تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهی ترینهای سایت جادوگران برای انتخاب بهترینهای فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا میشود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایستهی این فصل یاری کنند.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

دامبلدورو ببين كه چه علم كرده ...............يه جادو خورده شكمش ورم كرده...............يا شايد مك گونگال دنبالش كرده
دوست عزيز، اگر ميخواي كه از فونت هاي ديگه و رنگ ها مختلف استفاده كني، يه جوري انتخاب كن كه طرف بتونه متنت رو بخونه .
دنيس كريوي
دوست عزيز، اگر ميخواي كه از فونت هاي ديگه و رنگ ها مختلف استفاده كني، يه جوري انتخاب كن كه طرف بتونه متنت رو بخونه .
دنيس كريوي
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دنيس كريوي در 1384/3/24 13:25:16
ل _ پ _ پاتر
جزئیات کاربر

یوزری باید ساخت
باید انداخت به کار
دور باید شد از این رول پلیینگ *
که در آن هیچ کسی نیست که در فروم رول
قهرمانان را ایفا کند
یوزر از رنک تهی
و دل از آرزوی گالری
هم چنان خواهم ماند
نه به عنوان ها دل خواهم بست
نه به چت باکس یوزرانی که سر از سایت برون می آرند
و در آن تابش بیکاری اعضای کهن
می فشانند درود از سر آی دی هاشان
هم چنان خواهم ماند
در فروم عنوانی است
که در آن پست ها رو به تجلی باز است
امضاها جای شکلک هایی است
که به آواتار اعضای قدیم مینگرند
دست هر عضو 10 ماهه ی سایت تاپیک فعالی است
......
در فروم عنوانی است
یوزری باید ساخت
--------------------
*: دوباره میسازمت رول پلیینگ
باید انداخت به کار
دور باید شد از این رول پلیینگ *
که در آن هیچ کسی نیست که در فروم رول
قهرمانان را ایفا کند
یوزر از رنک تهی
و دل از آرزوی گالری
هم چنان خواهم ماند
نه به عنوان ها دل خواهم بست
نه به چت باکس یوزرانی که سر از سایت برون می آرند
و در آن تابش بیکاری اعضای کهن
می فشانند درود از سر آی دی هاشان
هم چنان خواهم ماند
در فروم عنوانی است
که در آن پست ها رو به تجلی باز است
امضاها جای شکلک هایی است
که به آواتار اعضای قدیم مینگرند
دست هر عضو 10 ماهه ی سایت تاپیک فعالی است
......
در فروم عنوانی است
یوزری باید ساخت
--------------------
*: دوباره میسازمت رول پلیینگ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/09
آخرین ورود: شنبه 15 دی 1386 16:01
از: نميگم تا تو خماري بموني ...!!
پستها:
138

جزئیات کاربر

در وصف شجاعت :
ما از صفت مرگ نترسیم دگر... کاین شجاعت صفتی بهتر باد!
ما از تب وحشت نهراسیم دگر...کاین سپیدی فرقه ای (1) برتر باد!
ما پلیدی و سیاهی نشناسیم دگر ... که شجاعیم و به رنگ احمر باد (2) !
ما ز تو قدرت و نیروی (3) ندانیم دگر...قدرتت یک موش را کمتر باد!
ما تو را لرد نخوانیم دگر ... لرد نبود (4) لقبت کاین لقبی دیگر باد!
ــــــــــــــــــــــــــــ
1- فرقه : گروه ، تشکل!
2- رنگ احمر : رنگ سرخ در اینجا یعنی رنگ شجاعت قرمز است!
3- نیروی : نیرویی
4- نبود : با ساکن روی ب خوانده شود!
ــــــــــــــــــــــــــــ
نمونه ای از آرایه ها :
بیت دو : آرایه ایهام : سپیدی رنگ سفید ، سپیدی گروه سفید
ما از صفت مرگ نترسیم دگر... کاین شجاعت صفتی بهتر باد!
ما از تب وحشت نهراسیم دگر...کاین سپیدی فرقه ای (1) برتر باد!
ما پلیدی و سیاهی نشناسیم دگر ... که شجاعیم و به رنگ احمر باد (2) !
ما ز تو قدرت و نیروی (3) ندانیم دگر...قدرتت یک موش را کمتر باد!
ما تو را لرد نخوانیم دگر ... لرد نبود (4) لقبت کاین لقبی دیگر باد!
ــــــــــــــــــــــــــــ
1- فرقه : گروه ، تشکل!
2- رنگ احمر : رنگ سرخ در اینجا یعنی رنگ شجاعت قرمز است!
3- نیروی : نیرویی
4- نبود : با ساکن روی ب خوانده شود!
ــــــــــــــــــــــــــــ
نمونه ای از آرایه ها :
بیت دو : آرایه ایهام : سپیدی رنگ سفید ، سپیدی گروه سفید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

دوستان شعرم رو با كمي تغييرات به خاطر درخواست بيش از حد شما دوباره ارسال ميكنم از لطفتون ممنون
كوييرلم كوييرل........................ترسوو خيلي عاقل
زير امامم يه لرده....................سياهو زشتو گنده
وفادارم به ولدرمورت...............ندارم ترس از دامبلدور
يه وقت نشه كه سياه...........بجنگه با سفيده
منم بشم اين وسط................فداي يه حادثه
نكنه بگين ميترسه..................از ترس داره ميلرزه
درسته كه ميترسم................اما باهوشو فرزم
كوييرل داره يه مغازه..............كه هیچ جا نداره لنگه
ميفروشه توش مجيك وند......نكنه بگين خالي بند
از صبح تا شب ميفروشه.......چوبهاي جادوئيشو
سرش به كارش گرمه...........چوبهاش داره ميگنده
ارني و چو و پانسي...............سنتور و بن و هري
خريدن از مغازه.......................چوبهاي خوب و تازه
ندارم هيچ غصه اي................چون كه دارم مشتري
دلم ميخواست همگي...........بگين خسته نباشي
شايد يه وقت تو فردا.............سر بزني پيشه ما
اونوقت نگي كوييرل...............لکنت داري شدي لال
دره مغازم بازه...................... تا ابد و هميشه
کوییرل در انتظاره .................با تخفیفات ویژه
جالبه که بدونین...................کوییرل هستش اولین
نداره هیچ رقیبی..................تا که بشه دومی
تازه زده یه تایپیک................تو یه اتاق تاریک
تو اتاقه یه آینس...................بزرگو خیلی گندس
دامبل میگه اون آینه.............توش پر رازو رمزه
آینه میگه این ریسکه............هرکی جلوش به ایسته
اگه میخوای ببینی................حقیقتو بدونی
نترس بیا این جلو.................تا که بگم رازتو
كوييرلم كوييرل........................ترسوو خيلي عاقل
زير امامم يه لرده....................سياهو زشتو گنده
وفادارم به ولدرمورت...............ندارم ترس از دامبلدور
يه وقت نشه كه سياه...........بجنگه با سفيده
منم بشم اين وسط................فداي يه حادثه
نكنه بگين ميترسه..................از ترس داره ميلرزه
درسته كه ميترسم................اما باهوشو فرزم
كوييرل داره يه مغازه..............كه هیچ جا نداره لنگه
ميفروشه توش مجيك وند......نكنه بگين خالي بند
از صبح تا شب ميفروشه.......چوبهاي جادوئيشو
سرش به كارش گرمه...........چوبهاش داره ميگنده
ارني و چو و پانسي...............سنتور و بن و هري
خريدن از مغازه.......................چوبهاي خوب و تازه
ندارم هيچ غصه اي................چون كه دارم مشتري
دلم ميخواست همگي...........بگين خسته نباشي
شايد يه وقت تو فردا.............سر بزني پيشه ما
اونوقت نگي كوييرل...............لکنت داري شدي لال
دره مغازم بازه...................... تا ابد و هميشه
کوییرل در انتظاره .................با تخفیفات ویژه
جالبه که بدونین...................کوییرل هستش اولین
نداره هیچ رقیبی..................تا که بشه دومی
تازه زده یه تایپیک................تو یه اتاق تاریک
تو اتاقه یه آینس...................بزرگو خیلی گندس
دامبل میگه اون آینه.............توش پر رازو رمزه
آینه میگه این ریسکه............هرکی جلوش به ایسته
اگه میخوای ببینی................حقیقتو بدونی
نترس بیا این جلو.................تا که بگم رازتو
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

ما ز جمع تيغ و اتش زاده ايم
ماتقاص عشق را پس داده ايم
ما همان ايليم.ايل سربدار
ما همان قوميم .قوم مرگ خوار
سينه پر اهيم اما اهنيم
نسل يوسف هاي بي پيراهنيم
ما از اين بحريم .پاروها كجاست؟
اين نشان.پس نوشداروهاكجاست؟
-----------------------------------------------------------------
اي غروب خاك را اموخته
چوب ها.اي چوبدستي هاي سوخته
اي زمين.اي رمل.اي ماسه ها
اي تگرگ.تق تق تلماسه ها
جمعي از ما بارها سر داده ايم
جمعي از ما برادر داده ايم
ما همان مردان افسون خورده ايم
مرگ را خورديم. اما زنده ايم
دارك لرد را بندگي كرديم ما
مرگ ها را زندگي كرديم ما
من هبوط ارزو را ديده ام
من تمام مرگ را چرخيده ام
انكه اينجا چشم درچشم شماست
روزگاري خويشتن را مينواخت
من غرور اخرين پروانه ام
با تمام درد ها هم خانه ام
بال هاي پر پرم را بشنويد
لحظه اي خاكسترم را بشنويد
در كوير مرگ شرجي مانده ام
اي جماعت. من مرگخوار مانده ام
------------------------------------------------------------------
قطعه اي از يك شعر بلند..........اهاي بر و بچز اين امضاي اصلي منه كه فقط يه قسمتش تو سايت قرار گرفت.
ماتقاص عشق را پس داده ايم
ما همان ايليم.ايل سربدار
ما همان قوميم .قوم مرگ خوار
سينه پر اهيم اما اهنيم
نسل يوسف هاي بي پيراهنيم
ما از اين بحريم .پاروها كجاست؟
اين نشان.پس نوشداروهاكجاست؟
-----------------------------------------------------------------
اي غروب خاك را اموخته
چوب ها.اي چوبدستي هاي سوخته
اي زمين.اي رمل.اي ماسه ها
اي تگرگ.تق تق تلماسه ها
جمعي از ما بارها سر داده ايم
جمعي از ما برادر داده ايم
ما همان مردان افسون خورده ايم
مرگ را خورديم. اما زنده ايم
دارك لرد را بندگي كرديم ما
مرگ ها را زندگي كرديم ما
من هبوط ارزو را ديده ام
من تمام مرگ را چرخيده ام
انكه اينجا چشم درچشم شماست
روزگاري خويشتن را مينواخت
من غرور اخرين پروانه ام
با تمام درد ها هم خانه ام
بال هاي پر پرم را بشنويد
لحظه اي خاكسترم را بشنويد
در كوير مرگ شرجي مانده ام
اي جماعت. من مرگخوار مانده ام
------------------------------------------------------------------
قطعه اي از يك شعر بلند..........اهاي بر و بچز اين امضاي اصلي منه كه فقط يه قسمتش تو سايت قرار گرفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما ز جمع تيغ و اتش زاده ايم--
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

كوييرل داره يه مغازه.................كه هيشكي لنگشو نداره
ميفروشه توش مجيك وند...........نكنه بگين خالي بند
از صبح تا شب ميفروشه............چوبهاي جادوئيشو
سرش به كارش گرمه................چوبهاش داره ميگنده
ارني و چو و پانسي.................سنتور و بن و هري
خريدن از مغازه.......................چوبهاي خوب و تازه
ندارم هيچ غصه اي.................چون كه دارم مشتري
دلم ميخواست همگي..............بگين خسته نباشي
شايد يه وقت تو فردا................سر بزني پيشه ما
اونوقت نگي كوييرل.................بي زبونو بي حياست
دره مغازم بازه....................... تا ابد و هميشه
با چوبهاي جادوييم ..................منتظرتون هستم
ميفروشه توش مجيك وند...........نكنه بگين خالي بند
از صبح تا شب ميفروشه............چوبهاي جادوئيشو
سرش به كارش گرمه................چوبهاش داره ميگنده
ارني و چو و پانسي.................سنتور و بن و هري
خريدن از مغازه.......................چوبهاي خوب و تازه
ندارم هيچ غصه اي.................چون كه دارم مشتري
دلم ميخواست همگي..............بگين خسته نباشي
شايد يه وقت تو فردا................سر بزني پيشه ما
اونوقت نگي كوييرل.................بي زبونو بي حياست
دره مغازم بازه....................... تا ابد و هميشه
با چوبهاي جادوييم ..................منتظرتون هستم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

نبرد گیلدی و دومبول...
یکی پارتی بود، محلش سرسرای وروتی(1) ... تریپش ز بی ناموسی و به نام بی جامه پارتی
همی بودیم اندر آن پارتی خوشحال و مشغول .... که دیدیم به ناگه در آن جا، آن که را نام داشت دومبول
بدو گفتیم دوش مگی تا به صبح مینالید ... سرخ شد دومبول و دیدیم که دست چپش را به راستی میمالید
درنگی کرد دومبول و پاسخ بداد فریاد زنان ... که کیستی تو ای گیلدی که دست بلند میکنی بر روی زنان؟
خروشیدم ز خشم و خفن خاراندم سرم را ... در جواب بدو گفتم عوض نکن موضوع بحثمان را
بکوفت دامبل بر سر گیلدی چوب دستی و سپس مشتی ... سر کشید گیلدی ناله ای از درد و مستی
نثار دومبول کرد، گیلدی یک ناسزا ... همه انگشت به دهان شدند در سرسرا
دومبول که محیط را بس غیر اخلاقی یافت... ربان قرمز به سر بسته و به سوی گیلدی شتافت
بتاباند دومبول گیلدی را اندر هوا ... ولی گیلدی به زیبایی فرود آمد و به خویشتن گفت مرحبا
دویدند آن دو به زیبایی سمت هم ... ولی گیلدی نمیدانست که چرا دامبل کرده رم
چوب دستی بر سر آورد گیلدی با اکراه ... طلسم هایش گذاشتند دومبول را بر سر راه
بیامد یک مادر دل سوز و گمراه... جمع کرد دومبول را از سر راه
===========
پاورقی:
1- وروتی = ورودی با اندک مایه ای از لاتی
===========
خلاصه داستان: دومبول و گیلدی در یک بی جامه پارتی با یکدیگر ملاقات کرده و به دلیل تقریبا نامعلومی بر سر و کله یکدیگر کوبیدند! پس از اندکی جنگ و جدل دومبول به یک بچه سر راهی تبدیل گشته و توسط مادری دلسوز از سر راه جمع شد...
===========
آرایه های بسیار ادبی (از ذکر کردن آرایه های معمولی و یه خورده ادبی معذوریم):
بیت سوم ==> ایهام داره... منظور از به راستی هم میتونه دست راست دومبول باشه (دست چپشو میمالیده به دست راستش) و هم واقعا (دست چپو واقعا میمالید)
بیت چهارم ==> جناس تام داره... زنان اولی یعنی در حال زدن (!!!) و زنان دومی یعنی ساحره ها
بیت پنجم ==> واج آرایی داره
بیت نهم ==> بتاباند ایهام داره.... معنی اول: تبدیل به ماهی تابه کرد!!! معنی دوم: تابوند!!!!
=========
ویرایش ==> در متن شعر یه «ش» زیادی به چشم میخورد که یک مصرع از شعرو بسیار بسیار بی پی جی کرده بود!!! به کمک یکی از دوستان این ش شناسایی و از بیت سوم حذف گردید!!! از کسانی که قبل از ویرایش این شعر را خوانده بودند، طلب بخشش میکنیم!!!!
یکی پارتی بود، محلش سرسرای وروتی(1) ... تریپش ز بی ناموسی و به نام بی جامه پارتی
همی بودیم اندر آن پارتی خوشحال و مشغول .... که دیدیم به ناگه در آن جا، آن که را نام داشت دومبول
بدو گفتیم دوش مگی تا به صبح مینالید ... سرخ شد دومبول و دیدیم که دست چپش را به راستی میمالید
درنگی کرد دومبول و پاسخ بداد فریاد زنان ... که کیستی تو ای گیلدی که دست بلند میکنی بر روی زنان؟
خروشیدم ز خشم و خفن خاراندم سرم را ... در جواب بدو گفتم عوض نکن موضوع بحثمان را
بکوفت دامبل بر سر گیلدی چوب دستی و سپس مشتی ... سر کشید گیلدی ناله ای از درد و مستی
نثار دومبول کرد، گیلدی یک ناسزا ... همه انگشت به دهان شدند در سرسرا
دومبول که محیط را بس غیر اخلاقی یافت... ربان قرمز به سر بسته و به سوی گیلدی شتافت
بتاباند دومبول گیلدی را اندر هوا ... ولی گیلدی به زیبایی فرود آمد و به خویشتن گفت مرحبا
دویدند آن دو به زیبایی سمت هم ... ولی گیلدی نمیدانست که چرا دامبل کرده رم
چوب دستی بر سر آورد گیلدی با اکراه ... طلسم هایش گذاشتند دومبول را بر سر راه
بیامد یک مادر دل سوز و گمراه... جمع کرد دومبول را از سر راه
===========
پاورقی:
1- وروتی = ورودی با اندک مایه ای از لاتی
===========
خلاصه داستان: دومبول و گیلدی در یک بی جامه پارتی با یکدیگر ملاقات کرده و به دلیل تقریبا نامعلومی بر سر و کله یکدیگر کوبیدند! پس از اندکی جنگ و جدل دومبول به یک بچه سر راهی تبدیل گشته و توسط مادری دلسوز از سر راه جمع شد...
===========
آرایه های بسیار ادبی (از ذکر کردن آرایه های معمولی و یه خورده ادبی معذوریم):
بیت سوم ==> ایهام داره... منظور از به راستی هم میتونه دست راست دومبول باشه (دست چپشو میمالیده به دست راستش) و هم واقعا (دست چپو واقعا میمالید)
بیت چهارم ==> جناس تام داره... زنان اولی یعنی در حال زدن (!!!) و زنان دومی یعنی ساحره ها
بیت پنجم ==> واج آرایی داره
بیت نهم ==> بتاباند ایهام داره.... معنی اول: تبدیل به ماهی تابه کرد!!! معنی دوم: تابوند!!!!
=========
ویرایش ==> در متن شعر یه «ش» زیادی به چشم میخورد که یک مصرع از شعرو بسیار بسیار بی پی جی کرده بود!!! به کمک یکی از دوستان این ش شناسایی و از بیت سوم حذف گردید!!! از کسانی که قبل از ویرایش این شعر را خوانده بودند، طلب بخشش میکنیم!!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گیلیدی در 1384/3/3 18:40:22
جزئیات کاربر

هري اون تيكه اي كه راجب ترلاني نوشتي عالي بود كلا عالي بود خومنم براتون به شعر نو دارم
مي روم با پاي پياده تا هگزميد
ميبينم رون و هرميون رو چه پشتيز
گريگوري گويل و دراكو
ميخورن باهم نوچفسكو
دامبي و مگي چه خوشحال
كرلينوس ودلورس چه بد حال
هري داره واق واق ميكنه
اليور هم داره غدغد مي كنه
مي روم با پاي پياده تا هگزميد
ميبينم رون و هرميون رو چه پشتيز
گريگوري گويل و دراكو
ميخورن باهم نوچفسكو
دامبي و مگي چه خوشحال
كرلينوس ودلورس چه بد حال
هري داره واق واق ميكنه
اليور هم داره غدغد مي كنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
