جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  111 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  122 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  249 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  198 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
زندگی به سبک سیاه
ارسال شده در: چهارشنبه 27 دی 1385 13:41
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان آشپزخونه ی خونه ی ریدل
زمان 2 ساعت مونده به شام

آرامینتا: زود باش این گجه ها رو خورد کن..... تو چرا واسادی منو بر و بر نگاه میکنی؟ برو قارچ ها رو بشور..... اوی ولدی درست اون خمیر رو پهن کن این چه وضعشه

ملت مرگخوار به همراه ولدی توی آشپزخونه ی خونه ی ریدل حظور به هم رسوندن تا در یک حرکت فرا ارشی طبق دستورارت آرامینتا ملی فلوا شام امشب که غذای مورد علاقه ی همشونه ( اینجور میگن) آماده کنن

بلیز : آرامینتا من خیلی خسته شدم. از ظهر دارم جون میکنم. اول پله ها رو جارو کردم بعد هم ملافه ها رو شستم . میشه من یه کم استراحت کنم؟

آرامینتا: چیکار کنی؟ .... نه به من بگو الان میخوای چیکار کنی؟ .... زود باش مگه با تو نیستم جوابم روبده . میگم میخوای چیکار کنی؟

بلیز: استراحت . البته اگه اجازه بدین

آرامینتا: نخیر. هیچم اجازه نمیدم. بچسب به کارت رو حرف هم نزن وگرنه من میدونم و تو

بلیز یواشکی دم در گوش ارباب
- ارباب شما یه چیزی بگین . من خیلی خسته ام.
ولدی در حالی که داره خمیر پیتزا ها رو توی ظرف ها پهن میکنه میگه
- هر کاری آرامینتا میگه بکن . حرف اضافه هم نزن

بلیز: ای ارباب معاون زلیل

لرد:

آرامینتا: ولدی مراقب این ها باش درست کار کنن. مواد رو که خورد کردن خودت بریز رو خمیر ها. مراقب باش پیتزا ها رو نسوزونی. من برم ببینم میز شام رو درست چیدن یا نه

بعد از این به سرعت از آشپزخونه خارج شده و همهی مرگخوار ها با هم به شکل تابلویی یه نفس راحت کشیدن

لرد: هوم؟ زود بچسبید به کاروتن و غرغر نکنید . شنیدین که آرامینتا چی گفت. زود باشین

بدین ترتیب ملت همه با هم مشغول کار میشن

______________________________
خب توی این تاپیک داستان های مطرح میشه که توی خونه ی لرد اتفاق می افته. البته به صورت طنز. محیط داستان توی خونه ی لرده ( ریدل) ولی سئژه رو میشه عوض کردبرای شروع اینو نوشتم سعی کنی ارزشیش نکیند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/20 18:13:20