این تیکه پشم بون تهه خنده اس!!
_______________________
فنگ كه ديگه طاقت نداشت ققي رو كنار زد و خودش نشست پشت پی سی، بعد از چن لحظه فکش به طرز احمقانه ای باز شد و استخوونش افتاد رو کیبرد.
فنگ : این که نیلو قدر مطلقه! ای ققی نامرد! تنها تنها؟
ققی فنگ رو هل میده : این واسه خودمه ها! تازه موجی ام جی هم هست! داریم روشهای مطمئن هک رو بررسی میکنیم!
کریچ که یاد خاطرات خوش اون روزش (
) با این دوتا هکر افتاده بود، نیشش تا بناگوش باز شد و آروم رفت که شمشادا رو کنار بزنه که صدای فنگ رو شنید :-: کیو میخوای هک کنی؟
ققی با نوکش محکم روی کلیدی کوبید -ما با حدس و احتمال و موارد انگشت نگاری و ... به این نتیجه رسیدیم که اون کلید اینتر بوده- و گفت : خب معلومه! کریچر! میخوام هرچی میتونم مدرک ازش جمع کنم که وقتی میخوایم این قضیه رو به عموم مردم بگیم، دلیل کم نیاریم!
کریچ سر جاش خشکش میزنه و با خودش فکر میکنه که این پشم بون چقد سست عنصره! یه روز با منه یه روز با اینا!
فنگ : آآووو ایول! راستی، تو خط تلفن از کجا اوردی؟ از اتاق نگهبونی کش رفتی؟
ققی : نمیدونم راستش، کار پشم بونه! پشم بون خط تلفن از کجا اوردی؟
پشم بون پنج تا پاش رو جمع میکنه و شروع میکنه سرشو خاروندن : هیووم، یه سیم دیدم ولِه اینورا، میخورد تو خوابگاه دخترا، همونو کشیدم اینوری!
در همین زمان صدای جیغ آوریل (رول خودمه، هرجوری شده باید توش باشم) به گوش میرسه : این تلفن چرا بوق نداره؟
و چون به جواب سوال واضحی مثل این نمیرسه، احساس خنگی مفرط بهش دست میده و خودشو پرت میکنه پایین! (خودکشی انتحاری)
چهار نفری که در این سو و اون سوی شمشادا بودن : هر هر هر کر کر کر!
فنگ : بچه ها این صدای کی بود؟
پشم بون : راست میگه! منم یه صدای خنده دیگه شنیدم!
ققی : برین ببینین کی بوده، منم کارم تموم شد! اینا رو جمع کنم بریم!
فنگ و پشم بون از دو طرف بوته های شمشاد به محل اختفای کریچر میرن، کریچ که طبق معمول رفلکسش پایینه خیلی دیر قضیه رو میگیره و جایی رو برای قایم شدن پیدا نمیکنه، در آخرین لحظه در اوج ناامیدی مثه مجسمه وامیسته و همون موقع فنگ و پشم بون سر میرسن.
پشم بون : ااا نیگا کن! مجسمه کریچ! چقد هم طبیعیه!
فنگ جلو میره و کریچ رو بو میکنه : خیلی طبیعی درست کردن! فرت فرت!! (صدای بو کشیدن)حتی بوی کریچر رو هم میده! نیگا کن! پوزه ام رو میزنم به پوستش میره تو! واقعا این ملت خیلی هنرمندن...
در همین زمان ققی هم بیرون میاد : لابد کار سرافیناس! خیلی تمیز کار میکنه! ولی من اعتراض دارم! اینا باید مجسمه منو که وزیرم بسازن، نه یه موجود مفلوک مثل کریچر!
فنگ : بیاین مجسمه هه رو نصف کنیم! خراب کاری خیلی فاز میده!
سه نفری :

کریچر آب دهنش رو قورت میده و در انتظار کمکی غیبی میمونه ....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

خب اهم..بله یعنی نه...بذار توضیح بدم عزیزم...!



