درود
یادم میآید!!
یادم میآید، آن روزی را که تن یخ زدهات را در میان آغوشم میفشدم تا شاید گرمای وجودم سرمای که از حضور طولانیات در برفها حاصل شده بود را بشکند! اما این چنین نشد و تو مرا در تاریکترین لحظات، درست زمانی که به حضورت نیازمند بودم، رها ساختی!
کاش من هم با تو جان میدادم تا گونههای سردت را نبوسم و بیامان اشک نریزم، ای محبوب من!! حال که قلب مرا شکسته ای و تنهایم گذاردهای، چگونه ببخشمت؟ چگونه ببخشم تو را، وقتی دیگر نمیتوانم آن چشمان درخشان را ببینم که مرا به سخره می گیرند؟
آیا این پاداش علاقهام بود که به تو داشتم؟ پس بدان که هرگز تو را نخواهم بخشید، با وجود اینکه عشقت در قلبم زنده است!!
با تشکر
یادم میآید!!
یادم میآید، آن روزی را که تن یخ زدهات را در میان آغوشم میفشدم تا شاید گرمای وجودم سرمای که از حضور طولانیات در برفها حاصل شده بود را بشکند! اما این چنین نشد و تو مرا در تاریکترین لحظات، درست زمانی که به حضورت نیازمند بودم، رها ساختی!
کاش من هم با تو جان میدادم تا گونههای سردت را نبوسم و بیامان اشک نریزم، ای محبوب من!! حال که قلب مرا شکسته ای و تنهایم گذاردهای، چگونه ببخشمت؟ چگونه ببخشم تو را، وقتی دیگر نمیتوانم آن چشمان درخشان را ببینم که مرا به سخره می گیرند؟
آیا این پاداش علاقهام بود که به تو داشتم؟ پس بدان که هرگز تو را نخواهم بخشید، با وجود اینکه عشقت در قلبم زنده است!!
با تشکر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
برای کسانی که جرمشان خیانت است، هیچ مجازاتی نمیتوان تعیین کرد؛ حتی مرگ


:bigkiss:


