جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  71 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  184 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  206 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  296 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  202 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 18:53
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه بررسی خرید خودرو
پیت: خب من یه پیشنهادی به اینی دادم که بریم چند تا خودرو واسه قهوه خونه بخریم که واسه ایاب و ذهاب کارکنان باشه و
دنیس: خودرو نمنه؟
پیت:
هرمی: خودرو همونیه که می شینی توش و می ری هرجا می خوای
دنیس: آها... همون جارو پرنده...
هرمی:
پیت: آره تو اون مایه ها....
اینی: مایه تیله چقدر می خواد؟
پیت: مشخص نی؟ بذار مصوب مجلس بشه + نگهبان قبول کنه => مصلحت نظام شک نکنه = اوکی
{شرمنده سیاسی شد }
اینی:
هرمی: خب حالا چی باید بخریم؟....
پیت: 1 اتوبوس جادویی یه چی شبیه شوالیه ... البته خودم می تونم طلسم کنم که کاراییش بالا تر بره ... حالا بخریم فعلا
+ یه جارو با صندوق که میت توش جا بشه + یه جارو 2 نفره شیک ومناسب عروس و دوماد ها که شبیه خودرو باشه
اینی:
هرمی:
پیت:
دنیس: از نظر آسلامی ....
پیت:
دنیس: ... مشکلی نداره ....
پیت: :bigkiss:
هرمی: خب پس تصویب شد؟
دیپ: منم یه نظر دارم.... کی پشت عروس دوماد بوق بزنه....؟
پیت: ای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا....... اونا خودشون باید خودرو واسه خودشون بیارن
دیپ: آها گرفتم....
هرمی: اوکی؟
همه : اوکـــــــــــــی

اینم متن خرید خودرو
1 دستگاه مینی بوس شوالیه مانند 4 طبقه شیک و با کلاس+ 1 جارو با صندوق واسه میت+ 1 جارو دو نفره شیک ویژه عروس و دوماد توسط
پیتر پتیگرو خریداری و جزو اموال قهوه خانه به ثبت برسد.

امضا: مدیریت قهوه خانه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 18:36
نمایش جزئیات
آفلاین
فكر خوبيه همين رو به صورت نمايش نامه بنويس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 18:33
نمایش جزئیات
آفلاین
آقا یه پیشنهاد دارم... یه چند تا ماشین واسه ایاب و ذهاب کارکنان(مینی بوس) و چند تا ماشین باکلاس واسه عروسی و نش کشی و .... سفارش بدیم...ها؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
***عروسي***


ايني:خب.....بعد عمري يه تعداد اومدن و گفتند كه ميخواين يه جشن عروسي برگزار كنند ...در رستوران ما....
هرمي:ووووووووواي.....عاليه....كلي درآمدمون ميره بالا...حالا چقدر ميشه؟
ايني:حدود 1245 گاليون
پيت: با اين پول .....
ايني:خب....من از شما ميخوم كه كارايي كه ميگم به درستي انجام بدين وگرنه جشن به هم ميخوره....
همه:چي؟
ايني:1.دنيس يه ليستي از غذا ها رو تهيه كن جشن تهيه كن..
2. بعد اون ليست رو بده به پيت
3.پيت ميري مواد و وسايل لازم رو ميگيري...
4.هرمي!!!! دكراسيون رو تغيير ميدي
5.ديپ!!!!تو هم ميري چند تا خدت مت گذار مياري...



********************************************
بنا به وظايفي كه بهتون داده شد نمايش نامه بنويسين


**********************************************

انواع سفارشات پذيرفته ميشود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
-=-=-=جنگ یا غذا، مسلیه این است؟ =-=-=-
پیت: بابا حالم بد شد .... با لباسشون اینا رو درست کردن...
اینِی: نه بابا..... فکر نکنم
پیت:
اینی:
دنیس: ولی خیلی خووووووش مزه هست غذاش کجاییه؟
پیت:
اینی:
هرمی: خیلی دلتون بخواد
دیپ: دنیس اینجوری نخور .... حالمون بهم خورد...
پیت+هرمی + اینی:
نورممد : اوستا حالم داره بد می شه...
دنیس: همی برو گمشو تو دستشویی......
نورممد: چشم اوستــــــــــــــــــــــــــــــــــا..........
پیت: دنیس جمش کن .... مگه داری علف می خوری... این مثلا پنیره.... نه یونجه....
دنیس:
پیت:
دنیس پا می شه و یکی می خوابونه زیر گوش پیت....
پیت: هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووشه
دنیس: بیشین بینیم با حال نداریم..
پیت:
دنیس: نورممد ..... جاسم بیاین....
پیت: اوست ولدی کمک پلیز....... اینا ..........
جاسم: :chomagh:
پیت:
پیت پا می شه با نانچیکو می زنه تو سر نورممد و نورممد می افته رو سر جاسم....
دنیس:
پیت: :pint:
{نکته بهداشتی : پیت یه اسفناج می زنه بالا ... چیز دیگه ای نیستا .... فکر بد نکنین}
دنیس:
پیت: :bigkiss:
دنیس: صلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــح
نورممد + جاسم: آقا ما چی کار کنیم....؟
دنیس: برین زیرزمین دنبال نخود آبی ، بفشی ... تو انی مایه ها..
نورممد + جاسم: چشم اوستا
پیت:
دنیس:
{ این جنگ و جدال هیچ گونه جراحتی نداشت جز اینکه یه خراش کوچک روی ناحیه شما شرقی سر پیت ایجاد شد که جبران شد ...}

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
يه هو دنيس در حال چيدن ميزا چشاش سرخ ميشه ..... دوباره به حالت اولي برميگرده !!
هرميون : چي شد ؟!
دنيس : هيچي ....... 120 گاليون ....!!!!!! اونم ماهي !؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه :
هرمي : چرا جوش مياري بابا .... مگه نميدوني ما انجمن حمايت از جنهاي خانگيرو منتقل كرديم اينجا ؟!
دنيس : بابا چي ميگي تو 120 گاليون كله پول هري توي بانك گرينگوتز هم نيست !!!!!!
هرمي :
دنيس : پس چي !!!!! مگه نديدي كه هاگريد فقط چهارتا سكه انداخت تو جيبش بعد گفت كه براي 3 چهار سال كافيه !!!!!
همه :
دنيس : په چي فك كردي !؟!!!!
هرمي : هوووووووووووومك ! من اعتراض دارم ...... حداقل بايد ....... 30 گاليون رو باشه !!!!!
دنيس : بيشين بينيم با حال نريم !!! فك كنم شما سيكلو با گاليون اشتب زدين !!!
هرمي : ها ؟ نميدونم ولي عددش بايد 120 تا باشه !!
دنيس : هوووووووومك !
خيلي خوب 120 تا سيكل ... ولي اونا كه حقوق نميگيرن !!!
هرمي : اين قانونه : ت . ه . و . ع
دنيس : خيلي خوب ..... نورممد .... چراغ !! جاسم ... ميزل رو بچينين كه اساتيد برن يه ليوان آبكدو بخورن بيان ... اومديم بايد همه اينا چيده شده باشه ...... اوكي ؟
نورممد چراغ علي و جاسم : چشم دينيس جان !!!
دنيس : خيلي خوب .... پيت ... هرمي .... ايني و ديپت من شما رو به پنت هوووووووس اينجا براي صرف يك عدد ليوان آب كدو حلوايي دعوت ميكنم ..... ( همگي روي هم يه ليوان !!! اِِِ اااااا آپارتمان خوذمه ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: یکشنبه 11 بهمن 1383 14:59
نمایش جزئیات
آفلاین
****بعد از 40 جلسه مشورت و 40 ساعت فكر كردن يه تصميم كلي گرفته شد****


ايني:خب....هومك.....پس من قوانين رو ميخونم اگه خوشتون اومد تاييد كنيد
همه:
ايني:جن ها به عنوان آشپز با حقوق نسبتا كم...حدودا 120 گاليون در ماه...براي ما آشپزي ميكنند...فقط آشپزي...
همه:

ايني:چند نفر خدمتكارم با يه حقوق مناسب ميارين اينجا تا به ما كمك كنند....جاسم و نور ممد و.. رو هم ميزارين دم در كه به مهمانان سلام كنند...
همه:
ايني:تاييد ميشه
هرمي:
دنيس:
پيت:
ديپ:
***********************
چند روز بعد موقع تغيير دكراسيون


ايني:يواش....يواش....شكستني ها همش ظرفه..آروم تر ببر دنيس...
هرمي:آه ه ه ه ه ....بابا ايني خسته شدم يه كم وقته استراحت بده...
ايني: اصلا....به هيچ وجه ...زود باش پاشو دختر...برو به جن هات بگو يه چيزي درست كنند بخوريم...
هرمي:با مني؟

ايني:آره..برو ديگه....
دنيس:ديپ جون بابا تو اينورش رو بگير...ميوفته خب....
ديپ:ااااااااااااااااااااا....خب نميشه سنگينه...پيت بيا كمك..
پيت:برو بابا ...من اين همه رو بردم بالا حالا تو يه تخت هم نبردي؟؟؟؟؟
دنيس:خبو...بيا و بزرگواري كن اين ها رو هم ببر....
ديپ:خب چرا با فرقون نميبري؟؟؟
دنيس:نه....همين طوري راحت تره آخه با فرقون كه ميبرم اون لاستيكش روي شونه هام فشار مياره
همه:
ايني:پيت ....برو كمكش كن ديگه....
هرمي:خب ...من اومدم...
ايني:چي گفتي درست كنند؟
هرمي:خب...يه چيز خوشمزه....
دنيس:بگو ديگه لوس نشو...
هرمي: نون پنير!!!!!
همه:
هرمي: خب چيكار كنم؟؟؟؟فعلا همين ها رو تو يخچال داريم..
ايني:باشه....خب بچه ها .....دنيس با تو هم....نميخواد فعلا اون تخت رو ببرين فعلا بياين اينجا....اين پشتي هارو بزاريم سر جاشون
ديپ:....خب پشتي هارو روي چي ميزاري؟
ايني:روي تخت ديگه..
پيت:آي كيو.....
*******در حال گذاشتن صندلي ها..*********
يه جن : خقربان....غذا حاضره.....بيارم اينجا روي تخت ميل بفرماييد...
هرمي:آره....بيار همين جا.....
ايني:خب....
هرمي:ايني دعا رو بخون
ايني:
دنيس:خب حالا وقته خوردنه....واااااي كه چقدر گشنمه...
ديپت:اه اه اه اه ......بابا اين چيه درست كردي!!!!
هرمي:
جن :
هرمي:ازش تعريف كن....و گرنه بهش بر ميخوره......
ديپ:باضشه....چقدر نازك نارنجيه....غذات خيلي خوشمزه عزيزم....
جن: نظر لطف شماست قربان...
ايني:من ميرم دست شويي الان ميام.....(حالم داره بد ميشه)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: شنبه 10 بهمن 1383 22:41
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه بررسی مشکل جن ها
دنیس:
اینی:
دنیس:
اینی:
پیت: بیشین بینیم با هی صلوات می فرستین
دیپ: خب ... ما امروز جلسه گذاشتیم که موضل زباله ....اشتباه شد ... مشکل جن ها رو حل کنیم...
پیت: آقا جان... آقا جان... من می گم اینا بشون بدیم برن... 9 هزار گالیون رو به جای 90 هزار قالب می کنیم بهشون....
دنیس: نه آقا جان...... این آسلامی نیست...
پیت زیر لب می گه...
ایشون نماینده ولی فقیهههه در جادوگران هستن..(شعبه دارن)
دنیس: حرف سیاسی نداریم... هوووووووووووووووووووو
پیت: مشکل ما این نیست.....مشکل جن ها هستن...
دنیس: همی بلی....
اینی: خب من می گم که اینجا باشن .... اگه مشکل ایجاد کنن قرارداد فسق می شه...
پیت: ایوووووووووووووووووووووووول آی کیو .... تو قرارداد هرمی اینو ننوشته .....
اینِی:
هرمی:
پیت:
دنیس:
هرمی: خب حالا من یه پیشنهاد دارم.... یه سری کارمند جدید استخدام کنیم و یه طبقه بدیم به جن ها که باشن من مخشون رو می زنم که پول نگیرن....
پیت:
هرمی:
پیت: یه طبقه پرید.... یه چیزی .... پیمانکار اینجا رفیق فابریک خودم بود.... اینجا 3 طبقه زیر زمینی داره.... هیشکی می دونست خب .... یه طبقه واسه جن ها ... 2طبقه هم واسه کارای دیگه
دنیس: این غیر آسلامیه
پیت:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
ارسال شده در: شنبه 10 بهمن 1383 20:22
نمایش جزئیات
آفلاین
هرمی : اما چیزه جن ها چی پس ؟
دنیس : 90 هزار گالیون ..؟ پولم کجا بود ؟
هرمی آب دهنشو قورت میده : خوب میگم حالا واسه شما 89999 گالیون خوبه ؟
دنیس یک خورده فکر میکنه .. : باشه .. قبول .. اینی قراردادو امضا کن .
اینی : باشه
هرمی : جن ها ی عزیز میتونید کار را شروع کنید .
جن ها : هییییی

-----
دو ساعت بعد :
دنیس : دیپت برو بالا ببین اینا دارند چی کار میکنند . چرا صداشون در نمیاد ؟
اینی یواشکی به دنیس میگه : چی کار داری .. خوبی جن همینه دیگه .. که نفهمی کی داره کار میکنه
صدای جیغ دیپت از بالا میاد : ای خرسای تنبل (..) {..} ..
دنیس و اینی : چی شده یعنی ؟
دنیس و اینی میرند بالا
دیپت داره با انگشت جن ها را نشون میده : نگاه کن اینجا رو به چه روز ی در آوردند ..
روی همه چیز عکس هرمیون کشیده شده .. دیوار رو هم با آویزهایی که روش نوشته تهوع تزیین کردند .
دنیس و اینی : ای وای ..
جن ها خشکشون زده ..
دیپت جیغ میزنه : اخراج شما ها اخراجید ..
جن ها یک دفعه بدون اینکه از جاشون تکون بخورند با صدای گوشخراشی میزنند زیر گریه .
دیپت اینی و دنیس موندند چی کار کنند : گریه نکنید . ساکت ساکت .. شششش ای بابا .. بیا قاقالیلی بدم
جن ها همچنان جیغ میکشند و گریه میکنند
دنیس : دیگه طاقت ندارم .. سرم درد گرفت
بعد نعره میزنه: بسه دیگه (کل ساختمان میلرزه .. گریه ی جن ها بند میاد .. مات و مبهوت دارند دنیس را نگاه میکنند ..
اینی : ای خدایا بگم چی کارت نکنه هرمی .. ما رو به چه دردسری انداختی ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: قهوه خانه ی سنتی پادی فوت
دنيس :
ديپت هرمي ايني پيتر :
دنيس : ايمه حاصل پولهايي كه من اينجا خرج كرئم ؟ نه واقعا اينه ؟
ديپت هرمي ايني پيت :
دنيس : گريم داره ..... از تو هرمي ديگه انتضار نداشتم ....
هرمي : من !؟
دنيس : بله تو ...... جاسم نور ممد چراغعلي زود برين بيرون كار دارم ...
جاسم : اوووووووووهووووووو .... اوووووووووووووهوووووووو ! بيبخشيدا ! مزد كارگر روزي 10 گاليونه !!!
دنيس : بيشين بينيم با حال نريم !!! ميگم برور بيرون تا نزدم لهت نكردم !!!
جاسم : ببين دينيس جان ....
دنيس اين سه رو با چنان ضربتي به بيرون پرت كرد كه خودشونم نفهميدم كجا افتادن !
دنيس : خوب .... حالا خودمون شروع ميكنيم ...
همه : چي رو !؟
دنيس : كارگري رو .... زود باشيد
هرمي ايني شما ها صندلي هارو ببرين بالا ....
هرمي و ايني :
دنيس : چيه بابا ؟
هرمي : بابا 10 طبقه ساختمونه با 364593645239764 صندلي !!! چه جوري !؟
دنيس : به من چه پس پول بي پول !
هرمي و ايني : باشه ميبريم ميبريم .....
دنيس :
ديپت و پيت :
دنيس : هوووووووووووووومك ! چرا اينجا وايسادين ؟زود باشين ميزا رو ببيرن بالا بينم ... زود
ديپت : من پروفسور مملكتم بعد بايد ميز ببرم بالا !؟
دنيس : هووووووووووووووووووم ! كه اينطور ...... بيشين بينيم بابا حال نريم !!!! جمع كننين خودتون رو ..... زود ببرين بالا تا هلكوپتري نزدم لهتون نكردم .....

( اينيگو يا هرميون يكيتون اين نمايشنامه رو ادامه بدين )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!