(ديدم شناسم هنوز بازه گفتم يه حالي بدم به خودم يه نمايشنامه خاله بازي اينجا بزنم حال كنيد!!!...ياد بگيريد خاله بازي رو!!!
)=====================================
همه داشتن به سمت در ميرفتن كه يه دفعه رز ميگه:بچه ها به نظرتون يه چيزي تو خوابگاه كم نشده؟
همه ي دخترا با هم همه خوابگاه رو نگاه ميكنن!
هلنا:من كه چيزي نميبينم!
هلگا:به نظر منم كه چيزي كم نشده!
رز كه كلافه شده بود شروع ميكنه به غر غر كردن:بابا شما خيلي خنگيد!....پسرا هيچ كدوم سر جاي خودشون نخوابيدن!!!
همه ي دخترا هم كه خنگ اصلا برنميگردن نگاه كنن و....
هلگا:يعني چي؟...يعني يكي سر جاي من خوابيده اشتباهي؟...نه!!!!!...مامان ن جامو ميخوام!
رز:نخيرم!...هيچ كدومشون اصلا روي تختا نخوابيدن!
همه تازه گرفته بودن چي شده و به تختا نگاه ميكردن!
هپزيبا:بچه ها يعني اينا كجا رفتن؟
همه با تكون دادن شونه هاشون ميگم كه ««نميدونيم!»»
هپزيبا:هر چي هست بيرون از خوابگاه بايد باشن!
همه:درسته!!!
هپزيبا:پس بهتره بريم دنبالشون ببينيم دارن چي كار ميكنن!!
همه:درسته!!!
هپزيبا به بقيه نگاه ميكنه!
هپزيبا:خب بريم ديگه!
همه:درسته!!!
هپزيبا:
سوسك!همه:درسته!!!
هپزيبا:گوشتكوب اچ سي او!
همه:درسته!!!
هپزيبا:شاهزاده ايراني!
همه:درسته!!!
هپزيبا:خاله بازي مفرط!
همه:درسته!!!
هپزيبا:همتون كوفت بگيرين!!!!!!!
همه:درسته!!!
هپزيبا:من كه قهرم با همتون!!!
همه:درسته!!!!
يه دفعه همه دخترا با هم ميزنن زير خنده و ميرن هپزيباي گريان رو كه دست انداخته بودنش رو دلداري ميدن و با هم از در خوابگاه بيرون ميرن!
همه داشتن از پله هاي خوابگاه به سمت پايين ميمودن كه يك دفعه صداي قفل شدن چيزي رو در پشتشون شنيدن!
هلگا بدو بدو به سمت خوابگاه برميگرده و هر چي سعي ميكنه در رو باز كنه در باز نميشه و حتي با آلاهومورا هم همين طور!
هلگا:بچه ها يه خبر بد!...همه ي پسرا تويه خوابگاه قايم شده بودن و فكر كنم امشب رو بايد رويه زمين بخوابيم!
همه:
====================================
و زاخي خاله باز تقديم ميكند!!
خدايي من خداي خاله بازيم!!!
هر كسي بتونه در حد من خاله بازي بكنه من بهش يه جايزه ميدم خفن!!!
خب ديگه بسته پررو شدين!
ديگه سعي ميكنم با زاخي افتخار ندم!!!
پاشو گمشو برو دامبلدور نشستي پشت زاخي داري مينويسي!...يعني چي؟...گند زدي به هر چي زاخارياس اسميته!!!!
ولي خداييش ته خاله بازي بود ايول!..شارژ شدم كه با دومبول بيشتر كار كنم!!!
فعلا تا يه مدت ديگه!
**دامبلدور**
ويرايش!!!:
خب خب آلبوس جان پستت پر از اشكال بود!
1-چرا من بايد روي زمين بخوابم؟من تختم رو ميخوام!
2-چه مشكوك...پسرا اون تو چيكار ميكنن؟
3-چرا گريه هپزيباي بيچاره رو درآوردي؟
4-يه تيكش پر از ديالوگ بود!فضا سازي كن!
5-پست خيلي خيلي باحالي بود!
خب من جوابت رو ميدم!
1-چون دخترا لياقتشون همينه!(شوخي!)
2-بابا اولا خوابگاه مختلطه!
ثانيا پسرا شنل نامرئي پوشيده بودن!
3-هميني كه هست!...ميخواد بخواد نميخواد نخواد!!
4-حالا اين جدي شد ايول!...خب وقتي ميگيم فضاسازي نه اينكه كل پست بشه فضاسازي كه!..من كلا تويه هر جايي كه ناظرا ميان ميگن اين يه تيكه پر از ديالوگ بود ميرم بهشون تذكر ميدم كه اينو نگين!...به هر حال يه جايي از پست بايد ديالوگ باشه ديگه!..ناسلامتي نمايشنامستا!
در ضمن تويه نقد پست پيتر گفته بودم كه اين تاپيك همين شكليه!..بهتره نقد پست پيتر رو هم بخوني!
(من براي همين گفتم نقد كني اتفاقا!...حالا يه چيزي حداقل از من ديوونه ياد ميگيري!....ميدونستم از اين قسمت ايراد ميگيري ولي اشتباه كردي!...از قصد اين شكلي نوشتم تا بفهمي كه هر ديالوگ زيادي ديالوگ زياد نيست و هر تاپيكي واسه خودش با تاپيكهاي ديگه درجات مختلفي داره!
)**دامبلدور**
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
