جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

29 کاربر(ها) آنلاین هستند (24 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
29
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  186 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 15 شهریور 1391 00:54
نمایش جزئیات
آفلاین
لی

ممنون از توضیحتون.اسپمی بود پر از حقایق روشنگرانه!


پروفسور ویریدیان

نقد کردن وظیفه من نیست.وظیفه هیچکدوم از ناظرا نیست.ولی حتی اگه وظیفم بود هم به شما این حق رو نمیداد که اینجوری حرف بزنین.
گذشته از وقتی که بررسی پستها میگیره(نقد این دو پست یک ساعت و بیست و شش دقیقه وقت منو گرفت)...شما در کنار فعالیت عادیتون دو سه روز پشت سر هم پستهای نقد منو مجددا تایپ کنین(فقط تایپ) ببینین چه بلایی سر مچ دستتون میاد!


دافنه

کی به شما گفته هیچکدوم از پستاتون نباید کوتاه باشن؟!!!پست درخواست نقد رو که نمیشه طولانی کرد!همه درخواستا یه خطین خب.چرا خودتونو خسته میکنین؟!


بررسی پست شماره 367 کافه تفریحات سیاه، دافنه گرینگراس:


ظاهر پستتون کاملا خوب و مرتبه.یه پست مرتب خواننده رو جذب خودش میکنه.حتی اگه کمی طولانیتر از حد معمول باشه.فاصله های بجا، عوض کردن شکل نوشته، استفاده نکردن از شکلکهای غیر ضروری ظاهر پستتون رو منظم جلوه داده.یکی از نکته هایی که توجهمو جلب کرد این بود که دیگه وسط جمله ها از شکلک استفاده نکردین.کارتون خیلی خوب بود.البته ممکنه گاهی لازم نشه این کارو انجام بدیم.مثلا وقتی جمله تا وسطش یک لحن داره و از وسط به بعد لحنش عوض میشه.اینجور جاها منعی نداره که وسط جمله شکلک بزنیم.


نقل قول:
بلا قبل از این که لرد ولدمورت بتونه چیزی بگه شروع به عذر خواهی کرد.
- ای لرد بزرگ،ای ارباب تنومند،ای مرد جوان،ای برنده دوئل ها،ای مافوق مافوق یک مرد،مرا عفو کنید،ازتون خواهش میکنم.ارباب،منو ببخشین.من تقصیر نداشتم.همش تقصیر ایناست.خواهش میکنم ...

بدون ایجاد وقفه یا عوض کردن موضوع یا توضیحاتی که باعث بشه خواننده ارتباطشو با پست قبلی از دست بده، داستان رو ادامه دادین.پاچه خاری اغراق آمیز بلاتریکس کاملا متناسب با شخصیتی بود که ازش میشناسیم.


نقل قول:
با "ببند" مودبانه ی لرد، بلاتریکس ساکت شد.

لحن آمرانه لرد هم خوب و مناسب بود.فقط فکر میکنم شاید بهتر بود به جای "مودبانه" از کلمه دیگه ای استفاده میکردین.چون اینجا این "ببند" نه زیاد مودبانه بود نه زیاد بی ادبانه.فقط در یکی از این دو حالت میشد از این کلمه برای توصیف استفاده کرد.


نقل قول:
آنتونین سرش رو پایین انداخت و زیر لب زمزمه کرد.
-ارباب،اما این کسی که من کشتم سفید نبود.سر تا پا قرمز خون بود.میشه قرمز پیدا کنم؟

شما استعداد طنز نوشتن دارین.به این استعداد فرصت بدین که خودشو نشون بده.موقع نوشتن عجله نکنین.میتونین به جای سه پست یکی بزنین.ولی وقت بیشتری روش بذارین.به کیفیت پستاتون بیشتر از تعدادشون اهمیت بدین.چون زمینه شو دارن که بهتر بشن.مثلا طنز این پست به وضوح بهتر از قبلیا بود.اون قسمت "چوب دستی از آب بیرون کشیدن" واقعا جالب بود.


نقل قول:
لرد ولدمورت چند ثانیه با خوشحالی به چهره های کبود از ترس مرگخوار ها نگاه کرد

از ترس اصولا کسی کبود نمیشه...سفید میشه..رنگش میپره.


این سوژه یه حالت قسمت قسمت داره...هر نویسنده میتونه درباره بازدید لرد از یکی از قسمتها بنویسه.یه حالت آزاد داره.شما به قسمت شکنجه گاه پرداختین و به نظر من در حد قابل قبولی نوشتین.ولی بدون توجه به این پستتون میگم که هنوز مشکل سوژه دارین شما.به سوژه ها بیشتر توجه کنین.تغییرات بزرگ ایجاد نکنین فعلا.هنوز در اون حد تجربه ندارین.اینجا پست رو خوب شروع کردین و خیلی خوب تمومش کردین.نفر بعدی آزاده که لرد رو به هر قسمتی که دلش میخواد بفرسته.اینجا تغییری در سوژه ندادین.فقط دربارش نوشتین.سعی کنین در بقیه تاپیکها هم همین کارو انجام بدین.

این پست شما یکی از بهترین پستاتون بود که اخیرا خوندم.



موفق باشید.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 94 فرهنگستان ریدلها، پروفسور ویریدیان:


پستتون صرفا از دیالوگ تشکیل شده.قانون مشخصی برای تعیین میزان دیالوگ و فضا سازی وجود نداره.یه پست ممکنه به فضاسازی احتیاج نداشته باشه.پستی که فقط از دیالوگ تشکیل شده ممکنه واقعا پست خوبی باشه.ولی این کار سختیه!تجربه و استعداد زیادی میخواد.اگه دیالوگها واقعا خوب و حساب شده نباشن خواننده رو خسته میکنه.مثلا مورفین گانت عضویه که واقعا میتونه به این شکل بنویسه.میتونه یه پست خیلی طولانی فقط دیالوگ بنویسه و خواننده با اشتیاق تا آخرشو بخونه.
شما بهتر بود کمی از حال و هوای اطراف، فضا و محیط و مهمتر از اون، احساسات و افکار شخصیتهاتون مینوشتین.


ظاهر پست کمی بهتر از قبل شده.هنوزم آخر بعضی از جمله ها علامت وجود نداره.مثلا جمله آخر.این نکته کوچیک ولی مهمیه.موقع خوندن تاثیر زیادی روی خواننده میذاره.


قسمت بازجویی و سوالها و جوابها خوب بود.فقط به لحن نوشته تون دقت کنین.تو بعضی از جمله ها مشخصه که اولین جمله ای رو که به ذهنتون رسیده نوشتین.مثلا اینجا:
نقل قول:
ریگول : یکی یکی . ایدز ارباب چرا ایدز داشتن ؟

شما که نویسنده هستین میدونین این جمله چه لحنی داشته و چه مفهومی رو میخواسته برسونه.ولی خواننده اینو نمیدونه.موقع خوندن این جمله کمی نامفهوم میشه.ایدز اول باید حذف بشه.مواظب باشین لحنتون بیش از حد عامیانه نشه.به هر حال این یه نوشته اس و باید قواعد نوشتاری تا حدودی رعایت بشه.موقع حرف زدن زیاد مهم نیست که بعضی کلمات یا افعال جابجا بشن،ولی نوشته اینطور نیست.


مهمترین اشکال شما در پستهای قبلی بی توجهی به سوژه بود که خوشبختانه این مشکل اینجا وجود نداره.خیلی خوب به سوژه پرداختین.خوب دربارش نوشتین.چیزی رو عوض نکردین.بیش از حد پیش نرفتین.در این مورد کارتون خوب بود.همینطور ادامه بدین.

فوتنهای عجیب و غریب و شکلکهای بی مورد هم حذف شدن.اینم یه نکته مثبت دیگه بود.


شخصیت مضحک و جنون آمیزی که از لرد ساختین کاملا منطقی و قابل باوره.البته اغراقتون کمی لب مرز بود.ولی خوشبختانه از مرز عبور نکرده.در حد متعادل و قابل قبولی مونده.

یه سری از اشکالات پستهای قبلیتون برطرف شده بودن.جای امیدواری داشت.پایان پستتونم خوب بود.نفر بعدی آزاده که بازجویی رو ادامه بده یا تمومش کنه.


موفق باشید.




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 شهریور 1391 09:00
نمایش جزئیات
آفلاین
با سیلام

این پست کاملا اسپم بوده، و هر وقت عشقتان کشید می توانید پاکش کنید

آخه مگه تو چند بار قوانینو خوندی که میگی جز وظایف ناظره که نقد کنه پستارو؟ ناظر اگه دوست داشته باشه می تونه نقد کنه، و ارباب لطف میکنه پستارو نقد می کنه!

بزار ببینم

من محفلیم که... لرد ولدمورت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 شهریور 1391 03:04
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدی جونم پست 94 فرهنگستانو نقدش کن وظیفته نقد کنی واسه چی ناظر شدی ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 شهریور 1391 01:24
نمایش جزئیات
آفلاین
ام...چی بنویسم؟ چی بنویسم؟ چجوری از مینی ژوپ درش بیارم؟ام... از ایده قبل استفاده میکنم.
لرد ولدمورت؛سلام.
لرد ولدمورت؛خسته نباشید.
لرد ولدمورت؛بنشینید چایی میل کنید.
لرد ولدمورت؛خدمتتون عرض کنم کسی دفعه قبل منو دنبال نمیکرد.
لرد ولدمورت؛میرم سر اصل مطلب.اونم همین الان.صبر کنین چند ثانیه.آها.
لرد ولدمورت؛من برای درخواست نقد پست شماره 367 کافه تفریحات سیاه خدمت شما اومدم.
لرد ولدمورت؛پایان!

ویرایش،هر هر هر هر هر هر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دافنه.گرینگراس در 1391/6/14 19:22:39
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 شهریور 1391 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
ماری...ارباب لذت میبره از این همه ادب و نزاکت.

بررسی پست شماره 366 کافه تفریحات سیاه، ماری مکدونالد:


نقل قول:
شکنجه گاه!

لرد سیاه با این فکر به سمت زیر زمین خانه ریدل میره...

کار خیلی خوبی کردین که هیچ توضیح اضافه ای ندادین.هیجان ماجرا رو از بین نبردین.بعد هم صحنه رو به خوبی عوض کردین.


نقل قول:
آنتونین در حالی‌ که روی یه صندلی‌ نشسته و با چوبدستیش با یه صفحه فلزی کوچیک ور میره زیر لب با خودش حرف میزنه:
- همم... من کجا رو اشتباه کردم، با این طلسم باید این صفحه تبدیل به منوی مدیریت بشه... ولی‌ چرا نمی‌شه؟! باید بیشتر سعی‌ کنم... امکان نداره جنس تقلبی بهم انداخته باشن...
آنتونین در همین حال جعبه ی مقوایی که کنارش افتاده و به نظر میرسه مال همین صفحه فلزی باشه برمیداره، روی جعبه چنین نوشته‌هایی‌ به چشم میخوره:
می‌خواهید مدیر شوید؟! همیشه آرزو داشتید منوی مدیریت را از آن خود کنید؟ دیگر نگران نباشید!! این محصول جدید شما را به آرزوی همیشگی‌تان می‌رساند! فقط با یک طلسم...

خیلی جالب بود.شما دیگه به خوبی میدونین از چه موضوعی چطور میشه نکته های طنزآمیز در آورد.استفاده از سوژه های سایت و ادغام کردنشون با شخصیتهای کتاب همیشه کار ساده ای نیست.شما به خوبی از پسش براومدین.حتما از این استعدادتون برای بقیه شخصیتها هم استفاده کنین.نتیجه کار طنز جالب و خیلی خوبی میشه.


کلا سه تا شخصیت تو پست شما بودن.ولی هر سه خیلی خوب و درست...حتی لردی که نقشی در پست شما نداشت ترسناک و با ابهت به نظر میرسید.بی خیالی و تنبلی خاصی که برای آنتونین توصیف کرده بودین خیلی با شخصیتی که ازش میشناسیم هماهنگ بود.حس وظیفه شناسی و وفاداری بلاتریکس هم همینطور.


صحنه آخر واقعا جالب بود.طنز و هیجان رو با هم مخلوط کردین.طوری که خواننده دچار تردید میشه که بخنده یا بترسه!ولی چیزی که مسلمه اینه که ترغیب میشه ادامه بده.


با شکلک زدن در وسط جمله مخالفم.بجز موارد خاص که واقعا این کار لازمه.پست شما هم از همین موارد خاص بود.شکلکهایی که وسط جمله استفاده شده بودن واقعا جاشون همونجا بود.

پستتون کوتاه، بدون هیچ قسمت اضافه وسرگرم کننده بود.


موفق باشید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 117 آموزشگاه مرگخواری، لی جردن:

نقل قول:
چقدر اینترنت اکسپلورر بیخوده

اوهوم!

نقل قول:
لودو توسط امداد های غیبی() مجوزی از ناکجا آباد صادر کرد و به هوگو داد. بعد با صدای نسبتا بلندی گفت:
- این مجوز طلسم شده، اگه کسی لرد رو اسمشونبر صدا نکنه جوهرش کمرنگ میشه و اینقدر کمرنگ میشه و هی کمرنگ میشه تا کلا پاک میشه. پس یادتون باشه. ارباب رو اسمشونبر صدا کنید!

شروعتون عالی بود!ایده کمرنگ شدن جوهر فوق العاده بود.همین ایده برای تشویق خواننده به خوندن ادامه پست کافیه.فقط در مورد اون شکلک داخل پرانتز...یه جورایی اثر منفی میذاره رو خواننده.انگار براش تعیین تکلیف میکنین که باید اینجا بخنده.به نظر من بهتر بود ازش استفاده نمیشد.


نوشتن بقیه متن کار ساده ای نبود.شما میخواستین مرگخوارا رو وادار کنین که چندین بار از کلمه "ارباب" استفاده کنن...این متن میتونست شدیدا لوس و بی مزه باشه.ولی این اتفاق نیفتاده.شخصیتهای شما به بهترین شکل ممکن نقششونو ایفا کردن.مخصوصا اون بولد کردن کلمه ارباب باعث شده خوندن اون قسمت و درک ماجرا خیلی ساده تر بشه.کارتون عالی بود.


نقل قول:
جوهر خدایی کمرنگ شده بود هوگو رفت چیزی بگوید که بلا جلوی دهنش رو گرفت. لودو با تعجب به آن دو نگاه کرد و گفت:
- این با ده تا ارباب گفتن باطل میشه. برید دیگه، بقیه شرط ها رو هم یادتون نره.
هوگو و بلا دفتر لودو را ترک کردند. لودو که از سرکار گزاشتن آن ها خعلی خوشش آمده بود،

لحن پست شما در بیشتر قسمتها ساده و صمیمیه.من فکر میکنم برای نوشتن طنز خوب این لحن لازمه.اینکه زیاد درگیر قید و بند نباشید.مثلا اون "خدایی کمرنگ شده بود" اصولا خیلی عامیانه و صمیمیه..ولی به هیچ عنوان خواننده رو اذیت نمیکنه.خیلی خوب با بقیه جمله هماهنگ شده ولی "خعلی" کمی زیادی عامیانه بود.این باعث میشه حواس خواننده از نوشته پرت و به نویسنده جلب بشه.نقش نویسنده رو پررنگتر از اونی که باید باشه میکنه.


نقل قول:
شرطی که می توانست وزارتش و خانه ی ریدل را به فنا ببرد. از روی صندلی بلند شد. به دنبال هوگو و بلا رفت. اما اثری از آنها نبود. آنها آپارات کرده بودند... به...به خانه ی ریدل

اینجا هم همون حالت رو پیدا کرده.انگار یکی نشسته و داره یه خاطره هیجان انگیز رو برامون تعریف میکنه.درحالیکه درستش اینه که خواننده وارد ماجرا بشه.نویسنده رو فراموش کنه.البته بیشتر پست شما همون حالت رو داشت که خواننده رو تو خودش غرق میکرد.فقط این دو مورد آخر حالت خاطره وار داشت.
درباره این شرط آخر که اتفاقا بسیار مهم توصیفش کردین.مسئولیت نسبتا سنگینی به عهده نفر بعدی گذاشته.نفر بعدی باید روی این شرط فکر کنه.باید پیداش کنه.و ممکنه کسی نخواد این مسئولیت رو به عهده بگیره.کلا بهتره تا جایی که ممکنه به نفر بعدی حق انتخاب بدین.مجبورش نکنین نقشه ای بکشه یا چیزی رو توصیف کنه.یا خودتون این کارو انجام بدین و یا یه راه فراری براش بذارین.
پایان پست شما خوب و هیجان انگیزه...به شرطی که یه نویسنده نسبتا خوب پیدا بشه و شرطی تعیین کنه که هم با توصیفات شما سازگار باشه و هم ماجرا رو جالبتر کنه.


پستتون خوب بود.از اون پستهایی که بعد از خوندنش آدم احساس نمیکنه وقتشو تلف کرده.استعداد طنزنویسیتون کاملا واضح و مشخصه.طنزتون همون طنز تکراری و کلیشه ای که شاید همه ازش خسته شده باشن نیست.منحصر بفرده!فدرشو بدونین.ازش استفاده کنین.


غول رو هم اینجوری مینویسن!


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 13 شهریور 1391 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
درزمان های قدیم

لرد جان کبیر! لطف کن این پستو بنقد واسه ما

چقدر اینترنت اکسپلورر بیخوده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 13 شهریور 1391 20:16
نمایش جزئیات
آفلاین
مای لرد!!!!!!! :pretty:

میشه وقتتونو بگیرم و بی‌ زحمت این پست رو نقد کنین و ممنونم کنین؟

سایتون مستدام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven

"دلیل بی رقیب بودن ما، نبودن رقیب نیست...دلیل بی رقیب بودن ما، قدرتمند بودن ماست!"







پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 11 شهریور 1391 03:20
نمایش جزئیات
آفلاین
یادش بخیر یه موقعی لحن درخواستها یه جور دیگه بودن!


ویریدیان عزیز...خانه ریدل یه انجمنه که چندین تاپیک داره.پستی که شما نقدش رو درخواست کردین پست شماره 87(نه 78) تاپیک فرهنگستان ریدله.لطفا آدرس درست بدین.شماره پست به همراه اسم تاپیک.و یا لینک پست.


بررسی پست شماره 87 فرهنگستان ریدل، پروفسور ویریدیان:


ظاهر پست اهمیت زیادی داره.شکل ظاهری پست میتونه خواننده رو جذب کنه یا کلا از خوندن منصرفش کنه.فقط وقتی نویسنده خیلی خوب و شناخته شده ای باشین میتونین تا حدودی نسبت به ظاهر پستتون بی تفاوت باشین.جمله های خیلی کوتاه، شکلکهای زیاد و غیر ضروری، بزرگ کردن بی دلیل فونت...همه اینا ظاهر پستتون رو نامرتب کرده.


مورد بعدی علامتگذاریه...جمله های شما فقط با علامتهای درسته که میتونه منظورشو به خواننده برسونه.بدون علامت جمله ها نامفهوم و ناقص خواهند بود.جمله های شما حتی آخرشون نقطه هم گذاشته نشده.علامتگذاری رو (در سطح ابتدایی) فراموش نکنین.اینجوری خواننده راحتتر لحن و منظور پست رو میفهمه.


نقل قول:
ایوان :بلا . ارباب الان تنهاس به تو نیاز داره برو پیشش
بلا : میدونم
ایوان : پس برو
بلا غیب شد و همه قومی خوشحال شدند

آخر پست قبلی نوشته شده بود که مرگخوارا میخوان از شر بلا خلاص بشن...ولی آیا واقعا فرستادن بلا کار درستی بود و کمکی به داستان میکرد؟اگه اصرار داشتین بفرستینش حداقل میشد دلیل جالبتری براش ارائه کرد.منظورم از جالب، منطقی نیست.یعنی لازم نبود حتما یه دلیل منطقی و جدی داشته باشه.ولی میشد کمی بیشتر روی این قسمت کار کرد.اینجا کمی بی دلیل و ناگهانی بلا حذف شده.

قسمت "تحقیق مرگخوارا از بورگین" کلا نابود شده...مرگخوارا به جای تحقیق، کارای عجیب غریب انجام دادن و بعد رفتن.اصولا بهتره تا جاییکه ممکنه از سوژه استفاده کنین.سعی نکنین به هدف برسین.مثلا در این تاپیک، هدف نوشتن زندگینامه لرده.اگه مرگخوارا خیلی زود این زندگینامه رو بنویسن سوژه تموم میشه.بدون اینکه استفاده لازم ازش شده باشه.
در مورد قسمت اسلاگهورن هم همین حالت وجود داره.شما به سرعت از روی سوژه ها رد شدین و سانسورشون کردین و مرگخوارها رو به خانه ریدل برگردوندین.برگشتن مرگخوارها هیچ کمکی نمیتونه بکنه.ولی همین جریان تحقیق، سوژه های جالب و زیادی میتونست به نفرات بعدی بده.


نقل قول:
بلا خودشو به اونا رسوند و یواش گفت : ارباب عاشق شده
کراب :عاشق کی
بلا زد تو سر خودش و گفت : اون عجوزه هه مگی

از وسط داستان شما سوژه رو کلا عوض کردین.این کار جالب نیست.اینجا سوژه ای داده شده.بقیه برای این سوژه وقت گذاشتن و داستان رو ادامه دادن.الان بدون اینکه اون سوژه به نتیجه برسه رفتین سراغ داستان عشق و عاشقی لرد.روال تاپیکهای ایفای نقش اینه که شما داستان قبلی رو ادامه بدین.اگه سوژه جدیدی در ذهنتون هست تاپیک و انجمن مناسبی براش پیدا کنین و سوژه تونو اونجا بزنین.
گذشته از اینکه سوژه بطور ناگهانی عوض شده، عاشق شدن لرد هم شدیدا غیر منطقیه.البته همیشه در نوشته ها دنبال منطق نمیگردیم.اتفاقهای عجیب و غریب هم ممکنه بیفته...ولی نه تا این حد!لرد یهو و بدون دلیل عاشق میشه...اونم عاشق مک گونگال..خواننده اصولا نمیتونه اینو قبول کنه.


نقل قول:
همه جا ساکت بود ارباب آروم گریه میکرد
و موزیک آروم پخش میشد

تا جایی که ممکنه سعی کنین ویژگیهای مهم و اساسی شخصیتهای کتاب رو حفظ کنین.شما میتونین شخصیتها رو طنز آمیز کنین.میتونین لرد رو وادار کنین کارای مسخره انجام بده.ولی برای این کارا باید دلیلی وجود داشته باشه.و ضمنا همه این حرفها ،کارها و تصمیمات مطابق شخصیتهای کتاب باشه.لازم نیست عین کتاب بنویسین.فقط اون پایه و اساس رو حفظ کنین.مثلا اینجا عاشق شدن و گریه کردن لرد کلا از پایه و اساس غیر قابل قبوله.یا مثلا اینجا:
نقل قول:
بلا میره خونه تا بگه اربابو آماده کنن که برن خواستگاری

لرد بیشتر یه بچه 14-15 ساله به نظر میرسه، تا اون جادوگر ترسناک و با ابهت کتاب!


پست شما اشکالات اساسی و زیادی داشت. ولی همه این اشکالات به تجربه کم برمیگرده.پستهای بقیه اعضا رو بخونین.با کسب کمی تجربه، خیلی زود متوجه میشین که داستان رو چطوری میشه ادامه داد.کدوم راه بهتره و چه کاری و تا چه حد مجازه.
مهمترین اشکال پستتون تغییر سوژه بود.به نظر من فعلا روی این مورد کار کنین تا بعدا سر فرصت نوبت به اشکالات کوچکتر برسه.برای شروع پستهای کوتاهتر بزنین.فعلا برای مدتی سعی نکنین تغییر خاص و عمده ای در سوژه ایجاد کنین.فقط داستان رو ادامه بدین.


موفق باشید.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 11 شهریور 1391 01:16
نمایش جزئیات
آفلاین
برسی پست 78 خونه ی ریدل نقدش کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
پروتی عزیز، ارباب از دیدن دوباره شما خوشحال شد.


یه نکته ای در مورد پستتون وجود داشت.در پست قبلی سوژه تموم شده بود.شما سوژه تموم شده رو ادامه دادین.البته مقصر وزیر دیکتاتور لودو بگمنه که کوچکترین فونت موجود رو برای نوشتن کلمه "پایان" انتخاب کرده!
بدون در نظر گرفتن این موضوع پستتونو بررسی میکنم.


بررسی پست شماره 111 آموزشگاه مرگخواری


پستتون مثل قبلیا کوتاهه.این ویژگی مثبت رو حفظ کردین.ولی اون فاصله هایی که گفتم هنوزم تو پستاتون دیده نمیشه.مثلا اون قسمتی که مالی با عصبانیت جمله ای خطاب به فلور میگه...بعد از تموم شدن جمله میتونین یه خط فاصله بذارین و بعد درباره فلور و عکس العملش صحبت کنین.یا این قسمت:
نقل قول:
بیل که از دور گریه ی همسرش را نگاه می کرد از کرده ی خود اصلا پشیمان نبود.
در خانه ی ریدل ها :
مرگخواران همه با ترس و لرز به نجینی نگاه می کردن

زمانها و مکانها رو بهتره از بقیه متن جدا کنین.این کار هم ظاهر پستتونو مرتبتر میکنه و هم به خواننده فرصت استراحت و درک مطلب رو میده.وقتی نوشته ها پشت سر هم باشه ممکنه خواننده رو خسته کنه.فونتشو بزرگتر کنین...زنگشو عوض کنین...بولد(ضخیم) کنین.اگه یه فاصله ای هم قبل و بعدش بذارین بهتر میشه.


یکی از ویژگیهای شما اینه که به دیالوگ متکی نیستین.به خوبی میتونین احساسات و رفتار شخصیتهاتونو بدون دیالوگ و با توصیفهاتون نشون بدین.این کار خوبیه.فقط مواظب باشین تعادل رو حفظ کنین چون توصیف بیش از حد میتونه خسته کننده باشه.اینم اضافه کنم که در این پست زیاده روی نشده.برای پیشگیری گفتم!


در نقد قبلی هم گفتم که شما شخصیتها رو خوب میشناسین.اینجا هم همینطوره.فقط کمی بیشتر باید از این ویژگی خوبتون استفاده کنین.مثلا مالی پست شما زیادی خشن و بی رحم شده.مالی نقطه ضعفهای زیادی داشت.خانوادش، بچه ها... و مسلما جلوی گریه و التماسهای یه ساحره که جزو خانوادشه نمیتونه زیاد مقاومت کنه.به نظر من شما باید اون خصوصیت مالی رو پررنگتر میکردین.ربطی هم به سیاه یا سفید بودن شما نداره.شما به عنوان یه ساحره سفید میتونین درباره دامبلدور هم طنز بنویسین.مثلا درباره ریشش...یا اینکه به همه اعتماد میکنه...یا شوخیهای بی مزه اش!!همونطور که مرگخوارا میتونن درباره ظاهر غیر عادی لرد و غرور بیش از حد و تصمیماتی که همیشه هم عاقلانه نیست طنز بنویسن.البته بهتره شما درباره گروه مقابل(سیاها) کمی بیشتر این کارو انجام بدین.اغراق کنین.مالی سوژه بسیار خوبی برای نوشتنه.ازش استفاده کنین.از احساست مادرانه گرفته تا آشپزیش!


نقل قول:
مرگخواران همه با ترس و لرز به نجینی نگاه می کردند ،تا ببینند نجینی کدام یک از آن ها را به عنوان غذا انتخاب میکند و در همین حال لرد هم در انتخاب غذا به مار عزیزش کمک می کرد و مرگخوار هایش را با فش فش هایش بیش تر می ترساند .

پایان پستتون خیلی خوب بود.یه پایان ساده و روشن که هر خواننده ای رو ترغیب به ادامه دادن میکنه.
این سوژه زیادی کش اومده بود.برای همین لودو تمومش کرد.اگه تموم نشده بود پایان شما میتونست ادامه خوبی براش باشه.حتی این موضوع میتونه سوژه جدیدی محسوب بشه.اینکه مرگخوارا به هر دلیلی لرد رو عصبانی کردن و لرد قصد داره یکیشونو تقدیم نجینی کنه.انتخاب رو هم به نجینی واگذار میکنه.


موفق باشید.



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!