جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
صفحه اصلی خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
آنلاین‌ها
اطلاعیه مدیریت
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

50 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
49
مهمانان
1
عضو
×

اطلاعیه مدیریت

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

فن‌ فیکشن‌ها

اطلاعیه مرداب هالادورین: فروشگاه چوبدستی‌گستران برای اولین‌بار با ارائه چوبدستی‌های خاص در خدمت شماست! این فرصت استثنایی رو پیش از این که چوبدستی مورد علاقه‌تون خریداری بشه از دست ندین!
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

Re: گفتگو با ناظرين انجمن
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 19:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به تمامی ناظر ها

من همین الان اومدم تو سایت و دیدم که توی ایفای نقش درخواست من رد شده (لطفا رسیدگی شود)
من طبق پست 4398 در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید از ناظر ها پرسیدم که اگه من بخوام شخصیتم رو عوض کنم باید چی کار کنم و در جواب من پرفسور کوییرل گفتن که تعداد پست های شما در ایفای نقش زیاده و فقط باید یک شناسه ی جدید بسازید و درخواست بدید و من هم همین کار رو کردم و شناسه ی جدیدی به نام ron weasly ساختم و درخواست دادم و می خواستم شناسه ی رون ویزلی که شناسه ی قدیمی خودم رو که قبلا از دست دادم رو بگیرم اما ناظر محترم نوشتن که باید دوباره بری تو تاپیک کارگاه داستان نویسی و بازی با کلمات پست بزنی . آخه .... این معنی داره !!
از ناظرای عزیز میخوام که اگه نیاز به دوباره پست زدن من هست اعلام کنن که من پست رو بزنم تا بتونم شخصیتم رو بگیرم و اگر میشه چون من درخواست دادم شخصیت رو به کسی ندن . ولی به نظر من گفته ی من درست بود حرف من رو ثابت می کنه .

اگه یکم تند و بی ادبانه نوشتم واقعا ببخشید دست خودم نیست چون من پس از مدت طولانی این شخصیت رو خالی دیدم وخواستم که شخصیت رو بگیرم و بعد دیدم که ناظر اون توضیح رو به من داده و جالب تر از اون اینه که درست یکی بعد از من هم درخواست گرفتن همون شخصیتی که من خواستم رو کرده .

لطفا پی گیری بشه !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


Re: شروع مسابقه ی شماره ی دو معجون سازان قرن
ارسال شده در: چهارشنبه 7 فروردین 1387 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
مسابقات معجون سازان قرن (مسابقه ی شماره ی 2 )

مقدمه : : خب... همون طور که می دونین مسابقات شماره ی 1 معجون سازی تموم شد و گفته بودم که مسابقات شماره ی دو به زودی شروع میشه ، از امروز هم مسابقات شماره ی دو با مسئولیت من و نظارت ناظر گرامی بخش جادو و جادوگری در همین تاپیک انجام می گیره ، امید وارم معجون های خوبی بسازین . یادتون نره که حتما قوانین رو بخونین .
موفق باشین ، روبیوس هاگرید

موضوع مسابقه : مسابقه ی شماره ی 2 با موضوع آزاد برگزار میشه و شما هر معجونی رو که می سازین رو می تونین در مسابقه شرکت بدین

شیوه ی امتیاز دهی :
1- حد اکثر امتیاز هر معجون 30 امتیاز است .
2 – برای اعلام امتیاز پایانی ، جمع امتیازات هر فرد اعلام می شود .
3 - هر سازنده ی معجون باید معجون رو طبق موارد ذکر شده در قسمت (( مشخصات معجون )) در این تاپیک قرار بده و در صورت کامل نبودن موارد ذکر شده نمره ی آن بخش را دریافت نمی کند .

مشخصات معجون" برای قرار دادن در تاپیک :
هر پست باید شامل این قسمت ها باشد

1- نام سازنده ی معجون
2 – نام معجون
3 – رنگ معجون
4- حالت معجون
5 – بوی معجون
6 – طعم معجون
7 – توانایی اثر : ( این معجون می تواند بر چه موجودات یا اشیایی اثر بگزارد )
8– ویژگی های معجون ( در صورتی که معجون دارای ویژگی های خاصی بود این بخش نوشته شود مثل : از این معجون دود هایی خارج میشود – بر روی این معجون حباب هایی تشکیل می شود )
9– اثرات معجون : ( پس از استفاده معجون چه تغییراتی را انجام می دهد )
10 – وسایل مورد نیاز برای ساخت معجون
11 – شرح ساخت
12 : تاریخچه ی معجون

موارد کسر امتیاز : ( )
1 – هر فرد می تواند هر تعداد معجون که کشف کرد در این تاپیک قرار دهد ، اما پست ها ی فرد باید یکی در میان بشد .(5-)

2- هر فرد می تواند انتفادات و یا پیشنهادات خود را ذکر کند اما فقط به صورت پیام شخصی و در صورت اعلام در تاپیک کسر امتیاز به دنبال دارد .(

3- در هر قسمت از ساخت معجون در صورت رعایت نکرد موارد اخلاقی (10-)

4 – در صورت توهین به اعضای سایت ( از 2- تا 10- )

معجون هایی که امتیاز به آنها تعلق نمی گیرد :

1 – همه ی پست هایی که قسمت های 1 ، 3 و 4 بخش موارد کسر امتیاز ا رعایت نکرده اند .
2 – معجون های تکراری در تاپیک گذاشته اند.

3 – معجون هایی که ساخت کامل و درستشان در کتاب آورده شده .

4 – استفاده از معجون های دیگران در پست خود

جوایز :

1 - به نفر اول ، دوم و سوم آرم معجون ساز برتر مسابقات شماره ی 2 داده می شود .

پایان مسابقه :
1/2/1387

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: دفتر ناظران انجمن جادو و جادوگری
ارسال شده در: چهارشنبه 7 فروردین 1387 12:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

من میخواستم بگم چون ایگور عزیز یک طور هایی تاپیک مسابقه ی دو جانبه ی انجمن جادو و جادوگری رو ول کردند و توش مسابقه ای انجام نشد من میتونم اگه بشه توش مسابقه برگزار کنم ؟

با تشکر روبیوس هاگرید

چرا که نه؟نیکی و پرسش؟فقط امیدوارم کارت مثل تاپیک سازمان معجون سازان مشکلی نداشته باشه و بدون دخالت ناظر خوب پیش بره.
موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1387/1/7 17:06:25
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد**
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 فروردین 1387 14:07
نمایش جزئیات
آفلاین
در هوایی سرد و برفی که برف مانند دانه های پنبه از آسمان بر زمین می ریخت ( این جاش اصیل نبود ولی سفید بود ) هاگرید (من) و دامبلدور در جاده ای که در آن چیزی جز برف دیده نمی شد راه می رفتند .
هاگر : آلبوس جوون ، واقعا در حق ما پدری کردی " که با ما اومدی .
آلبوس : خواهش می کنم ، وظیفم بود

آلبوس و هاگر این قدر به مسیر خود در این جاده ی برفی ادامه دادند تا که به خانه ای ، نه... قصری ، نه... کاخی بسیار بزرگ رسیدیند .

آلبوس : o-: اینجاست ؟

هاگر : آره همین جاست .

شتـــــــــــــــــــترق !!!

البوس یک یک سیلی محکم می زنه تو گوش هاگر و میگه : آخه ، اینا به این خر پولی به تو دختر میدن ؟! اگه من بودم یه چیزی !..... نه تو آخه بابات میلیاردر بود یا که مامانت تیلیاردر .... ها !

هاگر : :cry 2:

- خب گریه نکن بیا بریم تو شاید ، قبول کردن ؟!

هاگر : :cry 2:

- خب ، حتما قبول می کنن ، از کجا می تونن پسری مثل تو پیدا کنن !

هاگر :

دم در خانه

تق.... تق....

- بفرمایین تو ....
( از این قسمت اصیل بودن نوشته در یافته میشه )

در خانه

هاگر و آلبوس کنار هم بر روی یک مبل نشسته اند و مادر عروس هم در کنار آنها نشسته است و در تفکر به سر می برد .

آلبوس : ببخشید ، پدر عروس تشریف نمیارن ؟

مادر عروس : ایشون ده سال پیش فوت کردن .

آلبوس : ... به... به....

مادر عروس : چی ؟

آلبوس : نه ، یعنی واقعا متاسفم . ببخشید عروس خانوم تشریف نمیارن ؟

مادر عروس : رفتن چایی بریزن ، الان میان "

آلبوس : به... به....به.... به..... اگه عروس رفتن چایی بریزن بگین شما چند سالتونه ؟

مادر عروس :

هاگرید که دیگه دید اوضاع خیلی به قول بچه ها گفتنی خیت هستش گفت : ببخشید امروز چند شنبس ؟

مادر عروس یک نگاهی به ساعتش کرد و گفت : امروز.... پنج شنبس .

آلبوس که دست بر دار نبود گفت : به....به....به....به .... منم میگم امروز پنج شنبس که هیچی ، فردا جمعس که محضز بستس ، پس فردا شنبس و محضر هم بازه !

هاگرید برای اینکه اوضاع رو یکم سر و سامون بده و زود تر کار رو تموم کنه گفت : ببخشید اگه میشه من میرم تو آشپز خونه با عروس خانوم حرف های اولیه رو میزنم .

مادر عروس : بفرما .

هاگرید بلند میشه و به سمت آشپز خونه را میفته .

آلبوس :

در آشپز خانه

- سلام علیکم ....

- سلام....

.........( چو صحبت ها خصوصیه بهتره نوشته نشه )
خلاصه ی مطلب : هاگرید مثل اینکه با عروس به توافق نمی رسه ، برای همین هاگرید با سر و وضعی این ریختی از آشپز خونه بیرون میاد

هاگرید یک نگاهی به اطراف می کنه و لی هیچ اثری از دامبلدور پیدا نمی کنه ولی صدایی توجه ی اون رو به خودش جلب می کنه .
صدا : حذف شد(ناظر)

این صدایی بود که از از یکی از اتاق های خانه می آمد . هاگرید یواش یواش به سمت آن اتاق رفت و در زد .
تق.... تق.....

آلبوس : کیــــــــــــــــه ؟

هاگر: منم " روبیوس .

آلبوس : وایستا ، اومدم ...

دامبلدور پس از لحظاتی از اتاق به همراه مادر عروس بیرون آمد و گفت : خب .... چی شد.... به توافق رسیدین ؟

هاگر سرش را پایین انداخت و گفت : نه "

آلبوس : اما من و جولیــــــــــــــــــــــا جوووون به توافق کامل رسیدیم "

نقد بشه لطفا ، حتما

7 از 10. نقد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1387/1/6 14:10:10
ویرایش شده توسط سیریوس‌ بلک در 1387/1/6 15:35:18


Re: اگه ميتونستي از يه ورد استفاده كني اون چي بود؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 فروردین 1387 14:04
نمایش جزئیات
آفلاین
هوووم...
بزارین یک کم فکر کنم ...؟

موبیلیاربوس .... نه

موبیلیکورپوس ...... نه ، حال نمیده !

اها .... یافتم !
اگه می تونستم از یک طلسم ، ورد یا جادو استفاده کنم از افسون جمع آوری استفاده می کردم ، چون واقعا ورد به درد بخوری هست و خیلی هم به درد می خوره( جمله بندی رو حال کردی ) ، مثلا روی مبل دراز کشیدی میخوای کتاب هری پاتر بخونی و کتابت هم توی کتابخونه خونه هست و حال نداری حالا کشان کشان بری طبقه ی دوم و کتاب رو از تو کتابخونه بر داری . همون جا روی مبل لم میدی و میگی برس به دست ... و کتاب میاد تو دستت . چه حالی میده .... نه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: روان خانه سیاه - سفید !!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 فروردین 1387 00:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آلبوس روی مبل نشست و نگاهی به اطرافش انداخت و به گراوپ گفت : عزیزم.... ما باید اینجا زندگی مشترک مون رو آغاز کنیم .
گراوپ نیشش رو تا بنا گوش باز کرد و گفت : آله ...عزیزم ....

گراوپ به سمت آلبوس میره و میپره رو پا هاش و :bigkiss:
آلبوس

آلبوس : آخ.... پام شکست ، غول کثیف ... گنده بک .... خرس.....گاو .....
گراوپ دوباره نیشش رو تا بنا گوش باز می کنه و میگه : فهش معشوق گل است ، هر که نخورد خل است

دوباره جو گراوپ رو می گیره و این بار خیلی عاشقونه تر می پره تو بقل آلبوس و میگه : ای ماکسیم ... ای عشق من .... من ، بی تو ، توی هر کوچه خوندم ....ماکسیم ....

نکته ی جالب این قسمت اینه که هاگرید هم داشت در همین قسمت از توی کوچه ی خونه ی گراوپ اینا رد می شد و با شنیدن اسم ماکسیم ، جو می گیردش و میاد تو ....

- آی نفس کش ... ( در خونه کنده میشه و هاگر میاد تو )
گراوپ : زررررررررررررررررت !

هاگرید با دیدن گراوپ کنار ماکسیم یک مشت میزنه تو دهان گراو پ و گراپ رو روی مبل پرت می کنه و به گراپ میگه : ببین....داداش.... از قدیم گفتن ماکسیم ، ماکسیم .... و کا کا برادر ، فهمیدی چی شد ؟
گراوپ :

هاگر می چرخه و به ماکسیم نگاهی می کنه و میگه (اینجا خیلی شبیه فیلم هندی هستش ) : خیلی نا مردی ...
بعد یک کشیده میزنه تو گوش ماکسیم .

شترق ( افکت صدای کشیده )

آلبوس :

آلبوس کلاه گیسش رو در میاره و پرت میکنه روی میز و داد میزنه : من ______(دیــــــــد) (سانسورینگ) خوردم ، من ماکسیم نیستم من آلبوس هستم ، فهمیدین !!؟؟؟؟

هاگرید : )-:

گراوپ : اوه.... شانس آوردم فقط تنفس مصنوعی کار کردم . شانس آوردم که شب نشد با هم نخوابیدیم !! وگر نه ....!

(ملت : وگر نه چی ؟!)

گراوپ به سمت آلبوس میره و یقه ی لباسش رو می گیره و از زمین بلندش می کنه و می گه : من ، ماکسیم، پرسی ، کوفت و زهر مار رو نمی خوام ، من مینروا خودم رو م خوام !!! چایی میخوام !!!


ادامه ...

نقد بشه لطفا ، حتما


6 از 10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1387/1/6 14:12:48
ویرایش شده توسط آلبوس سوروس پاتر در 1387/1/26 22:50:27
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: بند جادوگران
ارسال شده در: یکشنبه 4 فروردین 1387 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
ایگور دست از کار کردن می کشه و دو زانو جلوی دیوار می شینه و دستش رو رو به آسمون دراز می کنه و به کاوش گر های دیگه که در حال باز کردن سوراخی به بند ساحره ها بودن می گه : خسته نباشین ما اگه تا صبح هم این جا به کاوشیم نمی تونیم این سوراخ رو گشاد تر کنیم ، پس بیایم دست رو به آسمون دراز کنیم و طلب یک معجزه کنیم .

چند دقیقه بعد تمام ملت جادوگر پشت سر هم ، دو زانو صف می بندن و با هم می گن :
هم اکنون نیاز مند یاری گرمتان هستیم ... بیاید قلک های خودمان را به زندانی های زندان آزکابان هدیه کنیم ...
شتـــــــــــــــــــــــترق... بلیز یک کشیده می خوابونه تو صورت ایگور و میگه : خاک بر سرت ، چی ، چرت و پرت می گی آخه .

بعد راه میفته و میره جلوی ملت جادوگر می شینه و دست هاش رو رو به سقف زندان دراز می کنه و میگه : خدایا ... یک معجزه ... مثل کلنگ یا بیل یا دیلر ...
ناگهان در زندان باز میشه و پشمالو که جلوی در زندان نشسته بود پرت میشه روی زندانی های دیگه
یک دیوانه ساز با دیگی پر از غذا که بخار از توش بلند می شد وارد زندان شد .
پرسی با دیدن دیوانه ساز شروع کرد به اعتراض کردن ،
بلیز ، پشمالو ، ایگور و دیگر زندانی های بند هم شروع کردند با اعتراض
دیوانه ساز دیگ رو روی زمین میزاره و میگه : چــــــــــــــــــــــــی ؟

بلیز :bigkiss:
پرسی :bigkiss:
ایگور :bigkiss:
پشمالو ، نه ، نه با تو حال نمیده !

دیوانه ساز چرخشی کرد و از زندان خارج شد .

وضعیت زندان پس از خروج دیوانه ساز :

پشمالو : آخ جووووون ، اینا همه یک گوشه افتادن و غذا نمی خورن ، همش رو خودم می خورم

پشمالو سر دیگ غذا رو بر میداره و متوجه ی چند چیز نقره ای رنگ بر روی غذا ها میشه . آن چیز های نقره ای رنگ را در دست می گیرد و به این صورت نگاهی به آنها می اندازد
- هــــــــا....؟ (هنوز مغز لود نکرده ) ....اهـــا ، اینا کارد و چنگال هستند .
با شنیدن کلمه ی کارد و چنگال همه ی زندانی ها ابتدا نگاهی به کارد و چنگال ها و سپس نگاهی به اون سوراخ بین بند خودشون و بند ساحره ها و سپس هم نگاهی این جورانه به دور بین کردند ( )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: مسابقه ی دو جانبه ی انجمن جادو و جادوگری
ارسال شده در: شنبه 3 فروردین 1387 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
ایگور این مسابقه دیگه انجام نمیشه ؟

این مسابقه ایده ش مربوط به قبل از ناظر شدن منه بعد از اون قضیه کان لم یکن شده،اگه ایده ای برای دوباره فعال کردنش داری تو دفتر ناظران مطرح کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1387/1/4 18:14:51
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: شنبه 3 فروردین 1387 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
منم می خوام تو این مسابقات دوئل شرکت کنم ... اگه میشه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می


Re: بند موجودات خطرناک
ارسال شده در: شنبه 3 فروردین 1387 20:40
نمایش جزئیات
آفلاین
دابی : چاکریم ... چشم !
دابی بیل و کلنگ ها رو بر مبداره و مثل یک جن خانگی شروع به بیل زدن می کنه ...
(افکت بیل ) زرت ... ورت....زرت ....ورت.....
دابی نیم ساعت هی با بیل و کلنگ زمین رو می کنه تا که به یک صندوقچه ی طلایی میرسه .
دابی : آقای ... فرد سه کله ... آقای فرد سه کله .... من این پایین یه چیزی پیدا کردم !

کله ی اول : چی ؟ کله ی دوم : چی گفت ؟ کله ی سوم : ها !؟

دابی از سوراخی که کنده بود بیرون میاد و میگه : آقای سه کله ، من یک صندوق این زیر پیدا کردم که فکر می کنم گنج باشه ؟

سه کله : مطمعا هستی ؟
دابی : بله ، آقای سه کله ؟

سه کله :

ملت موجودات خطرناک از هر بندی که میتونستن زوم میکنن توی سوراخی که دابی کنده بود .
(دوربین الان با یک حرکت چرخشی همه ی موجوداتی رو که از بند های کناری زوم کرده بودند رو نشون میده )
فرد سه کله یک نگاهی به دور برش می اندازه و بعد ....
ملت موجودات خطر ناک :

مرد سه کله یک دوباره نگاهی به اطرافش می کنه و میگه : ملت جانور ، دیگه هرکی تو بند ما فوضولی کنه با من طرفه ها.... شیر فهم شد ؟!

ناگهان دوربین راه روی زندان رو نشون میده و بعد دم در یک سلول متوقف میشه .
یی هو ! یک ناندو که پاشنه ی کفش هاش رو خوابونده بود از در سلول خارج میشه و به طرف بند آقای فرد سه کله میره .

دوربین زوم می کنه روی پاشنه ی کفش های ناندو و به صورت اسلو مونشن قدم های ناندو رو نشون میده .

ملت جانور خطرناک با دیدن ناندو یاد فیلم اخراجی ها میفتن و همه با هم میگن : ای ول ...ایول.....داش ناندو رو ای ول ... ای ول .....ای ول ....داش ناندو رو ....ای ول ....



ناندو مستقیم به سمت بند فرد سه کله پیش میره ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می




Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟