رودلفس
خب من هم شروع کردم و باز هم معذرت میخوام به خاطر داستان نویسی ضعیف خودم
صدای خانم بلک بود که تو خونه می پیچید
رودلفس بیدار شو
رودلفس با صدا ی بمی
گفت :چشم مامان
رودلفس دست صورت شو شست و رفت که سبحانه بخوره جغد بزرگی از پنجره اومد تو و اومد روی میز نشست و پاشو جلو اورد
رودلفس : بالاخره اومد
روی نامه با خط طلایی
ادرس خونه
نامه رو باز کرد
مدرسه علوم فنون جادوگری هاگوارتز
به مدریت ارمنت پید
بدین وسیله به اطلاع می رسانیم که جای شما در مدرسه ی علوم فنون جادوگری هاگوارتز محفوظ است فهرست کتاب های درسی و وسایل مورد نیاز دانش اموزان ضمیمه ی این نامه است
اغاز سال جدید اول ماه ستامپر است خواهشمند است حداکثر تا سی و یکم ژوییه جغدی برایمان بفرسیتد منتظر جغد شما هستم
با تقدیم احترامات
البوس دامبلدورمعاون
مدرسه
رودلفس مادر وسایلمو میری بگیری
خانم لسترنج :متاسفم رودی دادشت حالش بده باید بمونم خونه از اون مرافبت کنم
رودلفس ناراحت شد ولی گفت :اشکال نداره خودم میرم
ادامه دارد به علت پاره ای پریدن ها حوصله ندارم ادامه شو بنویسم تا شب