خوبید ؟
در سلامتی و اینا به سر میبرید هو ؟
گابریل با یه سینی ِ چایی جلوی میز بارتی نشست . چایی اولی رو برداشت و خورد . دومی رو هم ریخت دور . سومی هم در کار نبود که بارتی بخوره . عوضش یه پاکت نامه اونجا بود که روش نوشته بود :
گزارش ِ ماموریت ! تا چشت دراد !
بارتی :
گابر : بخونش دیگه !
بارتی : اینم لینک ماموریت . قربانت گابریل . ؛ آفرین ، خیلی خوبه . حالا میتونی بری .
و در قبل از تموم شدن ِ حرف ِ بارتی بسته شده بود .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



