شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
اقا منم تا چن وقته دیگه میخوام آواتار جدیدمو بسازم که همچین این زیبایی اندامم رو خوب نشون بده این عضله هایی که در کویدیچ ورزیده شدن بزنه از زیر لباس قلپی بیرون
آلیشیا وارد میشه و تکیه میده به میز آرنجشو میزاره روی میز دستاشو میزاره زیر چونش و به هری زل میزنه با لبخندی بر لب هری که پشتتش به الیشیاس همچنان داره حرف میزنه: آره بعدش یهو میام میپرم اینجا میگم هو ههه منم هری پاتر سلطان کویدیچ
آلیشیا: هی بن جون بپر اون تزریقاتو آماده کن مث که زیادی بالا زده داره هذیون میگه
هری: تو تو اینجا چی کار داری از مغاژه من برو بیرون
آلیشیا: هه چی شد چرا لهجت عوض شد باید بهت عرض کنم اینجا قبلنا مغاژه تو بود یعنی مغاژه شما بود الان دیگه مغازه من می باشد
هری: تو تو خود تو منو نابود کردی میدونید میدونید من چی بودم جستجو گر بودم اقا جستجو گر
آلیشیا: اه باز شروع شد برو بیرون همه مشتریا رو کسل کردی ناراحتم میکنی برو برو کیش کیش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
بن میاد تو. بن:سلام روماسلا. روماسلا :سلام. بن:آخه آی کیو جان من نوشتم چی میخوام دیگه روماسلا:هوووووووم؟!!!!!! بن:یه آواتر از بن(سانتور). کارتونی نباشه. خوشگل باشه. حرکتی یا ثابت فرق نداره.
آلیشیا:ببین دو روز نبودما...!!!دوباره همه میان اینهو ....اینهوو...بگذریم میان سفارش میدن میرن...یه بار دیگه بیام ببینم نمایشنامه کسی ننوشته این مغازه با تمام آواتوراش با این دورگه ی بدترکیب رو آتیش میزنم! دورگه:اااا!!!من چرا؟!!!! آلیشیا:همین جوری! از ریختت خوشم نمیاد
................ آلی به بن:تو اینجا چیکاره ای؟اومدی اینجا با این لباسای پاره پوره مشتریای مارم فراری میدی. پول آواتورم که نداری.بیا این آواتورا بگیر(در حالی که آواتور پاره وکثیفی رو به بن میده)و دیگه این ورا نیا بن(در حالی که اشک شوق در چشماش حلقه زده):وای چه جوری میتونم ازت تشکر کنم. آلیشیا:هیج جوری.آقا اینجا مملکت اسلامی برو عقب....
(به بن(ربطی به موضوع نداره)بابا این عکس بکام رو ترتیبشو بده !میره رو اعصاب. آخه این یارو چه ربطی به این سایت داره!) ............. به روماسلا:اصلا هر جوری میخوای حرف بزن بابا!از نظر من مشکل نداره.به این بن توجهی نکن...عقل و شعور درس حسابی که نداره بنده خدا... اصلا شما برو دم در با زبان شیرینت واسمون مشتری جمع کن. تو رو سر دورگه جا داری.... ................ به دورگه : ببین این غریبه رو فراری دادی.آواتور به این جیگری رو از دست داد. سریع میری گیرش میای این آواتورو به زور میکنی تو جیبش...
بعدم بابا من عکس رو درس میفرستم(پیوست میکنم)چرا نمیاد)دقیقا بگو آدرس چی رو باید وارد کنم