Re: ولدمورت چطور آن همه وسایل درون اتاق نیازمندی را توجیه میکند؟
ارسال شده در: شنبه 7 مهر 1386 18:03
اولین چیزی که باید در نظر گرفته شه نوع درخواسته . جایی برای قایم کردن . خوب چه جایی برای قایم کردن جای خوبیه ؟
یک اتاق خالی یا یک سالن بزرگ پر از انواع وسایل .
( همون ضرب المثل سوزن تو انبار کاه )
ولدمورت هم که اونقدر مغرور بوده که فکر کرده اون همه وسیله قصمتی از جادوی اتاقه که برای اون درست شده .
اون که فکر می کرد خودش تنها کسیه که اون اتاقو پیدا کرده هیچ وقت حتی به ذهنش هم خطور نمی کنه که ممکنه اون وسایل مال کسایی باشه که قبل از اون اتاق رو پیدا کردن .
اگه به فکرش می رسید که : اون همه آدم قبل از من این اتاق رو پیدا کردن پس ممکنه خیلی های دیگه هم اون جا رو پیدا کنند .پس ....
این مسأله از دوجنبه قابل بررسیه : اول اینکه اون اتاق با اون همه کاشف دیگه یک جای خاص و مرموز و مهم نبوده بلکه درست مثل یک انباری عمومی میمونه و جای مناسبی برای پنهان کردن یه تیکه از روح با ارزشش نبوده .
دوم از نظر امنیت ( البته ما باید از زاویه یک وسیله برای چسبیدن به زندگی به مسأله نگاه کنیم نه فقط یک چیزی برای قایم کردن ) اگه اون همه آدم اون اتاقو پیدا کردن پس ممکنه خیلی های دیگه هم اون جا رو پیدا کنن از جمله کسایی که دیهیم رو می شناختن پس احتمال پیدا شدنش هست . که البته پیدا هم شد
نکته : تو کتاب وقتی هری وارد ذهن ولمورت میشه یه جا ولدمورت نگران پیدا شدن دیهیمه ولی نگرانیش بلافاصله از بین میره چون فکر میکرده تنها کسیه که از جای اتاق خبر داره پس جای دیهیم امنه و احتمال پیدا شدنش صفره
نتیجه گیری : به نظر من اینجا رولینگ یکی از زیباترین بازی با کلماتشو بکار برده . به طوری که یکی از مهمترین دلایل سقوط ولدمورت رو برای ما آشکار میکنه .* غرور *
این قسمت داستان نشون دهنده اوج غرور و بی خردی ولدمورته .
بزرگترین دلیل سقوط ولدمورت فقط بی ارزش دونستن عشق نبوده بلکه نادیده گرفتن توانایی های دیگران هم بود که ناشی از غرور بی حدش بوده .
یک اتاق خالی یا یک سالن بزرگ پر از انواع وسایل .
( همون ضرب المثل سوزن تو انبار کاه )
ولدمورت هم که اونقدر مغرور بوده که فکر کرده اون همه وسیله قصمتی از جادوی اتاقه که برای اون درست شده .
اون که فکر می کرد خودش تنها کسیه که اون اتاقو پیدا کرده هیچ وقت حتی به ذهنش هم خطور نمی کنه که ممکنه اون وسایل مال کسایی باشه که قبل از اون اتاق رو پیدا کردن .
اگه به فکرش می رسید که : اون همه آدم قبل از من این اتاق رو پیدا کردن پس ممکنه خیلی های دیگه هم اون جا رو پیدا کنند .پس ....
این مسأله از دوجنبه قابل بررسیه : اول اینکه اون اتاق با اون همه کاشف دیگه یک جای خاص و مرموز و مهم نبوده بلکه درست مثل یک انباری عمومی میمونه و جای مناسبی برای پنهان کردن یه تیکه از روح با ارزشش نبوده .
دوم از نظر امنیت ( البته ما باید از زاویه یک وسیله برای چسبیدن به زندگی به مسأله نگاه کنیم نه فقط یک چیزی برای قایم کردن ) اگه اون همه آدم اون اتاقو پیدا کردن پس ممکنه خیلی های دیگه هم اون جا رو پیدا کنن از جمله کسایی که دیهیم رو می شناختن پس احتمال پیدا شدنش هست . که البته پیدا هم شد
نکته : تو کتاب وقتی هری وارد ذهن ولمورت میشه یه جا ولدمورت نگران پیدا شدن دیهیمه ولی نگرانیش بلافاصله از بین میره چون فکر میکرده تنها کسیه که از جای اتاق خبر داره پس جای دیهیم امنه و احتمال پیدا شدنش صفره
نتیجه گیری : به نظر من اینجا رولینگ یکی از زیباترین بازی با کلماتشو بکار برده . به طوری که یکی از مهمترین دلایل سقوط ولدمورت رو برای ما آشکار میکنه .* غرور *
این قسمت داستان نشون دهنده اوج غرور و بی خردی ولدمورته .
بزرگترین دلیل سقوط ولدمورت فقط بی ارزش دونستن عشق نبوده بلکه نادیده گرفتن توانایی های دیگران هم بود که ناشی از غرور بی حدش بوده .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
