بعد شروع میکنه به راه رفتن،و به همه نیگا میکنه و همه رو نام میبره:
دراکو مالفوی،رون ویزلی،فرد و جرج،کراب، گویل،سدریک،خوبه خوبه،هاگرید،دارک لرد،چو چانگ و بله بله دوستش،دوست چو چانگ!(اسمش یادم نمیاد!یه چیز تو مایه های اجکمب بود!کتاب 5 دستم نیست نیگا کنم!) خون آشام و مرلین و البته هری و سائورون و صاحاب اینجا!
خوب خون آشام و مرلین که خودمونین!
بعد یهو روی زمین نگاهش به یه چیزی ثابت میمونه!
خون آشام:مودی چی شده!؟
مودی: سوسک!
فیتال: بابا کارآگاه(اینو با طعنه میگه!)از سوسک میترسی؟
مودی با تعجب اونو نیگا میکنه.
مرلین و خون آشام: سوسک؟
و بعد 3 تایی با هم میگن: اسکیتر!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

نابودت می کنم!!! با یه طلسم کهن چطوری؟ آریپرسموس.... (هواسم پرت میشه! هاههاهاهاههااا :-D :-D ) مودی ریش مرلین رو ببین عینه مشعل شده اژدهای هاگرید آتیش زده اصلا حواسش نیست
)