شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلام لي لي لي لي : لي لي : تو ديگه كي هستي ايگور : من اي گور كاركرف لي لي : جدي من فكر كردم روحي ايگور: چطور ؟ لي لي : آخه تا حا لا ندي دمت ايگور : خوب بريم سر اصل مطلب لي لي : نه آقا از همين الان جوابم نه است نه يا خواستگاري ايگور : لي لي : خوب بابا شوخي بود ايگور : خوب من 1 آواتر مي خوام خوب باشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Those were the days my friend
We thought they'd never end
We'd sing and dance forever and a day
We'd live the life we choose
We'd fight and never lose
For we were young and sure to have our way.
آلیشیا با قیافه ی پشیمون وارد میشه آلیشیا:من فعلا از کرده ی خودم پشیمونم.خخخب...چطوری لی لی؟ :grin: لی لی: آلیشیا:ببین فعلا این پول پیشت باشه.این جیمز بدبخت 20 کیلو وزن کم کرد.من خیلی وقت ندارم.بپر برو یه آواتار واسه ما بیار ببینم! (راستی کارتونی نباشه.دفعه های قبل یادم رفت بگم. ) لی لی: آلیشیا:خب میخای حالا بعدا بپر!مشکلی نیس! بای بای ..... جیمز وارد مغازه میشه:بابا این آلیشیا نیس که نیس....
در حالی که اهنگ هی نامه پشت نامه جغدی رو جغدی اومد از یکی از شبکه های رادیوی جادویی پخش میشد لی لی به فرد گفت: که باشه عزیز دل گریه نکن بیا این شکلات ترقه ای رو بگیر و یه کم صبر کن تا ببینم چیزی برات دارم فرد : لی لی میره سراغ یکی از عکس های خانوادگی ویزلی ها و یه عکسشون رو تیکه تیکه میکنه بعد از مدتی از پشت مغازه میاد بیرون میگه: یافتم یافتم...
هری جان نشد گل پسرکم .... تو کار مامان بابا دخالت نکن (برا خودت میگما چون این بابات حرفای من هم به زور گوش میده ) این لباس(رنگ مو ) خیلی هم بهت میاد هر کسی بهت حرفی زد با هاش اینطوری رفتار کن
ولدمورت نوشته: هري اون آواتار تو مايه شرم اين سايت هست! هركي ببينه فكر ميكنه رنگ مو زدي! تازه با اون عينك شبيه آمپول زنا شدي!!!
بابا به من چه مامان من گفته اینو بپوش منم تنم کردم
نقل قول:
لیلی روش رو بر میگردونه به جیمز: تو که هنوز اینجایی میری این دفعه فقط پول ها رو میاری دیگه نمیخواد الیشیا رو بیاری فهمیدی؟
بابا به مگی بگو بهت یه حقوقی چیزی بده از بند ز ز در بیای آخه تیم داری مجانی نمیشه که گذشت اون زمونی که با خلوص نیت همه کار میکردن الان بی مایه فتیره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
خانم پرنل که تو ی بخاری ظاهر شده(در دیگه تکراری شد) میگه: لی لی یه اواتار فوری بده که لازم دارم لی لی: ا... شما هنوز زنده اید فکر میکردم که دیگه نمیتونید زیاد زنده بمونید
پرنل: لی لی :خوب بفرمایید این هم برای شما لیلی روش رو بر میگردونه به جیمز: تو که هنوز اینجایی میری این دفعه فقط پول ها رو میاری دیگه نمیخواد الیشیا رو بیاری فهمیدی؟ جیمز: