جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  173 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  290 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  277 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  349 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  254 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: باغ وحش
ارسال شده در: چهارشنبه 19 مهر 1385 17:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد صدای يه دوبلر ایرانی مياد : چه بلای ممکن بر سر این پرنده دست و پا بسته بياد

سرافينا همون طور كه داشت با چكشش مي رفت با خودش ميگه : من كجا دارم مي رم ؟ من كه نمي دونم راجر اونو كجا زندانيش كرده
سرافينا بر مي گرده تو باغ وحش و به فنگ مي گه : هوي فنگ بلند شو بايد بهم كمك كني ققي رو پيدا كنم .

فنگ كه چكش رو تو دست سرافينا مي بينه ميگه : مگه نمي بيني من خوابم ؟ خواب سگا خيلي سنگينه حالا حالا ها هم بيدار نمي شم .
سراف : فنگي جان سوپر سگ بزرگ بيدار شو باهام بيا .
فنگ : من هرگز به دوستم يعني وزير خيانت نمي كنم
سراف : بلند مي شي يا ...
فنگ سرشو بلند مي كنه مي بينه كه چكش سراف درست بالاي سرش قرار گرفته
فنگ : معلومه كه ميام خانم وزير من در خدمت شمام

سرافينا و فنگ مي رن كه ققي رو پيدا كنن . فنگ در حالي كه چكش سر اف بالاي سرش بود داشت بو مي كشيد . يهو بوي آشناي ققي به بينيش خورد و سرش رو بلند كرد و ديد كه سراف كنارش نيست .

وقتي سرشو بيشتر چرخوند ديد كه سراف شش متر عقب تر وايساده جلو دوربين و فيني داره ازش گزارش مي گيره .

فنگ موقعيت رو غنيمت شمرد و با يه لبخند شيطاني بدون اينكه سراف بفهمه در حال دو بو رو دنبال كرد و از اونجا دور شد .

هنوز زياد نرفته بود كه صداي برخورد چكش سراف رو با يه چيزي از پشت سرش شنيد . سراف كه ديده بود فنگ فلنگ رو بسته و رفته چكش رو كوبونده بود تو كله ي فيني .

فنگ بالاخره ققي رو توي استخر تالار پيدا مي كنه و

يه نفر آب استخر رو باز كرده بود و استخر داشت پر مي شد . ققي هم وسط استخر با دست ( بال ) و پاي بسته و قيافه ي اينجوري نشسته بود ...
.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!
Re: باغ وحش
ارسال شده در: چهارشنبه 19 مهر 1385 15:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من خيلي وقت نبودم .هيچکس خوب نميشناسم غير از راجر اگه پستم زياد خوب نيست ببخشين
-------------------------------------
راجر ...!!!
ملّت:نه ... راجر ! حتماً اشتباه ميکنی آخه چرا راجر بايد همچين کاری بکنه ؟؟؟
البته این سوال رو خود راجر هم از خودش پرسيد و بعد از کمی مشورت با من اقرار کرد چون ميخواسته وزير بشه این کار کرده چون از بچگی جاه طلب بوده (البته اینو فقط کسی ميدونه که تونسته از بچگيش اونو تحمّل کنه.از حوادث ناگوره زندگی من بگذريم))
صدای زنگی از يه جايی همون ورا... ملّت همه بدنباله منبع صدا يجايی يه کم اونورتر از قفس ققی يه موبايل سياه رنگ رويه زمين پيدا ميکنن که داره آهنگ خيلی جوادی پخش ميکنه ملّت يه چند لحظه به آهنگ گوش ميدن ولی بعد که هيچ کس گوشی رو ور نميداره يه فرد ناشناس دکمه آيفونش ميزنه
بعد از گذر يه چند دقيقه صدای ضعيف از اون طرفه مياد : الّو.
صداي ققی: گوشی رو بر عکس گرفتی راجر
راجر : خودم ميدونم 123 آزمايش ميکنم کسی اون ور هست
واق واق واق
راجر : فنگ برو کنار
بعد يه دفه با يه لحنه آلن دلنی ميگه... این ناکس دادش من کشته من بايد خونش بريزم
صدی همسره وزير : غلط کردی مگه این جا شهر هرته زود بگو اون پرنده بيچاره رو کجا بردی
ققی : تو اینجا چی کار ميکنی سرافينا . مگه نرفته بودی خونه مادرت اینا
سرافينا : چرا رفته بودم خب که چی فکر ميکنی به همين راحتی ولت ميکنم به امون خدا که يه گربه دخلت بياره
ققی : (با لحن رمانتيک ) يعنی تو به خاطره من برگشتی
در همين لحظه اشک تو چشم هايه ققی جمع ميشه .
سرافينا که فهميده بود تو سره ققی چی ميگزره : از این خيلا ورت نداره تا وقتی که خرجی این ماهم رو ندی نميذارم بميری فهميدی اگه بميری خودم ميام ميکشمت
راجر که این وسط ساکت بود : مثل اینکه قضيه آدم ربایی بودا...
ققی و سرافينا باهم : ساکت شو راجر
راجرم دستاشو به نشانه تسليم بالا مياره : خوب باشه چرا داد ميزني ن
سرافينا : زود خودتو آزاد کن بيا کارت دارم
ققی: (سکوت)
سرافينا (آماده انفجار): نشنيدام
ققی: (سکوت)
سرافينا : آوريل چکشتو بده
آوريل : ميخوای چی کار
سرافينا :
آوريل : خوب باشه بيا اینم چکش :hammer
سرافينا : اومدم
ققی : راجر ترو خدا بازم کن سرافينا داره مياد برای هر دوتامون بد ميشه ها ... راجر راجر !!!
ولی راجر قبلاً فلنگ بسته بود
بعد صدای يه دوبلر ایرانی مياد : چه بلای ممکن بر سر این پرنده دست و پا بسته بياد آدامه در پست بعد


به مقادیر نیم کیلو! غلط املایی داشتی ! در واقع نصف الف هارو نزده بودی و کلمات مجهول شده بودن! لطفا بعد از نوشتن پست حداقل یه دور بخونین!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/7/21 5:50:00
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باغ وحش
ارسال شده در: دوشنبه 17 مهر 1385 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین
من میخوام پست بزنم!فردا صبح!

پستتو بزن! لا مشکل! ولی تو دهات ما از شب تا صبح رزرو نمیکنن!! شاید ما هیچی نوفهمیم!! به من چه!
(کپی رایت بای ادی!)

____________خوب الآن صبحه؟!
______________________
باغ وحش امن و امان بود.همه چیز عادی. مثل همیشه که هیچ کس توش پست نمیزد و حیوونای محترم با خیال راحت توش زندگی میکردن تا اینکه یه روز...
صدای یه بچه: یعنی چه اتفاقی میخواد بیفته پدربزرگ؟!
- پدربزرگ خودتی و جدت!من تازه اول جوونیمه!حالا گوش بده ببین چی میشه!
هیچی دیگه همه چیز خوب بوده!
نصفه شبی مک یه سوال تکنیکی به ذهنش میرسه. هر چی فکر میکنه هیچی یادش نمیاد. میپره روی سر فنگ میگه:فنگ!هوی! بیدار شو. تو نباید بمیری!یعنی نه...چیزه!میگه که ...هیچی نمیگه، چون فنگ با اون پرش سریع مک از خواب میپره و دیالوگهای لازم که شامل99% فحشه رو میده و در آخر: خوب چی میخواستی بگی؟(نکته:این جمله همون یه درصد باقی مونده بودها!)
مک:میگم فنگ. اون بازیگره اسمش چی بود؟
-کدوم؟
-همون که تو اون فیلم بازی کرده بود. آخره فیلمه همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد!
- من از کجا بدونم؟!چه راهنمایی دقیقی! ققی وزیره!برو از ققی بپرس. شاید اون بدونه.
مک سرخورده میره به طرف جایی که اصولا ققی میخوابه.ققی پتو رو روی سرش کشیده. مک با دست میکوبه روی پتو و میگه:ققی ، بیدار شو یه لحظه!
ققی:هیچی نمیگه!
-ققی؟زنده ای؟
یه ربع بعد!
هنوز ققی بیدار نشده. مک که عصبانی شده پتو رو میزنه کنار و میبینه که ققی ای نمیبینه. پس متعجب مشه. چرا؟چون ...دو خط بالا رو بخونی میفهمی!
مک از این تخت به اون تخت میره و دنبال ققی میگرده.ولی اونو پیدا نمیکنه. با یه فریاد بلند همه رو از خواب بیدار میکنه!همه بیدار میشن(چه فوری!)
مک:بچه ها!ققی نیستش!
بقیه:چه مشکوک!
-کجا رفته. اگه کسی خبر داره بگه. فعلا اطلاعاتی در موردش در دسترس نیست اما...
حرفش نصفه میمونه ،چرا که وینکی از روی تخت ققی یه تکه کاغذ برمیداره و میگه: صبر کن !این چیه؟
-یه نامه؟ از طرف کیه؟
نمیدونم. صبر کن بخونمش.
صدا تو کل باغ وحش پخش میشه. نکته اینجاست که وینکی هنوز شروع به خوندن نامه نکرده و تصمیم نداره که اونو بلند بخونه!
"من ققی رو دزدیدم!موهاهاها! اگه میخواید یه بار دیگه اونو زنده ببینین باید به حرفام گوش بدین. وگرنه اونو نمیبینین! منتظر پیغام بعدی من باشید!
ملت:یعنی ققی رو گروگان گرفته؟!!!!!!!!!!!!!!!!!وزیر رو؟
وینکی:خوب جتما دیگه! و یه دور دیگه به نامه نگاه میکنه.
-ا..بچه ها این خطش چقدر شبیه خط.....
__________________
من هرچی فکر کردم سوژه دیگه ای به ذهنم نرسید!ببخشید دیگه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/7/18 5:52:40
ویرایش شده توسط وینکی در 1385/7/18 20:47:10
همه چیز همینه...
Only Raven
Re: باغ وحش
ارسال شده در: یکشنبه 16 مهر 1385 18:07
نمایش جزئیات
آفلاین
بالاخره نصف شب شد .
فنگ : مك بون جونم من ديگه خسته شدم بيا بريم بخوابيم .
فنگ و مك بون رفتند تو قفسشون . ققي هم رفت تو قفس وزارتش ولو شد .
فنگ و مك بون توي قفسشون زير نور ماه خوابشون برد و خروپفشون بلند شد . همين كه اونا غرق خواب ميشن يدفعه قفس تاريك ميشه و يه سايه ي سياه مي افته روي فنگ . فنگ كف قفس ولو بود و دست و پاهاش ضربدري روي زمين بود و دمش هم از لاي ميله هاي قفس زده بود بيرون .
يه چيزي از بيرون قفس دم فنگ رو گرفت و كشيد . فنگ يه دفعه از جاش پريد و پشت سرش رو نگاه كرد و يه هيكل سياه ديد كه دمش رو گرفته و داره مي كشه .
فنگ : واق واق واق ....
زبون فنگ از ترس بند اومده و فقط مي تونه واق واق كنه .
مك بون بين خواب و بيداري : ها چته فنگي بگير بخواب بينيم با ب
فنگ يكي از پاهاي مكي رو ميگيره و تكونش مي ده .
مك مك : چته مي ذاري بخوابم يا نه ؟
فنگ : واق واق ...
مك : چته چرا زبونت بند اومده ؟
فنگ بازم واق واق مي كنه و به پشت سرش اشاره مي كنه !
مك مك پشت فنگ رو نگاه مي كنه و
مك بون همونجا از ترس ... ( )
مك بون و فنگ :

............

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!
Re: باغ وحش
ارسال شده در: شنبه 8 مهر 1385 04:27
نمایش جزئیات
آفلاین
دوربین می ره رو سر سوپر سگ فنگ بزرگ جیگر می ایسته!

نریشن: اممم دقت کنین این سگ خیلی جیگر شیطون بلاست!به موهای سیخ سیخیش نگاه کنین این ژلی که زده یک ژل ضد جاذبه ی زمینه!!!!!از اون ور آب امده! آها این عیکنش همه رو کشته!مارکشم ریبونه مدل سال 2006!

فنگ با چشمانی از حدقه زده بیرون:

نریشن یکم صداشو صاف می کنه و باز شروع می کنه: لباس سوپریشو از جدش سوپر فنگول به ارث برده باید گفت در زمان جدش ,سوپر جد بزرگوار ایشون برای فیلم برداری لباسشو به یک هنر پیشه قرض می ده تا فیلم سوپر من رو بسازه و به خاطر همین لباس سوپر سگ معروفیتی ملیاردی کسب کرد!

و همه در این لحظه می ریزن رو سر سوپر سگ که ازش امضا بگیرن

و سوپر سگ یک نیش خند می زنه و یکی از دندوناش مثل الماس می درخشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: باغ وحش
ارسال شده در: پنجشنبه 6 مهر 1385 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
جالبه..توی این باغ وحش وانج هم هست؟..
وانج یک نوع گاو خونیه که جادوگرها برای مزارع خودشون استفاده می کنن..این گاو کاملا زخمیه و این زخمها مادرزادیه..خون این نوع گاوها بسیار زیاده وبه این خاطر پوسته ی بدنشون بازه تا خون رو به بیرون برونه..این گاوها دائم در معرض خطرن چونخونشون بوی اشتها زایی داره یعنی اگر کشاورز جادوگری دستمال به دهنش و بینیش نبنده به گاو حمله می کنه...کشاورزا به موقع استفاده از این گاوها کاملا احتیاط می کنن چون نسلشون هم رو به انقراضه
بعد تصویری از این گاو رو نشونتون می دم...توی یکی از سایتهای هری پاتری مطرح شده بود..

ایول اطلاعات!! ولی اینجا برای رول زدن هست!! وانج کچکترین ربطی به رول نداره و تو این باغ وحش هم اکثرا حیوونای ریونی هستن!!

*این پست در آینده ای نه چندان دور پاک خواهد شد!!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/7/7 5:31:48
Re: باغ وحش
ارسال شده در: دوشنبه 3 مهر 1385 02:59
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفی حیوانات موجود در ریون

خوب از این به بعد بینز بوقی وارد تالار میشه و دربست تالار رو در اختیار میگیره از این به بعد هر از گاهی حیوانات موجود در ریون رو اینجا معرفی میکنم

برنامه ی اول معرفی فنگ ( سوپر سگ )
( نریشن ها به صورت فیلم های علمی و آلن دلونی خونده شود )
در ابتدا تصویر یه چیز شطرنجی نشون میده
نریشن : این تصاویر به دلیل بی ناموسی بیش از حد قابل پخش نمیباشد مگر برای افراد 18 سال به بالا
تصویر واضح میشه و یه سگ خوشکل نشون داده میشه
نریشن : این حیوان که میبینید نامش سگ میباشد و این سگ نامش فنگ میباشد و طی تصاویر قبل دیدید به چه دلیل لقب سوپر سگ رو کسب کرد
تصاویر فنگ رو نشون میده که داره دم تکون میده
نریشن : هوی یه لحظه وایسا بینم . نویسنده بگو بینم اسم من آخه نریشنه ؟ نریشن پدرته باب من اسم دارم هی مینویسه نریشن یه دفعه دیگه بنویسی نریشن تو رو معرفی میکنما
نویسنده : ببخشید خوب اسمت چیه حالا ؟
نریشن : آخه من فقط صدا هستم اسم ندارم که
نویسنده :
نریشن : همینجوری این تیکه رو اومدم پست رو طولانی کنم
نویسنده : دفعه ی آخرت باشه ها من بعد از عمری یه چیز نوشتما ببین چطوری خرابش کردی ها
نریشن : خوب به ادامه برنامه توجه کنید
و ادامه ی برنامه پخش میشود
نکته : اگر خواستید میتونید ادامه این پست رو بزنید من دیگه در مورد فنگ چیزی گیر نیاوردم بنویسم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: باغ وحش
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1385 17:53
نمایش جزئیات
آفلاین
رزرو!

جون من پست نزنین!می خوام برای یک ماه راحت باشم!و با خیال راحت درس بخونم پس رزرو!

با عرض معذرت از وینکی با اینکه رولت جالب بود!ولی خیلی دیر زدی!مجبور شدم از فینیاس ادامه بدم!


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
کریچر با چهره ای پروانه ای در حال غیب شدن فینیاس هست!و دستشو مثل هندی ها جلوی صورتش می گیره و بهم می فشاره!

پق!

کریچر که چهره اش رنگ به رنگ می شه دستهای بهم فشرده رو با می کنه!و یک تخم قورباقه می بینه!که یک قورباغه داره ازش بیرون می یاد!

کریچر: این چی هست که زیاد لزجه!اوه من خدای!یک بچه قورباغه! و سریع از پشت بوته زارها همون شمشاد ها در می یاد و می ره که خودشو به استخر پرورش قورباغه برسونه!یکدفعه یادش می یاد!

ذهن کریچر(صدا توی ذهنش اکو می شه!): کریچررررررررررررررررر کریچچچچچچچچچچر!اون سه شیطون بلا!اون وزیر بی ناموسی!اون فنگ همیشه عینک رو چشم!اون پشمی!اون سه بی ناموس!تو باید اونارو تنبیه کنی! اونا دارن توی باغ وحش بی ناموسی رو رواج می دن!کریچررررررررررر!

کریچر یکدفعه چشماش قلمبه می شه!و وارد دفتر نگهابانی می شه!کامو روشن می کنه و می زنه جادوگران می ره روی منوی مدیریت!دستش روی بلاک سه ارزشی ایست می کنه!

که ناگهان فلور با لباس خواب بنفش یاسی (فکرای بدبد نکنید!یقه بسته!آستین بلند!ماکسی!و بسیار کلفت! )وارد دفتر نگهبانی می شه و کریچر رو با چشمه های قلمبه می کشه بیرون! و می بره کنار استخر قروباغه ها!همه دور استخر قورباغه جمع شدن!حتی ققی و فنگ و پشم بون هم هستن!

شلپ شلپ

آوریل اون وسط داره دست و پا می زنه

ققی:کریچر ما رفتیم کمک آوریل ولی اون قبل از امدن ما خودشو از بالای ساختمون انداخته بود پایین از شانس پشم بون نه منظورم مک بون افتاده توی استخر قورباغه حالا مامان قورباغه داره گریه می کنه که یکی از بچه قورباغه ها نیست و باید نیم ساعت پیش از تخم در می یومد!

کریچر:ماااا!

فلور: حالا باید عملیات نجات رو انجام بدیم اول آوی بعدشم باید بریم در جستجوی وقورباغه کوچولو!(فیلم در جستجوی نمو رو یادتون بیاد!)

کریچر:مااااا!

پنی که علف های کنار استخر رو می خوره می گه :بع ...بع!بابا کریچر ما جن گاو ندیدما!(توهین نیست منظورش به خاطر اصوات گاو مانند کریچره!من قصد توهین ندارم روز آخری شناسه امم دوست دارم!)

همه با چشم هایی نگران به کریچر نگاه می کنن
شالاپ شالاپ آب از طرف آوریل می یاد
مامان قورباغه با های های بلند داره گریه می کنه
و کریچر:ماااااا!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1385/6/31 18:20:15
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: باغ وحش
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1385 16:16
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه پست آوریل:
فینی ببخشید من قبلا اینو نوشته بودم!
چو: درراستای اینکه اینطور مشکلات پیش نیاد دفعه بعد اول رزرو کن بعد پست بزن!!!
کریچر به رنگ قرمز مایل به نارنجی مخلوط با آبی تغییر رنگ میده!
فنگ:جل الخالق! عجب مجسمه خفنی! رنگشم عوض میشه!بعدا بگیم یه مجسمه خانوادگی از ما هم بسازن!
مک و ققی:نه!
فنگ با قیافه سرخورده:برای چی آخه؟
مک و ققی:همین طوری! تفریحی!
ققی:خوب!بیاین این مجسمه رو خراب بکنیم دیگه!
دو نفر دیگه:باشه!
ققی دست میکنه توی جیبش (جیب داره یا نه؟) از توی اون یه تبر درمیاره!و میگیره به طرف آسمون! درخشش تیغه تبر باعث میشه ملت چشمشون رو ببندن!
فنگ هم از توی جیبش یه ساتور درمیاره و به طرف زمین میگیره!برق ساتور چشم ملتو ضعیف میکنه!
مک دست میکنه توی کیفش و... یه گیوتین (!) درمیاره، میذاره زمین. برق تیغه گیوتین ملتو کور میکنه. تصویر سیاه میشه!
-یه چیزی میاوردی بی خطر باشه!
مک: مگه چشه؟! حالا بیارینش اول از وسیله من استفاده کنیم! مجسمه کو؟
-همه جا تاریکه!من از کجا پیداش کنم؟
از اون دست و پاهات کمک بگیر دیگه!
-آی! این دست منه!(...)برو اونور از روی سرم!
-آهان بیاین آوردمش!
-آقا اینجا کسی کبریت نداره؟
-نه! چی خیال کردی؟فکر کردی با کی طرفی؟خجالت بکش! هدف ما داشتن یه محیط سالم و مفید برای حیوونای محترمه!بفهم!
مک: ببینم بچه ها!یه نکته!اینو پنی نوشته؟!
-نمیدونم!پنی؟!
پنی:هان؟ کجایین؟ چرا اینجا اینقدر تاریکه؟
-پنی این رولو تو نوشتی؟خوب تو ننوشتی چون اگه نوشته بودی که نمیگفتی چرا اینجا تاریکه!برامون یه کبریت میاوردی!برو!
پنی در حالی که کلمات کاملا واضحی میگه در تاریکی محو میشه!
ققی انگار نه انگار که این همه اتفاق افتاده!مجسمه رو میذاره جلوی گیوتین و فریاد میزنه:"بکوب"
-نهههههه!
ققی:فنگ حرف حسابت چیه؟!
فنگ:ققی؟حالت خوشه؟ من چی گفتم مگه؟
ققی:مک پس تو چته؟
مک:وااااا!!!!من که هیچ دیالوگی نگفتم که!
ققی:پس کی بود؟
-من! و یه دفعه یه مشعل روشن دیده میشه ، که نورش افتاده روی صورت وینکی!
سه نفر هماهنگ ،با هم ، با نظم و ترتیب: مععععععع!تو اینجا چی کار میکنی؟
-شما خجالت نمیکشین؟
-برای چی؟
-به خاطر اون!
-به خاطر کر..
پرید وسط حرف اونا : حرف نزنید! یعنی چی؟ من دیگه همچین اجازه ای بهتون نمیدم!
ققی:خوب نده.
وینکی مشعل رو این طرف و اون طرف میکنه و یه نگاهی به اطراف میندازه! - اینهاش!خودشه.
مک:ما کاری باهاش نداشتین!
وینکی به طرف دیوار میره و میگه: اینهاش! سه تا حیوون گنده اینجان نمیتونن فیوز رو وصل کنن! من بهتر از شما میدونم!
همه یه نفس راحت میکشن. سه تاشون جلوی اونو میگیرن : وینکی نمیخواد تو زحمت بکشی!ما خودمون درستش میکنیم!تو برو.
-باشه. مرسی! و راه میفته بره.
-آخ وینکی!
-چیه؟بچه ها با من بودین؟
-نه! کریچر اینجا نیست!
-اینجا نیستش که ...برو!
در نتیجه وینکی قانع میشه و میره. " در بین راه: " - من که نگفتم صدای کریچر رو شنیدم !!اونا چرا گفتن..؟
ناگهان...
______________________
(نمیدونستم اینقدر طولانی و مطمئنا خسته کننده میشه! ببخشید.)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/7/1 19:29:57
همه چیز همینه...
Only Raven
Re: باغ وحش
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر آب دهنش رو قورت میده و در انتظار کمکی غیبی میمونه ....
يهو يه نفر تيريپ فيلم هندي مياد و بايه جهش مي پره جلو كريچر .
ققي و پشم بون و فنگ :
فنگ كه از عصبانيت آب دهنش راه افتاده : ووووواق ...اين ديگه از كجا پيداش شد ؟ شيطونه مي گه بپرم گازش بيگيرم !
ققي : بگو بينم چه جوري اومدي تو باغ وحش فيني ؟
فيني : با پام .
پشم بون : ( چون تو تالار معمولا كسي با پا وارد نميشه )
فنگ : فيني بپر كنار بذار كارمونو بكنيم .
فيني : خب اگه مي خواستم بپرم كنار كه از اول نمي پريدم وسط
فنگ :
فيني : به جاي اين كارا بايد بيايد كمك كنيد !
پشم بون : چه كمكي ؟
فيني : آوريل خودشو پرت كرده پايين . بايد بريد ببينيد زندس يا نه اگه زندس ببريدش درمونگاه اگرم مرده ببريدش مرده شور خونه !
حس انسان دوستي اين سه عنصر ارزشي فوران مي كنه و سه تايي مي رن به محل سقوط آوريل .
فيني و كريچ يه نفس راحت مي كشن و فيني مي گه : خب ديگه رفتن كريچ .
كريچر : آخيش ... خعلي باحالي ! چه جوري خودتو رسوندي ؟
فيني : با شيوه هاي بدلكاري . فيني هميشه براي خدمت به ملت حاضره ( تيريپ زورو )
فيني دستشو مياره كنار سرش و به كريچ يه باي مي ده و با حركتي شبيه حركات مرد عنكبوتي از اونجا دور ميشه و كريچ :
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!