شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
تو میگویی این ولدمورت و آن ولدمورت یکی هستند؟ چرا ولدمورت من نالان و غمگين است ولي ولدمورت مرگخواران شادوخوش حال است؟ چرا ولدمورت مرگخواران ميوه از بازار ميگيرد؟ ولي ولدمورت من هردم زغال از کار ميگيرد؟ چرا ولدمورت مرگخواران صورتش دماغدار ولي ولدمورت من بی دماغ است؟ تو مي گويي که این ولدمورت و آن ولدمورت يکي هستند؟ چرا ولدمورت من کرشیو بر پيکر مرگخواربه زورو ظلم ميکارد؟ چرا ولدمورت من هر روز مي پوسد؟ چرا در خانه ي ولدمورت مرگخواران گل و زيتون فراوان است ولي در خانه ما اشکو خون دل و مار به جريان است. تو مي گويي که این ولدمورت و آن ولدمورت يکي هستند؟ چرا ولدمورت من با زندگي قهر است؟
جادوگرای خیابونی بودیم گاهی دامبل، گاهی لونی می و نی و حوری، صیقل روحی گاهی ولدمورت با چند تا خط خونی بذار واست تصویر سازی کنم، مثلاً اینجوری:؛ بعضی وقتا کسی کنه جیک جیک، میریزه خون چیک چیک جارو ها بیب بیب... ساحره ها جیغ جیغ...؛ وزارت میریزه و میگ میگ...؛ میپیچن به بازی همه. میگیرن گل میشینن، میپیچن، میبینن شوک تیریپم جرم چون جوری زندگی میکنم که انگار میمیرم صبح ظهر محشرم. جواهر رو ول کن من خود معدنم حق کلی آدم گردنم. آویزه گوشم هرچی مدیرا حرف زدن یه چند باری هم بهم دستبند زدن اینه تیریپ ما، باقی ولش معطلن
ایـــــنـــــه تـــــیـــــریـــــپ مـــــا بعد چند وقت یه آهنگ مشتی شیرینه، ها؟؛
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket I work out Modir look at that ticket I work out When I go to "contact us", this is what I see Modirs are in bed and they wont answer me I got passion in my head and I ain’t afraid to show it
تا رفیقش رو برنده ببینه یادم داد. آه…؛ من هنوز همونم، همون
عوض اونایی شدن که نموندن پهلوم
این که همیشه حاضر نبودم، قبول
ولی باور کن در اون حد نبود
عجب شعری بود
ولی فک کنم اینو یه جایی شنیده بودم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket I work out Modir look at that ticket I work out When I go to "contact us", this is what I see Modirs are in bed and they wont answer me I got passion in my head and I ain’t afraid to show it
خبر کنسرت حاج سیریوس آهنگران در کوچه دیاگون پخش شده بود. او که برای مدتی از دنیای جادوگری فاصله گرفته بود با اعلام برگزاری کنسرت خود سبب تعجب جامعه جادوگری شده بود. جادوگران و ساحران زیادی به کوچه دیاگون آمده بودند و در صفوف طولانی و نا منظمی مشغول تهیه بلیت بودند. سالن کنسرت دیاگون
نوازنده های گروه روی سن و در کنار ساز های خود منتظر ورود سیریوس بودند. بعد از گذشت چند دقیقه و پر شدن کامل سالن، سیریوس از سمت چپ بر روی سن رفت و با تشویق های پر شور حضار مواجه شد. او چوبدستی اش را بر روی حنجره اش گذاشت و گفت: - عرض سلام و خیر مقدم دارم خدمت شما حضار عزیز. با نام و یاد مرلین این کارم رو که اسمشپدر خوانده است تقدیمتون می کنم....
(نوازنده ها کار خود را شروع کردند و او مشغول به خواندن شد)
-... این آهنگو می خونم تا که همه بدونن
من تا ابد می تونم از شناسه ام بخونم
واسه هری و جادوگران می مونم مثل پدر
پس شماها واسم هستین مثل پسر
وقتی من ناظر شدم شما تازه وارد بودین
شما شب و روزتون فکر من بودین
با واژه ها می ساختم چه جمله ها
تا که گفتین سیریش یاد بده تو به ما
با رفقا یاد دادیم بهتون، 1 تا 3
تا همتون کردین یه فکر واسه
اینکه چطور بتونین مارو بدنام کنین
اسامی خودتونو مثل خان کنین
پس بشکنه دستی که نمک نداره
سیریش زندس تو محفل تا نذاره
کسی بخواد پایمال کنه حقشو
رو زمین زیر خاک می گیره حقشو Wowوقتی مارو با چوبدستی می بینی
Wowوقتی نوشته های مارو می خونی
Wowوقتی داریم ما رول می نویسم
Wowاز لغات ابریشم ما می ریسیم
مرلین مرلین واسه همیشه می مونه
هر آدم عاقل تو دنیا اینو می دونه
کسی نمی تونه بکشدش پایین
شما بودین گفتین وفادار ماییم
پس چی شد؟
کوش اون همه ادعا؟
چی شد وفاداریتون اون همه قصه ها؟
چه هیزم تری ما به شما فروختیم؟
که این طوری تو خیانت ما سوختیم
اما شماها نداشتین چشم اینو
که ببینین می سازم آهنگایی مثل اینو
پس نفرت تو چشاتون شکل گرفت
تا اینکه نفس جای عقل تصمیم به ذکر گرفت
شما فکر می کردین
همتون مردین
اما مردونگی رو زیر پاهاتون له کردین
دامبل بخشید یارانشو
پس باید ببخشم
تا که توی چشمای مرلین درخشم
جای دست یاری می مونه روی شونه هاتون
اشکو پاک کردیم از رو گونه هاتون
اما سوغات چی آوردین برامون؟
می دونین لازم به ذکر نیست والسلام Wowوقتی مارو با چوبدستی می بینی