شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
چوب جادو ندارم انگشتری دارم که نسل اندر نسل با اون قدرتمون رو کنترل میکنیم.
الان هم سه روزه که در هاگزمید اقامت دارم و منتظر تایید شدنم.
گالیونهام داره ته میکشه....پروفسور منتظرم
من سیزدهمین پسر خاندان بزرگ امرتات ساکن ایرانم... در واقع ما نسل اندر نسل صاحبان یکی از عناصر چهاگانه هستی بودیم و اون عنصر آتش... سالهای زیادی خاندان ما منتظر به دنیا آمدن من بودند تا قدرت نهایی آتش دباره ظهور کنه... من به همراه سه دوستم که آنها حاملان سه عنصر خاک،آب،و باد هستند مشغول سفر به نقاط جادویی دنیا هستیم...من پروفسور دامبلدور رو میشناختم ....چون من هم بعد از تولد به همون یتیم خانه ای سپرده شدم که لرد ولدمورت وقتی نوزاد بود به اونجا برده شد...من زیر دست خانم براد بزرگ شدم ...خانم کول که تام ریدل در زمان او در یتیم خانه بود الان مرده...من با هری هم آشنا شدم...اون همیشه من رو مورد لطف قرار میده ... الان هم به سرزمین شما رسیدم و تقاضا دارم من رو قبول کنید تا بتونم یک سری از آموزشهای لازم رو پیش شما ببینم...
با تشکر ارباب آتش
از لیست شخصیتها یه شخصیت هری پاتری انتخاب کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد آتش در 1388/3/29 19:42:25 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/30 18:07:30
نام: كاساندرا تريلاني سن: حدود 200 سال قد: گوژ پشتم رنگ مو: سفید رنگ چشم: سبز فسفری چوبدستی جادو: بلند از چوب درخت گردو، با هسته عصاره تخم چشم بز، مغز آدمیزاد، اورانیم غنی شده جانور و حیوان خانگی: بز
گروه: راونکلاو خصوصیت اخلاقی: مهربان و مردم دوست، قابل اعتماد، صبور و منطقی، بدجنس و دشمن انسان ها، مشکوک، لجوج و یک دنده! چیز های مورد علاقه: دندان مصنوعی، گوی پیشگویی و فنجان قهوه
زندگی نامه: من کاساندرا تریلانی، غیبگوی مشـهور، در حدود سال 1805 میلادی دیده بر جهان گشودم. کودکــی را در کوچه های هاگزمیــــــــد و کــافه های انبوه از مردم سـپری کردم. همیشه با گفتن جملاتی نامفــــهوم از آینده یا اسرار دیگران آن ها را به تعجب وا می داشتم و چه بسا که خشم را بر چهره اشان نازل می کردم. با آغاز یـــازده سالگی، زندگی ام و جادوگـــری در هم آمیختند. دوران جدیدی در هاگوارتز پیش رویم بود. دوران درخشــانی که همیشه آروزی برگشت به آن را داشتم. استعداد من در غیبگویی در این دوره شکوفا شد.
پس از اتمام دوران تحصیلی به کشور هایی نظر هند، چین و مصر سفر کردم و طالع بینی را به طور کامل فرا گرفتم. زمانی که صد سال از عمرم می گذشت به دنیای جادویی بازگشتم و پیوندی عظیم و مستحکم بین جادو و علم طالع بینی کشورهای کهن جهان برقرار کردم.
بعد از آن دوباره سفر به کشور های مختلف جهان را ادامه دادم و گوشه به گوشه این کره خاکی را زیر پا گذاشتم. سرنوشت من از گذشته اینگونه بر ستارگان نقش بسته بود.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/27 12:22:57
توضیحات: بانوی خاکستری در اصل همان هلنا ریونکلا دختر رونا ریونکلا موسس تالار ریونکلا هست. اون پس از مدتی برای باهوش شدن دیهیم مادرش را از او دزدید و در حال حاضر بعنوان یک روح با نام بانوی خاکستری در قلعه ی هاگوارتز بعنوان روح تالار ریونکلا شناخته شده.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/22 12:21:46
نام : بیدل چوب: خوشگل سن: پام لب گوره شغل: از صبح تا شب تو خیابونا و بیابونا به دونبال سوژه برایه داستانایه اموزنده واسه کودکان. علایق: قلم وگاغذ و ریش بادراد. ویژگی های ظاهری: ریش بلند و با شکوه،لاغر،قد بلند ، دختر کش،تغص. رنگ ریش: یخمکی یواش . اطلاعات اضافی :همان گونه که میدانید و در همه کتب مربوط به من نوشته کسی از زندگی من خبر ندارد و بیشتر زندگی من به صورت راز باقی مونده و الانم دوستارم بهتون بگم ولی متاسفانه دچار الزایمر شدم و یادم نمیاد نهار چی خوردم چه برسه به این که تو زندگیم چی کار کردم. نکته در باب پاورقی: دیگه هر چی از خودم ،پدرم وپدرجدم یادم میومد نوشتم.
شما که عضو ایفای نقش هستید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/21 17:52:19
ان زمان که بنهادم سر به پای ازادی دست خود ز جان شس�
نام:لاوندر براون جنس چوبدستی: از جنس چوب گردو و موی تک شاخ به طول 28 سانتی متر گروه:گریفیندور شغل:در فروشگاه فلوریش و بلاتز مشغول به کارم! وضعیّت اخلاقی و ظاهری:همیشه ی خدا به یه نفر آویزون بودم و هستم با موهای قهوه ای و چشم های عسلی که همیشه به حالت نخودی می خندم! وضعیّت فعلی:بعد از اون شکست عشقی سختی که از رون خوردم دیگر با هیچ کس ازدواج نکردم و تقریباً می شود گفت که ترشیده ام!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/20 12:35:51
جان اسیر دل/دل اسیر دوست/دوست چه میداند/ دل اسیر اوست
نام: دراکو مالفوی سن: زیاد! گروه: اسلیترین چوبدستی: 5 اینچ با مغز فلس اژدها و چوب درخت بلوط شغل: مرگخوار علایق: نابودی گند زاده ها! سپرمدافع: افعی ظاهر: صورتی مثلثی با پوستی رنگ پریده و موهای بور و چشمانی خاکستری بی روح ... توضیحات: من فرزند لوسیوس مالفوی مرگخوار ونارسیسا بلک هستم. کلاه گروهبندی مرا در گروه اسلیترین جای داد. من در سال پنجم در هاگوارتز عضو جوخه ی بازجویی شدم و در سن 16 سالگی از طرف لرد ولدمورت به مقام مرگخواری رسیدم تا بتوانم شکست پدر خود را در این راه جبران کنم. در حال حاضر یک پسر به نام اسکوربیوس دارم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/20 12:30:29
نام : آلکتو شهرت : کرو جنسیت: مذکر سن :39 علاقه مندی : لرد سیاه (خیلی مردی) اطلاعات اضافی :در می ماه سال 1970به دنیا آمد . از همان دوران کودکی تحت تعلیم پدر بزرگوار خویش (ماندانگاس کرو) قرار گرفت . در 8 سالگی مادر خود را از دست داد و با پدر مریض و خواهر کوچک خود زندگی می کرد ؛ به همین دلیل تمام مسولیت بزرگ کردن خواهرش بر دوش او بود .
در 11 سالگی با پیشنهاد آلبوس برایان دامبلدور به هاگوارتز رفت و در گروه اسلیترین شروع به فعالیت نمود . در سن16 سالگی به دلیل مرگ مشکوک و ناگهانی پدر و خواهرش ترک تحصیل کرد و به گروه مرگخوارها که دوستان قدیمی او از جمله لوسیوس مالفوی برای حمایت از لرد ولدمورت پیوست .
پس از ناپدید شدن ولدمورت یکی از پیشتازان ظهور او بود . در سال 2006 به دلیل خدمات ارزشمندش برای لرد تاریکی مقام فرماندهی و نظارت بر غول ها به او عطا شد .
در حال حاضر او یکی از وفادار ترین یاران لرد تاریکی است و به شدت از محفل ققنوس متنفر است .
پروفسور خواهشا" قبول کنین . راستش زیاد اطلاعات در مورد این کاراکتر نداشتم .
با تشکر: Dark Rages :bat:
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/19 17:53:31
نام:آپولین دلاکور نام شوهر:ممّد حسین نوع چوبدستی:از جنس درخت آلبالو و وسطش هم موی مامانمه! به طول 35 سانتی متر ویژگی های ظاهری:قد بلند با موهای بلوند و چشم های آبی و در کل بسیار خوشگل!(بالاخره مامان فلورم دیگه!!!) نام فرزندان:فلور و گابریل شغل:تو فروشگاه خانم مالکینز مدل لباسم! گروه:ما تو بوباتون از این قرتی بازیا نداشتیم! وضعیّت فعلی:از وقتی این پسر موبلنده دخترمو گرفته بیکارم و باید بشینم تو خونه به اسمس های(ببخشید!پیامک های)ممّد حسین گوش بدم! خواهش می کنم.........التماس می کنم........................... تایید کنید!!!
دوست عزیز خودتو درست معرفی کن تا زود تایید بشی دیگه نیازی به التماسو خواهشم نیست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/19 12:33:28
جان اسیر دل/دل اسیر دوست/دوست چه میداند/ دل اسیر اوست
نام : روونا شهرت : ریونکلاو جنسیت : مونث ویژگی ظاهری : قد بلند ، موهای بلوند روشن ، چشمان آبی و نافذ . اطلاعات اضافی : روونا ریونکلاو (1625-1682) یکی از چهار موسس محترم مدرسه هاگوارتز که یکی از دوستان صمیمی گودریک گریفیندور بود و پس از اینکه گریفیندور به او پیشنهاد همکاری با یکدیگر برای تاسیس مدرسه ای برای جادوگران را کرد به او پیوست . چهار موسس هاگوارتز ( گودریک گریفیندور ، سالازار اسلیترین ، هلگا هافلپاف و روونا ریونکلاو ) مدرسه جادوگری هاگوارتز را در سال های بین 1655 تا 1660 در اسکاتلند بنا کردند و این بانوی حکیم رهبر گروه باهوش و با استعداد به نام خود یعنی "ریونکلاو" شد . اودر سال 1660 در حالی که قصد داشت سالازار اسلیترین کبیر را از ترک هاگوارتز منصرف کند ، توسط شخص ناشناسی که هیچ نام و نشانی از او در کتابهای تاریخ جادو ثبت نشده به مقام رفیع شهادت نائل آمد .
آخی ... الهی بمیرم .
پرفسور خواهش میکنم... خواهش میکنم... بهتون التماس...نمیکنم (ببخشید التماس مال خداست ) منو قبول کنید . راستش تازه بعد از 2 سال عضویت که در غفلت بودم تازه سرم به سنگ خورده . خیلیم گشتم تا این شخصیتو پیدا کردم ؛ گرچه که پسرم.
دوستون دارم . یاعلی
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/3/18 12:38:11
»»» ارزشـی متفکــر ««« . . .
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم! شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!