یه شب سالازار اسلیتیرین با روونا ریونکلاو تو دخمه اسلیتیرین واسه گودریک گریفندور و هلنا هافلپاف دسیسه درست میکردن.
از اول:
کی؟
آلبوس دامبلدور
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

من یه بار سر اون پست اولتون اون پایان زیبا رو سعی کردم بسازم، ولی این بار نشد!
منظورم از اعظم، اون قسمتی بود که واقعا براش وقت گذاشته بودین و براش سوژه ی جالبی ایجاد کرده بودن، مهم کیفیته، نه کمیت.
تصحیح میکنیم:
موفق باشین!
منظورم از اعظم، اون قسمتی بود که واقعا براش وقت گذاشته بودین و براش سوژه ی جالبی ایجاد کرده بودن، مهم کیفیته، نه کمیت.
تصحیح میکنیم:
موفق باشین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

سلام!
خب؛ مطمئنا من با شما دشمنی ندارم که بیام و کل پستتون رو به عنوان کابوس در نظر بگیرم؛ اینم بگم، من قسمت اعظم پست شما رو برداشتم و ادامه ش دادم، فقط یه قسمتی از اول پستتون رو که مربوط به خانه ریدل ها بود، به عناون یک سری فکر که از ذهن الفیاس گذشته، ادامه دادم.
اون قسمت از پست شما به روند سوژه آسیب می زد و من سه راه داشتم، یا پستتون رو به کل پاک می کردم، یا به کل نادیده ش می گرفتم یا فقط اون قسمتی رو که به سوژه آسیب می زد رو به طور دیگه ای تعریف می کردم. فکر کنم راه سوم بهترین راه بود.
در مورد اون قسمت اینکه آقای باود روایت کنه؛ مشکلی نیست، اولین اسمی که به ذهنم رسید، الفیاس و آبرفورث بودند، عوضش می کنم به اقای باود.
موفق باشی!
خب؛ مطمئنا من با شما دشمنی ندارم که بیام و کل پستتون رو به عنوان کابوس در نظر بگیرم؛ اینم بگم، من قسمت اعظم پست شما رو برداشتم و ادامه ش دادم، فقط یه قسمتی از اول پستتون رو که مربوط به خانه ریدل ها بود، به عناون یک سری فکر که از ذهن الفیاس گذشته، ادامه دادم.
اون قسمت از پست شما به روند سوژه آسیب می زد و من سه راه داشتم، یا پستتون رو به کل پاک می کردم، یا به کل نادیده ش می گرفتم یا فقط اون قسمتی رو که به سوژه آسیب می زد رو به طور دیگه ای تعریف می کردم. فکر کنم راه سوم بهترین راه بود.
در مورد اون قسمت اینکه آقای باود روایت کنه؛ مشکلی نیست، اولین اسمی که به ذهنم رسید، الفیاس و آبرفورث بودند، عوضش می کنم به اقای باود.
موفق باشی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

- آهای باود، داری به چی فکر میکنی؟ با تو ام؛ باااااااااود...
آبرفورث با گفتن این حرف، دستش رو جلوی آقای باود تکون میده ولی باود همچنان به مکان نامعلومی خیره شده بود. بعد از یکمی تلاش، باود به خودش میاد و با صدایی که میشد ترس رو ازش فهمید، شروع به حرف زدن می کنه:
- همتون سالم هستید؟ کسی چیزیش نشده؟ ریموس، خوبی؟ بقیه چطور؟
- هممون خوب و سالمیم باود، چه اتفاقی افتاده؟ چرا اونطوری داشتی نگاه میکردی؟
- یه لحظه فکر کردم مرگخوارا فهمیدن ما اینجاییم و دارن ما رو نابود می کنند؛ لشکر بزرگی از مرگخوارا از هر طرف بهمون حمله کرده بودند، خیلی وحشتناک بود ...
- هیـــــس... اونجا چیزی تکون خورد... .
همه ی محفلی ها با استفاده از طلسم جدید سرخوردگی شان که به لطف هرمیون، تغییراتی در اون ایجاد کرده بودند؛ در اطراف دو مرگخوار حلقه زدند.
هاگوارتز، دخمه های اسلیتیرین:
- یه کاری بکن آلبوس، تو میتونی نجاتمون بدی... .
به محض حمله کردن توده ی آب به سمت آنها، هاله ای نقره ای رنگ تمام بدن دو جادوگر را در برگرفت و آنها را از فشار آب در امان نگه داشت ولی همراه با آب به همان مسیری رفتند که مک گوناگال رفته بود.
- آلبوس، باید مینروا رو هم نجات بدیم، شدت جریان آب خیلی شدید بود، ممکنه نابودش بکنه... .
- نترس سورس، اون میدونه چی کار داره می کنه، بهش گفته بودم که امکان داره از هم جدا بشیم، میدونه چطوری باید با هم ارتباط بر قرار کنیم.
تالار اسرار:
- باید چوبدستی مو پیدا کنم و به آلبوس خبر بدم، خیلی وقته ازشون خبری نیست، احتمالا به یه مسیر دیگه هدایت شدند، باید بهشون بگـ... اوه نه، نه، نه... این چیزی بود که دنبالش بودیم. تام ریدل درون دفترچه خاطرات برای این که از ورد های هری آسیبی نبینه، اینو پوشیده بود... چرا آلبوس نفهمیده بود؟
لیتل هنگلتون، ورودی عمارت ریدل ها:
- آهای لوسیوس، به نظرت اوری و مکنیر دیر نکردن؟ قرار بود فقط یه سر برن سرکشی و بیان، خیلی وقته ازشون خبری نیست.
- چه میدونم! به من ربطی نداره؛ هر کجا باشن، پیداشون میشه. برو به کارت برس و دیگه هم مزاحم من نشو!
آبرفورث با گفتن این حرف، دستش رو جلوی آقای باود تکون میده ولی باود همچنان به مکان نامعلومی خیره شده بود. بعد از یکمی تلاش، باود به خودش میاد و با صدایی که میشد ترس رو ازش فهمید، شروع به حرف زدن می کنه:
- همتون سالم هستید؟ کسی چیزیش نشده؟ ریموس، خوبی؟ بقیه چطور؟
- هممون خوب و سالمیم باود، چه اتفاقی افتاده؟ چرا اونطوری داشتی نگاه میکردی؟
- یه لحظه فکر کردم مرگخوارا فهمیدن ما اینجاییم و دارن ما رو نابود می کنند؛ لشکر بزرگی از مرگخوارا از هر طرف بهمون حمله کرده بودند، خیلی وحشتناک بود ...
- هیـــــس... اونجا چیزی تکون خورد... .
همه ی محفلی ها با استفاده از طلسم جدید سرخوردگی شان که به لطف هرمیون، تغییراتی در اون ایجاد کرده بودند؛ در اطراف دو مرگخوار حلقه زدند.
هاگوارتز، دخمه های اسلیتیرین:
- یه کاری بکن آلبوس، تو میتونی نجاتمون بدی... .
به محض حمله کردن توده ی آب به سمت آنها، هاله ای نقره ای رنگ تمام بدن دو جادوگر را در برگرفت و آنها را از فشار آب در امان نگه داشت ولی همراه با آب به همان مسیری رفتند که مک گوناگال رفته بود.
- آلبوس، باید مینروا رو هم نجات بدیم، شدت جریان آب خیلی شدید بود، ممکنه نابودش بکنه... .
- نترس سورس، اون میدونه چی کار داره می کنه، بهش گفته بودم که امکان داره از هم جدا بشیم، میدونه چطوری باید با هم ارتباط بر قرار کنیم.
تالار اسرار:
- باید چوبدستی مو پیدا کنم و به آلبوس خبر بدم، خیلی وقته ازشون خبری نیست، احتمالا به یه مسیر دیگه هدایت شدند، باید بهشون بگـ... اوه نه، نه، نه... این چیزی بود که دنبالش بودیم. تام ریدل درون دفترچه خاطرات برای این که از ورد های هری آسیبی نبینه، اینو پوشیده بود... چرا آلبوس نفهمیده بود؟
لیتل هنگلتون، ورودی عمارت ریدل ها:
- آهای لوسیوس، به نظرت اوری و مکنیر دیر نکردن؟ قرار بود فقط یه سر برن سرکشی و بیان، خیلی وقته ازشون خبری نیست.
- چه میدونم! به من ربطی نداره؛ هر کجا باشن، پیداشون میشه. برو به کارت برس و دیگه هم مزاحم من نشو!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1391/12/28 1:47:00
دلیل: تعویض اسم!
دلیل: تعویض اسم!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

دورود!
اونقده توی مسنجر اصرار کردی، آخرش مجبور شدم بیام، اصلا دلم نمی خواستا؛ ولی خو دقیقا دو ساعت هی گفتی بیا و فلان و اینا! (فکر کنم نباید می گفتم!
)
به هر حال، منم اومدم اعلام آمادگی کنم و برم:D
اونقده توی مسنجر اصرار کردی، آخرش مجبور شدم بیام، اصلا دلم نمی خواستا؛ ولی خو دقیقا دو ساعت هی گفتی بیا و فلان و اینا! (فکر کنم نباید می گفتم!
)به هر حال، منم اومدم اعلام آمادگی کنم و برم:D
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
پاسخ به: یک سوال مطرح شده، متناسب با هر یک از گروههای هاگوارتز به آن جواب دهید
ارسال شده در: شنبه 26 اسفند 1391 17:59
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

۱.به کدام یک از خصوصیات خودتان افتخار میکنید:
الف)اصالتتون
ب)خوشبینی تون
ج)هوش و ذکاوتتون
د)مهربانیتون
۲.در صورت تکرار قصه ی سه برادر کدام یک را انتخاب می کردید:
الف)سنگ زندگانی
ب)شنل نامرئی
ج)ابرچوبدستی
د)دانش پس از مرگ
۳.از بین اشیا صندوق جادویی کدام را برمیدارید:
الف)کلید طلایی
ب)بطری زیبا و خالی
ج)کتاب نقره ای
د)شمیشر جواهر نشان
۴.هنگام عبور از پل با دوستان صمیمیتون غولی اجازه ی عبور نمیدهد آنگاه شما چه میکنید:
الف)تسلیم شدن و تعظیم کردن بدون هیچ جنگ و خونریزی
ب)پاسخ به معمای غول برای عبور
ج)داوطلب شدن برای مبارزه
د)عبور از پل دیگر که پس از عبور شما خواهد شکست(کم ظرفیت)
۵.از جادو برای چه استفاده میکنید:
الف)به دست آوردن قدرت
ب)در راه پیشرفت
ج)راحتی و آسایش
د)محبت و کمک به دیگران
۶.در برابر چه چیزی کمترین مقاومت را دارید:
الف)جهالت
ب)خواری
ج)گرسنگی
د)تنهایی
۷.از چهار جام کدام را مینوشید:
الف)جام پر از مایع خونی رنگ
ب)جام پر از مایع نقره ای رنگ
ج)جام پر از مایع شفاف یا بیرنگ
د)جام پر از مایع طلایی رنگ
۸.کدام را مورد دوست دارید قبل از بقیه مطالعه کنید:
الف)غول
ب)سانتور
ج)دیوانه ساز
د)انسان
۹.به کدام جادو علاقه خاصی دارید:
الف)جادوی سفید
ب)جادوی خاکستری
ج)جادوی سیاه
د)همه ی موارد
۱۰.از چه حادثه ای بیشتر می ترسید:
الف)از بین رفتن گنجینه ی دانشتان
ب)شکستن چوبدستیتان
ج)از بین رفتن کل زحماتتان
د)مرگ یکی از دوستانتان
الف)اصالتتون
ب)خوشبینی تون
ج)هوش و ذکاوتتون
د)مهربانیتون
۲.در صورت تکرار قصه ی سه برادر کدام یک را انتخاب می کردید:
الف)سنگ زندگانی
ب)شنل نامرئی
ج)ابرچوبدستی
د)دانش پس از مرگ
۳.از بین اشیا صندوق جادویی کدام را برمیدارید:
الف)کلید طلایی
ب)بطری زیبا و خالی
ج)کتاب نقره ای
د)شمیشر جواهر نشان
۴.هنگام عبور از پل با دوستان صمیمیتون غولی اجازه ی عبور نمیدهد آنگاه شما چه میکنید:
الف)تسلیم شدن و تعظیم کردن بدون هیچ جنگ و خونریزی
ب)پاسخ به معمای غول برای عبور
ج)داوطلب شدن برای مبارزه
د)عبور از پل دیگر که پس از عبور شما خواهد شکست(کم ظرفیت)
۵.از جادو برای چه استفاده میکنید:
الف)به دست آوردن قدرت
ب)در راه پیشرفت
ج)راحتی و آسایش
د)محبت و کمک به دیگران
۶.در برابر چه چیزی کمترین مقاومت را دارید:
الف)جهالت
ب)خواری
ج)گرسنگی
د)تنهایی
۷.از چهار جام کدام را مینوشید:
الف)جام پر از مایع خونی رنگ
ب)جام پر از مایع نقره ای رنگ
ج)جام پر از مایع شفاف یا بیرنگ
د)جام پر از مایع طلایی رنگ
۸.کدام را مورد دوست دارید قبل از بقیه مطالعه کنید:
الف)غول
ب)سانتور
ج)دیوانه ساز
د)انسان
۹.به کدام جادو علاقه خاصی دارید:
الف)جادوی سفید
ب)جادوی خاکستری
ج)جادوی سیاه
د)همه ی موارد
۱۰.از چه حادثه ای بیشتر می ترسید:
الف)از بین رفتن گنجینه ی دانشتان
ب)شکستن چوبدستیتان
ج)از بین رفتن کل زحماتتان
د)مرگ یکی از دوستانتان
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

سایت جادوگران
سیب مسموم
سنجد جادویی (
)
سلامتی عله و بقیه ی بچه های سایت (پاچه خوارم نیستم اصلا!
)
سال دوم حضورم در جادوگران
سوبلا (آلبوس)
پرسی ویزلی بدون پر
سیب مسموم
سنجد جادویی (
)سلامتی عله و بقیه ی بچه های سایت (پاچه خوارم نیستم اصلا!
)سال دوم حضورم در جادوگران
سوبلا (آلبوس)
پرسی ویزلی بدون پر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

سلام!
میگم من یه چند روزیه دارم با پروکسی اینا وارد سایت میشم؛ وگرنه اصلا نمیشه وارد سایت شد، با هر مرورگری بگین امتحان کردم، می خواستم ببینم این مشکل از منه یا کلیه.
ممنون!
میگم من یه چند روزیه دارم با پروکسی اینا وارد سایت میشم؛ وگرنه اصلا نمیشه وارد سایت شد، با هر مرورگری بگین امتحان کردم، می خواستم ببینم این مشکل از منه یا کلیه.
ممنون!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

توجه:
دوستان، از این به بعد برای لینک پست ایفای نقشتون، باید و حتما یک پست در خود ایفای نقش عمومی بزنید نه پست کارگاه نمایشنامه نویسی؛ در غیر اینصورت تایید نخواهد شد!
با تشکر!
دوستان، از این به بعد برای لینک پست ایفای نقشتون، باید و حتما یک پست در خود ایفای نقش عمومی بزنید نه پست کارگاه نمایشنامه نویسی؛ در غیر اینصورت تایید نخواهد شد!
با تشکر!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/09/25
تولد نقش: 1403/01/09
آخرین ورود: پنجشنبه 9 فروردین 1403 17:16
از: ته دنیای انتظار
پستها:
1205

امتیازات جلسه چهارم تاریخ جادوگری:
متاسفانه و یا خوشبختانه، با توجه به حجم درس ها، کسی شرکت نکرد!
متاسفانه و یا خوشبختانه، با توجه به حجم درس ها، کسی شرکت نکرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال
الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج