یکی از بروبچ وارد می شود: سلام ملت جادویی عزیز کسی این دارک ما رو ندیده؟
مودی: نه چند روزیه ازش خبری نیست نمی دونم چی شد بعد از اون جریان چیپس( مودی چیپس خودش رو قایم می کنه!) ناپدید شد.
... هموبلا کمک هممم
- این صدا از کجا بود؟
- از طرف اون میزی بود که دارک نشسته بود.
- ا بچه ها اینجا یه دریچس
تام: آره اون رو گذاشتم هر کی پول نداد می کشم می یوفته توی یه اتاق جادویی که نمی شه از توش بیرون اومد!
مرلین: ا ا چرا پس این بنده خدا رو انداختی اون تو
تام: آخه با اون جریان چیپس و پنیر بد نامم کرد الان هم مجبور شدم چیپس بیارم
مرلین: کو منکه نمی بینم
مودی: سسسسیسسسس (یواشکی) بعدا بهت میدم چیپس نامرئیه برای اینکه ضایع بازی نشه نامریش کردم...
اسنیپ: حالا این بنده خدا رو در بیارین بابا
تام: باشه( یه دستگیره رو میکشه) من پرت می شم بیرون می یوفتم رو غذای مودی
من: آخیش بابا من اینقدر داد وهوار کردم نامردا اونقدر مشغول فاج و فیل بودین اصلا نفهمیدین... هووووو اه اه این چی بود من افتادم روش ؟
تام

نابودت می کنم!!! با یه طلسم کهن چطوری؟ آریپرسموس.... (هواسم پرت میشه! هاههاهاهاههااا :-D :-D ) مودی ریش مرلین رو ببین عینه مشعل شده اژدهای هاگرید آتیش زده اصلا حواسش نیست

)
مودی: آره ریشش جادوییه نمی سوزه فقط روشن مونده!
من: خوب بگذریم شنیدم درباره چیپس و پنیر صحبت می کردین کسی منو مهمون می کنه؟