نام پست: ققی، خراب رفاقت، شهید راه آزادی!!!
هدف: ادامه ی پست آنیتا
=====================================
کریچر میبینه خیلی اوضاع سه هست و چشم امید ملت ریونی به کریچر دوخته شده؛ بلند میشه و به طرف اعلی حضرت راه می یفته، بلکه بتونه یه راه نجاتی برای بلاک نشدن پیدا بکنه! البته خودشم خوب میدونه که این عله حرف حساب گوش کن، نیست که نیست!
پا میشه میره و میگه عله جون من خودم دولت تعیین میکنم بیخیال این ملت شو بعد میبینه دوباره سه شد میگه و اون دولت متعلق به توست...
عله: چی میگه؟
کریچر: چی و چی میگه؟ دولت نمیخوای که نخواه... میرم دولتم رو به ولدی جونم تقدیم میکنم...خیلی دلت بخواد...
و بعد از اینکه زبانش رو به نوک دماغش متصل میکنه میره بیرون... عله : صبر کن ببینم و میدوه بیرون و ناگهان در بیرون خوابگاه جنگی شدید بین مدیر و صاحبخونه برپا میشه...
_ آقا کات کات.
رزی: چی شد آقا؟
کارگردان: بابا خیلی سه بازی شده تا جفتمون رو بلاک نکردن تموم کن این برنامه رو...
رزی: آقا درسته من دارم ادامه ی برنامه ی آنیتا رو میرم.
کارگردان: تو بیجا میکنی....اون برنامه تموم شد....
رزی: خب ببخشید
رزی دوباره به جریان برنامه برمیگرده و سریعا خودش رو به تالار عمومی میرسونه...همه رو صدا میزنه و وقتی ملت توی تالار جمع شدن شروع میکنه:
آقا شما به چه حقی ورداشتین عله رو آوردین توی خوابگاه ما....اصلا مگه عله جان بیکاره بخواد بیاد اینجا ببینه ما توی خوابگاه همدیگه میریم یا نه...اصلا وقتی هنوز کسی به عله نگفته ما تو خوابگاه پپسراییم شما به چه حقی میگین علـــــــــــــه؟ هان؟؟؟؟؟
ادی به نمایندگی از ملت غیور ریون جلو میاد و میگه: خوب رزی جون؛ ما کی گفتیم عله اومده تو خوابگاهمون؟
رزی: ااااااااا....همین دیروز بود ها...
ادی: خسته نباشی...تو در مقابل دوربین مخفی بودی
الکسا: ادی نبینم دیگه از این تیکه های خز استفاده کنی ها، وگرنه...
ادی : چشم؛ خوب ببین تو در توهم بودی...
الکسا :آفرین شوور گلم
دخترا: خاک بر سر شوهر ذلیلت الکسا
الکسا : اصلا حالا که اینجوری شد، اگه از خوابگاه شوورم نرین بیرون قرصا رو جمع میکنم تا دیگه نرین توی توهم ...
ملت دختر به سمت در خوابگاه حمله ور میشن تا لذت دوباره ی قرص اکسی را از دست ندهند
====================================
بازم ببخشید بچه ها

هیچوقت اون چیزی که دوست دارم از آب در نمیاد ولی خوب چی کار کنم دیگه؟