شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: مالی ویزلی تاریخ تولد:30 اکتبر 1950 محل سکونت : بعد از ازدواج (با آرتور ویزلی) در بارو سال ورود و گروه در هاگوارتز: در سال 1961 وارد هاگوارتز شدم و در گروه گریفیندور بودم. چوب جادوم از درخت ساج و دم تک شاخه (البته این قسمت تخیلیه چون در هیچ جا از چوب مالی ویزلی حرفی زده نشده و مشخصاتی ازش وجود نداره) توضیحات اضافی: قدی کوتاه ، چاق و چهره ای مهربان موهایی قرمز. یک لباس گل گلی می پوشم که در کنار جیبش چوبم را چسبانده ام. پدر و مادرم هر دو جادوگر بودند. حرفه ام آشپزی ، بافندگی و عشق ورزیدن به خانواده و تنها ترسی که دارم اینست که تمام اعضای خانواده ام بمیرند. یک ساعت پاندولی بزرگ دارم که به جای شماره ساعت عکس افراد خانوده ام است و موقعیت آنها را نشان می دهد مثلا در مدرسه ، سر کار و ... دو برادرم عضو محفل ققنوس در زمان اوج گیری اول ولدمورت بودند که کشته شدند .در سال 1990 عضو محفل ققنوس شدم ( در زمان اوج گیری دوباره ولدمورت) و به دستور پرفسور دامبلدور مسئول تمیزکردن خانه سیریوس شدم تا پایگاه محفل شود. من مادر زن و مادر شوهر هری پاتر و هرماینی گرنجر هستم و افتخار می کنم که این دو از اعضای خانواده ویزلی هستند. ------------------------------------------------------------------------------- امیداوارم که این یکی تایید شود من خیلی در مورد این یکی تحقیق کردم
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Molly در 1386/11/1 22:56:31 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/2 17:35:10 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/3 12:36:29 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/3 12:40:00
باشه چون گفتين يه شخصيت ديگه رو معرفي مي كنم... بعد هم من اون پست رو حذف نكردم.... نام: اسكورپيوس مالفوي رنگ چشم: نقره اي( رنگ چشاي بابام) رنگ مو: بلوند مايل به نقره اي گروه گريفيندور بابام خوشحال شد چون مي گفت اسليترين مثل زمان ما نيست... با اينكه اصيل زاده ام ولي شجاع هم هستم. مادرم اسمش جوزفين مالفويه و از مدرسه ي بوباتون بوده. عاشق پرواز و كوييديچ و جست و جو گر وضعيت مالي : روبراه.
تایید شد! معرفیت رو بعدا کامل کن. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/1 19:03:43
اين كه من تو رو مي خوام معلومه غيرمستقيم! ----------- من قول شرف مي دم يك هافلپافي واقعي باشم.... به خون اصيلم سوگند!
1- نام: سر کنت مارکوس (فرمانده مردم دريايي درياچه محوطه هاگوارتز) 2- سن: 128 3- تاریخ تولد: 13/8/1880 4- جنس: مرد 5- سال : اگر انسان بودم یکی از مدیران بودم 6- رنگ چشم: سبز (پسته ای تیره) 7- گروه : اگر انسان بودم گروه دلیران و شیران گریفیندور 8- مو :بسیار بلند ، سیاه با رگه های سفید 9- ظاهر کلی : تنومند همانند پدرانم 10- نام کامل: فرمانده مارکوس (lion hearted) 11- کویدیچ : حکومت وقتی برای تفریح نمیگزارد در ضمن من انسان نیستم. 12- چوب جادو: نیازی ندارم اما اگر انسان بودم چوبی از جنس یاس کبود با رگه ای از موی تسترال 13- دسته جارو: من انسان نیستم ولی اگر بودم صاعقه(مزنه دستم نیست الان تو بازار قویترین جارو چیه؟) 14- علاقه ها: کسب قدرت و دانش و کرامت نفس 15 - توانمندیها: بسیار قوی در حکومت زیرا من از 10 سالگی حکومتم آغاز شد 118 سال است که حکومت میکنم.
میشه لطفا یه شخصیت هری پاتری انتخاب کنی؟ ما دو تا مارکوس دیگم داریم. اگه موافقی لطفا معرفیش کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/1 18:57:08
خوب ا ول سلام ببینم تریپ همون نایی که دستاشون رو تو هم قلاب می کنن و می گن:- به ناااااام خدا من...... از تهران هستم!! .....................................................................................
نام : هانیبال نام خوانوادگی: لکتر گروه:- گریفیندور.من در مدرسه هاگواتز تحصیل کردم. سن: حالا ما می گیم 26 سال خصوصیات ظاهری:- قد بلند .هیکل نه چاق نه لاغر. صورت کشیده.پوست گندمی. چشمان البالویی. موهای تیره. علاقمندی ها:خواهرم میشکا. گوشت انسان مخصوصا" مغز.تغییر چهره و سرکار گذاشتن اون همه پلیس ماگلی که دنبالمن. چارو:- بلدم اما چوب جاروی خاصی ندارم. چوب جادو:- من دو عدد چوب جادو دارم یکی مال پدرم از جنش درخت راش بیست سانتی متر انعطاف پذیر با موی پریزاد. مال خودم: چوب درخت بید. بیست سانتی متر.انعطاف پذیر نیست.و هسته ی ان یک رشته خونی از یک خون اشام است. چون من مامور مخفی وزارت هستم مجوز جادو وحمل هردوی انهارا در یک زمان دارم. توانمدی های خاص: من قدرت هیبنوتیزم از طریق چشمانم را دارم بدون استفاده از چوب جادو . .......................................................................................... معرفی نه چندان کوتاه: از پدرم شروع می کنم. پدر من الفرد بلک دایی کوچک سیریوس بلک بود که در زمان نوجوانی از خانواده بزرگ بلک جدا شد و ثروت هنگفتی بهم زد. سپس بامادرم اپریل میناری ازدواج کرد . البته رولینگ در کتا ب به دین پدرم الفرد اشاره ای نکرد او یهودی بود و بعد ها از ترس کوره های ادم سوزی هیتلر نام خانوادگی اش را به لکتر تغییر داد.هیتلر در ان زمان نه تنها یهودیان بلکه به قصد کشتن جادوگران کوره های ادم سوزی اش را برپا کرد.(این واقعیت تاریخی را فقط تعداد محدودی از سیاست مدارن بزرگ ماگلی و وزیر سحرو جادومیداند) پدرم و مادرم هردو در اتش کینه ی دو جادوگر که هیتلر را با طلسم فرمان کنترل می کردندسوختند و تباه شدند و من وخواهر کوچکم از چنگ مرگخواران گریندل والد در امان ماندیم......اما زمستان بود و سرما سخت گروهی متشکل از چهار نفر از دست نشانده های گریندل والد در محاصره برف و یخ ماندند و با ما در خانه حبس شدند. سه هفته بدون اب و غذا هرکس را وادار به کارهایی می کند.انها خواهر کوچولو و تپلم را کشتند و یه سوپ خوشمزه ازش درست کردند. ومن حالا بعد از گذشت سالها و تحصیل در مدرسه ی علوم و فنون هاگواتز (جادوگری از پدرم به من ارث رسیده بود) همزمان بعد از به پایان رساندن دوره های مدرسه ،در دانشگاه ماگلی روانشناسی مشغول به تحصیل و در وزارت خانه در بخش ختلفات ماگلی مشغول به کار شدم. در حال حاضر دارای چندین مدرک دکترا از دانشگاههای ماگلی در رشته های مختلف و مامور مخفی تخلفات ماگلی و قاتل چهار جادوگری هستم که خواهرم را در زمستان ان سال کشتند(البته انها متخلفین ماگل ازاری بودند که من در حین ماموریت به فجیع ترین وخوشمزه ترین وضع کشتم،کاری کردم تک تک شون از گوشت بدن خودشون خوردن برای همین وزارت خونه منو قاتل نمی دونه اما پلیس های ماگلی بدجوری خودشون رو گذاشتن سر کار و دنبالمن). دارای توانایی ویژه در هیبنوتیزم بدون استفاده از چوبدستی می باشم. لازم به ذکر است که پدرم ازدواجش را بامادرم از خانواده اش مخفی نگه داشته بود تا از خطر های احتمالی به ما صدمه ای وارد نشود. بنابر این بعد از فوت پدرم تمام ارثیه ی او به سیریوس بلک رسید .من و او در مدرسه تقریبا" هم دوره بودیم اما من زودتر فارغ التحصیل شدم. من با زن دایی دایی مرحومم در نیویورک زندگی می کردم. و اکنون به علت شغل و پلیس های ماگلی مکان معینی ندارم. ............................................................................ معرفی حقیقی: دکتر هانیبال لکتر.شخصی کاملا" حقیقی می باشد اوادمخواری معروف در سال های اخیرامریکا بود که کتاب و فیلم معروف «سکوت بره ها» را از روی زندگی حقیقی این مرد ساختند .کتاب حاضر را توماس هریس گرد اوری و تدوین کرد. چند سال بعد از ان باتوجه به فروش قابل توجه کتاب اول توماس هریس کتاب تخیلی را به نام «هانیبال» منتشر کرد که دنباله ی تخیلی کتا ب اول بود. تیراژ زیاد و قرار گرفتن نام این کتاب در لیست پرفروش ترین کتا بها، دوباره کمپانی های فیلمسازی را بران داشت که فیلی از روی کتاب با همان نام بسازند چنان که مستحضرید. باتوجه به واقعی بودن شخصیت دکترهانیبال لکتر وجادویی بودن دنیای هری پاتر و همینطور واقف بودن من به تمام زوایای شخصیت دکتر هانیبال لکتر و مسلط بودن به دنیای جادویی هری پاتر به من این اجازه رو خواهد داد که شخصیتی با ثباط و قابل اجرا را از تلفیق این دو دنیا خلق کنم و به مرحله ی اجرا بگذارم. خوب فکر کنم همه چیزو کامل گفته باشم.امیددارم که با همین شناسه بتونم فعالیت خودمو در ایفای نقش شروع کنم. بای
تایید شد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/1 9:59:24 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/11/3 8:51:18
آلسلآم... انأ اسنپ و هذه شناسة قدیمیو ها! اهم بله! همون طور که کاملاً تابلوئه(!) اینجانب یه مدت سر نزده و در نتیجه از ایفای نقش شپلخ شده! و چون قاعدتاً با عقل جور در نمیومده که دوباره بشینه با کلمات بازی کنه و تو کارگاه بشینه پست و این جور چیزا از خودش در بیاره، شخصیت جدیدی به اختیار گرفته؛ تا کمی دور هم باشیم...!
نام: دات ارتباط با کتاب: ماگلی در کافه دهکده لیتل هنگلتون نام پدر: ها؟ نام مادر: آها گروه: راونکلاو سن: 7 چوبدستی: 6 اینچی از جنس دستهی خمیردوندون اورال-بی علاقهها: حمله شبانه، شبیخون، دزدی و قاچاق مواد مخدر ِ جادویی! مشخصات ظاهر: . وضعیت مالی: در سطح تیم ملی(کوییدیچ) شناسه شما بسته شده بود احتمالا بنا به این دلیل که شما یه شخصیت دیگه گرفته بودید وگرنه بی دلیل بسته نمیشه. من نمیتونم با این شناسه شما رو وارد ایفای نقش کنم چون شخصیت انتخابی شما تغییر کرده مگر اینکه دوباره یه شناسه جدید بسازید البته نیازی به تایید در بازی با کلمات و کارگاه نیست. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/30 17:10:04
نام كامل: ايمي ويرجينيا مالفوي نام پدر: دراكو مالفوي نام مادر: جيني ويزلي درسته پسر دراكو اسكورپيوس بود. اما من دخترشم.... درسته كه جيني با هري ازدواج كرد و ازش بچه دار شد ولي من بچه ي جيني و دراكو مالفوي هستم.(فكر كنم مي گن بچه ي .... ولي زوركي نبوده واقعا عاشق هم شدن) جيني و دراكو و هري پاتر به توافق تصميم گرفتن كه من پيش بابام زندگي كنم.... گروه: گريفيندور-حتي بابام هم راضيه... مي گه اسليترين ديگه مثل زمان ما نيست سن: يه ماهي مي شه 16 رو تموم كردم. رنگ مو: قرمز- قهوه اي رنگ چشم: رنگ چشاي بابام... نقره اي چوب دستي: 36 سانتي متر- چوب درخت راش- مغز پر ققنوس- انعطاف پذير علاقه ها: دوست دارم مامان و بابام برام خاطره تعريف كنن... خاطرات آشنايي شون و... عاشق كوييديچم جست و جوگر مشخصات ظاهري: خوشگلم ديگه.... بابام و مامانم رو كه توي عكس مي بينين.... ديگه من چي مي شم!!!! وضعيت مالي: روبراه روبراه! مالفويم ديگه! عاشق كوييديچم.... پرواز....
من پست شما رو یه بار ویرایش کردم. شما اجازه ندارید پستی رو که مدیر ویرایش میکنه پاک کنید. در هر حال دوباره تکرار میکنم شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن. در صورت تمایل یه شخصیت دیگه انتخاب کنید. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ايمي ويرجينيا مالفوي در 1386/10/30 14:41:38 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/30 17:11:12
اين كه من تو رو مي خوام معلومه غيرمستقيم! ----------- من قول شرف مي دم يك هافلپافي واقعي باشم.... به خون اصيلم سوگند!
نام: اوريك عجیب و غریب گروه: گریفندور جنس مرد سن:17 رنگ چشم:مشکی مو : مشکی چوب دستی:از جنس چوب درخت نار گیل،25 سانتی متر،انعطاف پذیر علاقه ها : خدمت به هری پاتر معرفی:اوريك عجیب و غریب در آشپز خانه ی هاگوارتز کار می کرد ومنتظر فرصتی بود تا هری پاتر را از نزدیک ببیند ولی فرصتی پیش نمی آمد تا این که جنگ با ولدمورت شروع شد و با در خواست کریچر دوستش به گروه انقلابیون جن ها که از هری دفاع می کردند پیوست.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/30 12:29:59
نام: نیکلاس فلامل گرین گروه: گریفندور جنس مرد سن:665 رنگ چشم:مشکی مو : مشکی ،به موها اصلا روغن نمیزنم ،فرق باز کرده لباس: یه کت که خیلی دوسش دارم چوب دستی:چوب یاس کبود کوییدیچ:فعلا قراره تست بدم علاقه ها : تمام مفاهیم عمر طولانی ،از اپرا خوشم میاد تواناییها: اشنا بودن به تمام ورد ها چون در تمام عصر ها زندگی کردم با همسرم پرنل که 65 ساله شه زندگی میکنم در جایی به نام دیوون . سازنده سنگ کیمیا برای عمر طولانی هستم که لرد سیاه به دنبالش بود و کوییرل رو مامور کرده بود که اونو از مدرسه هاگوارتز به مدیریت دامبلدور بهترین دوست من بدزده ولی نتونست .
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/27 12:24:29
شناسه ، شناسه ، شناسه.
هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت
نام: گودريك نام خانوادگي:گريفندور(از نوادگان مرلين كبير) مقام:يكي از 4بنيان گذار هواگوارتز(بنيان گذارگروه گريفندور) چوبدستي:ابتدا مثل جدم مرلين كبير از جادوگري با فكر و ورد استفاده ميكردم ولي كمكم رو آوردم به چوبدستي مشخصات ظاهري: همونطور كه ازعكسم پيداست حرف ندارم علايق: پيشگوئي . پرواز . دوئل
توانمنديها: جادوبدون چوبدستي . جادو با فكر و تمركز و همينطور جادو با استفاده از حركات دست و صورت
قوانین ایفای نقش رو بخون: http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=5&forum=7
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/26 18:23:35
نام:آرنولد نام خانوادگی:ویزلی(بر گرفته از نام صاحب خود جینی) مشخصات:گردالو و ارغوانی (نه بنفش)اما دارای دست و پای بسیار کوچک اولین حیوانی که در مدرسه ی هاگوارت جادو یاد می گیرد چوب جادو:از درخت گردو موی تک شاخ و عصاره ی پر ققنوس تخصص:دفاع در ربابر جادوی سیاه،معجون سازی،گیاه شناسی،مراقبت از جانوران جادویی(خوب زبون اونارو بهتر می فهمم)،سواری روی جاروی دیگران دزدکی(خوب نمی تونم خودم تنها سوار جارو بشم و کویدیچ بازی کنم) علاقه:کویدیچ،تغییر شکل(هیچ وقت نمی تونم درست انجامش بدم)ریاضیات جادویی،قانون شکنی تنفر:اسلایترین،کورنلیوس فوج گروه:راونکلاو شرح کوتاه یا داستان:زمانی که پسر کوچولو و مامانی رون در گوشه ای از یاداشتهای عموهای خود(فرد و جورج)به جادویی دست پیدا می کنه و اونو با تلفظ غلط روی من اجرا می کنه من تقریبا جان می گیرم و می توانم مانند انسان ها حرف بزنم و یاد بگیرم حالا در هاگوارت و در گروه راونکلاو درس می خوانم
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1386/10/26 10:39:27