این مربوط میشه به بیش از 12 نسل قبل از مادر هاگرید .. !!!
-------------------------
فلامل جان شما هم یک دفعه نباید ..همه چیز را تموم میکردی .. من گفتم اینا با هم ازدواج میکنند ولی دیگه نگفتم این قدر زود. مثلا" این یک فن فیکشن هستش .. نه فیلم هندی.. ولی خوب .. ادامه میدم ببینم چی میشه
---------
اعضای دیگه ی سایت نمیخواهند بیان فعالیت کنن؟ اگه خواستیم کتابش کنیم فقط اسم خودمون را میزنیم ها

----------------------------------------------------------------------
حالا ادامه ی داستان فلامل:
پدر دلا :حالا با او ازدواج مي كني يا نه ؟
دلا: پدر .. من ..
پدر دلا یک نگاه به جان میندازه : به نظر جوان زرنگی میاد دلا .
دلا: .. بله .. همینطوره ..
پدر دلا : .. به هر حال خودت میدونی دخترم .. ولی پدر پیرتو از آرزویی که داره محروم نکن ..
دلا و جان به هم نگاه میکنند .
دلا: خوب .. راستش ..
پدر دلا یک لبخند میزنه : فکر میکنم .. بتونه همسر مناسبی برات باشه ..
جان سرخ میشه
----
ادامه بدین
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

گراوپی رو میخواید چی کار؟
:bigkiss: dostar
واقعا" متاسفم .. کاری نمیتونم بکنم ...