو و دست در دست فلور می ره جلو که برن استقبال تازه واردین
چوچانگ ناگهان از در سالن می یاد تو و داد می زنه راجرررررر!
راجر:
چو: می بینم که
فلور: من گیج شدم چه خبره اینجا؟
چو: به کارتون برسید!کریچر بیا کارت دارم!
کریچر: چشم!
راجر: فلور بریم دیر شد
فلور: آره بریم!
چو: بدو کریچر
راجر و فلور می رن استقبال
کریچر می یاد پیش چو چو اونو می کشونه کنار شومینه و می گه بشین رو کاناپه
کریچر می شینه و چو هم بعدش
چو: کریچر من یک نقشه ای دارم می خوام کمکم کنی حال راجرو بگیریم!
کریچر: من هستم( در دل کریچر : حیف فلور که گیر این راجر افتاده! من حالیش می کنم که بهتر از راجر هم هست!)
و می شینن یک توطعه می چینن
ادامه دارد...............
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


