جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  67 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  293 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 10:35
نمایش جزئیات
آفلاین
لوپين:واااااااااااااااااااااي...اين چيه
سيريش:سوسك از نوع تميز
كاراگاه:اندختيم ش تو آب جوش خوب تميز شه
لوپين:معلومه شاخك هاش پلاسيده
كاراگاه:اشكالي نداره ژل ميزنيم دوباره سيخ واي ميسه
گودريك:ولي خداييش خيلي تغيير كرد
سيريش:سوسك يه چيزي بگو بابايي
سوسك: احساس مي كنم تنم نرم شده
كاراگاه:اين خيلي خوبه
سوسك: حالم بد بيد هوووووووووووووووغ
لوپين:الو سنت مانگو...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 08:22
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین حال سیریوس میپره جلوی در
_کجا؟؟
سوسک:با اجازه ی شما رفع زحمت کنم.
کجا به این زودی؟؟واسا میخوایم بریم حموم_
حموم خانه بلک ها
سوسک:خفه شود...بیلیب بیلیب...بسه به خدا تمیز شدم اینهو بر...بیلیب بیلیب...
کارآگاه :انقدر کثیف باید براش اسید بیاریم
گودریک:سیریوس بسه دیگه تمیز شد دیگه از این کارا نمیکنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 26 خرداد 1384 12:45
نمایش جزئیات
آفلاین
...سيريوس:من تو رو مي كشم سوسك
گودريك:حركتت ناپسندانه بود
سوسك :خوب شيشكي منو دوست نداره شيشكي پيش من نميشينه برا همين اين كارو كردم
كاراگاه:اين دليل خوبي نيست تو محاكمه ميشي!!!
سوسك:خف بابا...
گودريك:براي اينكه كثيفي برو حموم همه كنارت مي شينن
سوسك:برو بابا كدوم سوسكي رو ديدي بره حموم...اه اين چودستي رو تو جشنواره كثيف ترين سوسك داده بودن شكستيش
كاراگاه:تو كه اون همه چوبدستي از كوييرل دو در كردي حالا برو يكي از اونا رو بردار
سوسك:تو احساس نداري اين چوبدستي مايه ي افتخار من بوود
كاراگاه: دلت خوشه ها
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 26 خرداد 1384 09:03
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:بیا ای سوسک فاضلابی من بی در آغوش عمویت بنشین غذا بخور
سوسک:
کارآگاه کلشو با کف دستش میماله:خول و چل انقدر تو آزکبان شکنجه دادن حالی به حالی شده....اوی چقدرم درد میکنه...
سیریوس:چی میخوای عزیزم هرچی دوست داری بخور :bigkiss:
سوسک:سیریوس این منو بد نگا میکنه
سیریوس:ناراحت نشو این نمیفهمه حالیش نیست
در همین حال لوپین
شترق!!
پاشو میزاره رو چوب سوسک
سیریوس: ای برو اونور حال بهم خورد سوسک کثیف
گودریک:سوسک تو سیریوس رو طلسم کرده بودی
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 26 خرداد 1384 07:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نصف شب... سر ميز غذا...
سيريش و كارآگاه دارن تند و تند غذا مي خورن...
گودريك: از قحطي در اومدين؟ آروم بخورين خب...
سيريش: اخه باز اون سوسك كثيف پيداش ميشه... وقتي مياد ياد فاضلاب مي افتم...
كارآگاه: هنوز...

ناگهان... در به طرفي پرتاب ميشه و سوسك مياد داخل...
سوسك: سلام به بروبچ!
كارآگاه خيلي آروم به سيريش: اون قدر معطل كردي كه اين سوسك نكبت اومد!
سيريش: نكبت با كي بودي؟
كارآگاه: با تو كه نبودم... با سوسك بودم...
سيريش ظرف غذا رو بر مي داره و محكم ميزنه توي سر كارآگاه!
سيريش: تو بد كاري كردي! اين سوسك از بچه ها باحال و با معرفت محفله...
كارآگاه: تا همين پنج دقيقه پيش چي مي گفتي تو؟
سيريش: من اغال شده بودم...

سوسك با خودش: بنازم ناز شست خودم رو كه عجب طلسم فرماني روي سيريش اجرا كردم! حالا برم با خيال راحت غذام رو بخورم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 19 خرداد 1384 09:36
نمایش جزئیات
آفلاین
گودریک:آهان...
لوپین:هرچه سریع تر اصل مطلب رو بوگو ببینم
سیریوس:ا این که اینجاست
گودریک:وای فراموش کرده بودم این میتونه غیب ظاهر بشه
ققنوس:
گودریک:به من بی احترامی میکنی..پاشم بگیرم بزنمت
جیمز:بابا بیا بشین برات بده
گودریک:آی قلبم گرفت ای مردم
لوپین زنگ بزنید سنت مانگو
2 ساعت بعد این مرد چرا نیومدن
دنگ دونگ
_بله
_مریض شمایید
سیریوس گودریک نشون میده:اوناهاش اون مریض
_مرسی
تپ!
گودریک پرت میکونن رو برانکارد (درسته)میرن
سیریوس:عجب آدمایی بود انگار نه انگار ما آدم هستیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: یکشنبه 15 خرداد 1384 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
تا سوسك ميره بيرون...
گودريك:خوب جلسه رو شروع مي كنيم
ققنوس:صبر كن منم بيا تو
گودريك:اين جلسه خصوصي تر از اين حرفاست
ققنوس:اه...صبر كن
(گودريك سريع درو مي بنده )
ققنوس:الهي به سنگ گرم بخوري الهي شب عروسيت قيافت زشت شه الهي كاسه ي چه كنم چه كنم دست بگيري الهي مگ مگ تو رو از جاشيني برداره
كريچر:ولش كن بابا بيا با هم صحبت كنيم
ققنوس:همين يه كار...آخ...هي مي گم ايم پرهاي منو نكن مگه جغد ندارين مگه من براي نامه به پسر خالم مگه...
گودريك:ميخوام به مگي نامه بنويسم
ققنوس: نكنه زيرابه منو بزني
گودريك:اتفاقا مي خوام همين كارو كنم
ققنوس:غلط كردم...درو باز كن ببينم
گودريك:صدات نمياد يه بار ديگه...
ققنوس: غلط كردم...كردي
گودريك:چي...آهان...پرفسور مك گونگال عزيز...
ققنوس:نــــــــــــــــــــــــــــــــــه...غلط كردم ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: یکشنبه 15 خرداد 1384 06:23
نمایش جزئیات
آفلاین
سوسك: فلور امروز غذا چي داريم؟
ققنوس از اون طرف دخالت مي كنه و به جاي فلور جواب ميده!
ققنوس: سوسك ماهي! (يك نوع سوسك دريايي)
سوسك: راستي بچه ها يك خبر!
بچه ها: چي؟
سوسك: تيم كوييديچ خرزهره هاي پرنده به فينال «مسابقات حرفه اي كوييديج نشسته آفريقا» راه يافت!
همه: :banana:
(2 دقيقه بعد) فلامل: سوسك اين تيم مال كجاست؟
سوسك: انگلستان.
(2 دقيقه بعد) فلامل: ببينم كدوم شهر انگلستان؟
سوسك: نيويورك

دو دقيقه بعد فلامل يادش مياد كه تيمي با اسم خرزهره هاي پرنده توي نيويورك نيست. دو دقيقه بعد هم يادش مياد كه مگه نيويورك توي انگليسه؟ دو دقيقه ي بعد هم يادش مياد كه اصلا انگلستان كه توي آفريقا نيست! يك ربع بعد يادش مياد بابا اين مسابقه كه اصلا وجود خارجي نداره!
فلامل: سوسك... يك دقيقه بيا اينجا...
سوسك: خب بچه ها من بايد برم ديگه... خدانگهدار...
و سوسك با عجله جلسه رو ترك ميكنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 11:03
نمایش جزئیات
آفلاین
ققنوس:خوب ...خوب ...عجب غذايي
سيريوس:بتركي
ققنوس كاغذ بده
مالي:بيا بگير
ققنوس:جناب پرفسور دامبلدور عزيز سلام
خبراها هاكي از اينه كه اين مرگ خوار ها دوباره تنشون به خارش افتاده و به نيكل حمله كردن مثلاينكه تعدادشون 3 نفر بوده به هر هال ما دست نگه داشتيم تا دستور شما رو بشنويم
دوستدار شما
فوكس-مالي-سيريوس-نيكلاس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: دوشنبه 9 خرداد 1384 10:45
نمایش جزئیات
آفلاین
در همين موقع در باقدرت زيادي باز مي شه و تلق به ديوار بقلي برخورد مي کند و نيکل با چهره اي خونين از پشت ان نمايان مي شود و با سرعت وارد محفل مي شود و در را هم خيلي سريع مي بندد
سيريوس : اي واي چه شده
مالي : بيا با اين دستمال صورتت را پاک کن
نيکل صورتس را پاک مي کند
نيکل : ممنون
مالي :‌چي شده
کاراگاه : مرگ خوارا بودن اره
سيريوس :‌دوباره شروع شد
نيکل‌؛:اره و سه نفري بدجوري من را دور کردند
سيريوس :‌حالا چي کار کنيم
نيکل :‌بابا بلند شيد و از خودتون دفاع کنيد
کارا گاه :‌خب بايد دامبلدور دستور بده
مالي‌: اخه اين طوري هم نمي شه
نيکل :خب يه نامه براش بفرستيد
و بقيه اماده مي شوند که نامه را بنويسند
کارگاه :ولي اول از اين غذا يه کمي به من بديد بعدا هر کاري که مي خواهيد بکنيد
....................
ادامه دارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2