با اینکه محور داستان روی خاطراتی که هری مدام به اونا سفر میکرد بود، ولی من خوشم نمیومد دو دیقه یه بار بپره تو خاطرات! آدمو گیج میکرد!
قضیه لوپین هم خیلی بوقی بود! یعنی درست حسابی اون قسمتهارو که رفته بودن خونه اون پیرزنه و نصفه شب رفتن دنبال لوپین، رو توضیح نداده بود! برای من تو اون قسمتها خیلی چیزا مبهم موند! حالا یا من خنگم یا داستان ضعیف بوده!!!!
چو چانگ عزیز ... من هیچ ادعایی ندارم اما اطلاعات داستان نویسیم نسبتا بالاست (گرچه رول هام ارزشی هستن ولی داستان هام جذابن ) این گیج کردن دقیقا همون چیزی بود که نویسنده می خواست و به نظر من این زیبا ترین قسمت داستان بود و قدرت نویسنده رو به نمایش می کشید. قسمت های مبهم دقیقا برای همه مبهم بود و این به دلیل استفاده نابجا از ابر متن ها ( Hyper G Texts ) بود . که البته در بعضی مواقع همین ابر متن ها خیلی داستان رو جذاب کرده بود.
همچنین چیزی که آقای آریانی می خواست برسونه این بود که هری جادویی باشه ولی نتونست ذات داستان رو تغییر بده ... در آخر داستان هری در همان زمانی برگشت که در اول داستان حضور داشت !!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ... « هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
به نظر من کتاب خوبی بود ولی به نظر من حتی قدرت جدال با ضعیفترین کتاب رولینگ رو هم نداشت ولی همینکه یک ایرانی ، درایت خود را نشان داد ، و توانست کتاب هری پاتر رو ادامه بده خودش خوب چیزی هست!
کتاب دارای نکات منفیی بود ، مانند اینکه آقای آریانی کتاب شش رولینگ رو ادامه نداده بود و در بعضی جاها ، مکان ها و دیالوگ ها یا تقلبی از رولینگ بود یا اینکه خود آقای آریانی سعی کرده بود مکان هایی بسازه که خوب از کار در نیومده بود. همچنین ماجرا های مهیج زیادی توش وجود نداشت.
ولی فضا سازی و دیالوگ ها خوب بود و نیز شخصیت هایی که اضافه شده بود بسیار مناسب و به جا بود.
با سلام من هم این داستان جالب رو خوندم و خیلی هم خوشم اومد... البته اشکال زیادی نداره به جز اینکه بعضی جاها رو الکی و زیادی پیچونده، در برخی از جاها دقیقا حرف های رولینگ رو تکرار کرده و از اون تقلید کرده، بعضی جاها افرادی رو توضیح داده که کی هستن مثل خود هری در آغاز داستان ولی بعد ها مثلا دادلی رو توضیح نداده که چیکاره ی هری میشه و ...، در بعضی از حرف هاش برخی از گفته هاش با گفته های رولینگ تضاد داره(البته به ندرت تقریبا 1% از داستان اینجوریه)... اما در کل داستان خوبیه و میشه گفت داره پا به پای رولینگ رقابت میکنه و با داتان های اون مو نمیزنه!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا هری هست زندگی باید کرد =-=-=- ما برتري گريفندور را نشان خواهيم داد!!!
به نظر من کتاب جالب بود، بهتر از هزاران فن فیکشن هایی بود که هرروز نوشته میشن، من چند سال پیش که داستانو از روی سایت نویسنده میخوندم فکر کردم خود رولینگ اونارو نوشته و آرین آریانی ترجمش کرده، یعنی به نظرم اصلا با مال رولینگ مو نمیزد. ولی من اونوقت بچه بودم! تازگیا که خوندم نظرم عوض شد!
ولی هنوز هم معتقدم که کتاب خوبیه و این که تونسته منتظر بشه باعث شده بیشتر برن دنبالش....
از مشکلاتش این بود که خیلی قضیه رو پیچیده کرده بود، یعنی یهو از زمان حال میپرید به خاطرات مختلف! قضیه اون خواهر و برادر برای من خیلی جالب بود که یکی بره گریف و اون یکی اسلی!
با اینکه محور داستان روی خاطراتی که هری مدام به اونا سفر میکرد بود، ولی من خوشم نمیومد دو دیقه یه بار بپره تو خاطرات! آدمو گیج میکرد!
قضیه لوپین هم خیلی بوقی بود! یعنی درست حسابی اون قسمتهارو که رفته بودن خونه اون پیرزنه و نصفه شب رفتن دنبال لوپین، رو توضیح نداده بود! برای من تو اون قسمتها خیلی چیزا مبهم موند! حالا یا من خنگم یا داستان ضعیف بوده!!!!
من شدیدا دلم برای جرالد سوخت!!!
شرکت کردن هرمیون تو اون مسابقه معجون سازی با وجود نفرت اسنیپ از گریفی ها خیلی مبهم بود! یعنی چطور اسنیپ با نفرتی که بهش اجازه نمیده بذاره گریف پیشرفت کنه، حاضر شده اجازه بده هرمیون همراه جرالد شرکت کنه!!
با نیروی ذهن صحبت کردن هری و اون مَرده(اسمش یادم نیست) به صورت جدا از داستان برام جالب بود چون به این موضوع علاقه خاصی دارم! ولی توی داستان زیاد جالب نبود چون ما اکلو منسی(چفت شدگی) رو داریم و این دوتا خیلی به هم شباهت دارن! با توجه به اینکه هری توی اکلومنسی ضعیفه پس احتمالا توی خواندن ذهن هم ضعیف باشه و اینکه با وجود ضعف تونسته باشه اونقدر زود یاد بگیره خیلی چیز باحالی نبود!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
وای خدای من !!!!!!!!! من یه ذزه اش رو خوندم و فقط یگر یک کلمه میتونم بگم : خدا به داد رولینگ برسه ! اگر بفهمه که اینا رو چاپ می کنن ا اگر فقط fan fictionبوذ و چاپ نمی شد یه چیزی ولی چاپش.....
کاربر عزیز، به نظر شما، این چند کلمه خیلی مهم بودند؟! بهتر نبود که نکات بد یا خوب این داستان رو می نوشتی و فقط به یک نظر بدون دلیل بسنده نمی کردی؟! لطفا وقتی پست می زنید، حواستون به این چیزا هم باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1386/1/6 19:31:09