برنامه ششم
شب بخیر ، سلام جادوگر! روز های سرد زمستانی رو در حالی سپری می کنیم که خیلی از ما با برگه های سفیدی دست و پنجه نرم می کنند و بسیار خستگی ناپذیر تمام تلاش خود را به کار می برند . جا داره که در همین جا به همه اونها خسته نباشید بگیم و برای تک تکشان آرزوی موفقیت کنیم.
برنامه این هفته سلام جادوگر! پذیرای مهمان دیگری ست که که مطمئنا تمامی شما او را با نام بلیز زابینی می شناسید . در ابتدا بسیار از ایشون تشکر می کنم که دعوت ما رو قبول کردند و می خوام خیلی تند و سریع به سراغ مصاحبه این هفته برم!
آنا : سوال اول...
آنا : چطوری با دنیای هری پاتر آشنا شدی؟
بلیز : شش سال پيش وقتي که داشتم با دوستم ،
بلیز : در مورد کتاب هاي مختلف حرف مي زدم ،
بلیز : دوستم بهم معرفيش کرد .
بلیز : بعدشم جلد هاي مختلفش رو داد خوندم ،
بلیز : از کتاباش خوشوم اومد .
آنا : چی توی اون کتابا نظر تو رو جلب کرد؟
بلیز : هووووم ... موضوعش ...
بلیز : شيوه نوشتاريش ...
بلیز : شخصيت هاش ...
بلیز : دنياي جديدي که در کتاب خلق شده بود .
آنا : دنیاش....چون جادویی بود دوست داشتی؟
بلیز : کلا کتاب قشنگ باشه دوست دارم.
بلیز : خوب فضاي جادويي داستان هم ،
بلیز : به اين دوست داشتن کمک کردش .
آنا : سایت جادوگران رو از کجا شناختی؟
بلیز : هيچي هر چيزي که مربوط به هري پاتر بود ،
بلیز : رو سرچ مي کردم ،
بلیز : آخر از سايت جادوگران سر در مياوردم .
آنا : تاریخش رو یادته؟
بلیز : حدودا دو سال پيش بود .
بلیز : چون من قبل از عضويتمم در سايت ،
بلیز : باز به جادوگران سر مي زدم
آنا : وقتی برای بار اول اومدی سایت به نظرت چطور اومد؟
بلیز : به نظرم خوب بود ،
بلیز : ولي دوست داشتم هيجان انگيز تر باشه.
بلیز : ولي به مرور زمان عادت کردم .
آنا : منظورت از هیجان انگیز تر چیه؟
بلیز : مثلا اينکه غير از نوشتن و خوندن مطالب ،
بلیز : کارهاي ديگه اي هم بشه انجام داد ،
بلیز : و يه جوري مثلا بيشتر فضاي هري پاتري باشه .
بلیز : کارهاي بيشتري بشه انجام داد .
آنا : چه کارایی مثلا؟
بلیز : هوم ... کار خاصي در نظرم نيست!
آنا : کی شخصیت بلیز رو تایید کرد؟
بلیز : ريموس لوپين !
آنا : گیر نداد...همون دفعه اول؟
بلیز : چرا اول اول يه مدت کوتاه جرج ويزلي بودم ،
بلیز : بعد گفت اين شخصيت قبلا انتخاب شده ،
بلیز : يکي ديگه رو معرفي کن ،
بلیز : منم گشتم بليز رو پيدا کردم .
آنا : وقتی تایید کرد چه حسی داشتی.....؟
بلیز : هيچ حسي !
آنا : اوه...چرا هیچ حسی؟
آنا : خوشحال.....ناراحت؟....
آنا : هیچی...هیچی؟
بلیز : من اون موقع به بحث هاي هري پاتري ،
بلیز : علاقه بيشتري داشتم .
بلیز : زياد به رول پلينگ اهميت نمي دادم ،
بلیز : حتي تا قبل از اين که عضو ايفاي نقش بشم ،
بلیز : يه پست رولم نخونده بودم ،
بلیز : نمي دونستم چي به چيه !
آنا : بعد چی شد اومدی کم کم سمت رول ؟
بلیز : خب اون اوايل از داستان هايي که ،
بلیز : بچه ها مي نوشتن خيلي خوشم ميامد.
بلیز : اون موقع سطح رول سايت خيلي بالا بود ،
بلیز : وقتي يه پست رو مي خوندم حسابي لذت مي بردم ،
بلیز : همين باعث شد که منم کم کم به سمت رول کشيده بشم .
آنا : اون موقع سطح رول بالا بود؟ مگه الان نیست؟
بلیز : نه !
آنا : چرا؟
آنا : یا بهتره بپرسم چرا این طور فکر می کنی؟
بلیز : خب به عنوان مثال ،
بلیز : مي تونين به تاپيک هايي مراجعه کنيد ،
بلیز : که از اون اوايل بودن ،
بلیز : و پست هايي که در اون ها مي خورده رو ،
بلیز : در اين مدت مقايسه کنيد .
بلیز : من فکر مي کنم که رول هاي قديمي قشنگ تر بودن .
بلیز : البته منظورم اون زمانيه که ،
بلیز : خودم هم هنوز عضو ايفاي نقش نبودم .
آنا : فکر می کنی چی باعت قشنگی شون بوده ؟
آنا : کاربرا اون موقع ها به چیزای خاصی توجه داشتن که الان ندارن؟
بلیز : هووووم ... نمي دونم .
بلیز : اون موقع سايت رول نويسان خيلي خوبي داشت .
آنا : الان نداره؟
بلیز : داره ولي فعاليت نمي کنن !
آنا : به نظرت چرا فعالیت نمی کنن...؟
بلیز : چون اونا هم احتمالا رول هاي قديمي رو ،
بلیز : بيشتر مي پسنديدن .
آنا : حالا به نظرت الان باید چیکار کرد تا وضع مثل سابق بشه؟
بلیز : هوم نمي دونم تا به حال خيلي ها سعي کردن ،
بلیز : اين وضعيت رو مثل اولش کنن ،
بلیز : ولي نتونستن !
بلیز : منم راه حل خاصي ندارم .
آنا : خیلی ها مثلا کی؟
بلیز : هووووم... حرفاشون توي گفتگوي ناظرين ،
بلیز : و نحوه برخورد هست .
بلیز : خيلي ها مثل ققي ... فلور ... فنگ و کساي ديگه !
آنا : به نظرت کاراشون واقعا موثر بوده؟
آنا : و نشده؟
بلیز : نه !
بلیز : اگر کارشون موثر بوده حتما نتيجه هم مي داده ،
بلیز : ولي نداده پس موثر نبوده !
آنا : چرا بلیز زابینی رو انتخاب کردی؟
بلیز : اون موقع همه شخصيت ها پر بود ،
بلیز : تا جايي که يادمه !
آنا : یعنی مجبوری برش داشتی؟
بلیز : اوهوم...
بلیز : خب اگر شخصيت بهتر و معروف تري هم بود ،
بلیز : حتما اون رو انتخاب مي کردم .
آنا : بلیز چجور شخصتیی داره ....
آنا : توی کتاب چی می شه ازش فهمید؟
بلیز : هوووم ... يه اسليترينيه .
بلیز : مادرش از اون آدماي پول داره ،
بلیز : که تا حالا هفت بار ازدواج کرده
بلیز : و ضمنا همه هفتا شوهرشم به طرز مرموزي مردن.
بلیز : ولي کلا خود بليز شخصيت با نفوذيه...
بلیز : البته خودش نه
بلیز : مادرش که خب بليزم پسرشه!
آنا : دیگه....خصوصیات اخلاقیش چی؟
بلیز : پسر خوبيه !
آنا : یه اسلی و پسر خوب...جل الخالق!
بلیز : توي کتاب خيلي کم در موردش گفته ،
بلیز : نمي تونم نظر خاصي بدم .
آنا : خب به نظرت چقدر شبیهش هستی؟
آنا : چقدر از تو دوره؟
بلیز : هوم ... خيلي دوره...
بلیز : اصلا شبيهش نيستم .
آنا : خب تو چجوری هستی؟
بلیز : خوب بليز شخصيتيه که ،
بلیز : متکي به بقيه هست پسر خوبي نيست ...
بلیز : به فکر خودشه .
بلیز : البته در بعضي از خصوصياتش باهاش موافقم .
بلیز : ولي رو مجموع خيلي از کاراش رو نمي پسندم .
آنا : تو چجوری هستی؟
بلیز : هوم ... بداخلاقم !
بلیز : ولي به کسي متکي نيستم !
آنا : با بداخلاقی بلیز موافقی؟
بلیز : بليز که بداخلاق نيست .
بلیز : خيلي هم پروانه ايه .
آنا : خب....پس با کدوم کاراش موافقی؟
بلیز : هوم ... تقريبا با هيچ کدوم !
بلیز : مي گم کتاب اون قدر بليز رو معرفي نکرده ،
بلیز : تا بتونم در مورد خصوصيات اخلاقيش نظر بدم .
آنا : حالا چرا بد اخلاقی؟
بلیز : من؟
آنا : آره !
بلیز : خوب زود عصباني مي شم ديگه...
بلیز : علت خاصي نداره .
آنا : چرا رفتی اسلی؟ به خاطر بلیز؟
آنا : یا خودت هم اون جا رو دوست داشتی؟
بلیز : اون اولش برام فرقي نداشت ،
بلیز : به خاطر شخصيتش رفتم ،
بلیز : ولي به مرور زمان از اسلي خوشم اومد .
آنا : مگه اسلی چی توش بود ؟
بلیز : اعضاي خوبي داشت .
آنا : فقط اعضا؟
آنا : تاپیک هاش چی؟
بلیز : نه اعضاش ...
بلیز : همه تالار ها تاپيک دارن .
بلیز : ضمنا تاپيک هاشم ايده بچه ها بود ديگه .
آنا : اعضای خوب مثل کی؟
بلیز : دراکو ... بلاتريکس ... رودولف ....
بلیز : هوکي که ديگه کم مي بينمش ... آني موني !
آنا : به نظرت تالار خصوصی چقدر مهمه تو سایت؟
بلیز : هوووووم ...
بلیز : خب اونجا هم يه انجمنه .
بلیز : هر انجمنم اهميت خاص خودش رو داره .
بلیز : با توجه به اين که هر تالار ،
بلیز : جنبه خودموني تري رو داره .
بلیز : نمي تونم بگم خيلي مهمه ،
بلیز : ولي نبودشم احساس مي شه .
آنا : خودمونی تر یعنی چه جوری؟
بلیز : يعني اعضاي اونجا رو بيشتر مي شناسم ،
بلیز : و تقريبا با همشون دوستم .
آنا : خیلی خب...
آنا : خاطره روز اول یادت هست؟ بگو!
بلیز : پستهاي اون زمان اتحاد رو مي ديدم که ،
بلیز : برنامه جنگ مي ريختن ،
بلیز : کلي ذوق کرده بودم .
آنا : کم کم تو هم رفتی بینشون!
بلیز : آره
آنا : نوشته های روز اول با الان چه فرقی کرده؟
بلیز : اون اوايل پست هام معمولي بود ،
بلیز : بعد بیشتر رفتم توي کار جدي نويسي ،
بلیز : الانم مدتيه که طنز مي نويسم ،
بلیز : و البته تصورم اينه که طنز مي نويسم بقيه بايد نظر بدن !
بلیز : از نظر خودم پست هام بهتر از اون موقع هست .
آنا : چی باعث شده بهتر شه؟
آنا : یا فکر کنی بهتر شده؟
بلیز : خب بعد از هزار و خورده اي پست ،
بلیز : يواش يواش آدم چيزهاي بيشتري ياد مي گيره ،
بلیز : مي فهمه کجاها بايد طنز به کار ببره ،
بلیز : مي فهمه بايد چه نوع طنزي به کار ببره ،
بلیز : مي فهمه کجا ها بايد جدي بنويسه .
آنا : پس فقط با نوشتن زیاد؟
بلیز : و خواندن پست هاي خوب ،
بلیز : و البته بعضي از نقدها .
آنا : از کجا بفهمیم یه پست خوبه؟
بلیز : خوب بايد بخونيمش اگر خوشمون اومد ،
بلیز : يعني خوبه اگر خوشمون نيومد يعني بده .
آنا : شاید یکی از یه پست خوشش بیاد...
آنا : یکی دیگه از اون پست خوشش نیاد...
آنا : اون وقت چی؟
بلیز : خب اين يه چيز سليقه ايه ،
بلیز : حتي هميشه کساني هم پيدا مي شن ،
بلیز : که از بهترين کتاب هاي دنيا هم ايراد مي گيرن !
بلیز : فکر مي کنم بايد به نظر اکثريت اهميت داد .
آنا : یه نوشته باید چطوری باشه تا حداکثر اثر رو داشته باشه؟
بلیز : از طنز و فضا سازي در جاي مناسبش استفاده شه ،
بلیز : ضمنا سوژه خوبي هم داشته باشه ،
بلیز : نثرش هم روان باشه بهتره .
بلیز : البته مورد آخر بستگي به نوع نوشته هم داره .
آنا : خب...ناظر تالار خصوصی چه فرقی با بقیه ناظرا داره؟
بلیز : قانونا هيچ فرقي !
آنا : هیچه هیچی؟
بلیز : آره اصولا هيچ فرقي ندارن وظايفشونم مثل همه .
آنا : خب حالا غیر از قانون ،
آنا : خودت چه فرقی بینشون می بینی؟
بلیز : خب ناظراي تالار خصوصي در بعضي موارد ،
بلیز : وظيفه هماهنگ کردن اعضاي گروه رو به عهده دارن !
آنا : چه وقت هایی؟
بلیز : وقتهايي که نياز باشه .
آنا : خب....چه وقت هایی نیازه؟
بلیز : وقتي که احساس بشه بايد جنبشي بيرون تالار انجام شه ...
بلیز : يا وقتي برنامه ويژه در خارج از تالار در پيش داريم .
آنا : فقط بیرون از تالار؟
آنا : اگه خود تالار فعال نباشه اون وقت چی؟
بلیز : نه داخلم هست .
بلیز : اون وقت معمولا سعي مي شه ،
بلیز : کنفرانسی چيزي در مسنجر بذاريم تا اون هم حل شه .
آنا : به نظرت الان تالار اسلی با توجه به این که خوابیده ،
آنا : از اون موارد نیست؟
بلیز : نه !
آنا : اوه...اوکی!
آنا : اگر قرار باشه غیر از اسلی ،
آنا : یه تالار دیگه رو هم انتخاب کنی اون کجاست؟
بلیز : شنيدم راونکلا تالار خوبي داره !
آنا : فقط شنیدی؟
آنا : ندیدی؟
بلیز : نه شنيدم .
آنا : اوکی !
بلیز : داري زير نور چراغ منو به داشتن دو شناسه متهم مي کني؟
آنا : فقط دو تا شناسه؟
آنا : از یه بچه اسلی بعیده !
بلیز : اسلي ها اتفاقا به گروهشون خيلي هم پايبندن (!)
آنا : بل....بل....
آنا : این یکی رو فراموش کرده بودم!
آنا : چه رنک هایی تا حالا گرفتی ؟
بلیز : بهترين بحث کننده ...
بلیز : بهترين دانش آموز.. بهترين معلم ...
بلیز : بهترين تازه وارد فکر کنم ...
بلیز : بهترين رول نويس تالار با فعال ترين عضو ....
آنا : کدومشون رو بیشتر از بقیه دوست داری؟
بلیز : هيچ کدوم مهم نيستن .
بلیز : من براي رنک ها فعاليت نمي کنم .
بلیز : برام هم فرقي نداره .
آنا : رنکی هست که دوست داشته باشی بگیری ،
آنا : و تا حالا نگرفتی؟
آنا : حالا اینو بگو...
بلیز : هم آره هم نه
آنا : آره رو بگو!
بلیز : آره چون دوست دارم همه رنک ها رو يه دور بگيرم ،
بلیز : نه چون اگرم بگيرم خوشحال نمي شم .
آنا : از نقد سوال کنم؟
بلیز : شما دارين مصاحبه مي کنين از من مي پرسين؟
آنا : خب...همین یه سوال از نقد...
آنا : چرا از نقد متنفری؟
بلیز : يه سوال ديگه چرا متنفر نباشم؟
آنا : خب...چون من خیلی کم از بچه های سایت ،
آنا : این جواب رو شنیدم!
بلیز : خب اول اين که من متنفر نيستم ...
بلیز : علت اصلي اين که نقد نمي کنم اينه که ،
بلیز : نقد کردن کار دست و پا گيريه ،
بلیز : و خيلي وقت مي خواد ...
آنا : چرا دست و پا گیره؟
بلیز : خوب اين رو ديگه وقتي يه روز ،
بلیز : ده تا پست نقد کرديد مي فهميد .
بلیز : جدي مي گم
بلیز : کار وقت گيريه ...
آنا : الان منظورت با کس خاصی نبود؟
بلیز : نه!
آنا : خیلی خب...
آنا : تو سایت بیشتر نوشته های کی رو می پسندی؟
بلیز : خب هر کي که قشنگ بنويسه ...
بلیز : از نوشته هاي مک بون بدم نمياد .
بلیز : يعني قشنگ مي نويسه!
آنا : اولین پست داستانی رو کجا زدی؟
بلیز : مغازه هوکي
آنا : تا حالا چند تا تاپیک زدی؟
بلیز : هوووم... نمي دونم فکر کنم چهار پنج تا .
آنا : اسمشون رو یادته؟
بلیز : اسنيپ شخصيتي در پس دو چهره ...
بلیز : شنل هري پيش دامبلدور چي کار مي کرد ...
بلیز : فضا پيماي سياهان که به علت بي ناموسي بودن پاک شد ...
بلیز : مرگخواران دريايي ...
بلیز : اداره مبارزه با سوء استفاده از اشياي مشنگي ...
بلیز : زنگ تفريح تالار اسليترين ...
بلیز : برترين هاي اسلي.
آنا : شکلک مورد علاقت؟
بلیز :
بلیز :
آنا : توی این مدت حضورت تو سایت تا حالا دعوا کردی؟
بلیز : آره
آنا : بدترینش رو یادته؟
بلیز : اوهوم ... ولي نمي تونم بگم .
آنا : نه باید بگی...
آنا : همه می گن!
آنا : با کی بود؟
بلیز : يه قضيه بود تموم شد...
بلیز : آدم در مورد اين مسائل حرف نمي زنه .
آنا : چقدر محافظه کار!
بلیز : موافقم .
آنا : در هفته چند ساعت برای جادوگران وقت می ذاری؟
بلیز : من هيچ کاريم زمان و تنظيم مشخصي نداره ،
بلیز : جادوگران هم استثنا نيست .
آنا : خب...چرا برنامه ریزی نمی کنی؟
بلیز : خب اين جوري راحت ترم .
آنا : اوکی...هر جور راحتی!
آنا : نظرت در مورد انتخاب ترین ها چیه؟
بلیز : هوم من هيچ وقت از انتخاب ترين ها ،
بلیز : خوشم نيومده چون معمولا همه تقلب مي کنن !
آنا : خودت هم تقلب می کردی؟
بلیز : نه !
آنا : یعنی همه ی اون ،
آنا : رنک هایی که گرفتی رو واقعا خودت گرفتی؟
بلیز : آره ديگه...
آنا : به زور کسی رو مجبور نکردی که بهت رای بده؟
آنا : یا مثلا تبلیغات؟
بلیز : اون رنک ها براي من ارزش ندارن !
بلیز : براي همين هم از کسي نخواستم بهم راي بده .
آنا : اوه ...
آنا : چرا؟
بلیز : براي اين که اين مقام ها برام مهم نيست .
آنا : پس چی برات مهمه؟
بلیز : در سايت؟
آنا : آره !
آنا : در فعالیت کردن؟
بلیز : من در رول براي سرگرمي فعاليت مي کنم ،
بلیز : نه براي گرفتن مقام !
آنا : اوکی
آنا : جادوگران یعنی...
بلیز : انجمن ضد ساحران !
آنا : نه دیگه قشنگ معنی کن!
بلیز : معنيش همينه .
آنا : اوکی...
آنا : یادم باشه با ساحران عزیز کوچه بغلی منتظر باشیم!
بلیز : آها ... باشه .
آنا : سیاه...سفید...خاکستری؟
بلیز : سياه !
آنا : چرا سیاه؟
بلیز : چرا سفید یا خاکستری خب؟
آنا : چرا رفتی سیاه؟
بلیز : خب چرا نرم سياه؟
آنا : بلیز اذیت نکن!
آنا : خشگل جواب بده!
آنا : منو می پیچونی !
بلیز : دارم جدي ميگم ...
بلیز : خب سياه بودن رو بيشتر دوست داشتم .
آنا : حالا چرا سیاه؟
آنا : چی توشه که تو بیشتر دوست داری؟
بلیز : توش سفيدي نيست آخه !
آنا : پس از سفیدی خوشت نمی یاد برای همین رفتی سیاه؟
بلیز : نه !
آنا : خب پس چی؟
بلیز : نمي دونم والا !
آنا : یکی که میاد سیاه می شه ،
آنا : باید چه ویژگی هایی داشته باشه؟
بلیز : بايد مثل يه سياه فکر کنه ...
بلیز : مثل يه سياه عمل کنه!
آنا : معاون ولدی بودن چه حالی داره؟
بلیز : هيچ حالي ... فرقي نداره !
آنا : آهان
آنا : اگر قرار باشه تو هری پاتر بازی کنی ،
آنا : کدوم شخصیت رو بر می داری؟
بلیز : منظورت فيلم هري پاتره؟
بلیز : من کلا بازيگري رو دوست ندارم ،
بلیز : براي همين در موردش فکر نکردم .
بلیز : فکر مي کنم سيريوس خوب باشه .
آنا : خب کدوم شخصیت رو تو فیلم ها دوست داری؟
بلیز : اسنيپ !
بلیز : بلاتريکس فيلم پنج رو هم دوست دارم .
آنا : تو کتابا چی؟
بلیز : تو کتابا هري رو با فلور !
بلیز : دامبلدورم دوست داشتم .
آنا : به خانواده اوانز علاقه ایی نداشتی؟
بلیز : نه چطور مگه؟
آنا : همین جوری ! *
آنا : چند تا کلمه می گم به من بگو تو رو یاد چی می اندازه؟
آنا : سوژه؟
بلیز : یاد سرژ تانکیان !
آنا : پیام شخصی؟
بلیز : هیچی !
آنا : مرگ خوار؟
بلیز : یاد یه آدم که صورت نداره !
آنا : منظورت دمنتوره؟
بلیز : نه...دمنتور که آدم نیست!
آنا : هری پاتر؟
بلیز : یاد هنرپیشش می افتم!
آنا : اگه الان بهت بگن آخرین روز سایته چی کار میکنی؟
بلیز : هيچي ... مي پرسم براي چي؟
آنا : فکر نمی کنی یه کار آخر وجود داره که ،
آنا : تا حالا نکردی و دوست داری انجام بدی؟
بلیز : نه !
بلیز : يک کم توي چت باکس ارزشي بازي در ميارم ،
بلیز : ببينم چه مزه ايه !
آنا : مگه الان نمی شه در آورد؟
بلیز : نه
آنا : پس این همه آدم چی توی چت باکس می نویسن ...
آنا : به نظر تو هیچ کدوم ارزشی نیست؟
بلیز : خب اونا اشتباه مي کنن نبايد اين کار رو کنن !
آنا : خب پس یعنی می شه؟
بلیز : نه ديگه...
آنا : حتما می شه که می گی اشتباه می کنن!
آنا : خیلی خب!
آنا : تا حالا شده خسته بشی ...
آنا : قاطی کنی بخوای بری از سایت؟
بلیز : نه !
آنا : یعنی این قدر سایت خوب و بر وفق مرادت بوده؟
بلیز : نه خب ولي تا حالا چنين احساسي هم بهم دست نداده .
آنا : بهترین سوالی که الان دوست داری ازت بپرسم چیه؟
بلیز : در موردش فکر نکردم .
آنا : خب حالا فکر کن!
بلیز : از نظرت خفن ترين آدم سايت کيه؟
آنا : خب کیه؟
بلیز : سارا اوانز!
آنا :
آنا : چرا سارا اوانز خفنه؟
بلیز : چون یه تنه با همه مرگ خوارا می جنگه!( هفت تیر روی شقیقه من گذاشتن گفتن باید این یه تیکه رو اضافه کنی!
)آنا : یعنی از نظر تو خفن ترین آدم یه نفره؟
بلیز : آره !
آنا : ...( من نمی دونم چرا دقیقا این قسمت رو باید یکی دیگه مصاحبه کنه!)
آنا : توی سایت چقدر عدالت هست؟
بلیز : در حد زياد !
آنا : پارتی بازی می شه؟
بلیز : نمي دونم امکانش هست.
آنا : امکان پارتی بازی؟
آنا : یا جواب دادن؟
بلیز : خب مسلما اگر کسي پارتي بازي کنه ،
بلیز : به من که نمي گن خب منم نمي دونم ،
بلیز : ولي معمولا مي شه يه درصد ناچيزي رو ،
بلیز : براي اين موضوع قائل شد .
آنا : اگه بهت بگن الان تو وبمستر سایتی ،
آنا : اولین کاری که می کنی چیه؟
بلیز : استعفا مي دم چون وقتش رو ندارم !
آنا : یعنی کاری نداری که الان نتونی بکنی ،
آنا : ولی در سمت وبمستری بتونی انجامش بدی؟
بلیز : نه !
بلیز : وب مستر آدم بشه ...
بلیز : بايد هزارتا کار براي سايت انجام بده .
بلیز : در صورتي که الان مي تونم با خيال راحت فعاليت کنم .
آنا : به هر حال اونم یه جور فعالیته !
آنا : نظرت در مورد حذب چیه؟
بلیز : حذبم يه گروه مثل بقيه گروه هاي سايته ،
بلیز : که مي تونه برا رول پلينگ مفيد باشه ،
بلیز : غير از اين نظر ديگه اي ندارم !
آنا : خب به نظرت تا حالا برای رول پلینگ مفید بوده؟
بلیز : خب آره !
آنا : از چه نظر مفید بوده؟
بلیز : از نظر فعال کردن رول ديگه .
آنا : خب...به نظرت اگر الان بزنن این تاپیک رو قفل کنن ،
آنا : چقدر رو رول تاثیر می ذاره ،
آنا : یا حتی شاید به اون صدمه می زنه؟
بلیز : هيچي !
آنا : حذب دوباره عضو انتخاب کنه عضو می شی؟
بلیز : نه !
آنا : چرا؟
بلیز : چون وقتش رو ندارم .
آنا : حذب که خیلی کاری نمی خواد...
آنا : یه دونه پست تخریب کننده در هفته که وقتی نمی بره !
بلیز : براي من وقت مي بره خب !
آنا : خب به نظرت چقدر وقت می بره؟
بلیز : يک ربع بيست دقيقه...
آنا : آهان...شما توی هفته این قدر وقت نداری نه؟
بلیز : خب مگه هر کس وقت هر چيزي رو داشته باشه ،
بلیز : بايد بره اون جا عضو بشه؟
بلیز : اگر اين جور بود که همه اعضاي ايفاي نقش ،
بلیز : مي رفتن عضو حذب مي شدن ديگه !
آنا : نه...شرط اول علاقست!
آنا : تو به حذب علاقه داری؟
بلیز : من در اين مورد احساسي ندارم .
بلیز : مي گم که حذبم يه گروهه براي فعال سازي رول ،
بلیز : مسلما کسي از چيزي که مي خواد باعث پيشرفت رول بشه ،
بلیز : ناراحت نيست !
آنا : در هفته چند ساعت برای جادوگران وقت می ذاری؟
بلیز : نمي دونم به اين موضوع توجه نکردم.
بلیز : تا جايي که براي اين کار وقت آزاد داشته باشم .
آنا : حالا یه تخمین بزن .
بلیز : دو سه ساعت فعاليت مفيد به طور ميانگين !
آنا : خب به نظرت ارزش وقت مفیدی رو که می ذاری داره؟
بلیز : سايت جادوگران بيشتر جنبه تفريحي داره ،
بلیز : منم در اين جور مواقع خوشحالم که وقتم رو ،
بلیز : مي تونم در اين سايت بگذرونم ،
بلیز : ولي اينکه ارزش داره يا نه...
بلیز : خب معمولا مي گن مي شه در اين فرصت ،
بلیز : کارهاي مفيد تري هم مثل درس خوندن انجام داد.
بلیز : به همين دليل از اين لحاظ ،
بلیز : اصولا مي توني در اين زمان،
بلیز : کارهاي با ارزش تري هم انجام بدي .
آنا : کارهای با ارزش تر یعنی فقط درس؟
بلیز : درس مثاله !
آنا : اگر سایت جادوگران نبود تمام مدت به درس می گذروندی؟
بلیز : نه !
آنا : پس چی؟
آنا : چی کار می کردی؟
بلیز : تفريحات ديگه...
آنا : مثلا؟
بلیز : بيرون رفتن...
بلیز : بازي هاي کامپيوتري ...
بلیز : تمرين موسيقي ...
بلیز : فيلم نگاه کردن و.....
آنا : خب الان که سایته ناراحت نمی شی که ،
آنا : دیگه وقتی نداری تا به اونها هم برسی !
بلیز : من به اون کارام هم مي رسم !
آنا : این سوال رو دو بار پرسیدم نه؟ ( لحظاتی برای متفاوت بودن!)
آنا : اندازه جنیه و سطح فکر بچه های سایت رو ،
آنا : در چه حد می بینی؟
بلیز : از چه نظر؟
آنا : از همه نظر یا هر نظری که خودت روش فکر می کنی؟
بلیز : خب سطح فکري بچه ها خوبه!
بلیز : هممون انسانيم ديگه...
آنا : خب...وقتی یه مشکلی تو سایت پیش می یاد ،
آنا : منظورم دقیقا مواقعی یه که تاپیک نحوه برخورد ،
آنا : پر از پست های رنگارنگ می شه ،
آنا : به نظرت بچه ها چطوری با مسائل برخورد می کنن!
بلیز : اون جوري برخورد مي کنن که ،
بلیز : فکر مي کنن درسته !
آنا : خب به نظر تو برخوردشون درسته؟
بلیز : اوهوم ...
آنا : چقدر تو کل کل ها شرکت می کنی؟
آنا : اصلا شرکت می کنی؟
بلیز : اسمش کل کل نيست گفتگوئه.
آنا : بله گفتگو با پاره آجر!
بلیز : من در بحث هايي که فکر مي کنم مفيد هستم ،
بلیز : شرکت مي کنم .
آنا : در این مورد یه مثال بزن!
بلیز : مثل بحث پريروز در گفتگوی ناظرين با مديران !
آنا : نه یه چیزی بگو همه دسترسی داشته باشن!
بلیز : تالار اصلی!
آنا : با اسلی ترین ، آخرین ارسال ، دهکده هاگزمید و کوافل یه جمله بساز!
بلیز : آخرین ارسال از گوشه چب دهکده هاگزمید باعث شد من اسلی ترین ترین دوست خودم رو بشناسم!
آنا : بهترین خاطرت توی این مدت؟
بلیز : خاطره خاصي نداشتم که بتونم تعريفش کنم ،
بلیز : يا از بقيه خاطراتم متمايزش کنم متاسفانه (!)
آنا :
آنا : یه توصیه به تازه واردایی مثل من؟
بلیز : ارزشي نباشين !
آنا : نظرت در مورد تک تک مدیرا؟
بلیز : من نظر کلی می دم ...
بلیز : همه مديرا خوبن همشون با هم زحمت مي کشن ،
بلیز : و تلاش مي کنن فکر نمي کنم بتونم بگم ،
بلیز : کدوم از اون يکي بهتره .
بلیز : با توجه به اين که من از تقسيم بندي کاراشون هم ،
بلیز : اطلاعي ندارم !
آنا : حرف آخر؟
بلیز : حرف خاصي توي فکرم نيست .
آنا : بلیز...کار نداره بابا یه چیزی جور کن!
بلیز : خب وقتي من نه توصيه اي دارم ،
بلیز : نه نکته اخلاقيي نه حرفي که جالب باشه ،
بلیز : خب چي جور کنم؟
آنا : اوکی
**آنا : خواستن توانستن است . خواستن نه به معنای میل داشتن ، آرزو کردن یا امید بستن بلکه به معنای عمل کردن است.
آنا : شب بخیر!
پشت صحنه :
بلیز : من براي مصاحبه آماده ام کدوم دوربين رو بايد نگاه کنم؟
سامانتا : نه...این دوربین مخفیه !
سامانتا : خب..ممنون بلیز....خوب بود؟ امیدوارم خوب بوده باشه!
بلیز : آرايه ادبي داره...
بلیز : آره خوب بود.
سامانتا : اون دفعه گفتی بد نبود؟
سامانتا : خوشمان آمد !
سامانتا : کدوم رو بزنم؟
بلیز : هر کدوم که خودت خواستي البته از نظر من معني هاشون يکيه !
سامانتا : بسیار محافظه کار...امیدوارم خیلی دو در نکرده باشی!
بلیز : نه من دو در نکردم ...کلا همین طوریم!
سامانتا : مرسی...ممنون..
سامانتا : خیلی وقت گرفتم
سامانتا : برم دیگه!
بلیز : نه وقت زيادي نگرفتي زود تموم شد.
سامانتا : باید روش کار کنم .
سامانتا : این ورا سر بزن!
سامانتا : سارا رو هم از طرف من بکش !
بلیز : اون ماموريت سارا کار سختيه قولش رو نمي دم .
این مصاحبه شامل 37 سوال اصلی و 45 سوال فرعی می باشد.
ماکزیمم زمان پاسخگویی به سوالات 00:00:22 ثانیه می باشد.
* این قسمت از مصاحبه در ساعت 19:13:10 تا 21:00:45 شب در تاریخ پنج شنبه 7 دی انجام گرفته است.
** این قسمت از مصاحبه در ساعت 11:13:52 تا 12:24:18 ظهر در تاریخ شنبه 16 دی انجام گرفته است.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

آنا : اوه... یه لحظه صبر کن!
آنا : من منظورم شخصیت خود کتاب پیتره...
آنا : بعد از اون توی سایت می پرسم .