جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 22:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خون آشام يواشكي به مودي چشمك مي زنه مودي مي دوئه مي ره طرف مرلين مي گه : به به مرلين عزيز حالت خوبه احوالت خوبه جيبي خوبه ....
بعد در حالكه يواشكي پشت سر مرلين را مي پاد يكدفعه مي زنه پشت مرلين و مي گه : كار نداري من رفتم
مرلين بر مي گرده طرف كاميونش ولي كاميون كاملا خالي شده بود
صداي قرچ قرچ مودي و خون اسام و دارك و.... تمام كلبه را بر داشته
مودي و دارك و خون آشام با هم طرف مرلين مي رن و چي پلت هاشونو با هم گاز مي زنن ..........................
مرلين از سقف به بيرون پرت شد !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 21:44
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
من الان ميام. بع غيب ميشم و بعد از چند ثانيه. هوششششششت بنگ بنگ ،!!! هوشت، بنگ. با يه كاميون چيپسو پفك چيتوز وارد كلبه ميشم.اوه ببخشيد مثل اينكه يه كم جاتونو تنگ كردم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 14:58
نمایش جزئیات
آفلاین
يه چند دقيقه يي اين مبارزه ها ادامه داره كه يكدفعه صداي
آهنگ خوب بد زشت مياد
دي دي دين دين دين دين .........
خون آشام موبايلشو در مياره و مي گه : بانوي خوناشم ها حرف ميزنه شما ...؟ الو ... الو ... آنتن نمي ده
دارك موبايلشو در مياره مي گه بيا با موبايل من حرف بزن هميشه آنتن مي ده ؛ بعد رو به دوربين مي گه : به بقل دستي هاتون موبايل با آنتن هديه بديد ... تلفن هاي ما قابليت نصب بر روي آتش اجاق را هم دارن
همين كه دوربين از روي دارك مي گذره و دوباره مبارزه مرگبار ولدرمورت و مودي را نشان مي ده ( در اين موقع مودي گوش لرد را گاز گرفته بود !)
دارك موبايلشو از دست خون آشام مي گيره مي گه : هوي چقدر باهاش صحبت مي كني پول تلفنم زياد مي شه
همان موقع پرقسور فليت ويك با يه بسته زرد در دستش مياد تو ....
دارك كي گه اين چيه تو دستته ؟ از كحا آوردي ؟
پرفسور فليت ويك : دويدم و دويدم ... از هيپو گريف هاي جنگل نشوني شو پرسيدم .... چيتور چيتوز طلايي تو دوست جادوگرايي (همينو يه بار ديگه با تو دوست ساحره هايي هم تكرار كرد )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 03:15
نمایش جزئیات
آفلاین
هوشت هوشت هوشت هوشت هوشت ک ... م .. .ک ... نجا ... ت
ولدمورت و مودی دست از دعوا می کشن و همه برگشتن من رو که هی غیب و ظاهر می شم نگاه می کنن!
خون آشام: گیر کرده بابا قات زده پا میشه میاد دست من رو می کشه هوشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت! آخیشن دستت طلا خون آشام نجاتم دادی! بابا این هوشت چیه آخه به ما نیومد از روش های جدید استفاده کنیم همون بنگ! بهتر بود! خوب مزاحم نشم ادامه بدین!
مودی و ولدمورت گارد می گیرن! یه نفر از اون پشت داد میزنه: اکشن!
مودی می پره رو پشت ولدمورت: ای لرد تاریکی نابودت می کنم!
ولدمورت: آخ کمرم! الان حسابتو می رسم! و یه لگد می زنه شصت پای مودی!
مودی: آخ ای نامرد
در همین موقع سدریک از توی دیوار میاد: زیبا و تندرست با پاک سمن و یه کمر بند و شصت پا بند به ولدمورت و مودی میده و میگه: با پاک سمن با خیال راحت دوئل کنید! :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 اسفند 1382 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
مودي و ولدمورت به دعواشون ادامه ميدن....دوباره در شترق باز ميشه....لوپين وارد ميشه با نگاه از مودي ميخواد تا يه لحظه بره پهلوش...مودي ميره كنار لوپين ...لوپين زير لب به مودي ميگه كه :بيا بريم بيرون...مودي با لوپين از كلبه خارج ميشه....بعد از چند لحظه دوباره بر ميگرده ولدمورت با ديدن هيكل صاف و اتو كشيده ي مودي جا ميخوره....
مودي ميگه: نترس بابا پاك سمن بستم!!!!!............

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوشتتتتتت،ولدمورت غیب میشه و مودی رو همون جا با پیژامه گل گلیش تنها میزاره.
مودی با خودش تصمیم میگیره همیشه با لباس مرتب بخابه تا ولدمورت که سر زده اومد ناجور نشه!
تتتتقتتتت تتتتتققققققق تق تق پت پپپتتتت
(صدای آتیش)
-مودی،مودی کجایی؟موددددی؟(صدای کلفت یه آدم )
مودی که رفته بوده دستشویی،نیمه کاره پا میشه و میدو تو سالن و کله کینگزلی رو میبینه که داره حرکات عجیبی انجام میده.
-چیه کینگز؟من اینجام،چرا هوار میکشی؟
-ااا سلام مودی،(بعد یهو روشو بر میگردونه)
-چی شد؟
-ببخشیدا روم به دیوار،کجا بودی؟می دونی که من حیا میا.....
(مودی یه نیگا به خودش میکنه و میبینه که پیژامه ش پاش نیس،میره پشت یه مبل وایمیسته!)
-خوب حالا،چی کار داری اول صبحی؟
-اا،هیچی،کانال 5 داره ورزش صبحگاهی میده،یه آقاهه هست کچله،خواستم تو هم ببینیش،من میرم!
مودی تلویزیون رو روشن میکنه،
--خوبه،خوبه،آهان چپ راست بالا پایین
مودی که تحت تاثیر قرار گرفته،شروع میکنه خودشو با آهنگ هماهنگ کردن.-آهان،آره!یووووووهوووووووووووووو
هوووشتتتتتتتتتتتتتت:مودی که فکر میکنه دوباره ولدمورت اومده سریع میپره طرف شنلش،بعد میفهمه ایه هوشت ماله پیام بازرگانی بوده.
(هوووشتتت
سرتو با چی میشوری،با شامپو گلرنگ!)
مودی که دوباره یاد ولدمورت افتاده میره دستشویی دوباره.و همونطور تو دستشویی چند تا نقشه واسه ولدمورت میکشه
------دفتر کار مودی(طبقه بالا)
(عکس ولدمورت در حالت ها و لباس های مختلف(با پیژامه،با لباس مشنگی،با مایو،با ردا،با پیرن و ....)رو دیواره
مودی میشینه و یه دارت پرت میکنه میخوره تو دماغ ولدمورت
چند بار هم با عکس ولدمورت دوئل میکنه.
بعد شکلاتشو در میاره میخوره و شروع میکنه طرح های مختلف ریختن....
هووووشششششتتتتتت
-ااااااا،هههههههووووووووو،آقا پاشو ببینم.له شدم.
ولدمورت دوباره اومده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
(لرد ولدمورت درو می کوبه و میاد تو!)
مودی! هوی مودی کدوم خراب شده ای هستی؟
(سر و کله مودی از اتاقش پیدا میشه)
- ا سلام. تو اینجا چی کار می کنی؟
چیه ترسیدی؟
- نه داداش ما ترس تو کارمون نیست. کارآگاه مثلا!
آره جون خودت. رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر! اومدم ببینم طرح دستگیری من چی شد؟
- هیچی هنوز در دست اجراست!
(ناگهان لرد ولدمورت یاد یه چیزی میفته. ای بابا! یه بار سایت خالی بودا! حالا ملت اومدن نمی دونم کلاس چی چیه!)
بد شد. فعلا باید برم. بعدا میام باز.
(و با صدای هوشت مانندی لرد ولدمورت غیب می شود!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کافه دوئل
اینجا مخصوص دوئل تا پای مرگ من و مودیه.
اشتباه نکنین از واند خبری نیست. این دوئل شکل خاصیه که در تخصص ما دو نفره! (البته با چند نفر دیگه مثل خون آشام عزیزم)
ما اینجا داستان تعریف می کنیم عین همونایی که ازمون دیدین! اونجوری دوئل می کنیم. و این داستان ادامه داره و کسایی که می تونن اجازه دارن بهش اضافه کنن. اما داستان یکیه و سیر خودشو دنبال می کنه. امیدوارم همه لذت ببرین. الان خودم دوئل رو شروع می کنم.
مودی آماده باش!

كلبه دوئل تا پای مرگ
لرد ولدمورت vs مودی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1388/6/20 23:26:00
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در 1403/3/13 0:52:29
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/2/20 19:51:27