درود
یادم میآید!!
یادم میآید، آن روزی را که تن یخ زدهات را در میان آغوشم میفشدم تا شاید گرمای وجودم سرمای که از حضور طولانیات در برفها حاصل شده بود را بشکند! اما این چنین نشد و تو مرا در تاریکترین لحظات، درست زمانی که به حضورت نیازمند بودم، رها ساختی!
کاش من هم با تو جان میدادم تا گونههای سردت را نبوسم و بیامان اشک نریزم، ای محبوب من!! حال که قلب مرا شکسته ای و تنهایم گذاردهای، چگونه ببخشمت؟ چگونه ببخشم تو را، وقتی دیگر نمیتوانم آن چشمان درخشان را ببینم که مرا به سخره می گیرند؟
آیا این پاداش علاقهام بود که به تو داشتم؟ پس بدان که هرگز تو را نخواهم بخشید، با وجود اینکه عشقت در قلبم زنده است!!
با تشکر
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
وداع با آخرین پاتر
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

صبح يه روز جمعه تو ماه دى بود كه بابام شبكه ى سيماى ازادى رو اورد و اون شبكه داشت فيلم هرى و سنك جادو رو بخش ميكرد و اون لحظه من داشتم براى اولين بار بازى كوييديج رو نكاه ميكردم!
اون جا بود كه عاشق فيلم هاى هرى شدم اخه اول ازشون بدم ميومد!
قيافه ى من موقعى كه از هرى بدم ميومد:
قيافه ى من وقتى هرى رو ديدم:
:bigkiss:
اون جا بود كه عاشق فيلم هاى هرى شدم اخه اول ازشون بدم ميومد!
قيافه ى من موقعى كه از هرى بدم ميومد:
قيافه ى من وقتى هرى رو ديدم:
:bigkiss:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اصالت و قدرت برای لحظه اوج! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد...
اسلیترین

بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد...
اسلیترین

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/03/24
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: سهشنبه 26 خرداد 1405 13:19
از: م ناامید نشین.. بر میگردم!
پستها:
416

یادم تو را فراموش پاتر!
به خاطر آور روزی را که با تو عهد بستم تا مفهوم عشق ورزیدن را از لابه لای صفحات دفتر خاطراتت بیاموزم
به خاطر بیاور دورانی را که در سختی ها و سهولت ها در کنار هم زیستیم و یار لحظه های تنهایی من تو بودی
به یاد آور وقت هایی را که در اتاقم گذراندم تا در تنهایی خود با نوشته های کتابت تمرین گویندگی کنم چرا که لحن نوشتارت بر دل من نشست
بدان که تا کنون بیش از 60000تومان برای خرید اوراق کتاب تو صرف کردم
و هیچ منتی بر سرت نیست
چرا که درس زندگی و عشق و مردانگی از تو آموختم
یادم تو را فراموش پاتر
حالا دیگر نیستی اما یادت در ذهن مکدر من باقی مانده
یادت باشد تکه ی جناغ مرغی را که برای تثبیت عهدی که با هم بستیم هنوز در دستان من باقیست
من به عهدم پایبندم.....الی الأبد
اما تو.....
در شیرین ترین لحظات زندگیم ،تنهایم گذاشتی و فراغ البال در آسمان خاطره هایم پرواز کردی تا به یادت دست در دستان فرشته ی مرگ نهم.
استخوان جناغی که در دستانت است به من پس بده
من از تو دلگیر می مانم
اما
یادت باشد
یادم تو را فراموش پاتر!
به خاطر آور روزی را که با تو عهد بستم تا مفهوم عشق ورزیدن را از لابه لای صفحات دفتر خاطراتت بیاموزم
به خاطر بیاور دورانی را که در سختی ها و سهولت ها در کنار هم زیستیم و یار لحظه های تنهایی من تو بودی
به یاد آور وقت هایی را که در اتاقم گذراندم تا در تنهایی خود با نوشته های کتابت تمرین گویندگی کنم چرا که لحن نوشتارت بر دل من نشست
بدان که تا کنون بیش از 60000تومان برای خرید اوراق کتاب تو صرف کردم
و هیچ منتی بر سرت نیست
چرا که درس زندگی و عشق و مردانگی از تو آموختم
یادم تو را فراموش پاتر
حالا دیگر نیستی اما یادت در ذهن مکدر من باقی مانده
یادت باشد تکه ی جناغ مرغی را که برای تثبیت عهدی که با هم بستیم هنوز در دستان من باقیست
من به عهدم پایبندم.....الی الأبد
اما تو.....
در شیرین ترین لحظات زندگیم ،تنهایم گذاشتی و فراغ البال در آسمان خاطره هایم پرواز کردی تا به یادت دست در دستان فرشته ی مرگ نهم.
استخوان جناغی که در دستانت است به من پس بده
من از تو دلگیر می مانم
اما
یادت باشد
یادم تو را فراموش پاتر!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/02/27
تولد نقش: 1391/03/09
آخرین ورود: سهشنبه 2 تیر 1405 23:06
از: آغازی که پایانم بود...
پستها:
509

دقیقا تولد یازده سالگیم بود که داداشم فیلم های هری رو برام خرید .من عاشق دنیای هری شدم .چند ماه بعد کتاب های هری رو در اتاق دختر عمه ام دیدم و کتاب ها رو از قرض گرفتم وقتی شروع به خوندن کتاب ها کردم از سطر سطرش لذت می بردم کتاب های دختر عمه ام ناقص بود کتاب اول جلد دوم چهارم را نداشت.به کمک یکی از دوستام کتاب اولو خریدم( آخه مامانم زیاد از هری خوشش نمی یاد )دوستم هم کتاب چهارم رو خرید و این جوری شد که من با هری آشنا شدم .تا الآن هزار بار کتاب های هری رو خوندم اما هیچ وقت از خوندنش خسته نمیشم چون در رویاهام با هری خیلی بهم خوش گذشت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

اگه هزار بار دیگه هم برگردم به شب تولد یازده سالگیم بازم تا صبح با هیجان و ترس منتظر فرود اومدن متور سیکلت هاگرید رو سقف می مونم!
هاگوارتز و دنیای جادویی رولینگ برای من خیلی معنی ها می ده. من طرفدار فیلم ها نبودم (گرچه اولین بار نه یا ده سالم بود که با دیدن فیلم اول هری پاتر رو شناختم) و اصلا شخصیت هاش رو دوست نداشتم. شاید بشه گفت هیچ وقت مثل بقیه شوق و ذوق خاصی واسه بیرون اومدن کتاب یا فیلم ها نداشتم. معمولا همیشه چهار پنج ماهی بعد اینکه تب هر کتاب یا فیلم می خوابید من می دیدمشون. فقط دو جلد از کتاب ها رو دارم که یه جلدش رو خریدم و اون یکی هدیه است. بقیه رو پی دی اف خوندم. فیلم های هفت، سه، دو، یک رو هم دارم و اینا رو گفتم که بگم من با کتاب ها و فیلم های این مجموعه زندگی نکردم. من با داستان و دنیای جادوییشون زندگی کردم. نمی دونم این چوب دستیی که با وصل کردن یه سری خرت و پرت و بعد رنگامیزی به این خوبی درست کردم مال سن سیزده سالگیمه یا چهارده سالگی ولی یکی از با ارزش ترین چیزهای اتاقمه برام... هنوز هیچ کدوم از اعضای خانوادم ندیدنش. همیشه وقتی تو خیابون راه می رفتم همه ی ملت رو می پاییدم مبادا چیزی از قلم بیوفته چون همیشه تو کتاب های رولینگ مشنگها نمی دیدن که جادوگرهای اطرافشون چ گند هایی می زنن:دی نمی خواستم حتی یه لحظشم از دست بدم.
به هر حال تموم شدن فیلم ها و کتاب ها برای شخص من به معنی پایان پاتر نیست... به هیچ عنوان. من واسه ابد این شادی کودکانه رو نگه می دارم:)
با احترامات
M.B
Thanks j.k
هاگوارتز و دنیای جادویی رولینگ برای من خیلی معنی ها می ده. من طرفدار فیلم ها نبودم (گرچه اولین بار نه یا ده سالم بود که با دیدن فیلم اول هری پاتر رو شناختم) و اصلا شخصیت هاش رو دوست نداشتم. شاید بشه گفت هیچ وقت مثل بقیه شوق و ذوق خاصی واسه بیرون اومدن کتاب یا فیلم ها نداشتم. معمولا همیشه چهار پنج ماهی بعد اینکه تب هر کتاب یا فیلم می خوابید من می دیدمشون. فقط دو جلد از کتاب ها رو دارم که یه جلدش رو خریدم و اون یکی هدیه است. بقیه رو پی دی اف خوندم. فیلم های هفت، سه، دو، یک رو هم دارم و اینا رو گفتم که بگم من با کتاب ها و فیلم های این مجموعه زندگی نکردم. من با داستان و دنیای جادوییشون زندگی کردم. نمی دونم این چوب دستیی که با وصل کردن یه سری خرت و پرت و بعد رنگامیزی به این خوبی درست کردم مال سن سیزده سالگیمه یا چهارده سالگی ولی یکی از با ارزش ترین چیزهای اتاقمه برام... هنوز هیچ کدوم از اعضای خانوادم ندیدنش. همیشه وقتی تو خیابون راه می رفتم همه ی ملت رو می پاییدم مبادا چیزی از قلم بیوفته چون همیشه تو کتاب های رولینگ مشنگها نمی دیدن که جادوگرهای اطرافشون چ گند هایی می زنن:دی نمی خواستم حتی یه لحظشم از دست بدم.
به هر حال تموم شدن فیلم ها و کتاب ها برای شخص من به معنی پایان پاتر نیست... به هیچ عنوان. من واسه ابد این شادی کودکانه رو نگه می دارم:)
با احترامات
M.B
Thanks j.k
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تفاوت را احساس کنید:
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.
یادش بخیر اون روزایی که کتاب هری پاترو با هزار بدبختی از ترس مامانم
توی کمد می خوندم.
مامانم هری پاترو دوست نداشت اما من کشته مردش بودم.
حالا هری هم تموم شد اما یاد اون با ماها موند.
خداحافظ ای دوست دوران نوجوونی
خداحافظ دنیای هری پاتر
من به تو عادت کرده بودم.
به شیطنت هایت
به خوبی هایت
به عشق ورزیدن هایت
اما تو خیلی زود رفتی
خیلی زود...
توی کمد می خوندم.
مامانم هری پاترو دوست نداشت اما من کشته مردش بودم.
حالا هری هم تموم شد اما یاد اون با ماها موند.
خداحافظ ای دوست دوران نوجوونی
خداحافظ دنیای هری پاتر
من به تو عادت کرده بودم.
به شیطنت هایت
به خوبی هایت
به عشق ورزیدن هایت
اما تو خیلی زود رفتی
خیلی زود...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
حرف هایت هرقدر که تکراری باشد شخصی هست که
به آنها گوش بدهد
آن کسی نیست جز خدا...
به آنها گوش بدهد
آن کسی نیست جز خدا...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/10/12
تولد نقش: 1389/10/13
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1404 11:34
از: تالار گریفندور
پستها:
976

وقتی فیلم چهار رو دیدم خیلی مجذوبت شدم و همیشه در این رویا بودم که روزی تمام فیلم هایت را بدست بیارم اما نمی دانستم کتاب هایت هم وجود دارد. وقتی فهمیدم همه شان را تهیه کردم و خیلی زود تمام آن ها را خواندم.
زیاد کشته مرده ات نبودم اما همیشه وقتی فیلم هایت را نگاه می کردم احساساتی می شدم چون به خاطر تو به خیلی جاها رسیدم و دوست های خیلی خوبی بدست آوردم و حالا بدون آنکه خداحافظی بکنم رفته ای...
همیشه سعی می کنم تو را در یاد داشته باشم ... تو را به یاد بیاروم و بدانم که روزی تو را دنبال می کردم و سعی می کردم همانند تو باشم ... یک انسان کامل
خداحافظ هری
زیاد کشته مرده ات نبودم اما همیشه وقتی فیلم هایت را نگاه می کردم احساساتی می شدم چون به خاطر تو به خیلی جاها رسیدم و دوست های خیلی خوبی بدست آوردم و حالا بدون آنکه خداحافظی بکنم رفته ای...
همیشه سعی می کنم تو را در یاد داشته باشم ... تو را به یاد بیاروم و بدانم که روزی تو را دنبال می کردم و سعی می کردم همانند تو باشم ... یک انسان کامل
خداحافظ هری
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
درود
یادش بخیر...
انگار همین دیروز بود!
برای آمدن هر جلد لحظه شماری میکردم،ده ها بار به کتاب فروشی ها سر میزدم و ده ها بار با انتشارات تماس داشتم.
آخه پس کی میای...؟!
ولی الان اصلا ناراحت نیستم.
بلکه حتی خوشحال هم هستم،خوب جایی پایان یافت گرچه پایانی از قبل پیشبینی شده می نمود و از رولینگ بیش از این تنظار میرفت!
بدرود دوست دوران نوجوانی
بدرود دنیای جادو
بدرود هری پاتر
بدرود...
یادش بخیر...
انگار همین دیروز بود!
برای آمدن هر جلد لحظه شماری میکردم،ده ها بار به کتاب فروشی ها سر میزدم و ده ها بار با انتشارات تماس داشتم.
آخه پس کی میای...؟!
ولی الان اصلا ناراحت نیستم.
بلکه حتی خوشحال هم هستم،خوب جایی پایان یافت گرچه پایانی از قبل پیشبینی شده می نمود و از رولینگ بیش از این تنظار میرفت!
بدرود دوست دوران نوجوانی
بدرود دنیای جادو
بدرود هری پاتر
بدرود...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/10/09
تولد نقش: 1386/04/16
آخرین ورود: چهارشنبه 4 شهریور 1405 18:54
از: هاگزمید
پستها:
357

وقتی تلوزیون بعد از هر اکران فیلم، گزارش فروش رو میداد، وقتی صف طولانی مشتریان کتاب رو توی همین تهران خودمون دیدیم، وقتی کتابو بر میداشتیم و دیگه زمین نمیذاشتیم، یا فیلم رو میدیدیم و جوگیر میشدیم... جو و حسی داشت که دیگه هرگز بر نخواهد گشت... هیچ وقت فک نمیکنم بتونم یه همچین روحیه ای ایجاد کنم... رولینگ باعث شد بارها با هر، شکست بخوریم، پیروز شیم، معما حل کنیم و تجربه کنیم... به قول یکی از دوستان:
وقتی 80 ساله شدم و روی صندلی دارم هری پاتر میخونم، و وقتی نوه هام بهم میگن: بعد از این همه سال؟؟؟، من میگم: تمام مدت...
وقتی 80 ساله شدم و روی صندلی دارم هری پاتر میخونم، و وقتی نوه هام بهم میگن: بعد از این همه سال؟؟؟، من میگم: تمام مدت...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

