هلگا هم تا اين حرف را شنيد با دقت بيشتر به حرف هاي دنيل گوش داد دنيل با ارامش تمام بدون انكه ذره اي نگراني در صدايش به گنجاند با اعتماد كامل براي هلگا توضيح داد
دنيل : هلگا براي اين كار بايد يه معجون به اسم معجون بازگشت درست كني اين معجون اگه با دقت كامل درست بشه مي تونه رز رو به حالت عادي برگردونه
هلگا :من اين معجون رو مي شناسم از روي كتاب معجون هاي درماني با دقت زياد درست مي كنم اما تو ميدوني عوارض اين معجون در صورت اشتباه درست شدن چيه ؟
دنيل : اگه مقدار موادي كه در اين معجون استفاده ميشه درست نباشه مي تونه فراموشيه دائمي بده اما من به كار تو اطمينان دارم و مطمئنم تو با دقت تمام اين معجون رو درست مي كني
هلگا كه با حرفهاي دنيل قوت قلب پيدا كرده بود به ارامي از اتاق خارج شد دنيل بالاي سر آنيتا نشست و وردي خواند چشمهاي آنيتا با نگراني باز شد
آنيتا : اون كجاست ؟ اون كجاست ؟
براي اولين بار وحشت در چشمانش موج ميزد با اضطراب و وحشت تمام اين سوال را پرسيد اما معلوم بود براي خود نگران نبود نگرانيه او از بابت فردي ديگر بود دنيل كه تازه متوجه منظور او شده بود با يك نگاه اتاق را در پي اوتو گشت اما اوتو انجا نبود انگار رفته بود زير زمين دنيل از هنگام خروجش از اتاق انجا را زير نظر داشت پس اوتو براي رفتن راهي جز غيب شدن نداشت اما با ان حال و روز اوتو غيب شدن ميسر نبود ! همين بود كه تعجب دنيل را بر انگيخته بود
دنيل كه متوجه نگرانيه آنيتا شده بود براي اينكه او را نگران تر نكند با لحني ارام گفت : اوتو ؟ مگه اوتو چش شده ؟ چرا تو اتاق نيست ؟؟
آنيتا : نميدونم با اين كه حالش خوب نبود يه دفعه به هوش اومد بعد بلند شد و گفت كه لرد منتظرشه و يه طلسم به طرف من فرستاد قيافش شبيه كسايي بود كه خودشون رو نميشناسن !
دنيل : من فكر مي كنم اين از عوارض همون اطلاعات غلطيه كه وارد مغزش كردين اين اطلاعات باعث شده كه اون رفتار يك مرگ خوار رو در پيش بگيره
آنيتا : اوه بايد ازپدر كمك بگيريم تا اوتو رو پيدا كنيم
حتي خود دنيل نيز نمي دانست چطور توانست به آنيتا بگويد كه "پدرتون گم شده " اين حرف ان چنان تكان دهنده بود كه هر فردي ضعيف تر از انيتا را مي كشت اما روح قوي آنيتا باعث شد او در جواب فقط بگويد : پدر تا وقتي افراد وفاداري مثل ما رو داره گم نميشه
آنبيتا به تندي از اتاق خارج شد و همان موقع ...
@@@@@
مي دونم اصلا خوب نشده نميدونم چرا تازگيها نمايشنامه نويسيم افتضاح شده ؟؟
اگه ميشه راهنماييم كنين
راستي به توصيت كه گفته بودي نمايشنامم رو پس از نوشتن يه دور بخونم عمل كردم

رز عزیز
فضاسازیت به نسبت خوب بود ولی من یک اشکال بزرگ تو کارت دیدم که شاید به خاطر همون هم خودت احساس میکنی که خوب ننوشتی .روی جملات همین پستت دقت کن ...چندتا فعل "بود" در پاراگراف اول به کار رفته؟؟ نوشته ت یک حالت کتابی بدی مثل کسی که قادر به ترجمه نباشه پیدا کرده که هر جا چیزی کم اورده از فعل استفاده کرده اونم از نوع "بود"ش .
اینکه نوشته ت رو بازخوانی بکنی تا غلط های املاییت رو رفع کنی امری ضروریه ولی به جملاتت هم دقت کافی داشته باش .مطمئنم اگر با دقت کامل دوباره خوانی کرده بودی به حالت عجیب جملاتت پی میبردی و اون موقع میتونستی رفعشون کنی .
من اشکال دیگه ای به غیر از این مورد تو کارت ندیدم چون دیالوگ ها و فضا سازیت به نسبت خوب بود ولی روی این فعل ها کار کن چون خیلی رو نوشته ت تاثیر گذاشته به حدی که خودت هم غیرعادی بودنش رو فهمیدی
سیریوس
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
