زاخی و ایوانا بعد از یه مدتی برمی گردن .
ایوانا : کسی نیومد مغازه اندرو؟؟
اندرو : نمی دونم.فکر نکنم.م...
ایوانا : ما تو رو بی خودی این جا نذاشتیم که!!
اندرو : من که مسئول این جور کار ها نیستم!!
ایوانا : ولی...
اندرو : ولی بی ولی.
زاخی : خب تا حالا داشتی چی کار می کردی؟؟؟
اندرو : داشتم یه لیست اماده می کردم لیست....
ایوانا : لیست چی؟؟
اندرو : می ذاری دو کلمه حرف بزنم یا نه؟؟
ایوانا : خب....
اندرو : می رم خونه و بعدا یه لیست برات میارم از یه سری وسایل جدید.خوبه؟؟
ایوانا : وای مرسی.ببخشید . اگه می دونستم.........
تق.ولی اندرو از در رفته بود بیرون.
ایوانا : ناراحت شد؟؟
اما زاخی تا اومد جواب بده در باز شد و یه مشتری اومد تو.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[continious]] فروشگاه لوازم جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/02
آخرین ورود: چهارشنبه 30 تیر 1389 20:01
از: معلوم نیست!دوره گردم!
پستها:
660

جزئیات کاربر

زاخی:خب رومیلدا جان دیگه نمیخواد اینقدر خودت رو خسته کنی.از این به بعد من مسئول حمل و نقلم.
رومیلدا:واقعا؟؟خدا عمرت بده.این جعبه هارو این همه آوردم خسته شدم.
زاخی:خواهش.ببینم ایوانا بهتر نیست یه سری لوازم سفری برای کسایی که با خودرو سفر میکنن بیاریم؟؟؟لوازم ماشین منظورمه.
ایوانا:فکر بدی نیست.تو هم عقلت خوب میرسه ها زاخی.
زاخی:چاکرم.
آخه من یه زمانی جزو تیزهوشان بودم.
ایوانا:بابا تیز هوش.
رومیلدا:حالا چرا یه زمانی.مگه دیگه نمیری؟؟
زاخی:نه بابا اینقدر شلوغ کردم بیرونم کردن.ولش کنین من از گفتن خاطرات گذشته خوشم نمیاد.میگم بهتر نیست برای مغازه تبلیغم بکنیم؟
ایوانا:خب چرا.حالا اونو بزار برای بعدا.خود مغازه رو کاملا رو به راه بکنیم بعد.
زاخی:اوکی.در ضمن اسپانسر هم بد چیزی نیست.
ایوانا:من اسپانسر مسپانسر حالیم نیست.باید به مسئول بازاریابی بگی.
زاخی:اها.راست میگی.باید به رومیلدا بگم.
رومیلدا که حواسش نیود:چی رو به من بگی؟
زاخی:هیچی.بیا بریم قدم بزنیم برات میگم.
زومیلدا:باشه بریم.
رومیلدا:واقعا؟؟خدا عمرت بده.این جعبه هارو این همه آوردم خسته شدم.
زاخی:خواهش.ببینم ایوانا بهتر نیست یه سری لوازم سفری برای کسایی که با خودرو سفر میکنن بیاریم؟؟؟لوازم ماشین منظورمه.
ایوانا:فکر بدی نیست.تو هم عقلت خوب میرسه ها زاخی.
زاخی:چاکرم.
آخه من یه زمانی جزو تیزهوشان بودم.ایوانا:بابا تیز هوش.
رومیلدا:حالا چرا یه زمانی.مگه دیگه نمیری؟؟
زاخی:نه بابا اینقدر شلوغ کردم بیرونم کردن.ولش کنین من از گفتن خاطرات گذشته خوشم نمیاد.میگم بهتر نیست برای مغازه تبلیغم بکنیم؟
ایوانا:خب چرا.حالا اونو بزار برای بعدا.خود مغازه رو کاملا رو به راه بکنیم بعد.
زاخی:اوکی.در ضمن اسپانسر هم بد چیزی نیست.
ایوانا:من اسپانسر مسپانسر حالیم نیست.باید به مسئول بازاریابی بگی.
زاخی:اها.راست میگی.باید به رومیلدا بگم.
رومیلدا که حواسش نیود:چی رو به من بگی؟
زاخی:هیچی.بیا بریم قدم بزنیم برات میگم.
زومیلدا:باشه بریم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/31
آخرین ورود: چهارشنبه 2 بهمن 1387 06:24
از: تالار خصوصی گریفیندور!
پستها:
246

ایوانا:خب...عالیه!واقعا ممنونم زاخاریاس! :bigkiss:
زاخی:خواهش!
ایوانا:پس تو هم به عنوان کارمند چهارم مغازه ای و ....
تق تق تق
ایوانا:در بازه
در باز شد و اندرو و رومیلدا با جعبه های بزرگی وارد شدند....
رومیلدا در حالی که بسته ای را روی پیشخوان میداشت:اوف!خسته شدم!
زاخی:اینا چیه؟!
اندرو خودشو تلپی رو صندلی انداخت: زیر بشقابی های پرنده!
ایوانا:چه خبره این همه؟!
اندرو:خودت گفتی اگه خوب بود بیارمش!
ایوانا:آره ولی...
اینا همش زیر بشقابین؟
رومیلدا در حالی که در یک جعبه را باز میکرد:نه....لوازم دیگه مثل نمکدون تا بی نهایت ، چنگال کاغذی و چیزای دیگه هم هستن.
ایوانا:راستی رومیلدا تو کجا بودی تو این مدت؟!
زاخی:خواهش!
ایوانا:پس تو هم به عنوان کارمند چهارم مغازه ای و ....
تق تق تق
ایوانا:در بازه
در باز شد و اندرو و رومیلدا با جعبه های بزرگی وارد شدند....
رومیلدا در حالی که بسته ای را روی پیشخوان میداشت:اوف!خسته شدم!
زاخی:اینا چیه؟!
اندرو خودشو تلپی رو صندلی انداخت: زیر بشقابی های پرنده!
ایوانا:چه خبره این همه؟!
اندرو:خودت گفتی اگه خوب بود بیارمش!
ایوانا:آره ولی...
اینا همش زیر بشقابین؟رومیلدا در حالی که در یک جعبه را باز میکرد:نه....لوازم دیگه مثل نمکدون تا بی نهایت ، چنگال کاغذی و چیزای دیگه هم هستن.
ایوانا:راستی رومیلدا تو کجا بودی تو این مدت؟!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
!!Let's rock 'n' ROLE
جزئیات کاربر

زاخی:سلام ایوانا.خوبی؟
ایوانا:سلام.ممنون.کاری داشتی؟؟
زاخی:آره اومدم یه پیشنهاد بهت بدم.
ایوانا:چه پیشنهادی؟؟
زاخی:میگم بهتر نیست یه نفر رو برای حمل و نقل بزاری؟؟
ایوانا:یعنی چی؟؟
زاخی:یعنی اینکه مثلا این جنسای جدید رو بیارن دم در مغازه.من میتونم این کارو انجام بدم.در ضمن میتونی هر کار دیگه ای از قبیل خرید خوراک و چه میدونم خرید خونه و از این جور چیزا هم میتونم بکنم.
ایوانا:مطمئنی این لازمه؟؟
زاخی:خب بله.پس کی میخواد جنسارو بیاره دم در مغازه؟؟
ایوانا:حالا مثلا اگر بخوام یه چنین پستی رو بزارم تو چه شکلی این کارو انجام میدی؟؟
زاخی:کاری نداره که جاسم و نورممد
خودمونو میارم اینجا جنسارو خالی میکنن.منم روی کارشون نظارت میکنم و میگم که چی کار کنن.
ایوانا:خب.....
ایوانا:سلام.ممنون.کاری داشتی؟؟
زاخی:آره اومدم یه پیشنهاد بهت بدم.
ایوانا:چه پیشنهادی؟؟
زاخی:میگم بهتر نیست یه نفر رو برای حمل و نقل بزاری؟؟
ایوانا:یعنی چی؟؟
زاخی:یعنی اینکه مثلا این جنسای جدید رو بیارن دم در مغازه.من میتونم این کارو انجام بدم.در ضمن میتونی هر کار دیگه ای از قبیل خرید خوراک و چه میدونم خرید خونه و از این جور چیزا هم میتونم بکنم.
ایوانا:مطمئنی این لازمه؟؟
زاخی:خب بله.پس کی میخواد جنسارو بیاره دم در مغازه؟؟
ایوانا:حالا مثلا اگر بخوام یه چنین پستی رو بزارم تو چه شکلی این کارو انجام میدی؟؟
زاخی:کاری نداره که جاسم و نورممد
خودمونو میارم اینجا جنسارو خالی میکنن.منم روی کارشون نظارت میکنم و میگم که چی کار کنن.ایوانا:خب.....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/31
آخرین ورود: چهارشنبه 2 بهمن 1387 06:24
از: تالار خصوصی گریفیندور!
پستها:
246

ایوانا:من که موافقم!فقط تو و رومیلدا باید زودتر محصولات جدید پیدا کنین!
اندرو:چرا؟
ایوانا:برای اینکه این محصولات فعلی ما داره کم کم از مد میفته! ببین، ساحره ها مدلای جدید رو میپسندن!
اندرو:آهان!باشه! ولی مثلا" چه چیزایی...؟!
ایوانا:نمیدونم! ولی شنیدم که یه نوع زیر بشقابی پرنده اومده. برین تحقیق کنین بعد اگه سود توش بود معامله رو تموم کنیم!
اندرو:اوکی! پس من رفتم! راستی جارو تو قرض میدی؟! جاروی خودم تو آشپزخونم جا مونده!
ایوانا:باشه برش دار!البته مالی نیست ، پاک جارو ۳۶۰ هست!
اندرو:باشه...
و از مغازه بیرون رفت!
ایوانا زیر لبی گفت:پس این دبی و رومیلدا کجان؟!
و رفت پایین تا از پنجره ی اونجا کلاس رقص دبی رو که روبه رو مغازه بود دید بزنه!
در همین هنگام ناگهان در مغازه باز شد...
اندرو:چرا؟
ایوانا:برای اینکه این محصولات فعلی ما داره کم کم از مد میفته! ببین، ساحره ها مدلای جدید رو میپسندن!
اندرو:آهان!باشه! ولی مثلا" چه چیزایی...؟!
ایوانا:نمیدونم! ولی شنیدم که یه نوع زیر بشقابی پرنده اومده. برین تحقیق کنین بعد اگه سود توش بود معامله رو تموم کنیم!
اندرو:اوکی! پس من رفتم! راستی جارو تو قرض میدی؟! جاروی خودم تو آشپزخونم جا مونده!
ایوانا:باشه برش دار!البته مالی نیست ، پاک جارو ۳۶۰ هست!
اندرو:باشه...
و از مغازه بیرون رفت!
ایوانا زیر لبی گفت:پس این دبی و رومیلدا کجان؟!
و رفت پایین تا از پنجره ی اونجا کلاس رقص دبی رو که روبه رو مغازه بود دید بزنه!
در همین هنگام ناگهان در مغازه باز شد...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
!!Let's rock 'n' ROLE
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/02
آخرین ورود: چهارشنبه 30 تیر 1389 20:01
از: معلوم نیست!دوره گردم!
پستها:
660

اندرو : خب.بازاریابی؟؟بد نیست ولی....
ایوانا :ولی چی ؟
اندرو : ممکنه یه نفر پیشرفت کنه؟؟
ایوانا : .......
اندرو : هان یه چیز دیگه 3 نفر فقط برای بازاریابی؟؟؟
ایوانا : ............
اندرو : فکر کنم برام جالب باشه یه چنین جایی کار کنم.اگه موافق بودی به من خبر بده.
-----------------------------------------------------
ببخشید که این طوری شد اما باید این سوال ها رو می پرسیدم.
ایوانا :ولی چی ؟
اندرو : ممکنه یه نفر پیشرفت کنه؟؟
ایوانا : .......
اندرو : هان یه چیز دیگه 3 نفر فقط برای بازاریابی؟؟؟
ایوانا : ............
اندرو : فکر کنم برام جالب باشه یه چنین جایی کار کنم.اگه موافق بودی به من خبر بده.
-----------------------------------------------------
ببخشید که این طوری شد اما باید این سوال ها رو می پرسیدم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/31
آخرین ورود: چهارشنبه 2 بهمن 1387 06:24
از: تالار خصوصی گریفیندور!
پستها:
246

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/31
آخرین ورود: چهارشنبه 2 بهمن 1387 06:24
از: تالار خصوصی گریفیندور!
پستها:
246

ایوانا:کل چیزایی که گفتی میشه ۲۲۵۶۰ گالیون!
اندرومیدا:
ایوانا: شماره حسابم هم ۸۴۳ هست!
اندرومیدا:باشه....راستی شرایط همکاری....
ایوانا:آهان!فقط یه پست مونده اونم اینه که یا بازاریابی کنی یا کمک دبی کنی!کدومو میخوای؟
اندرومیدا:بذار فکر کنم!
ایوانا:راستی دبی!از اتفاقی که برای کلاست افتاد واقعا متاسفم!به پیشنهادم فکر کن!
دبی:پیشنهاد؟!
ایوانا:تو کلاس رقص!
اندرومیدا:
ایوانا: شماره حسابم هم ۸۴۳ هست!
اندرومیدا:باشه....راستی شرایط همکاری....
ایوانا:آهان!فقط یه پست مونده اونم اینه که یا بازاریابی کنی یا کمک دبی کنی!کدومو میخوای؟
اندرومیدا:بذار فکر کنم!
ایوانا:راستی دبی!از اتفاقی که برای کلاست افتاد واقعا متاسفم!به پیشنهادم فکر کن!
دبی:پیشنهاد؟!
ایوانا:تو کلاس رقص!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
!!Let's rock 'n' ROLE
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/02
آخرین ورود: چهارشنبه 30 تیر 1389 20:01
از: معلوم نیست!دوره گردم!
پستها:
660

اندرو در حال رد شدن از در مغازه بود و اونو خوند و در و باز کرد و رفت تو .
ایوانا : برای همکاری اومدین ؟؟اول باید این فرم رو پر کنین.
اندرو : نه.شاید.ولی فعلا چند تا جنس می خوام.
ایوانا : اووه.ببخشید.اگه می شه لیست کاملشو رو یاین برگه بنویسید میارم خدمتتون.و اون طرف هم لیست کامل اشیا و قیمت هاشون هست.
اندرو : مرسی.و شروع به نوشتن می کنه:
شنل جادویی و فصلی رنگ ابی آسمونی.
سری کامل قابلمه سفری
جا لباسی هوشمند و جادویی!
آبمیوه گیر جادویی!
چاقوی سیریوس!
اندرو : بفرمایین. فعلا فقط همین ها.
ایوانا: الان می برید؟؟
اندرو : نه بعدا میام همه رو می برم.و در ضمن اگه می شه شرایط همکاری تون رو هم بگین....
ایوانا : نمی فهمم منظورتونو؟؟
اندرو : بگید که همکاری که می خواین باید چه شرایطی داشته باشه و از این جور چیز ها...
ایوانا: ...............
ایوانا : برای همکاری اومدین ؟؟اول باید این فرم رو پر کنین.
اندرو : نه.شاید.ولی فعلا چند تا جنس می خوام.
ایوانا : اووه.ببخشید.اگه می شه لیست کاملشو رو یاین برگه بنویسید میارم خدمتتون.و اون طرف هم لیست کامل اشیا و قیمت هاشون هست.
اندرو : مرسی.و شروع به نوشتن می کنه:
شنل جادویی و فصلی رنگ ابی آسمونی.
سری کامل قابلمه سفری
جا لباسی هوشمند و جادویی!
آبمیوه گیر جادویی!
چاقوی سیریوس!
اندرو : بفرمایین. فعلا فقط همین ها.
ایوانا: الان می برید؟؟
اندرو : نه بعدا میام همه رو می برم.و در ضمن اگه می شه شرایط همکاری تون رو هم بگین....
ایوانا : نمی فهمم منظورتونو؟؟
اندرو : بگید که همکاری که می خواین باید چه شرایطی داشته باشه و از این جور چیز ها...
ایوانا: ...............
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج