جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] مغازه‌ی ویزلی‌ها!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: شنبه 29 اسفند 1383 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
روز محاکمه فرا رسيد

آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي رو آوردن واسه محاکمه!!!!

اين دو رو صنلي محاکمه نشستن و صداي زنجير اومد :
جيرينگ جيرينگ !!

دست و پاهاي دو خراب کار زنجير شد

دادستان : متهمان رديف اول آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي قصم ياد کنيد که غير از حقيقت چيزي بر زبان نرانيد !!!!

آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي : قصم ميخورم ....

قاضي : آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي شب چهار شنبه سوري کجا بودين ؟

آرسي : تو خونه من!!

فرد ويزلي : بله خونه آرسي بوديم!

دادستان : پس اين انفجار ها کار کي بوده ؟؟

سکوت همه جا رو فرا ميگيره!

هههههههههووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو



قاضي : شاهد هم دارين ؟

فرد : بله
هري پاتر ، رون ويزلي ، جيني ويزلي ، هرميون گرينجر ، آرتور ويزلي همراه ما بودن!!

دادستان : هري پاتر به جايگاه شهود احضار ميشود !!

بعد ار مراسم سوگند :

دادستان : آقاي هري پاتر آيا شما حرف هاي آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي رو تاييد ميکنيد ؟

هري: بله ، کاملا!!!

سکوت تو بهت فرو ميره!!!

مردم زمزمه ميکنن : برگشته !! برگشته!!







دادستان : تا ساعت چند با هم بودين ؟؟

هري: تقريبا تمام شب رو!!

هري بعد از اعترافتش به جاي خودش بر ميگرده !!

همه رو ترس برداشته
فکر ميکنن ولدمورت دوباره برگشته!!!

قاضي : آقاي دادستان صحبت ديگه اي ندارين؟
يا حکم با تبرعه داده بشه؟

آرسي رو به فرد ميکنه و ميگه :

مثل اينکه جون سالم به در برديم !!

يک دفعه دادستان ميگه : آقاي پيتر پتي گرو به جايگاه شهود !!

بعد از مراسم سوگند :

دادستان : آقاي پيتر پتي گرو آيا شما قبل از چهر شنبه سوري اين دو نفر رو در اطراف کافه خود ديده بودين ؟

پيتر: بله !!

مردم : هههههههههههههههههههههههههههههووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو ( تعجب شديد )

دادستان : چي کار ميکردن :
پيتر : نميدونم فقط ميچرخيدن!!

قاضي : دليل محکمه پسندي نيست!!

دوباره مردم تو ترس مطلق فرو ميرن!

حتي ميشد صداي کشيده شدن پر رو کاغذ رو شنيد!!!





که بالاخره يه اتفاق غير عادي ميوفته!!

يکي از ته سالن صدا ميکنه که من آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي رو وقتي بمب کار ميذاشتن ديدم !!!!

فرد : آرسي اين ديگه از کجا پيداش شده ؟؟؟









همه سرشونو بر ميگردونن که ببينن کيه ؟

قاضي : جلوي منو باز کنيد که ببينم کيه ؟

آرسي : نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

فرد : دراکووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!!!!!!!!!

آرسي رو به فرد : اين يارو از کجا پيداش شد؟؟؟

فرد : از سر قبر باباش!!!

دادستان : دراکو مالفوي به جايگاه شهود !!!



دراکو مياد و عين نخاله ها همه چيز رو لو ميده

قاضي : صحبت هاي طرفين رو شنيديم

منشي دادگاه : دادگاه به مدت 15 دقيقه به جهت اعلام نظر تنفس اعلام ميکند!!!


بعد 15 دقيقه :

قاضي : آقايان آرسنيوس جيگر و فرد ويزلي گناه کار شناخته شده و براي تمام عمر محکوم به زنداني در آزکابان خواهند شد!!!!

آرسي به فرد : بد بخت شديم!!!

فرد : نه واسه اونش هم يه کاري ميکنيم !!!!!!


( ادامه دارد . . . )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
من :‌سلام فرد
فرد : اييييييييييييييييي سلام
من : خيلي حال داد
ارسي : اره حرف نداشت
فرد : با اين پاي شكسته ام بايد حالا چي كار كنيم
من : همون كاريكه من با دستم مي كنم تو هم بكن
ارسي : من كه كلي سوختم
من : اين سر و صدا باس چيه
فرد : نمي دانم يك سري مامور ريخته اند امده اند
ارسي : حالا چي كار كنيم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: چهارشنبه 26 اسفند 1383 23:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از چهارشنبه سوري مانيا ميره به ردا فرويشي خودش که عين آدم به خريد و فروش خودش مشغول بشه

تو راه دوستاي کافه سنتي شو ميبينه و کلي با هم گپ ميزينن و بلاخره از هم جدا ميشن!!

وقتي مانيا ميرسه به ردا فروشي خودش به يه صحنه غير عادي بر ميخوره!!

تمام ردا ها سوخته !!!!!
ردا ها از ديوار آويزونه
همه پاره پاره شده!!

در حالي که مونده بود که چي کار بايد بکنه و کپ کرده بود مياد تو خيابون!!

ميبينه که خيلي ها وضع اونو دارن
همه در حال کپ !!!!!

با هم زمزمه ميکنن!!

برگشته!!!! برگشته!!!! :no: :no:

ميره به کافه سنتي تا شايد يه نوشيدني حالشو جا بياره!

ميبينه دوستاش بد تر از خودش موندن بايد چي کار کنن!!
به معناي واقعي در کپ غرق شده بودن!!

ونقدر ترسيده بودن که دست و پاهاشو ميلزيد !!( زلزله سونامي از لرزيدن دست و پاي اينا بوجود اومد )

مانيا که يه خورده به خودش اومده بود و تونست زبونشو بچرخونه گفت :

مانيا : چي ... چي ... چي شده!!!!

يکي ميگه : م ... م ... مثل ايييينکه برگشته!!!!!

يهويي آلبوس دامبلدور با آبرفورث اومد!!!!

آلبوس : ولدمورت برگشته؟

آبرفورث: نه فکر ميکنم ميدونم اين کار ها زير سر کيه!!!

آلبوس : هومک!!

آبرفورث : قرار بود فرد ويزلي و آرسنيوس جيگر يه کار هايي بکنن!!!

يه غريبه از راه ميرسه و از اونجايي که اتفاقي شنيده بود آلبوس و آبرفوث چي گفتن ( پا گوش واستاده بود) ميگه :

آره آره من دوشنبه ديدمشو که مشکوک ميزدن!!

آبرفورث که مطمئن ميشه همه اين بلا ها از کجا آب ميخوره !!

به همراه آمبريج فرمان باز داشت شدن فرد و آرسي رو صادر ميکنه !!!

و اين دو منتظر دادگاهي شدن ميمونن!!!!

(ادامه دارد . . . )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: یکشنبه 23 اسفند 1383 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین
من : الو سلام فرد
فرد : سلام نيكل
من : خوبي
فرد خوبم مي دوني الان ساعت چند
من ؛: 3 نصفه شب اخه كار مهم دارم
فرد : چي شده
من :‌خودت را با آرسنیوس برسون مغازه
فرد :‌باشه
ساعت 3:30 كوچه دياگون
من : سلام بر همه
آرسنیوس : سلام
من : خب الان مي ايند
چند دقيقه بعد يه كاميون وارد كوچه
من : در اين جديد ترين و خفند ترين بمب اتم است
آرسنیوس : ايول نيكل
فرد : اصلا فكرش هم نمي كردم
من : تازه با اسيد و گاز هاي خفه كننده است
آرسنیوس : اخه ما كه خودمان يه اتم داريم
من : ايراد نداره با لنت به هم ميچسبانيمشان
همه :‌مااااااااااااااااااااااااااا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: شنبه 22 اسفند 1383 20:56
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسی بعد از کلی فکر و مشورت با فرد :

فردی : خوب پس همون که تصویب شد!!

فقط پیش خودمون بمونه که کجا!!!

آرسی : حتما !!

فرد : خوب پس تا چهارشنبه که کلی صدا میکنیم !!

آرسی : تا چهار شنبه اورانیم غنی میکنم تا خوب صدا بده!!!


فرد و آرسی از هم جدا میشن و هر کی به راه خودش میره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: شنبه 22 اسفند 1383 20:47
نمایش جزئیات
آفلاین
فرد به آرسنیوس زنگ میزنه و یه کار خیلی فوری داره :
فردی : سلام آرسی

آرسی : سلام چه خبره؟

فردی: هیچی شفارشی که دادی رسیده !!!

آرسی : سانتی

فردی: هییییییییییشششششششش

آرسی : اوکی

سانتیریفیروش؟؟

فردی : آره !!

آرسی : بابا تو دیگه کی هستی!!!!!!

فردی: خوب دیگه !!

فرد اینه!!

آرسی : بابا ای ول

اصلا انتظار نداشتم!!!

فردی: میدونی چند درصد؟؟؟

آرسی : ؟؟؟؟؟

فردی: 99/5 %

آرسی

خوب جاشو چی کار کنیم؟؟

اگه اینجا نگهش دارم تابلو میشه

آرسی : حتما من یه فکری واسش میکنم

فردی: فعلا برو !!

آرسی باشه بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 16:22
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از کلي بگو مگو يهو آرسنيوس ميگه :
آرسنيوس : آخه ککتول مروتوف( kok tol morotof ) ميخواد چي کار کنه؟؟؟؟

نيکي : بابا خيلي قدرتمنده !!

فردي: هومک !!

آرسنيوس : بابا من ميخوا 50 تن مواد هستهاي بترکونم تو ميگي ککتول بترکونيم؟؟

فردي: نيکي اين آرسنيوس آخر اين کار هاست

نيکي : ولي اين هم خيلي قدرت داره !!!

آرسنيوس : هومک!!

اصلا يه کار ديگه!!

فردي و نيک : ؟؟؟؟

آرسنيوس : فردي ديگه لازم نيست فتيله جمع کني

فردي: جريان چيه ؟

آرسنيوس : بابا همين ککتول هارو ميکنيم فتيله ديگه !!!

نيکي : WOOOOOOOOOOOOWWWWWWW

آرسنيوس : هم خيلي صدا ميکنيم هم خرجش زياد فرق نداره!

فردي رو به آرسنيوس ميگه:

آرسي تو چقدر ميتوني بذاري؟؟

آرسنيوس : من که از تقويت خونه خر پول شدم

اگه درآمد يه روز رو بدم کل خرج هارو ميدم

فردي: پس اينش هم رفع شد

بعدش گانگستر ها از هم خدا حافظي کردن و باباي تا چهارشنبه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 14:08
نمایش جزئیات
آفلاین
من وارد مغازه شدم
من : سلام فرد و آرسنیوس چه طوريد
فرد : خوبيم
آرسنیوس : بد نيستسم
من :‌ديگه تا چهار شنبه سوري چيزي نمانده چه فكري داريد
آرسنیوس :‌بمب منفجر كنيم
فرد : مدرسه را بياريم پايين
من : ايول
سپس من بطري از جيبم در اوردم
من : اين يه وسيله ي انفجاري است براي جدم
فرد : پس حتما بچه بازي
من : نه جدم وقتي در جهاشنبه سوري اين ماده را منفجر كرد قاره ي امريكا از اروپا جداشد
آرسنیوس : يعني قبلا اين دو قاره متصل به هم بودند
من : اره
فرد : بابا اين طوري كه دنيا را از بين مي بريد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 12:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسنیوس بعد از چند لحظه بر میگرده به فردی میگه :

آرسنیوس : فردی آرتور نفهمه فتیله خریدی ها !!!

فردی: آرتور چیه درست صحبت کن!!

آرسنیوس : خوب بابا
بابا جینت ( بابا جان تو )

فردی : نه بابا من این کاره ام

آرسنیوس : بیبین میتونی چیزی گیر بیاری که بو بده ؟؟

فردی: بو؟؟؟؟؟

آرسنیوس : آره با 2 تا ماسک !!!

فردی: آره چطور؟

آرسنیوس : همراه با صدا کردن کارپت و مواد هسته ای درش بیاریم که هیچ کی از بوش بی نصیب نمونه!!!

فردی: بابا یه کم رحم کن!!!

آرسنیوس: رحم کجا بود چهارشنبه سوری

فردی : ایول

آرسنیوس :

فردی : پس تا چهار شنبه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
فردی به آرسنیوس زنگ میزنه و کارش داره :

آرسنیوس با کلی تاخیر اومد داخل دکون :

آرسنیوس : واسه چهار شنبه چی کار میکنی؟؟

فردی: واسه همین صدات کردم دیگه!!

آرسنیوس : من یه فکر بکر دارم !!!

فردی : بفرما

آرسنیوس : من 5 کیلو کارپت کرفتم با کلی مواد هسته ای

فردی:

آرسنیوس : اگه بترکونیم کله شیشه های هاگزمید میشکنه
که هیچ

مدرسه هم کلی جا به جا میشه

فردی:

آرسنیوس : تا چهار شنبه صبر کن

این بابت هم که هی گیر میده

فردی: آره

آرسنیوس : اونش هم با من

فردی:

آرسنیوس : پی تا چهارشنبه فتیله و چاشنی حاضر کن که میخواییم کله جادوگر ها که هیچ
مشنگ ها 1 سال به خودشون نیان

فردی: بابا تو چه ابلیسی هستی

آرسنیوس : ابلیس وقتی منو تو با هم باشیم باید بیاد شاگردی

فردی :

آرسنیوس : فعلا تا چهارشنبه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده