جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 00:22
نمایش جزئیات
آفلاین
و دعوا دوباره شروع میشه، اونور ادی داره کلی حال میکنه که این همه محبوبه!
عمرا هانی!
الک با یک حرکت تاکتیکی زیبا آوریل رو پرت می کنه به طرف عروس گلش و جفتشون با مغز می رن تو دیوار و می رن پایین
الک یهو غیرتی میشه:بر خرمگس معرکه لعنت! آبجی داشتیم کارمونو می کردیم که یهو پریدی وسط همه چیزو خراب کردی آخرشم رفتی پایین!
آوریل:
الک:دخترم! انقد نرو پایین! خوبیت نداره! چه موس بیافته چه مانیتور! تو که نباید بری پایین! برو به هانی بگو بیاره! اصلا به من چه!
آوریل:
الک:داشتم میگفتم! تازه رفتی پایینم رفتی! چه معنی داره با وجود عروس گلت برادر حمید اونجا باشه؟!
آوریل:
ادی: نفهمیدم چی شد؟! انقد زود سر من هوو آوردی؟!ای لامصب! ای نالوطی! ای بووووووق! ای بیییییق!ای باااااااااق! ای...
آوریل:بهاران من تو رو آدمت می کنم!
الک:بهاران کیست؟
آوریل:نمی دونم ضمیر ناخودآگاهم بود!
الک:آهین!
آوریل:الکسا خودم می کشمــــــــت!!


واقعا چه حالی میده آدم این آوریل رو اذیت کنه! اصلا اذیت کردن این و سدی ملسه! ببینم چی کار می کنی هانی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: جمعه 16 تیر 1385 23:01
نمایش جزئیات
آفلاین
آوریل سکوت رو میشکونه : هیووم ملت، من الان یه نکته ای رو فهمیدم!
ملت بدون توجه به اینکه آوریل چی میگه، به کار قبلیشون مشغول میشن!
آوریل که کلا و ذاتا آدم قاتیییه : متوجه نشدین؟ من یه چیزیو فهمیدم!
ملت : بینیم بابام!
آوریل به مرز قاتییتش نزدیک میشه و اونو رد میکنه و میپره رو الکسا و صد البته چون همون چیزی که فکر میکنین نیس، عمل بیناموسی انجام نمیده، بلکه انگشتش رو فرو میکنه تو چشمای الکسا و بعدش اونو چپ و راست میکنه!

ملت دختر از اونجایی که خیلی خوبن میپرن رو آوریل تا اونو از الکسا جدا کنن و ملت پسر چون بسیار بیناموس تشریف دارن، به جمع دختران اضافه میشن! بعد از چند دقیقه در طی انجام چندین عمل چشمای الکسا رو خوب میکنن و الکسا در اوج ناباوری بیناییش رو بدست میاره.

الکسا : الاغ بوقی، واسه چی اینکارو کردی؟ نمیگی من کور میشم؟!
آوریل : نه نمیگم، چه معنی میده به عروس قشنگ من میگی شوور؟ خجالت نمیکشی؟
الکسا : شوور؟
آوریل : آره همین چند تا پست قبلتر، چطور تونستی به عروس من چشم داشته باشی ها؟

و دعوا دوباره شروع میشه، اونور ادی داره کلی حال میکنه که این همه محبوبه!

_______________________________
پ.ن : به طور خیلی اتفاقی و در یک کنفرانس ادی تبدیل شد به عروس قشنگ من، و من هم شدم شوهر گلش، اینا همه در قالب روله! وای به حال کسی که بخواد جدی بگیره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: جمعه 16 تیر 1385 16:04
نمایش جزئیات
آفلاین
و....
کریچر با دستانی مشت کرده دستشو توی هوا یه تابی می ده و هر لحظه ممکنه اون دستها به گدازه های آتش بخوره که یکدفعه دست کریچر تغییر جهت می ده و ناگهان

پیسسسسسسسسسس

هیکل پرقدرت کریچر مانند بادکنکی از هوای اضافی خالی می شه

همه: نامردیه!

از اون ور هریه دستشو روی بلاک گذاشته

صدای از دور دستها شنیده
صدایی رویایی!

آنیتا: این صدا این وسط چی کاره است!

صدا نزدیک تر می شه و نا گهان ققنوس اون بالا ظاهر می شه و با چنگالهای خودش کریچر رو از روی کوه آتشفشان بر می داره! و به وسط جمعیت پرتاپ می کنه!

ملت: تنها ققی است که می ماند تنها اوست که ریون را نجات می دهد!

و ققنوس از شادی نوکی به هری می زنه و ملت با همبستگی آن کوه آتشفشان رو قل میب دهند و از پنجره ی خوابگاه به بیرون پرت می کنن!

و بعد سکوت!
**************************************
من اصلا خوشم نمی یاد اجنبی توی خوابگاها پرسه بزنه پس خودمون و خودمون

ملت:

فلور: تسلیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1385/4/16 23:17:00
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: جمعه 16 تیر 1385 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت دختر به سمت در خوابگاه حمله ور مي شن تا لذت نقاشي نه!.....يعني لذت دوباره ي قرص اكسي رو از دست ندن. در حين اين عمليات چند نفري موفق به سالم موندن مي شن و زنده از زير دست و پا بيرون مي آن و به خوابگاه دخترا مي رن.
از اون ور هم ادي داره به الكسا مي گه:
- حالا چي ميشه مگه؟ اين همه قرص! نمي توني چندتاشو بدي من؟! ببينم... نكنه با اين كارت مي خواستي همه رو براي خودت برداري؟ هان؟!
الكسا هم جواب مي ده:
- بله...بله؟!! عمرا به تو بدم!
البته مي دونه كه اگه تنها تنها مصرفشون كنه دخترا چي كار مي كنن
اون ور تو خوابگاه دخترا!
دخترا حسابي عصبانين و دارن فكر مي كنن چي كار كنن.
رزي: همش تقصير كارگردانه. حالا داشتيم كارمونو مي كرديما! به جاهاي خوبي رسيده بوديم!
لونا هم كه عينكش رو زده بود(!) مي گه:
- حالا واقعا تو توهم بوديم؟!
يهو آنيتا از جاش بلند مي شه، روي تخت مي ايسته و بعد از صاف كردن گلوش ميگه:
- تنها يك راه وجود داره تا بفهميم! برمي گرديم خوابگاه پسرا تا ببينيم عله اي اونجا هست يا نه! واي به حال ادي و الكسا اگه ببينيم توهم نبوده و... تو كارگردان! همش تقصير توه!
همه ي دخترا موافقت مي كنن و بي توجه به التماس هاي كارگردان، به طرف خوابگاه پسرا حركت مي كنن. وقتي نزديك در مي رسن مي بينن يه صداهايي مي آد. مي رن تو و...بله! پسرا و الكسا بساط تخمه و چيپس و اينا رو پهن كردن و دارن كريچر رو تشويق مي كنن!
دخترا هم كه عله و كريچر رو مي بينن همه چي يادشون مي ره و مي پرن كنار پسرا تا عقب نمونن. تنها نگراني ريوني ها در اون لحظه اين بود كه تخمه كم نياد.
كريچ موفق شده به حالت فرودويي ( فرودوي ارباب حلقه ها!) از آتشفشان بالا بره و حالا هم در حال جنگيدنه.
عله به كريچ مي گه:
- كاري نكن تو رو هم بلا...
اما كريچ نمي ذازه حرفش رو تموم كنه و .............
---------------------------------------------------------
چي شد!! ببخشيد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هنوز در همين نزديكي شايد منتظر ماست
يك جاده ي جديد يا كه دروازه اي مخفي?
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: جمعه 16 تیر 1385 03:03
نمایش جزئیات
آفلاین
نام پست: ققی، خراب رفاقت، شهید راه آزادی!!!
هدف: ادامه ی پست آنیتا
=====================================
کریچر میبینه خیلی اوضاع سه هست و چشم امید ملت ریونی به کریچر دوخته شده؛ بلند میشه و به طرف اعلی حضرت راه می یفته، بلکه بتونه یه راه نجاتی برای بلاک نشدن پیدا بکنه! البته خودشم خوب میدونه که این عله حرف حساب گوش کن، نیست که نیست!
پا میشه میره و میگه عله جون من خودم دولت تعیین میکنم بیخیال این ملت شو بعد میبینه دوباره سه شد میگه و اون دولت متعلق به توست...
عله: چی میگه؟
کریچر: چی و چی میگه؟ دولت نمیخوای که نخواه... میرم دولتم رو به ولدی جونم تقدیم میکنم...خیلی دلت بخواد...
و بعد از اینکه زبانش رو به نوک دماغش متصل میکنه میره بیرون... عله : صبر کن ببینم و میدوه بیرون و ناگهان در بیرون خوابگاه جنگی شدید بین مدیر و صاحبخونه برپا میشه...
_ آقا کات کات.
رزی: چی شد آقا؟
کارگردان: بابا خیلی سه بازی شده تا جفتمون رو بلاک نکردن تموم کن این برنامه رو...
رزی: آقا درسته من دارم ادامه ی برنامه ی آنیتا رو میرم.
کارگردان: تو بیجا میکنی....اون برنامه تموم شد....
رزی: خب ببخشید
رزی دوباره به جریان برنامه برمیگرده و سریعا خودش رو به تالار عمومی میرسونه...همه رو صدا میزنه و وقتی ملت توی تالار جمع شدن شروع میکنه:
آقا شما به چه حقی ورداشتین عله رو آوردین توی خوابگاه ما....اصلا مگه عله جان بیکاره بخواد بیاد اینجا ببینه ما توی خوابگاه همدیگه میریم یا نه...اصلا وقتی هنوز کسی به عله نگفته ما تو خوابگاه پپسراییم شما به چه حقی میگین علـــــــــــــه؟ هان؟؟؟؟؟
ادی به نمایندگی از ملت غیور ریون جلو میاد و میگه: خوب رزی جون؛ ما کی گفتیم عله اومده تو خوابگاهمون؟
رزی: ااااااااا....همین دیروز بود ها...
ادی: خسته نباشی...تو در مقابل دوربین مخفی بودی
الکسا: ادی نبینم دیگه از این تیکه های خز استفاده کنی ها، وگرنه...
ادی : چشم؛ خوب ببین تو در توهم بودی...
الکسا :آفرین شوور گلم
دخترا: خاک بر سر شوهر ذلیلت الکسا
الکسا : اصلا حالا که اینجوری شد، اگه از خوابگاه شوورم نرین بیرون قرصا رو جمع میکنم تا دیگه نرین توی توهم ...
ملت دختر به سمت در خوابگاه حمله ور میشن تا لذت دوباره ی قرص اکسی را از دست ندهند
====================================
بازم ببخشید بچه ها هیچوقت اون چیزی که دوست دارم از آب در نمیاد ولی خوب چی کار کنم دیگه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مادام رزمرتا در 1385/4/16 3:15:24
Only Raven
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: پنجشنبه 15 تیر 1385 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نام پست: ققی، خراب رفاقت، شهید راه آزادی!!( ادامه ی پست رو با توجه به همین عبارت بدین!)
زمان: همون وقتی که عله به مرز فوران میرسه!
---
_ هوهاهاهاهاهاهاهاها!... شماها قوانینی رو که من یعنی عله ی بزرگ! خدای رول! آتشفشان، تسونامی، گردباد و طوفان و خانه برانداز! ورژن جدیدم بمب اتمی! وضع کرده بودم رو زیر پا گذاشتید!!
همه اشک توی چشماشون حلقه میزنه و به حالت" عجب غلطی کردیما" به عله خیره میشند!
عله با خشانت تمام، در حالی که آمپرش داره میزنه بالا، داد میزنه:
_ ای انسنهای کوچولو موچولو!... مگر نمیدانستید که اگر پا رو بمب گذارید، می ترکد و شما را نیز با خود می ترکاند؟! هان؟!... اگر نمی دانستید، کمی تا قسمتی ابری... آقا دیالوگو اشتباه دادی...آهان مرسی... اگر نمی دانستید، کمی خنگولی تشریف دارید و جایتان اینجا نیست! بلکه جایتان بلاک دانی هست!
ملت ریونی، از این حرف عله خیلی می ترسند و به عبارتی، به مرز جنون می رسند( واقعا چه ربطی داشت؟!... اگه فهمیدید، جواب رو به صندوق پستی 27364837468734 بفرستید!). برای روشن شدن شدت ترس، به ذیل مراجع نمایید:
************ ذیـــــــــــــــل*************
الکسا پریده تو بغل لونا و داره مثل ابر بهاران، گریه میکنه و لونا از اشکای اون خیس شده و به خودش شک کرده! رزی و پنی همدیگه رو مثل چی( واقعا چی؟!) گرفتن و به حساب خودشون دارند به اون یکی دلداری میدن! آنیتا از شدت ترس، داره مثل باباش بندری میزنه و ادی و بقیه ملت پسر، جلوی دخترا مثل شیر، سینه سپر کردن تا بگند آره ما شجاعیم و ازتون دفاع می کنیم! البته غافل از اینکه یه جوی آب جاری شده اونجا!!
_ بسه دیگه نویسنده ی بوقی... بقیشو بگو... خستمون کردی!
_ اوکی اوکی!... بذار برم تو حس... آهان... هوم... ممم...واستا دوباره تلاش کنم... ممممم....آهان!... رفتم!
--
کریچر میبینه خیلی اوضاع سه هست و چشم امید ملت ریونی به کریچر دوخته شده؛ بلند میشه و به طرف اعلی حضرت راه می یفته، بلکه بتونه یه راه نجاتی برای بلاک نشدن پیدا بکنه! البته خودشم خوب میدونه که این عله حرف حساب گوش کن، نیست که نیست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 تیر 1385 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین
پنی:از همین سوراخه می ریم دیگه این همه لوس بازی نمی خواد! نجاتش می دیم بش می دیم میره!
الکسا:یعنی انقد خریم؟!
آوریل:آره بابا کلی!
فلور:پس بیاین نجاتش بدیم!
بعد از یک عملیات شهادت طلبانه اونا موفق می شن که کریچ رو نجات بدن!
کریچ:مرسی! کریچر از اربابانش تشکر می کنه! کریچر امیدواره بتونه با یه مقدار تنفس زحمات اونا رو جبران کنه!
رزی:آهان! دیگه چی؟!
پنی:یه دفه سینما هم برو!!!
چو:می خوای برات نوشابه باز کنم؟
لونا:بچه ها من با اینکه خرخون نیستم اما می گم که به جای کل کل بیاین یه کم با هم فیزیک و آزمایشگاه 2 رو بخونیم من پس فردا امتحان دارم!
ملت::ybored:
آوریل:خب نگفتی که چرا اینجایی؟!
کریچ:گفتمااااااا!
آوریل:گفتی؟
کریچ:گفتم!
آوریل:خب پس بریم کنار شومینه!
تانکس:اما من از کسی شکایتی ندارم!
الکسا:چه ربطی داشت؟
تانکس:نداشت؟
الکسا:نه!!
آنیتا:نظرتون راجع به اینکه من این پست رو پاک کنم چیه؟!
چو:بچه ها متوجه یه نکته شدم!!
یونا:وایسا برم چیپسمو بیارم!
گابریل:منم می رم ماست بیارم با هم خیلی خوشمزه می شن!
دزیره:بچه ها من یه قرار دارم باید برم! و به سرعت غیب میشه!
همه ی دخترا دور چو حلقه می زنن و منتظرن که حرفشو بزنه!
چو:جیــــــــــــــــــــــــغ! ما رفتیم تو خوابگاه پسران! این یعنی رفتار کردن برخلاف مقررات! عله کله ی همه مونو می کَنِه!جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ!!
دخترا:جیـــــــــــــــــــــــــغ!
کریچر:جیــــــــــــــــــــــــــــغ!
عله:.........

بیایید همه با هم ارزشی باشیم!
____________
خارج از رول:آه واه! چرا کد اسمایلیا عوض شده؟! بابا من رولا رو آف لاین می زنم با کدای قبلی دوباره باید بشینم حفظ کنم؟! نـــــــــــــــــــــــــــــــــه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: دوشنبه 12 تیر 1385 22:29
نمایش جزئیات
آفلاین
چو:حالا اینجا یه نکته ای هست!چطوری اینو از این سوراخه درآریم!
ملت:اینم حرفیه!
و همه میرن تو فکر!
دو ساعت بعد:
رزی کنار پنجره نشسته و یه مشت سنگریزه تو دستشه،گهگاهی گربه ای پرکنده(!)از اون اطراف رد میشه،رزی به شدت هیجانزده میشه و سنگها رو به طرفش پرتاب میکنه!گربه حدود سه متر میپره هوا و فرار میکنه!سپس زری شکمش رو میگیره و یه نیم ساعت میخنده!
کمی اونطرفتر لونا داره خر میزنه!
آوریل آهنگ خوشگلا باید برقصن رو نمیخونه!بلکه داره رپ ایرانی دروکنه!:ما با هم بودیم،توی قاب عکس بودیم،ولی تو رفتی،برنگشتی!
یاد سدی* زیر لب میگه:
-نیدونم برم،نیدونم نرم،نیدونم بهتره برم،نیدونم بهتره نرم،نیدونم بمونم،نیدونم نمونم،نیدونم بهتره بمونم،نیدونم بهتره نمونم،نیدونم الان برم،نیدونم الان نرم،نیدونم فردا برم،نیدونم فردا نرم،نیدونم خوبه،نیدونم بده؟نیدونم که نیدونم،نیدونم که نیدونی،نیدونی که نیدونم،نیدونم که بدونم،نیدونم که ندونم،نیدونی که نیدونم،نیدونی که نیدونیم!نیدونم برم؟نیدونم نرم؟!
سرافینا نقاشی میکشه!
الکسا تو کفه میتینگه!
فلور چکششو برق میندازه!
گابر یه بشقاب تخمه بغل دستش گذاشته،به این افراد نگاه میکنه و میخنده!
چو تنها فردیه که فکر میکنه!
-چرا چرند میبافی؟میخوای مثلا پستتو طولانی کنی؟
-تو حرف نزن ببینم!خودم میدونم چیکار میکنم!
(ببخشید دیگه!برنامه زنده س!)
ناگهان چو حدود سه متر(عینهو گربه هه!)میپره هوا:ایول!پیدا کردم!
ملت:چی رو؟کی رو؟منو؟اونو؟اونارو؟شمارو؟تورو؟خره رو؟گاوه رو؟گل سرتو؟گیره سرتو؟کش سرتو؟سنجاق سرتو؟جورابتو؟شلوارتو؟بلوزتو؟تی شرتتو؟مامانتو؟باباتو؟داداشتو؟آفتابه تو؟خواهرتو؟عمه تو؟خاله تو؟دایی تو؟عمو تو؟مادربزرگتو؟پدربزرگتو؟دختر خاله تو؟پسرخاله تو؟دختر عمو تو؟پسر دایی مامانتو؟دستبندتو؟گردنبندتو؟گوشواره تو؟
فردا صبح:
-کتابتو؟خودکارتو؟مدادتو؟پاک کنتو؟تراشتو؟خودنویستو؟ماژیکتو؟جواب سوالتو؟
چو:آها!آها!دارید نزدیک میشید!
و ملت ذوق مرگ میشن!
چو بدون توجه ادامه میده:میتونیم یه کاری کنیم!...بریم کلید کمد رو از خوابگاه پسرا پیدا کنیم،بعد یه موقعی که تو خوابگاهشون نیستن،یا مثلا خوابن،بریم کریچو آزاد کنیم!
_____________
نکته:یاد و خاطره ی سدی داشت اون اطراف پرسه میزد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: یکشنبه 11 تیر 1385 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
الکسا : ولی صبر کنین، من پیشنهاد بهتری دارم.
دخترا همه برمیگردن به طرف الکسا. الکسا به دیواری که کنارش خوابگاه پسراس اشاره میکنه.
الکسا : ببینین، خوابگاهشون همین بغله، اگه ما بخوایم از در بریم تو، اونا وقت دارن اثار جرم رو از بین ببرن و صحنه رو پاکسازی کنن! ولی اگه ما از دیوار یه نقبی چیزی بزنیم، غافلگیر میشن!
فلور : هرچند احساس میکنم تو به شدت این چند وقته فیلمای پلیسی-جنایی دیدی، ولی باهات موافقم.

فلور به سمت دیوار میره و اینچ به اینچ اونو مورد بررسی قرار میده و هر از چند گاهی با چوبش سیخونکی به دیوار میزنه.
ملت همه مشکوکانه به حرکات ابلهانه فلور نگاه میکنن.
فلور :بابا دارم نگاه میکنم ببینم شاید گیلدی اینورا سوراخی چیزی گذاشته باشه، معمولا همه جا سوراخ داره. اها ایناها، پیدا کردم! دیدین گفتم!
همه دور فلور جمع میشن و میبینن که دقیقا پشت تخت پنی، یه سوراخ اندازه یه گردو هست.
الکسا : واستین ببینم، مشکوکه، چرا این سوراخ دقیقا اینور تخت پنیه؟ پنی؟ تو هم بوووووق؟
لونا : باب ول کن الان، میگما، ما که از این سوراخه رد نمیشیم، میشیم؟
فلور : لازم نیس رد بشیم، یه وسیله ای هست، اسمش پریسکوپه، تو دنیای ماگلاس، یه دونه سریع میسازیم و از این رد میکنیم، بعدش میتونیم ببینیم اونور چه خبره!
الکسا : یه خورده سه نیس ما داریم از وسایل ماگلی استفاده میکنیم؟
آوریل : تا کی این دیدت میخواد بسته باشه؟ ها؟ تا کی؟ همین آدمای نژاد پرستی مثل شما هستن که اجازه نمیدن این جامعه پیشرفت کنه! همین آدمای امثال تو....
فلور : آوریل راست میگه، هدف وسیله رو توجیح میکنه!
و سه سوت میره لوله ای که دست کارگردان بود رو دو در میزنه و بعدش میره سراغ کیف مادام ماکسیم و دو تا از آینه هاش رو بر میداره و با دقت مشغول ساختنش میشه.

***ساعتی بعد***
فلور شاهکار هنریش رو نشون بچه ها میده. همه با دیدن لوله صورتی که روش گلهای بنفش داره و روبانهای ضایع صورتی رنگی ازش آویزوونه و به طرز معجزه آسایی برق میزنه، عوق میزنن!
فلور : میدونم خیلی رنگش ضایعس ولی رنگش مهم نیس، مهم فایده اشه!
فلور سه سوت لوله رو میکنه تو سوراخ و یهو یه صدای داد میاد!
- : یواااااه!
فلور : این صدای چی بود؟ بعد سرشو میبره نزدیک سوارخ : کی اونجاس؟
- : هیس فلور، داد نزن، منم کریچ!
فلور : تو اونجا چه غلطی میکنی؟ مگه قرار نبود کف تالار رو تمیز کنی؟
کریچ : چرا، ولی این پسرا منو انداختن توی این کمده، درو هم قفل کردن، نمیدونم چیکار کنم!
فلور : نترس کریچ، ما نجاتت میدیم!
الکسا به صورت زیر لبی : یعنی انقده خریم؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: یکشنبه 11 تیر 1385 08:19
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع جدید!!
------
کریچ تو کمد!

_ نه بچه ها... خواهش میکنم!... اوهو... ایهی!
اما ملت پسر مگه گوششون بدهکاره؟! نه خیر! دست و پای کریچر رو گرفتن، و دارن به زور میکننش توی کمد! دویل هم میگه:
_ حقته! حالا میری ما رو به ملت لو میدی؟!
کریچر هنوز داره پیچ و تاب می خوره! ایوان دنباله ی حرف دویل رو میگیره و میگه:
_ حالا دیگه میگی که ما این تو چه غلطی میکنیم؟!... هان؟!...باید بری تو کمد!
یهو بینزی از راه می رسه و باز جو نصیحت میگیردش و موعظه کنان میگه:
_ بچه ها! این کارها خوب نیست... بیایید... آخ!
اکتا با عصاش میزنه تو سر بینز! بینز هم مغزش تکون میخوره و دوباره میشه بینز همیشگی و با شور و شوق میگه:
_ ایول!... بزنیدش!... یعنی همون بندازینش تو کمد تا ادب شه!

چند لحظه بعد!
_ هوم....ممووم....بموم!!
اکتا با بدبختی میگه:
_ ای خدا!... باز این چی میگه دیوونم کرده!

از اون طرف، خوابگاه دخترا که چفت مال پسراست!
_ میگما! اینا مشکوک ساکت شدن!
توجه همه دخترا به فلور جلب میشه! بعد الکسا هم دنباله ی حرف فلور رو میگیره و میگه:
_ ها راست میگه! کریچر که میگفت اینا هر شب بووووق! حالا چی شده؟!
لونا هم که حس فضولیش مثل همیشه گل میکنه در حالی که به سمت در میره، میگه:
_ باید سر در بیاریم!!
دخترا همه بلند میشن، میرن طرف در و میگن: دوخاخاخاخاخا !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!