پسر عموی هدویگ وقتی هاگرید هدویگ و خرید توی گلدون دم سرسرابا نیمه گمشده اش در حال یواشکی نگاه کردن خانم پینس و آرگوس فیلچ هستن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عمو نوروز نیا اینجا که این خونه عزا داره پدر خرج یه سال قبل شب عید و بدهکار چشای مادر از سرخی مثل ماهی هفت سینن که ازبس تر شدن دائم دیگه کم کم نمیبینن برادر گم پشت سرنگ های فراموشی تن خواهر شده پرپر تو بازار هم آغوششی توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست تا وقتی نون و خوش بختی میون کول بارت نیست عمو نوروز نیا اینجا بهار از یاد ما رفته روی سفره نه هفت سین نه نون نه ___ عمو نوروز تو این خونه تموم سااال زمستونه گل وبلبل یه افسانه است فقط جغد که میخونه بهارو شادی عید و یکی از اینجا دزدی یکی خاکستر ماتم رو تقویم ما پاشیده عمو نوروز نیا اینجا
اولین نفری که پست میزنه باید اسم یه شخصی رو بگه. (کی) مثلا: دامبلدور . خاله ی عموی بابا ی رون و ... دومی باید قید زمان بیاره (کِی): پریشب. 12 نصف شب روز هفتم آذر 22000 سال پس از میلاد مرلین و ... سومی باید قید مکان بیاره(کجا): توی وزارتخونه- توی حموم اسنیپ- عمق 70 متری سازمان اسرار و ... چهارمی باید اسم یه شخص دیگه ای رو بگه ( باکی): با اسنیپ- با دامبلدور- با آمبریج و ... پنجمی باید فعل بگه (چی کار): جادوی شب میخوندن- همدیگه رو میزدن- ورد میساختن و ... و نفر ششم جمع بندی میکنه : دامبلدور پریشب توی حموم اسنیپ با آمبریج مارپله بازی میکردن.
آسایش دوگیتی،تفسیر این دو حرف است: بادوستان مروت،با دشمنان مدارا.
باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!
And if we should die tonight Then we should all die together Raise a glass of wine ... for the last time
Now I see fire Inside the mountain I see fire Burning the trees And I see fire Hollowing souls I see fire Blood in the breeze ...And I hope that you remember me