
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/11
تولد نقش: 1395/04/14
آخرین ورود: سهشنبه 22 خرداد 1403 18:37
از: روی جارو
پستها:
140

نام:آلیشیا اسپینت
گروه:گریفیندور
نژاد :اصیل
چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!
جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه
پاترونوس:خرگوش سفید
ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند
ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره
خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.
با هری پاتر ودوستانش روابط نزدیکی دارد.
در جنگ اخر هاگوارتز ظاهر شد وجانانه با مرگخواران جنگید .
عضو بیشتر گروهای مبارزه ای وارتش دامبلدور است.
یکی از دوستان وهم تیمی های هری پاتر است.
در تیم کوییدیچ پست مهاجم را برعهده داشت.اغلب در صورت اعلام پنالتی به نفع تیم گریفندور، او مسئول پرتاب توپ است.
معرفیِ دوم بررسی می شود.
گروه:گریفیندور
نژاد :اصیل
چوبدستی:چوب یاس کبود، ریسه قلب اژدها و پر قرقاول، 32/5 سانتی متر،؛ مناسب برای افسون ها و ورد های جادویی!
جاروی پرنده:نیمبوس 2001با پایه
پاترونوس:خرگوش سفید
ویژگی های ظاهری:موهای بلند طلایی وصاف-چشمای ابی(که بعضی اوقتا تغییر میکنه روشن تر یا تیره تر میشه)پوست سفید-قد بلند
ویژگی های اخلاقی:مهربون رک وراست-مخالف زور-زیاد ناراحت نمیشه ولی اگه بشه طوفان به پا میشه-یکمی مغروره-اصولا از پسرا خوشش نمیاد(به غیر هری پاتر به خاطر مبارزه با لرد سیاه)-خیلی شیطونه از دیوار راست بالا میره
خلاصه ای از زندگیش:
پدر ومادرش هردو طرف دار هری پاتر و دامبلدور هستن.خودش نیز طرفدار پروپا قرص هری پاتر.
با هری پاتر ودوستانش روابط نزدیکی دارد.
در جنگ اخر هاگوارتز ظاهر شد وجانانه با مرگخواران جنگید .
عضو بیشتر گروهای مبارزه ای وارتش دامبلدور است.
یکی از دوستان وهم تیمی های هری پاتر است.
در تیم کوییدیچ پست مهاجم را برعهده داشت.اغلب در صورت اعلام پنالتی به نفع تیم گریفندور، او مسئول پرتاب توپ است.
معرفیِ دوم بررسی می شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 12:14:54
تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز
جزئیات کاربر

ببخشید من دو تا پست در این بخش ارسال کردم. میخواستم اگر امکان داره این رو تایید کنید چون توی اون یکی یه اشتباهی پیش اومد و نتونستم ویرایشش کنم.
- - - - - - - - - - - - -
نام: سوزانا هسلدن
گروه: ریونکلاو
نژاد: اصیل زاده (سوئدی-ترک)
جنسیت: دختر
القاب: هلدن_آسمون سفید
بوگارت: از دست دادن خانواده و زمانی که دلیلی برای لبخند زدن نباشه.
جارو: نور جاروی ۳۰۰۵
چوبدستی: یه چوبدستی سفید رنگ، ۲۷ سانتی متر، از چوب درخت الماس، با هستهی عنصر لِی وحش سیاه، انعطاف پذیر به اندازهی کافی، خوشدست و بسیار قدرتمند.
محل زندگی: سوئد، استکهلم. البته هر از گاهی هم با خانوادهش به ترکیه میره تا اقوام مادریش رو ببینه و مدتی (مثلاً یک یا دو ماه یا بیشتر) اونجا میمونه.
تاریخ تولد: ۴ مه ۲۰۰۳
پاترونوس: نهنگ قاتل
شغل: دانش آموز هاگوارتز (البته نویسندگی هم میکنه^^)
حیوان خانگی: یه گربهی نه چندان زیبا، به نام «دیم» که سوزانا خیلی خیلی دوستش داره. دیم بهترین دوست سوزاناست و سوزانا خیلی به اون میرسه. گربهی باحالیه. عکس «دیم»
ویژگی های ظاهری:
سوزانا، چشمهای طوسی و زیبایی داره که هرکسی رو جادو میکنه. البته چشمهاش تیلهای هستن و ممکنه اگر رنگ موهاش تغییر کنه به نظر برسه که رنگ چشماش هم تغییر کرده. موهاش قهوهای هستن و تا پایین شونههاش میرسن.
معمولا موهاشو باز میذاره یا با کش میبنده اما مدلهای دیگه رو هم امتحان میکنه. سوزانا چهرهی قشنگ و دلنشینی داره و خوشگله. هیچ عیبی توی چهره و اندامش نداره. قدش بلنده و اندام بینظیری داره. آدم خوشپوشیه:)عکس من
ویژگیهای اخلاقی:
آدم مهربون و خوشقلبیه. خیال پردازه و ماجراجویی رو دوست داره. نسبت به بقیه بیتفاوت نیست و به اطرافیانش همیشه عشق میورزه. اخلاقش دوست داشتنیه. معمولا زیاد مطالعه میکنه. همیشه یه مبلغی رو برای کمک به نیازمندان اهدا میکنه.
دلش میشه گفت راحت میشکنه و روحیهی لطیفی داره. اصلا مغرور و جاه طلب نیست و معتقده که علم، عشق و مهر جهان رو میسازن.
خدا رو خیلی دوست داره و همیشه اونو عبادت میکنه. عاشق خداست و هر وقت به خدا فکر میکنه آروم میشه. همیشه بقیه رو هم تشویق میکنه که بیشتر به خدا نزدیک بشن و بیشتر عبادت کنن.
خودش معتقده که یه دیوونهی تمام عیاره و باید بره تیمارستان. اصلا هم با این دیوونگی مشکلی نداره و عاشق دیوونه بودنه. توهم و خیال، دنیای اونو میسازن.
به علم علاقه داره، و سعی میکنه همیشه به علم و دانشش اضافه کنه و از علمش در راه خیر، و به خوبی استفاده کنه.
علایق:
به موسیقی و کتاب خوندن خیلی علاقه داره. کتابهای مشنگی زیاد میخونه و همیشه دوست داره کتابهایی که خونده برای دیگران تعریف کنه. خلاصه، کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره و کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره.
به موسیقی خیلی علاقه داره و میتونه پیانو و ویولن بنوازه. اونم به طور کاملا حرفهای.
موسیقی زیاد گوش میکنه. هر وقت حوصلهش سر میره، آواز میخونه، ویولن مینوازه یا پیانو میزنه. رقص باله رو هم دوست داره و کمی بلده باله برقصه.
به دریا علاقه داره و شنا رو خیلی دوست داره. وقتی میره زیر آب، به آرامش میرسه.
سفر به فضا رو خیلی دوست داره. کلی کتاب مشنگی مربوط به فضانوردی و اینجور چیزا داره.
نویسندگی رو دوست داره و تا الان چند تا کتاب نوشته. البته برای خودش. نه برای منتشر کردن. البته خیلی دوست داره کتابهاش منتشر بشن.
به چیزای مشنگی خیلی علاقه داره. خیلی زیاد. توی اتاقش یه عالمه وسایل مشنگی داره و چیزای زیادی در مورد مشنگا میدونه. چند تا وسیلهی مشنگی هستن که همیشه همراهشن.
رنگ مورد علاقهش گلبهی و سرمهایه(◕ᴗ◕✿)
زندگینامه:
سوزانا هسلدن، در چهارم مه سال ۲۰۰۳، در کشور سوئد چشم به جهان گشود. پدر او، تامی هسلدن، جادوگر و اهل سوئد بود و مادرش، یعنی ائل آی اکالین هم یک ساحره بود و اهل ترکیه.
پدر و مادر سوزانا، در سال ۱۹۹۹، در یک سفر به طور اتفاقی یک دیگر را ملاقات کردند و دلبسته یکدیگر شدند. اینطور شد پس از مدتی، با هم ازدواج کردند. هر دو جادوگران قدرتمند و مفیدی بودند و از افراد با نفوذ، در وزارتخانهی جادو.
آنها در سوئد ساکن شدند. البته تامی هر ماه همسرش را به ترکیه میبرد تا او خانوادهاش را ببیند و حتی چند ماه آنجا میماند. آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند.
دو سال پس از ازدواجشان، از خداوند یک فرزند خواستند و خداوند سوزانا را به آنها داد. سوزانا، در سنین کودکی بر زبانهای انگلیسی، سوئدی و ترکی مسلط شد.
او در سوئد و ترکیه بزرگ شد. والدینش میخواستند او با هر دو کشور آشنایی کامل داشته باشد. برای همین او یک سال در سوئد میماند، و بعد به ترکیه میرفت. و این چرخه، همینطور تکرار میشد.
سوزانا از این بابت ناراحت نبود، اما جابجایی مدام برای او و خانوادهاش، اندکی دشوار بود.
سوزانا استعداد جادوگری داشت و این به خوبی در او دیده میشد.
او، چند سال در مدارس مشنگها تحصیل کرد و وقتی نامهی دعوتی از هاگوارتز دریافت کرد، با اشتیاق به سوی هاگوارتز شتافت و تحصیلات جادوگری خویش را آغاز کرد.
تایید شد!
خوش اومدی به ایفای نقش.
- - - - - - - - - - - - -
نام: سوزانا هسلدن
گروه: ریونکلاو
نژاد: اصیل زاده (سوئدی-ترک)
جنسیت: دختر
القاب: هلدن_آسمون سفید
بوگارت: از دست دادن خانواده و زمانی که دلیلی برای لبخند زدن نباشه.
جارو: نور جاروی ۳۰۰۵
چوبدستی: یه چوبدستی سفید رنگ، ۲۷ سانتی متر، از چوب درخت الماس، با هستهی عنصر لِی وحش سیاه، انعطاف پذیر به اندازهی کافی، خوشدست و بسیار قدرتمند.
محل زندگی: سوئد، استکهلم. البته هر از گاهی هم با خانوادهش به ترکیه میره تا اقوام مادریش رو ببینه و مدتی (مثلاً یک یا دو ماه یا بیشتر) اونجا میمونه.
تاریخ تولد: ۴ مه ۲۰۰۳
پاترونوس: نهنگ قاتل
شغل: دانش آموز هاگوارتز (البته نویسندگی هم میکنه^^)
حیوان خانگی: یه گربهی نه چندان زیبا، به نام «دیم» که سوزانا خیلی خیلی دوستش داره. دیم بهترین دوست سوزاناست و سوزانا خیلی به اون میرسه. گربهی باحالیه. عکس «دیم»
ویژگی های ظاهری:
سوزانا، چشمهای طوسی و زیبایی داره که هرکسی رو جادو میکنه. البته چشمهاش تیلهای هستن و ممکنه اگر رنگ موهاش تغییر کنه به نظر برسه که رنگ چشماش هم تغییر کرده. موهاش قهوهای هستن و تا پایین شونههاش میرسن.
معمولا موهاشو باز میذاره یا با کش میبنده اما مدلهای دیگه رو هم امتحان میکنه. سوزانا چهرهی قشنگ و دلنشینی داره و خوشگله. هیچ عیبی توی چهره و اندامش نداره. قدش بلنده و اندام بینظیری داره. آدم خوشپوشیه:)عکس من
ویژگیهای اخلاقی:
آدم مهربون و خوشقلبیه. خیال پردازه و ماجراجویی رو دوست داره. نسبت به بقیه بیتفاوت نیست و به اطرافیانش همیشه عشق میورزه. اخلاقش دوست داشتنیه. معمولا زیاد مطالعه میکنه. همیشه یه مبلغی رو برای کمک به نیازمندان اهدا میکنه.
دلش میشه گفت راحت میشکنه و روحیهی لطیفی داره. اصلا مغرور و جاه طلب نیست و معتقده که علم، عشق و مهر جهان رو میسازن.
خدا رو خیلی دوست داره و همیشه اونو عبادت میکنه. عاشق خداست و هر وقت به خدا فکر میکنه آروم میشه. همیشه بقیه رو هم تشویق میکنه که بیشتر به خدا نزدیک بشن و بیشتر عبادت کنن.
خودش معتقده که یه دیوونهی تمام عیاره و باید بره تیمارستان. اصلا هم با این دیوونگی مشکلی نداره و عاشق دیوونه بودنه. توهم و خیال، دنیای اونو میسازن.
به علم علاقه داره، و سعی میکنه همیشه به علم و دانشش اضافه کنه و از علمش در راه خیر، و به خوبی استفاده کنه.
علایق:
به موسیقی و کتاب خوندن خیلی علاقه داره. کتابهای مشنگی زیاد میخونه و همیشه دوست داره کتابهایی که خونده برای دیگران تعریف کنه. خلاصه، کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره و کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره.
به موسیقی خیلی علاقه داره و میتونه پیانو و ویولن بنوازه. اونم به طور کاملا حرفهای.
موسیقی زیاد گوش میکنه. هر وقت حوصلهش سر میره، آواز میخونه، ویولن مینوازه یا پیانو میزنه. رقص باله رو هم دوست داره و کمی بلده باله برقصه.
به دریا علاقه داره و شنا رو خیلی دوست داره. وقتی میره زیر آب، به آرامش میرسه.
سفر به فضا رو خیلی دوست داره. کلی کتاب مشنگی مربوط به فضانوردی و اینجور چیزا داره.
نویسندگی رو دوست داره و تا الان چند تا کتاب نوشته. البته برای خودش. نه برای منتشر کردن. البته خیلی دوست داره کتابهاش منتشر بشن.
به چیزای مشنگی خیلی علاقه داره. خیلی زیاد. توی اتاقش یه عالمه وسایل مشنگی داره و چیزای زیادی در مورد مشنگا میدونه. چند تا وسیلهی مشنگی هستن که همیشه همراهشن.
رنگ مورد علاقهش گلبهی و سرمهایه(◕ᴗ◕✿)
زندگینامه:
سوزانا هسلدن، در چهارم مه سال ۲۰۰۳، در کشور سوئد چشم به جهان گشود. پدر او، تامی هسلدن، جادوگر و اهل سوئد بود و مادرش، یعنی ائل آی اکالین هم یک ساحره بود و اهل ترکیه.
پدر و مادر سوزانا، در سال ۱۹۹۹، در یک سفر به طور اتفاقی یک دیگر را ملاقات کردند و دلبسته یکدیگر شدند. اینطور شد پس از مدتی، با هم ازدواج کردند. هر دو جادوگران قدرتمند و مفیدی بودند و از افراد با نفوذ، در وزارتخانهی جادو.
آنها در سوئد ساکن شدند. البته تامی هر ماه همسرش را به ترکیه میبرد تا او خانوادهاش را ببیند و حتی چند ماه آنجا میماند. آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند.
دو سال پس از ازدواجشان، از خداوند یک فرزند خواستند و خداوند سوزانا را به آنها داد. سوزانا، در سنین کودکی بر زبانهای انگلیسی، سوئدی و ترکی مسلط شد.
او در سوئد و ترکیه بزرگ شد. والدینش میخواستند او با هر دو کشور آشنایی کامل داشته باشد. برای همین او یک سال در سوئد میماند، و بعد به ترکیه میرفت. و این چرخه، همینطور تکرار میشد.
سوزانا از این بابت ناراحت نبود، اما جابجایی مدام برای او و خانوادهاش، اندکی دشوار بود.
سوزانا استعداد جادوگری داشت و این به خوبی در او دیده میشد.
او، چند سال در مدارس مشنگها تحصیل کرد و وقتی نامهی دعوتی از هاگوارتز دریافت کرد، با اشتیاق به سوی هاگوارتز شتافت و تحصیلات جادوگری خویش را آغاز کرد.
تایید شد!
خوش اومدی به ایفای نقش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 12:15:38
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 12:20:25
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 12:36:24
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 15:07:08
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 15:53:45
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:39:33
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:46:28
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:48:51
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:57:12
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:57:44
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 12:20:25
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 12:36:24
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 15:07:08
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 15:53:45
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:39:33
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:46:28
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/13 23:48:51
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:57:12
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:57:44
Purple and black dreams, a velvet doll and the
∞ ...stars waving me
∞ ...stars waving me

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/01/04
تولد نقش: 1399/01/16
آخرین ورود: سهشنبه 5 اسفند 1404 07:34
از: پاریس
پستها:
4

نام:الیزابت امکاپا
گروه:ریونکلاو
نژاد:اصیل زاده (آریایی)
جنسیت:دختر
متولد:22 ژانویه 2001
سن:20
پاترونس:ققنوس
شغل:دانش آموز هاگوارتز
جارو:نیمبوس 4030
چوب دستی:رنگ قهوه ای-چوب درخت راش-27 سانت-بسیار انعطاف پذیر.
حیوان خانگی:گربه
بوگارت:دیوانه ساز ها
محل زندگی:پاریس
ظاهر:صورتی گرد و سفید با موهای قهوه ای روشن لخت. رنگ چشمانش آبی روشنه. همیشه صورتی میپوشه و همیشه مرلین آراسته در اماکن ظاهر میشه.عکس من
اخلاق:همیشه می خنده و همه رو به خنده وادار می کنه
و شوخ طبعی زیادی داره ولی صدای خیلی جیغ جیغویی داره
، امان از وقتی که عصبانی بشه
. با پسرا زیاد گرم می گیره و با همه سریع دوست میشه. باهوشه و اکثر اوقات یه کتاب توی دستشه
. مهربونه و همیشه دلسوز بقیه هست ولی گاهی اوقات شر میشه و به قول ضرب المثل مشنگ ها از دیوار راست میره بالا.
علایق:عاشق ماجراجویی و ریسک کردنه و انجام کارهای خطرناکه. دوست داره تنهایی به موفقیت برسه. عاشق دور زدن قانونه. دیوانه موسیقی و اکثر ساز ها رو بلده. رقص رو خیلی دوست داره و رقصنده خوبی هم هست
. عاشق کتابه و بیشتر وقتش رو توی کتاب خونه می گذرونه
. عاشق رنگ صورتی و همه وسایلش صورتی.
زندگی:الیزابت به عنوان یک اصیل زاده در سال 2001 در شهر پاریس به دنیا آمد. مادر او آماندا و پدر او مایکل بود. مادربزرگ او میراندا نام داشت و توانایی تبدیل شدن به روباه رو داشت و این توانایی به نوه ی او یعنی الیزابت ارث رسیده بود. او از همان اول اهل ریسک و خطر بود و زندگی عالی و اشرافی ای داشت تا اینکه در سن 11 سالگی به هاگوارتز اومد تا به رویاها و جاه طلبی های بزرگش دست پیداکنه.
تایید شد!
خوش اومدی.
گروه:ریونکلاو
نژاد:اصیل زاده (آریایی)
جنسیت:دختر
متولد:22 ژانویه 2001
سن:20
پاترونس:ققنوس
شغل:دانش آموز هاگوارتز
جارو:نیمبوس 4030
چوب دستی:رنگ قهوه ای-چوب درخت راش-27 سانت-بسیار انعطاف پذیر.
حیوان خانگی:گربه
بوگارت:دیوانه ساز ها
محل زندگی:پاریس
ظاهر:صورتی گرد و سفید با موهای قهوه ای روشن لخت. رنگ چشمانش آبی روشنه. همیشه صورتی میپوشه و همیشه مرلین آراسته در اماکن ظاهر میشه.عکس من
اخلاق:همیشه می خنده و همه رو به خنده وادار می کنه
و شوخ طبعی زیادی داره ولی صدای خیلی جیغ جیغویی داره
، امان از وقتی که عصبانی بشه
. با پسرا زیاد گرم می گیره و با همه سریع دوست میشه. باهوشه و اکثر اوقات یه کتاب توی دستشه
. مهربونه و همیشه دلسوز بقیه هست ولی گاهی اوقات شر میشه و به قول ضرب المثل مشنگ ها از دیوار راست میره بالا.علایق:عاشق ماجراجویی و ریسک کردنه و انجام کارهای خطرناکه. دوست داره تنهایی به موفقیت برسه. عاشق دور زدن قانونه. دیوانه موسیقی و اکثر ساز ها رو بلده. رقص رو خیلی دوست داره و رقصنده خوبی هم هست
. عاشق کتابه و بیشتر وقتش رو توی کتاب خونه می گذرونه
. عاشق رنگ صورتی و همه وسایلش صورتی.زندگی:الیزابت به عنوان یک اصیل زاده در سال 2001 در شهر پاریس به دنیا آمد. مادر او آماندا و پدر او مایکل بود. مادربزرگ او میراندا نام داشت و توانایی تبدیل شدن به روباه رو داشت و این توانایی به نوه ی او یعنی الیزابت ارث رسیده بود. او از همان اول اهل ریسک و خطر بود و زندگی عالی و اشرافی ای داشت تا اینکه در سن 11 سالگی به هاگوارتز اومد تا به رویاها و جاه طلبی های بزرگش دست پیداکنه.
تایید شد!
خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط nasy در 1399/1/11 16:17:11
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:47:58
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:47:58
NOBLE
جزئیات کاربر

نام: سوزانا هسلدن
گروه: ریونکلاو
نژاد: اصیل زاده (سوئدی-ترک)
جنسیت: دختر
سن: ۱۶ سال
محل زندگی: سوئد، استکهلم. البته هر از گاهی هم با خانوادهش به ترکیه میره تا اقوام مادریش رو ببینه و مدتی (مثلاً یک یا دو ماه یا بیشتر)
اونجا میمونه.
تاریخ تولد: ۴ مه ۲۰۰۳
پاترونوس: نهنگ قاتل
شغل: دانش آموز هاگوارتز (البته نویسندگی هم میکنه^^)
حیوان خانگی: یه گربهی نه چندان زیبا، به نام «دیم» که سوزانا خیلی خیلی دوستش داره. دیم بهترین دوست سوزاناست و سوزانا خیلی به اون میرسه. گربهی باحالیه. عکسِ «دیم»
ویژگی های ظاهری:
سوزانا، چشمهای طوسی و زیبایی داره که هرکسی رو جادو میکنه. البته چشمهاش تیلهای هستن و ممکنه اگر رنگ موهاش تغییر کنه به نظر برسه که رنگ چشماش هم تغییر کرده. موهاش قهوهای هستن و تا پایین شونههاش میرسن.
معمولا موهاشو باز میذاره یا با کش میبنده اما مدلهای دیگه رو هم امتحان میکنه. سوزانا چهرهی قشنگ و دلنشینی داره و خوشگله. هیچ عیبی توی چهره و اندامش نداره. قدش بلنده و اندام بینظیری داره. آدم خوشپوشیه:) عکس من
ویژگیهای اخلاقی:
آدم مهربون و خوشقلبیه. خیال پردازه و ماجراجویی رو دوست داره. نسبت به بقیه بیتفاوت نیست و به اطرافیانش همیشه عشق میورزه. اخلاقش دوست داشتنیه. معمولا زیاد مطالعه میکنه. همیشه یه مبلغی رو برای کمک به نیازمندان اهدا میکنه.
دلش میشه گفت راحت میشکنه و روحیهی لطیفی داره. اصلا مغرور و جاه طلب نیست و معتقده که علم، عشق و مهر جهان رو میسازن.
خدا رو خیلی دوست داره و همیشه اونو عبادت میکنه. عاشق خداست و هر وقت به خدا فکر میکنه آروم میشه. همیشه بقیه رو هم تشویق میکنه که بیشتر به خدا نزدیک بشن و بیشتر عبادت کنن.
خودش معتقده که یه دیوونهی تمام عیاره و باید بره تیمارستان. اصلا هم با این دیوونگی مشکلی نداره و عاشق دیوونه بودنه. توهم و خیال، دنیای اونو میسازن.
به علم علاقه داره، و سعی میکنه همیشه به علم و دانشش اضافه کنه و از علمش در راه خیر، و به خوبی استفاده کنه.
چوبدستی: یه چوبدستی سفید رنگ، ۲۷ سانتی متر، از چوب درخت الماس، با هستهی ریسهی قلب اژدها، انعطاف پذیر به اندازهی کافی، خوشدست و بسیار قدرتمند.
جارو: آذرخش (۲۰۲۱)
علایق:
به موسیقی و کتاب خوندن خیلی علاقه داره. کتابهای مشنگی زیاد میخونه و همیشه دوست داره کتابهایی که خونده برای دیگران تعریف کنه. خلاصه، کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره و کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره.
به موسیقی خیلی علاقه داره و میتونه پیانو و ویولن بنوازه. اونم به طور کاملا حرفهای.
موسیقی زیاد گوش میکنه. هر وقت حوصلهش سر میره، آواز میخونه، ویولن مینوازه یا پیانو میزنه.
به دریا علاقه داره و شنا رو خیلی دوست داره. وقتی میره زیر آب، به آرامش میرسه.
سفر به فضا رو خیلی دوست داره. کلی کتاب مشنگی مربوط به فضانوردی و اینجور چیزا داره.
نویسندگی رو دوست داره و تا الان چند تا کتاب نوشته. البته برای خودش. نه برای منتشر کردن. البته خیلی دوست داره کتابهاش منتشر بشن.
رنگ مورد علاقهش گلبهی و سرمهایه(◕ᴗ◕✿)
زندگینامه:
سوزانا هسلدن، در چهارم مه سال ۲۰۰۳، در کشور سوئد چشم به جهان گشود. پدر او، تامی هسلدن، جادوگر و اهل سوئد بود و مادرش، یعنی ائل آی اکالین هم یک ساحره بود و اهل ترکیه.
پدر و مادر سوزانا، در سال ۱۹۹۹، در یک سفر به طور اتفاقی یک دیگر را ملاقات کردند و دلبسته یکدیگر شدند. اینطور شد پس از مدتی، با هم ازدواج کردند. هر دو جادوگران قدرتمند و مفیدی بودند و از افراد با نفوذ، در وزارتخانهی جادو.
آنها در سوئد ساکن شدند. البته تامی هر ماه همسرش را به ترکیه میبرد تا او خانوادهاش را ببیند و حتی چند ماه آنجا میماند. آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند.
دو سال پس از ازدواجشان، از خداوند یک فرزند خواستند و خداوند سوزانا را به آنها داد. سوزانا، در سنین کودکی بر زبانهای انگلیسی، سوئدی و ترکی مسلط شد.
او در سوئد و ترکیه بزرگ شد. والدینش میخواستند او با هر دو کشور آشنایی کامل داشته باشد. برای همین او یک سال در سوئد میماند، و بعد به ترکیه میرفت. و این چرخه، همینطور تکرار میشد.
سوزانا از این بابت ناراحت نبود، اما جابجایی مدام برای او و خانوادهاش، اندکی دشوار بود.
سوزانا استعداد جادوگری داشت و این به خوبی در او دیده میشد.
او، چند سال در مدارس مشنگها تحصیل کرد و وقتی نامهی دعوتی از هاگوارتز دریافت کرد، با اشتیاق به سوی هاگوارتز شتافت و تحصیلات جادوگری خویش را آغاز کرد.
معرفیِ دوم بررسی میشود.
گروه: ریونکلاو
نژاد: اصیل زاده (سوئدی-ترک)
جنسیت: دختر
سن: ۱۶ سال
محل زندگی: سوئد، استکهلم. البته هر از گاهی هم با خانوادهش به ترکیه میره تا اقوام مادریش رو ببینه و مدتی (مثلاً یک یا دو ماه یا بیشتر)
اونجا میمونه.
تاریخ تولد: ۴ مه ۲۰۰۳
پاترونوس: نهنگ قاتل
شغل: دانش آموز هاگوارتز (البته نویسندگی هم میکنه^^)
حیوان خانگی: یه گربهی نه چندان زیبا، به نام «دیم» که سوزانا خیلی خیلی دوستش داره. دیم بهترین دوست سوزاناست و سوزانا خیلی به اون میرسه. گربهی باحالیه. عکسِ «دیم»
ویژگی های ظاهری:
سوزانا، چشمهای طوسی و زیبایی داره که هرکسی رو جادو میکنه. البته چشمهاش تیلهای هستن و ممکنه اگر رنگ موهاش تغییر کنه به نظر برسه که رنگ چشماش هم تغییر کرده. موهاش قهوهای هستن و تا پایین شونههاش میرسن.
معمولا موهاشو باز میذاره یا با کش میبنده اما مدلهای دیگه رو هم امتحان میکنه. سوزانا چهرهی قشنگ و دلنشینی داره و خوشگله. هیچ عیبی توی چهره و اندامش نداره. قدش بلنده و اندام بینظیری داره. آدم خوشپوشیه:) عکس من
ویژگیهای اخلاقی:
آدم مهربون و خوشقلبیه. خیال پردازه و ماجراجویی رو دوست داره. نسبت به بقیه بیتفاوت نیست و به اطرافیانش همیشه عشق میورزه. اخلاقش دوست داشتنیه. معمولا زیاد مطالعه میکنه. همیشه یه مبلغی رو برای کمک به نیازمندان اهدا میکنه.
دلش میشه گفت راحت میشکنه و روحیهی لطیفی داره. اصلا مغرور و جاه طلب نیست و معتقده که علم، عشق و مهر جهان رو میسازن.
خدا رو خیلی دوست داره و همیشه اونو عبادت میکنه. عاشق خداست و هر وقت به خدا فکر میکنه آروم میشه. همیشه بقیه رو هم تشویق میکنه که بیشتر به خدا نزدیک بشن و بیشتر عبادت کنن.
خودش معتقده که یه دیوونهی تمام عیاره و باید بره تیمارستان. اصلا هم با این دیوونگی مشکلی نداره و عاشق دیوونه بودنه. توهم و خیال، دنیای اونو میسازن.
به علم علاقه داره، و سعی میکنه همیشه به علم و دانشش اضافه کنه و از علمش در راه خیر، و به خوبی استفاده کنه.
چوبدستی: یه چوبدستی سفید رنگ، ۲۷ سانتی متر، از چوب درخت الماس، با هستهی ریسهی قلب اژدها، انعطاف پذیر به اندازهی کافی، خوشدست و بسیار قدرتمند.
جارو: آذرخش (۲۰۲۱)
علایق:
به موسیقی و کتاب خوندن خیلی علاقه داره. کتابهای مشنگی زیاد میخونه و همیشه دوست داره کتابهایی که خونده برای دیگران تعریف کنه. خلاصه، کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره و کتاب خوندن خیلی خیلی دوست داره.
به موسیقی خیلی علاقه داره و میتونه پیانو و ویولن بنوازه. اونم به طور کاملا حرفهای.
موسیقی زیاد گوش میکنه. هر وقت حوصلهش سر میره، آواز میخونه، ویولن مینوازه یا پیانو میزنه.
به دریا علاقه داره و شنا رو خیلی دوست داره. وقتی میره زیر آب، به آرامش میرسه.
سفر به فضا رو خیلی دوست داره. کلی کتاب مشنگی مربوط به فضانوردی و اینجور چیزا داره.
نویسندگی رو دوست داره و تا الان چند تا کتاب نوشته. البته برای خودش. نه برای منتشر کردن. البته خیلی دوست داره کتابهاش منتشر بشن.
رنگ مورد علاقهش گلبهی و سرمهایه(◕ᴗ◕✿)
زندگینامه:
سوزانا هسلدن، در چهارم مه سال ۲۰۰۳، در کشور سوئد چشم به جهان گشود. پدر او، تامی هسلدن، جادوگر و اهل سوئد بود و مادرش، یعنی ائل آی اکالین هم یک ساحره بود و اهل ترکیه.
پدر و مادر سوزانا، در سال ۱۹۹۹، در یک سفر به طور اتفاقی یک دیگر را ملاقات کردند و دلبسته یکدیگر شدند. اینطور شد پس از مدتی، با هم ازدواج کردند. هر دو جادوگران قدرتمند و مفیدی بودند و از افراد با نفوذ، در وزارتخانهی جادو.
آنها در سوئد ساکن شدند. البته تامی هر ماه همسرش را به ترکیه میبرد تا او خانوادهاش را ببیند و حتی چند ماه آنجا میماند. آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند.
دو سال پس از ازدواجشان، از خداوند یک فرزند خواستند و خداوند سوزانا را به آنها داد. سوزانا، در سنین کودکی بر زبانهای انگلیسی، سوئدی و ترکی مسلط شد.
او در سوئد و ترکیه بزرگ شد. والدینش میخواستند او با هر دو کشور آشنایی کامل داشته باشد. برای همین او یک سال در سوئد میماند، و بعد به ترکیه میرفت. و این چرخه، همینطور تکرار میشد.
سوزانا از این بابت ناراحت نبود، اما جابجایی مدام برای او و خانوادهاش، اندکی دشوار بود.
سوزانا استعداد جادوگری داشت و این به خوبی در او دیده میشد.
او، چند سال در مدارس مشنگها تحصیل کرد و وقتی نامهی دعوتی از هاگوارتز دریافت کرد، با اشتیاق به سوی هاگوارتز شتافت و تحصیلات جادوگری خویش را آغاز کرد.
معرفیِ دوم بررسی میشود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/9 19:45:30
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/9 20:47:22
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/9 20:51:35
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:44:00
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/9 20:47:22
ویرایش شده توسط Nolhiis در 1399/1/9 20:51:35
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:44:00
Purple and black dreams, a velvet doll and the
∞ ...stars waving me
∞ ...stars waving me

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/01/02
تولد نقش: 1399/01/16
آخرین ورود: چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 13:55
از: لندن
پستها:
17

نام:کردلیا گیفورد
گروه:ریونکلاو
نژاد:دورگه(مادر پری و پدر اصیل زاده)
جنسیت:دختر
متولد:12 مارس 1980
سن:15
پاترونس:عقاب
شغل:دانش آموز هاگوارتز
جارو:نیمبوس2020
چوب دستی:قهوه ای روشن با رگه های طلایی-چوب درخت زندگی-موی پریزاد-25 سانت-انعطاف پذیر.
حیوان خانگی:شاهین
بوگارت:مرگ مادر
محل زندگی:فرانسه-پاریس-عمارت گیفورد ها
ظاهر:موهاش لخت و قهوه ایه اکثر اوقات اون ها رو می بنده ولی وقتی که بازشون میکنه تا پایین کمرش امتداد دارن-پوستی به رنگ سفید داره-چشمانی به رنگ قهوه ای نافذ داره-اکثر اوقات لباسی مشکی با شلوار لی میپوشه به همراه بوت های بلند چرم مشکی-قدش بلنده و خوش اندامه-عکس من
اخلاق:قلب مهربونی داره ولی بعد از مرگ ناگهانی مادرش مثل قبل نه می خنده نه مهربونی قبلش رو داره و تقریبا نسبت به همه چیز بی تفاوته-خیلی حساسه و کوچیکترین چیزی اشکش رو در میاره-با پسر ها میونه خوبی نداره-جاه طلبی زیادی داره و هر چیزی که بخواد رو به دست میاره-خیلی باهوشه-شدیدا لجبازه-شجاع ولی از حشرات نفرت بسیاری داره-قوی (یعنی پس از مرگ مادرش مجبور شد در مقابل خیلی چیز ها و احساسات قوی باشه)-تنفر زیادی از ماگل ها داره.
علایق:بیشتر از همه دوست داره برای یک بار دیگه مادرش رو ببینی و برای اینکار هرکاری تا حالا کرده-پدرش که تنها کسی هست که توی این دنیا داره-موسیقی-انجام کارهای خطرناک و هیجان انگیز-سرپیچی از قوانین-رنگ مشکی و کلا رنگ های تیره-انتقام مادرش از ماگل ها-عروسک خرسی ای که مادرش برایش ساخته بود که همه جا همراهش است.
زندگی:او درعمارت گیفورد در سال 1980 متولد شد. نام پدرش جک و نام مادرش ویکتوریا بود. پدرش یک جادوگر اصیل زاده و مادرش یک پری بود. کردلیا تا پنج سالگی زندگی خوب و شیرینی رو با پدر و مادرش داشت تا اینکه روزی ماگل ها مادرش را کشتند. از اون روز به بعد کردلیا دیگر مثل قبل شاد نبود و غم همیشه در چشمانش لانه کرده بود. خانه آنها همیشه ساکت بود و اکثر اوقات کردلیا در خانه به خاطر کار پدرش در وزارت خونه تنها بود. تا اینکه نامه ای از هاگوارتز به دستش رسید و به این مدرسه رفت تا شاید کمی از بار غمش کم شود.
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدی.
گروه:ریونکلاو
نژاد:دورگه(مادر پری و پدر اصیل زاده)
جنسیت:دختر
متولد:12 مارس 1980
سن:15
پاترونس:عقاب
شغل:دانش آموز هاگوارتز
جارو:نیمبوس2020
چوب دستی:قهوه ای روشن با رگه های طلایی-چوب درخت زندگی-موی پریزاد-25 سانت-انعطاف پذیر.
حیوان خانگی:شاهین
بوگارت:مرگ مادر
محل زندگی:فرانسه-پاریس-عمارت گیفورد ها
ظاهر:موهاش لخت و قهوه ایه اکثر اوقات اون ها رو می بنده ولی وقتی که بازشون میکنه تا پایین کمرش امتداد دارن-پوستی به رنگ سفید داره-چشمانی به رنگ قهوه ای نافذ داره-اکثر اوقات لباسی مشکی با شلوار لی میپوشه به همراه بوت های بلند چرم مشکی-قدش بلنده و خوش اندامه-عکس من
اخلاق:قلب مهربونی داره ولی بعد از مرگ ناگهانی مادرش مثل قبل نه می خنده نه مهربونی قبلش رو داره و تقریبا نسبت به همه چیز بی تفاوته-خیلی حساسه و کوچیکترین چیزی اشکش رو در میاره-با پسر ها میونه خوبی نداره-جاه طلبی زیادی داره و هر چیزی که بخواد رو به دست میاره-خیلی باهوشه-شدیدا لجبازه-شجاع ولی از حشرات نفرت بسیاری داره-قوی (یعنی پس از مرگ مادرش مجبور شد در مقابل خیلی چیز ها و احساسات قوی باشه)-تنفر زیادی از ماگل ها داره.
علایق:بیشتر از همه دوست داره برای یک بار دیگه مادرش رو ببینی و برای اینکار هرکاری تا حالا کرده-پدرش که تنها کسی هست که توی این دنیا داره-موسیقی-انجام کارهای خطرناک و هیجان انگیز-سرپیچی از قوانین-رنگ مشکی و کلا رنگ های تیره-انتقام مادرش از ماگل ها-عروسک خرسی ای که مادرش برایش ساخته بود که همه جا همراهش است.
زندگی:او درعمارت گیفورد در سال 1980 متولد شد. نام پدرش جک و نام مادرش ویکتوریا بود. پدرش یک جادوگر اصیل زاده و مادرش یک پری بود. کردلیا تا پنج سالگی زندگی خوب و شیرینی رو با پدر و مادرش داشت تا اینکه روزی ماگل ها مادرش را کشتند. از اون روز به بعد کردلیا دیگر مثل قبل شاد نبود و غم همیشه در چشمانش لانه کرده بود. خانه آنها همیشه ساکت بود و اکثر اوقات کردلیا در خانه به خاطر کار پدرش در وزارت خونه تنها بود. تا اینکه نامه ای از هاگوارتز به دستش رسید و به این مدرسه رفت تا شاید کمی از بار غمش کم شود.
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Kordelia. در 1399/1/9 18:15:09
ویرایش شده توسط Kordelia. در 1399/1/9 18:15:37
ویرایش شده توسط Kordelia. در 1399/1/9 23:28:15
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:38:16
ویرایش شده توسط Kordelia. در 1399/1/9 18:15:37
ویرایش شده توسط Kordelia. در 1399/1/9 23:28:15
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:38:16
...I wish I could turn back time so easily
...He made up for many things so that he could

...He made up for many things so that he could

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/12/26
تولد نقش: 1399/01/16
آخرین ورود: سهشنبه 4 فروردین 1405 18:43
از: محله ی جادوگران جوان تحت آموزش هاگوارتز
پستها:
234

اسم:پیتر
نام خانوادگی : جونز
گروه : گریفیندور
رتبه خون : با افتخار مشنگ زاده
چوب دستی : 35 سانت به چوب سرخدار و هسته دمنتور(یکی از دوستان توی ساخت چوبدستی ایده اش رو داده بودن منم خوشم اومد استفاده کردم
) انعطاف داره
پاترونوس: گرگ
ویژگی های خفن : عاشق دوعل کردن و عضو در باشگاه دوعل هاگوارتز
با توجه به هسته ی چوبدستی قادر به ساخت پاترونوسی که انرژی را برخلاف پاترونوس معمولی از مکان میبرد رنگ این پاترونوس سیاه است و باید بجای تمرکز روی فکر شادی آور روی فکر ناراحت کننده و... فکر کند
از دوست های خود و همه ی کسانی که برایش عزیز هستند دفاع می کند و ورد های زیادی ساخته است که بیشتر آنها در جنگ به کار میرود بسیار شوخ طبع و از کسی که به او بدی کرده انتقام میگیرد
باهوش و نصف وقت خود را در کتابخانه هاگوارتز میگزراند
گاهی مشاهده شده است که سر بزرگسال های کتابخانه ا با شیرین زبانی کلاه بگزارد و از بخش ممنوعه استفاده کند
بسیار لجباز و خوش خنده ولی در مواقع عصبانیت کاملا تاریک میشود شاید از اثرات چوبدستی وی است که تازگی در مواقع عصبانیت بسیار دمدمی مزاج و تاریک میشود
پاره ای از زندگینامه وی : او در خانواده ای مشنگ و با طبقه متوسط مالی در لندن به دنیا آمد او فرزند ارشد خانواده است و هوش فانتزی بسیار قوی دارد و از همان بچگی با دیگرا ن فرق هایی داشت گاهی اوقات حس میکرد که با فردی دیگر ارتباط تلپاتی دارد و در خواب و بیداری در کودکی تصاویر عجیبی در مغز او پدید می آمد و تازگی فکر میکند کسی که با او ارتباط داشت یا مرده است و یا ارتباز قطع شده زیرا دیگر خبری از تصاویر نبود روزی از روز ها که برای او نامه هاگوارتز آمداو و خانواده اش تصور کردند نامه از طرف دوست پیتر یا کسی دیگر بود که میخواست با او شوخی کند ولی وقتیدوباره نامه به سراغ او آمد فهمید که مفهوم آن کاملا جدی است .
.
.
.
.
وقتی که هاگوارتز رسید از همان اول شاگرد اول شد و به درس های خود گوش میکرد و آرزو داشت که یک کارآگاه شود
به خاطر چوبدستی وی همه ی افسون ها به خوبی عمل میکند (مخصوصا افسون های تاریک)
همان موقع ه فهمید کوییدیچ چیست سعی کرد که در آن عضو شود که بالاخره مهاجم آن شد و وقتی در یک مسابقه در مدرسه برنده شد و جادوی آدرخش 2 را برنده شد در کوییدیچ هم پیشرفت کرد

امیدوارم خوب باشه
پ.ن: یه سوال اگه این قبول شد اسمم چجوری میره بالای عکسم خودم باید بکنم یه شما زحمتشو میکشید

پ.ن2:راستی کلاسا هنوز پابرجاست یعنی میتونیم توش شرکت کنیم یا نه؟
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی!
شناسه رو خودمون وارد میکنیم. نگران نباش.
تا آخر فروردین مهلت شرکت توی بعضی کلاسا هست. ناظر گروهت برات توضیح میده.
نام خانوادگی : جونز
گروه : گریفیندور
رتبه خون : با افتخار مشنگ زاده
چوب دستی : 35 سانت به چوب سرخدار و هسته دمنتور(یکی از دوستان توی ساخت چوبدستی ایده اش رو داده بودن منم خوشم اومد استفاده کردم
) انعطاف دارهپاترونوس: گرگ
ویژگی های خفن : عاشق دوعل کردن و عضو در باشگاه دوعل هاگوارتز
با توجه به هسته ی چوبدستی قادر به ساخت پاترونوسی که انرژی را برخلاف پاترونوس معمولی از مکان میبرد رنگ این پاترونوس سیاه است و باید بجای تمرکز روی فکر شادی آور روی فکر ناراحت کننده و... فکر کند

از دوست های خود و همه ی کسانی که برایش عزیز هستند دفاع می کند و ورد های زیادی ساخته است که بیشتر آنها در جنگ به کار میرود بسیار شوخ طبع و از کسی که به او بدی کرده انتقام میگیرد
باهوش و نصف وقت خود را در کتابخانه هاگوارتز میگزراند
گاهی مشاهده شده است که سر بزرگسال های کتابخانه ا با شیرین زبانی کلاه بگزارد و از بخش ممنوعه استفاده کند
بسیار لجباز و خوش خنده ولی در مواقع عصبانیت کاملا تاریک میشود شاید از اثرات چوبدستی وی است که تازگی در مواقع عصبانیت بسیار دمدمی مزاج و تاریک میشود
پاره ای از زندگینامه وی : او در خانواده ای مشنگ و با طبقه متوسط مالی در لندن به دنیا آمد او فرزند ارشد خانواده است و هوش فانتزی بسیار قوی دارد و از همان بچگی با دیگرا ن فرق هایی داشت گاهی اوقات حس میکرد که با فردی دیگر ارتباط تلپاتی دارد و در خواب و بیداری در کودکی تصاویر عجیبی در مغز او پدید می آمد و تازگی فکر میکند کسی که با او ارتباط داشت یا مرده است و یا ارتباز قطع شده زیرا دیگر خبری از تصاویر نبود روزی از روز ها که برای او نامه هاگوارتز آمداو و خانواده اش تصور کردند نامه از طرف دوست پیتر یا کسی دیگر بود که میخواست با او شوخی کند ولی وقتیدوباره نامه به سراغ او آمد فهمید که مفهوم آن کاملا جدی است .
.
.
.
.
وقتی که هاگوارتز رسید از همان اول شاگرد اول شد و به درس های خود گوش میکرد و آرزو داشت که یک کارآگاه شود
به خاطر چوبدستی وی همه ی افسون ها به خوبی عمل میکند (مخصوصا افسون های تاریک)
همان موقع ه فهمید کوییدیچ چیست سعی کرد که در آن عضو شود که بالاخره مهاجم آن شد و وقتی در یک مسابقه در مدرسه برنده شد و جادوی آدرخش 2 را برنده شد در کوییدیچ هم پیشرفت کرد

امیدوارم خوب باشه
پ.ن: یه سوال اگه این قبول شد اسمم چجوری میره بالای عکسم خودم باید بکنم یه شما زحمتشو میکشید

پ.ن2:راستی کلاسا هنوز پابرجاست یعنی میتونیم توش شرکت کنیم یا نه؟
تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی!

شناسه رو خودمون وارد میکنیم. نگران نباش.
تا آخر فروردین مهلت شرکت توی بعضی کلاسا هست. ناظر گروهت برات توضیح میده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Amiryousef در 1399/1/10 15:37:42
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:25:06
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/16 10:25:06
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/07/27
تولد نقش: 1397/08/03
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 10:41
از: مشهد
پستها:
117

جزئیات کاربر

سلام من لی لیم دیگه نمیخواد پاشین بشینین بشینین
برام یه پیام امده بود که دوباره معرفیمو بدم
نام و نام خانوادگی: لی لی(نام مادربزرگ)لونا(یعنی ماه و دوست بابام ریموس) پاتر(رولینگ از این فامیلیه خوشش امده گذاشته)
اصلیت:اصیل زاده(پاتر-بلک.مالفوی-لسنجر-ویزلی-پروتی)
نام پدر:هری جیمز پاتر
نام مادر:جینیروا مالی ویزلی
گروه:گریفندور
نام برادران:جیمز سیروس پاتر-البوس سوروس پاتر
ویژگی اخلاقی:خشک جدی درس خون لقب کتاب خوار دارم
رنگ چشم:سبز روشن
رنگ مو:نغره ای
رنگ پوست:سفید روشن
قد:متوسط بلند
رنگ مورد علاقه:سبز روشن و نغره ای
علاقیات:کتابام خانوادم
پاترونوس:اهــــــــــو
لولوخورخوره:کم اوردن نمره
سن:12
خیلی خیلی بیشتر میشه نوشت راجع به لیلی لونا پاتر. در واقع هیچ توضیحی راجع به شخصیت و زندگیش ندادی.
لطفا چند تا از معرفی های تایید شده رو بخون تا متوجه بشی اندازه استاندارد معرفی چقدره و بهتره که به هر بخش چقدر بپردازی.
و اینکه لطفا قبل ارسال یه دور متنت رو چک کن تا ایرادات نگارشی نداشته باشی.
تایید نشد.
برام یه پیام امده بود که دوباره معرفیمو بدم
نام و نام خانوادگی: لی لی(نام مادربزرگ)لونا(یعنی ماه و دوست بابام ریموس) پاتر(رولینگ از این فامیلیه خوشش امده گذاشته)
اصلیت:اصیل زاده(پاتر-بلک.مالفوی-لسنجر-ویزلی-پروتی)
نام پدر:هری جیمز پاتر
نام مادر:جینیروا مالی ویزلی
گروه:گریفندور
نام برادران:جیمز سیروس پاتر-البوس سوروس پاتر
ویژگی اخلاقی:خشک جدی درس خون لقب کتاب خوار دارم
رنگ چشم:سبز روشن
رنگ مو:نغره ای
رنگ پوست:سفید روشن
قد:متوسط بلند
رنگ مورد علاقه:سبز روشن و نغره ای
علاقیات:کتابام خانوادم
پاترونوس:اهــــــــــو
لولوخورخوره:کم اوردن نمره
سن:12
خیلی خیلی بیشتر میشه نوشت راجع به لیلی لونا پاتر. در واقع هیچ توضیحی راجع به شخصیت و زندگیش ندادی.
لطفا چند تا از معرفی های تایید شده رو بخون تا متوجه بشی اندازه استاندارد معرفی چقدره و بهتره که به هر بخش چقدر بپردازی.
و اینکه لطفا قبل ارسال یه دور متنت رو چک کن تا ایرادات نگارشی نداشته باشی.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/8 4:25:38
لی لی لونا پاتر
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
اصیل زاده امد
خون لجنی ها فرار کنید !!!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
اصیل زاده امد
خون لجنی ها فرار کنید !!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/10/12
تولد نقش: 1389/10/13
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1404 11:34
از: تالار گریفندور
پستها:
976

نام و نشان: گودریک گریفیندور
گروه: حدس بزن!
معرفی کوتاه شخصیت: خوشبختانه و یا متاسفانه آوازه ی اسم من در چهار گوشه ی دنیای جادوگران زمزمه میشه و هر جادوگری منو میشناسه! جوری که همیشه سعی می کنم با مردم رو به رو نشم و نپرسن که این همه قرن چطوری زنده موندی؟! بله من همون گریفیندور هستم! یکی از چهار بنیان گذار هاگورارتز
ویژگی های ظاهری: دارای دو پا! دو دست! دو چشم، دو گوش، یک بینی و یک فقره دهان!
ویژگی ها باطنی: وقتی سه روز آب نخورم تشنم میشه! اگه یه هفته غذا نخورم گشنم میشه! اگه یکی با شی سخت بزنه بهم، دردم می گیره! اگه به یکی کمک کنم احساس خوبی بهم دست میده، اگه ناعدالتی و ضعیف کشی ببینم دمای بدنم میره بالا و قاطی می کنم! اینم از ویژگی ها باطنی من
معرفیتون خیلی کوتاهه!
همونطور که گفتین، درباره گودریک گریفیندور چیزای زیادی میشه گفت. لطفا معرفی کامل تری بنویسین.
تایید نشد.
گروه: حدس بزن!
معرفی کوتاه شخصیت: خوشبختانه و یا متاسفانه آوازه ی اسم من در چهار گوشه ی دنیای جادوگران زمزمه میشه و هر جادوگری منو میشناسه! جوری که همیشه سعی می کنم با مردم رو به رو نشم و نپرسن که این همه قرن چطوری زنده موندی؟! بله من همون گریفیندور هستم! یکی از چهار بنیان گذار هاگورارتز
ویژگی های ظاهری: دارای دو پا! دو دست! دو چشم، دو گوش، یک بینی و یک فقره دهان!
ویژگی ها باطنی: وقتی سه روز آب نخورم تشنم میشه! اگه یه هفته غذا نخورم گشنم میشه! اگه یکی با شی سخت بزنه بهم، دردم می گیره! اگه به یکی کمک کنم احساس خوبی بهم دست میده، اگه ناعدالتی و ضعیف کشی ببینم دمای بدنم میره بالا و قاطی می کنم! اینم از ویژگی ها باطنی من
معرفیتون خیلی کوتاهه!
همونطور که گفتین، درباره گودریک گریفیندور چیزای زیادی میشه گفت. لطفا معرفی کامل تری بنویسین.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/8 4:15:06
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/01/31
تولد نقش: 1398/02/06
آخرین ورود: پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 00:28
از: شیون آوارگان
پستها:
44

نام: الیور ریورس
گروه: با افتخار هافلپاف!
چوب دستی: چوب درخت مو. سی سانت. موی دم تکشاخ. انعطاف پذیر به اندازۀ کافی.
جارو هم نمیخوام اصلا.
پاترونوس: جغد بزرگ خاکستری.
ظاهر: لاغر. موهای خرمایی که جلوش کلی موج داره. عینکی(نصف پایینش گرده بالاش هم سه ضلع بالایی شش ضلعی.) قد متوسط. چشمهایی قهوهای.
خلاصۀ زندگینامه:
بنده وسط یه خانوادۀ ماگل به دنیا اومدم. اون یه قاشق چایخوری جادویی که خودش نشون میداد، فقط باعث میشد همه بهم بگن دست و پا چلفتی. اون روزی که یه جغد از پنجره پرت شد توی خونه رو خیلی خوب یادمه. انگار قبلش گیر کرده بود به بند رخت. خلاصه ماگلها که عادت ندارن هر روز یه جغد پرت بشه تو خونشون، داشتن اون بدبخت رو بیرون میکردن که من نامه رو ازش گرفتم و فهمیدم یه جایی هم هست که ما رو آدم حساب کنن.
شاید بهخاطر این یه مدت که نبودم، بچهها یادشون رفته باشه، اما به من میگفتن الیور تکپر. بنده نویسنده هستم و پول تحصیلم رو تا سال ششم از همین راه درآوردم. به کلاسهای وردهای جادویی، تغییر شکل و دفاع دربرابر جادوی سیاه علاقه دارم.
من دوستای صمیمی کمی دارم، اما اگه با کسی دوست بشم، هرکاری براش میکنم. البته کارای خوب.
عاشق رمانم و نوشتنم هم از همین جا شروع شد. قبلاً داستانهایی از دنیای ماگلها برای جادوگرا مینوشتم، اما به غیر تعداد کمی که اکثرا هم ماگلزاده بودن، استقبال خوبی نشد. به خاطر همین دارم خودم میکشم که از وزارتخونه محوز بگیرم که داستان جادوگرا رو تو دنیای ماگلها چاپ کنم. شما رو به ریش مرلین دعا کنید قبول کنن. من نمیخوام بعد این همه تحصیل برگردم تو دنیای مسخرۀ مشنگی.
تایید شد.
خوش برگشتی!
گروه: با افتخار هافلپاف!
چوب دستی: چوب درخت مو. سی سانت. موی دم تکشاخ. انعطاف پذیر به اندازۀ کافی.
جارو هم نمیخوام اصلا.
پاترونوس: جغد بزرگ خاکستری.
ظاهر: لاغر. موهای خرمایی که جلوش کلی موج داره. عینکی(نصف پایینش گرده بالاش هم سه ضلع بالایی شش ضلعی.) قد متوسط. چشمهایی قهوهای.
خلاصۀ زندگینامه:
بنده وسط یه خانوادۀ ماگل به دنیا اومدم. اون یه قاشق چایخوری جادویی که خودش نشون میداد، فقط باعث میشد همه بهم بگن دست و پا چلفتی. اون روزی که یه جغد از پنجره پرت شد توی خونه رو خیلی خوب یادمه. انگار قبلش گیر کرده بود به بند رخت. خلاصه ماگلها که عادت ندارن هر روز یه جغد پرت بشه تو خونشون، داشتن اون بدبخت رو بیرون میکردن که من نامه رو ازش گرفتم و فهمیدم یه جایی هم هست که ما رو آدم حساب کنن.
شاید بهخاطر این یه مدت که نبودم، بچهها یادشون رفته باشه، اما به من میگفتن الیور تکپر. بنده نویسنده هستم و پول تحصیلم رو تا سال ششم از همین راه درآوردم. به کلاسهای وردهای جادویی، تغییر شکل و دفاع دربرابر جادوی سیاه علاقه دارم.
من دوستای صمیمی کمی دارم، اما اگه با کسی دوست بشم، هرکاری براش میکنم. البته کارای خوب.
عاشق رمانم و نوشتنم هم از همین جا شروع شد. قبلاً داستانهایی از دنیای ماگلها برای جادوگرا مینوشتم، اما به غیر تعداد کمی که اکثرا هم ماگلزاده بودن، استقبال خوبی نشد. به خاطر همین دارم خودم میکشم که از وزارتخونه محوز بگیرم که داستان جادوگرا رو تو دنیای ماگلها چاپ کنم. شما رو به ریش مرلین دعا کنید قبول کنن. من نمیخوام بعد این همه تحصیل برگردم تو دنیای مسخرۀ مشنگی.
تایید شد.
خوش برگشتی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1399/1/8 4:06:09
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج